۱۲/مهر/۱۴۰۵
|
۲۳:۵۰
گزارش «وطن امروز» از سرنوشت نبرد در جبهه تعز بر معادلات نظامی و سیاسی یمن

نبرد تعز، تغییر موازنه یمن

ابوالفضل ولایتی: در حالی غرب آسیا در آستانه‌ سومین سالروز عملیات طوفان‌الاقصی قرار دارد که بحران و رویارویی حاکم میان جبهه مقاومت و دشمن آمریکایی – صهیونی، ابعاد جدیدی به خود گرفته است. در میانه فراز و فرودهای محور مقاومت در طول 3 سال اخیر، مقاومت یمن را می‌توان موفق‌ترین ضلع محور در مواجهه با رژيم صهيونيستی و ارتجاع عرب قلمداد کرد. انصارالله در خلال ماه‌های پساهفتم اکتبر با حملات پی‌درپی موشکی و پهپادی به سرزمین‌ اشغالی، در قامت حامی کلیدی آرمان فلسطین مطرح شد و در رویارویی‌های حزب‌الله و جمهوری اسلامی با رژیم تل‌آویو و ایالات‌ متحده، به حمایت همه‌جانبه از تهران و مقاومت لبنان پرداخت.
از زمان وقوع جنگ رمضان تاکنون، خط روایی تضعیف محور مقاومت و رأس آن جمهوری اسلامی، به یکی از خطوط اصلی عملیات روانی محافل عبری - عربی مبدل شده است. رسانه‌های جریان اصلی با القای تضعیف روزافزون توان موشکی و پهپادی تهران، مدعی ورود محور مقاومت به نبردی فرسایشی شده‌اند؛ فرآیندی که با بزرگنمایی حملات ارتش رژیم به نوار غزه و جنوب لبنان و ضریب‌دهی به موضوع خلع‌ سلاح مقاومت عراق، به زعم آنان زوال و اضمحلال جبهه مقاومت را رقم زده است. خط روایی مذکور در جبهه یمن نیز در طول ماه‌های اخیر با جدیت دنبال شده است. برآیند خطوط روایی رسانه‌هایی چون العربیه، الشرق‌الاوسط، الحدث، اسکای نیوز و الجزیره در طول ماه آگوست نشان‌دهنده ضعف مفرط مقاومت یمن و پیش‌بینی سقوط نزدیک صنعا و بندر حدیده بود؛ با این حال برخلاف روایت یادشده، انصارالله توانست در اقدامی برق‌آسا در حدفاصل سوم تا دهم سپتامبر، بخش عظیمی از نوار ساحلی تحت کنترل نیروهای وفادار به «طارق صالح» را از آن خود کرده و با تسلط بر جزایر دریای سرخ، به‌ویژه جزیره میون، اشراف کامل خود بر تنگه باب‌المندب را تثبیت کند.
در حالی که کمتر از یک ماه از فتوحات مقاومت یمن در مناطق ساحلی می‌گذرد، محافل وابسته به رژیم سعودی پروپاگاندای وسیعی را مجدد علیه انصارالله به راه انداخته‌اند؛ سیاستی دوستونی که از یک‌ سو با برجسته‌سازی خبر در پیش بودن عملیاتی وسیع علیه انصارالله با مشارکت شماری از قدرت‌های جهان در صدد القای بازپس‌گیری مناطق تازه تصرف‌شده برآمده و از سوی دیگر در مسیر تکفیر مقاومت یمن در افکار عمومی اسلامی، با انتساب ادعای واهی حملات مقاومت یمن به 2 شهر مقدس مکه و مدینه است.

الف) سیاست دوگانه تکفیر و تهدید نظامی انصارالله
شکست سنگین متحدان نظامی سعودی در جبهه‌های غرب و مرکز یمن در نیمه اول سپتامبر ۲۰۲۶ را می‌توان محصول 2 مؤلفه انسجام داخلی انصارالله و تشتت حاکم بر جبهه مخالفان مقاومت یمن قلمداد کرد. تعارض منافع نیروهای درع‌الوطن وابسته به سعودی با جدایی‌طلبان مستقر در عدن (متحدان امارات) در کنار سوداهای شخصی طارق صالح، تمایلات اخوانی ساکنان مأرب و تحرکات ایذایی نیروهای وابسته به القاعده و داعش در مناطق شرق، همچنین میل احزاب و جریان‌های مستقر در استان پهناور حضرموت به استقلال نسبی از عدن، موجب شده جبهه جنوب در مواجهه با نیروهای شمال در وضعیت تشتت و چندپارگی قرار بگیرید و بلافاصله در برابر حملات سنگین انصارالله مبادرت به عقب‌نشینی کند. واکنش تمسخرگونه جدایی‌طلبان جنوب به شکست نیروهای طارق صالح به‌وضوح بیانگر عدم فرماندهی واحد مخالفان در مواجهه با انصارالله است. شماری از ناظران منطقه‌ معتقدند اختلافات بنیادین وفاداران به امارات با نیروهای سعودی موجب شده آنان با خرسندی به تحولات ساحل نگریسته و آن را رخدادی مطلوب برای جدایی کامل مناسبات جنوب از شمال در مسیر تاسیس یمن جنوبی ارزیابی کنند.
از زمان پیشروی انصارالله در جبهه یمن، رژیم سعودی جهت خروج از بن‌بست و چالش مذکور، سیاستی مبهم و چندوجهی را به منظور مهار انصارالله در پیش گرفته است. ریاض ابتدا دست یاری به سوی کاخ‌ سفید دراز کرد؛ مطالبه‌ای که با مخالفت صریح دونالد ترامپ همراه شد. در ادامه، رویترز و آناتولی از درخواست سعودی از ایران با وساطت وزیر کشور پاکستان جهت مهار انصارالله خبر دادند و جروزالم‌پست مدعی فشار بر عمان جهت میانجی‌گری برای واداشتن انصارالله به پذیرش آتش‌بسی 2 هفته‌ای شد. ناکامی ریاض در دستیابی به توافقی موقت با صنعا موجب شده محافل سعودی جهت عبور از فضای نامطلوب یادشده، به سوی رژیم صهیونیستی و امارات متمایل شوند. تایمز اسرائیل و اسرائیل هیوم در سلسله گزارش‌هایی با پرده‌برداری از درخواست ریاض، فرصت فوق را تاریخی توصیف کرده و از مقامات تل‌آویو خواستند با پذیرش همکاری با ریاض، ضمن تضعیف انصارالله به عنوان دشمن مشترک، هرگونه کمک اطلاعاتی و نظامی را مشروط به عدول سعودی از شرط پذیرش دولت مستقل فلسطینی و پیوستن به پیمان آبراهام کنند.
به موازات تحرکات مذکور و در سایه تحلیل ناظران منطقه‌ در خصوص ناکارآمدی پیمان مکه در دفاع از سعودی در برابر حملات موشکی و پهپادی انصارالله، مقامات و رسانه‌های سعودی کوشیده‌اند 2 سیاست را با جدیت دنبال کنند: تأکید بر ایجاد اجماع بین‌المللی و منطقه‌ای جهت دفاع از سعودی ذیل ادعاهایی چون دفاع از آزادی کشتیرانی در دریای سرخ و تکفیر مقاومت یمن با طرح اتهام حملات انصارالله به مکه مکرمه و مدینه منوره. اعلام آمادگی فرانسه و انگلیس جهت همکاری نظامی با ریاض در کنار سفر منصور بن‌زاید به ریاض و طرح موضوع تأییدنشده اعزام هزاران نظامی پاکستانی به حجاز و درخواست جلسه اضطراری اعضای پیمان مکه و محکومیت‌های شدید ادعای حمله به مکه و مدینه از سوی برخی دولت‌های عربی – اسلامی، دستاویزی برای فضاسازی و تخریب انصارالله شده است. ریاض با فشار بر برخی نهادهای مذهبی جهان اسلام موفق شده بخشی از افکار عمومی را به سوی هدف مطلوب خویش هدایت کند. الأزهر در بیانیه‌ای به محکومیت حمله به مدینه منوره پرداخته و تولیت دینی مسجدالنبی، رابطه العالم الاسلامي و جمعیت مرکزی اهل حدیث پاکستان و شمار دیگری از نهادهای مذهبی اهل سنت با انتشار بیانیه‌هایی حملات ادعایی را تعرض به حرمت مدینه منوره و مقدسات اسلامی توصیف کرده‌اند. طاهر محمود اشرفی، رئیس شورای علمای پاکستان حتی یک گام فراتر نهاده و در کنفرانسی در دانشگاه اسلامی مدینه، انصارالله را گروهی تروریست توصیف کرده که هیچ ارتباطی با اسلام ندارد! این در حالی است که رابطه علماء اليمن با رد این ادعاها، نسبت دادن چنین اقدامی به انصارالله را نادرست دانسته و نسبت به استفاده سیاسی از قداست مکه و مدینه هشدار داده است.
حزام الاسد، عضو دفتر سیاسی انصارالله در جواب خبرپراکنی رسانه‌های سعودی مبنی بر حمله پهپادی انصارالله به یک نیروگاه برق در مدینه منوره و تلاش برای ایجاد فضای دینی علیه یمن نوشت: «عربستان پس از شکست طرح‌هایش در باب‌المندب، پیراهن مکه را به دروغ بلند کرد و امروز هم پس از شکست در جبهه تعز به پیراهن دروغین مدینه رو آورده! نسبت به مقدسات و در رأس آنها 2 حرم مقدس مکه و مدینه، ما جان‌مان را هم می‌دهیم اما کسی که حرمت این مکان‌ها را با تطبیع و انواع کارهای لهو و لعب شکسته، سزاوار ادعای حمایت از آنها نیست».
فضاسازی مذکور در حالی است که بر خلاف ادعاهای مطروحه مبنی بر تاسیس ائتلافی فراگیر جهت مواجهه با انصارالله و تجهیز و تقویت نیروهای وابسته به سعودی، وضعیت میدانی در 2 جبهه مأرب و تعز در وضعیتی کاملا متفاوت با تصویرسازی سعودی‌ها قرار دارد. برآیند تحرکات جبهه تعز و موفقیت انصارالله در تکمیل محاصره اغلب ورودی‌های منتهی به این شهر استراتژیک، گواه برتری مطلق مقاومت در مواجهه با ائتلاف مزدوران به رهبری سعودی است. 
برخلاف تصور غالب منتشره از سوی رسانه‌های وابسته به جریان اصلی، تحولات یمن نویددهنده رخدادی به بزرگی تسلط مقاومت بر باب‌المندب است؛ رخدادی که در صورت تحقق، عملا کنترل یمن و مناطق کلیدی آن را از آن محور مقاومت خواهد کرد.

ب) تعز؛ حلقه مفقوده تثبیت برتری مطلق انصارالله از ارتفاعات یمن تا باب‌المندب
1- اهمیت راهبردی تعز در مرحله جدید جنگ یمن بیش از آنکه ناشی از خود شهر باشد، از جایگاه آن به عنوان «عمق زمینی باب‌المندب» ناشی می‌شود. تعز در محل اتصال 3 پهنه تعیین‌کننده قرار دارد: ارتفاعات مرکزی تحت نفوذ انصارالله در شمال، ساحل دریای سرخ و باب‌المندب در غرب و قلمرو دولت مورد حمایت عربستان در لحج و عدن در جنوب. مرکز صنعا در ارزیابی تازه خود تأکید کرد نبرد کنونی تعز را باید بخشی از تلاش انصارالله برای تثبیت دستاوردهای ساحلی و جلوگیری از تبدیل تعز به سکوی ضدحمله به سمت مخا و باب‌المندب دانست.
2- در سطح نظامی، تسلط بر تعز می‌تواند آسیب‌پذیری مهم موقعیت انصارالله در ساحل غرب را کاهش دهد. تصرف مخا و گسترش کنترل بر ساحل، بدون تسلط یا مهار ارتفاعات مشرف بر آن، یک دستاورد شکننده باقی می‌ماند، زیرا نیروهای مقابل می‌توانند از محورهای کوهستانی تعز برای فشار به ساحل استفاده کنند. به همین دلیل، ارتفاعات غرب و جنوب‌ غرب تعز، گذرگاه‌های منتهی به لحج و محورهای تعز - مخا و تعز - عدن اکنون ارزشی فراتر از خطوط محلی نبرد یافته‌اند. مرکز صنعا این منطقه را عملا پسکرانه یا عمق زمینی باب‌المندب توصیف می‌کند.
3- از منظر ژئوپلیتیک، سقوط تعز می‌تواند جغرافیای قدرت انصارالله را از یک قلمرو عمدتا شمالی به یک ساختار پیوسته‌تر شمالی - غربی - جنوب‌ غربی تبدیل کند. تعز دروازه تاریخی جنوب یمن محسوب می‌شود و مسیرهای آن به لحج و سپس عدن امتداد دارد. در نتیجه، تسلط انصارالله الزاما به معنای امکان تصرف سریع عدن نیست اما می‌تواند عمق دفاعی عدن را کاهش دهد، خطوط مقدم را به جنوب منتقل کند و دولت مورد حمایت سعودی را ناچار کند منابع بیشتری را برای حفاظت از لحج و عدن اختصاص دهد. رویترز در گزارشی اهمیت نبرد تعز را با کنترل شمال یمن، تحکیم موقعیت ساحلی و افزایش امکان فشار به سمت عدن مرتبط دانسته است.
4- در سطح دریایی، اهمیت تعز مستقیما با باب‌المندب گره می‌خورد. مخا بخشی از استان تعز و یکی از نزدیک‌ترین نقاط ساحلی مهم به این تنگه است؛ تنگه‌ای که دریای سرخ و کانال سوئز را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند. الجزیره نیز مخا را به دلیل مجاورت با باب‌المندب و خطوط کشتیرانی بین‌المللی دارای اهمیتی فراتر از معادلات داخلی یمن ارزیابی کرده است. بنابراین تثبیت کنترل بر ارتفاعات و راه‌های تعز می‌تواند امکان حفاظت زمینی و پشتیبانی از حضور انصارالله در این پهنه دریایی را افزایش دهد.
5- تعز در عین حال یک مرکز جمعیتی (سومین شهر بزرگ یمن)، تجاری و سیاسی بزرگ است، بنابراین سقوط آن صرفا تغییر یک خط جبهه نخواهد بود. چنین تحولی یکی از مهم‌ترین کانون‌های معارضه در برابر انصارالله را از معادله خارج کرده و همزمان توان نیروهای مورد حمایت سعودی برای اتصال مناطق تحت کنترل خود در جنوب به ساحل غربی را محدود می‌کند. سابقه جنگ نیز نشان می‌دهد محور جنوب تعز به سمت التربه و عدن، شریان اصلی ارتباطی شهر در دوره محاصره بوده است.
بر این اساس، پیامد راهبردی تسلط احتمالی انصارالله بر تعز، «فتح یک شهر» نیست، بلکه تبدیل دستاورد ساحلی در باب‌المندب به دستاوردی دارای عمق سرزمینی است. در این سناریو، انصارالله می‌تواند 3 مزیت را همزمان کسب کند: نخست کاهش تهدید ضدحمله علیه ساحل غربی، دوم افزایش فشار زمینی بر محور لحج – عدن و سوم تقویت اهرم خود در معادلات امنیت دریای سرخ.
به همین دلیل، نتیجه نبرد تعز می‌تواند تعیین کند پیشروی اخیر انصارالله در جنوب‌ غرب یمن یک دستاورد موقت نظامی باقی می‌ماند یا به بازآرایی پایدار جغرافیای قدرت در یمن تبدیل می‌شود.

نتیجه‌گیری
جنگ در جبهه یمن پس از برقراری آتش‌بس ۶ مه ۲۰۲۵ مجدد شعله‌ور شده است. ائتلاف سعودی در پی شکست مفتضحانه سپتامبر، کوشیده با بمباران کور مناطق غیرنظامی صنعا و صعده، تصویری غالب از خود در این منازعه به تصویر کشد. به گفته‌ منابع یمنی، مجموع حملات هوایی و موشکی عربستان از آغاز دور جدید تشدید تنش‌ها به ۱۳۵۰ حمله رسیده، با این حال در عرصه‌ میدانی نه‌تنها موفقیتی حاصل نشده، بلکه انصارالله موفق شده با هدف‌گیری پایگاه‌های نظامی و مراکز نفتی و زیرساختی سعودی، هزینه‌های هنگفتی بر ریاض تحمیل کند. در سطح داخلی نیز مقاومت یمن موفق شده در طول ۲۴ ساعت گذشته با حمله‌ای بزرگ جاده تعز - عدن به عنوان آخرین مسیر امدادرسانی به شهر استراتژیک تعز را از آن خود کرده و عملا محاصره کامل شهر را تکمیل و سومین شهر بزرگ یمن را در آینده‌ نزدیک به تصرف خود درآورد.
تصرف عدن دست‌کم در 2 حوزه پیامدهای چشمگیری را بر جا خواهد گذاشت: در صحنه داخلی، مقاومت یمن را به بازیگر برتر معادلات تبدیل و در صحنه‌ منطقه‌ای، ضمن تضمین امنیت تنگه راهبردی باب‌المندب و ممانعت از سقوط آن مانند سال ۲۰۱۴، دست برتر را در مواجهه با ائتلاف آمریکایی - صهیونی و متحدان عرب این ائتلاف از آن محور مقاومت می‌کند؛ امری که به دلیل پیوستگی زنجیروار تحولات منطقه در پساهفتم اکتبر، نقشی بسزا در تقویت مقاومت در معادلات منطقه‌ای ایفا خواهد کرد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده