۱۲/مهر/۱۴۰۵
|
۲۳:۴۹
اروپا چگونه با همکاری در 5 هزار سورتی مأموریت پروازی هواپیماهای آمریکایی، در وحشیگری ترامپ علیه مردم ایران مشارکت کرد

پل جنایت

حسین کیامنش: جنگ آمریکا علیه ایران فقط از عرشه ناوهای هواپیمابر آن کشور در خلیج فارس، پایگاه‌های نظامی واشنگتن در منطقه یا بمب‌افکن‌هایی که از خاک آمریکا به سوی غرب آسیا پرواز کردند، اداره نمی‌شد، پشت سر این عملیات، شبکه‌ای گسترده از پایگاه‌های نظامی آمریکا در اروپا قرار داشت؛ جایی که رؤسای دولت‌های اروپایی در برابر افکار عمومی خود بارها ادعا کردند «این جنگ ما نیست» اما همزمان فرودگاه‌ها، پایگاه‌های هوایی، بنادر، مراکز ارتباطی، هواپیماهای سوخت‌رسان و شبکه لجستیکی‌شان در خدمت ماشین جنگی آمریکا قرار گرفت. حالا اظهارات وزیر امور خارجه ابعاد تازه‌ای از این واقعیت را روی میز گذاشته است.
بین ۴ تا ۵ هزار سورتی پرواز هواپیماهای آمریکایی از پایگاه‌های اروپا در جریان جنگ علیه ایران انجام شده است. این عدد را دبیرکل ناتو اعلام کرده؛ رقمی که خود او آن را نشانه‌ای از میزان مشارکت و همراهی کشورهای اروپا با عملیات آمریکا توصیف کرده است. مارک روته در گفت‌وگویی اعلام کرد تنها از پایگاه‌های آمریکایی در ایتالیا ۵۰۰ هواپیمای آمریکایی برای انجام حملات به ایران پرواز کرده‌اند و افزود: اگر کل اروپا را در نظر بگیریم، سخن از ۴ تا ۵ هزار «مأموریت پروازی» است.
سیدعباس عراقچی در دیدار سفرا و کارداران نمایندگی‌های بین‌المللی مقیم تهران با اشاره به همین موضوع اعلام کرد: بیش از ۵ هزار سورتی پرواز جنگنده‌های آمریکایی برای حمله به ایران از پایگاه‌های موجود در اروپا انجام شده و ایران همچنان منتظر پاسخ کشورهای اروپا به این پرسش است که چرا در جنگ علیه ایران مشارکت مؤثر داشته‌اند؟
اظهارات عراقچی در واقع فتح بابی برای بازخوانی یک بخش کمتر دیده‌ شده از جنگ اخیر علیه جمهوری اسلامی ایران است.
برای درک ابعاد این نقش باید ابتدا به ساختار حضور نظامی آمریکا در اروپا نگاه کرد. بر اساس داده‌های کنگره آمریکا، شبکه رسمی پایگاه‌های آمریکا در اروپا شامل ۳۱ پایگاه دائم و ۱۹ سایت نظامی دیگر است. شمار نیروهای فعال آمریکایی مستقر در اروپا در پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۶۸ هزار نفر برآورد شده و اگر نیروهای اعزامی و چرخشی نیز محاسبه شوند، رقم حضور آمریکا در اروپا به ۸۰ هزار نفر می‌رسد. مهم‌تر از تعداد پایگاه‌ها، تمرکز جغرافیایی این شبکه است. آلمان با بیش از ۳۶ هزار نیروی آمریکایی، بزرگ‌ترین میزبان نیروهای نظامی یانکی در اروپا محسوب می‌شود. پس از آن ایتالیا و انگلیس قرار دارند. رامشتاین در آلمان نیز بزرگ‌ترین پایگاه نیروی هوایی آمریکا در خارج از ایالات متحده و یکی از مهم‌ترین گره‌های شبکه نظامی آمریکا در جهان است. این شبکه فقط مجموعه‌ای از پادگان‌ها نیست. اروپا برای ارتش تروریست آمریکا حکم یک سکوی پرتاب عظیم را دارد؛ سکویی که از طریق آن می‌توان نیرو و تجهیزات را سریع‌تر به غرب آسیا منتقل، هواپیماها را در مسیر، سوخت‌گیری و تسلیح، اطلاعات جمع‌آوری، هواپیماهای آسیب‌ دیده را تعمیر و عملیات را از فاصله‌ای بسیار نزدیک‌تر به منطقه جنگ مدیریت کرد. همین مزیت جغرافیایی است که باعث شده وابستگی آمریکا به پایگاه‌های اروپا، با وجود همه اختلافات سیاسی واشنگتن و پایتخت‌های قاره پیر، همچنان پابرجا بماند.

پشت جبهه‌ای که دیگر پنهان نیست
در روزهای اخیر، بخش فارسی رسانه انگلیسی بی‌بی‌سی در گزارشی با بررسی پایگاه‌های اروپایی مورد استفاده آمریکا، گوشه‌ای از این شبکه پشتیبانی را آشکار کرد. بنا بر این گزارش، لاژس در پرتغال، رامشتاین در آلمان و سودا در یونان عمدتا بخشی از شبکه پشتیبانی بودند؛ شبکه‌ای که انتقال جنگنده‌ها، سوخت‌رسانی، تعمیرات و تدارکات را برعهده داشت. در مقابل، کشورهایی مانند اسپانیا، فرانسه و ایتالیا محدودیت‌هایی برای استفاده رزمی آمریکا از خاک خود وضع کردند، با این حال، محدودیت به معنای قطع همکاری نبود.
بر اساس برآورد «مرکز مطالعات شرقی» در لهستان که بی‌بی‌سی به آن استناد کرده، تجهیزات و نیروهایی که از اروپا به غرب آسیا منتقل شدند، یک‌پنجم کل نیروهای آمریکا در منطقه را تشکیل می‌دادند. اروپا در عین حال به یکی از مراکز اصلی پشتیبانی و سوخت‌رسانی هوایی عملیات تبدیل شد.
مهم‌ترین نمونه، پایگاه فرفورد انگلیس است؛ پایگاهی که طبق گزارش بی‌بی‌سی روشن‌ترین نمونه استفاده مستقیم از خاک اروپا برای حمله به ایران بود.
از ۶ مارس، بمب‌افکن‌های «B-1» آمریکا در این پایگاه مستقر شدند و برای حمله به اهداف موشکی ایران به پرواز درآمدند. از ۹ مارس نیز «B-52»ها به آنها پیوستند. بر اساس داده‌های پروازی و منابع متن‌باز، تا ۱۳ مارس شمار بمب‌افکن‌های مستقر در فرفورد به ۱۸ فروند رسید. انگلیس ابتدا مدعی بود در حملات اولیه آمریکا علیه ایران مشارکت ندارد اما در ادامه، «کی‌یر استارمر» نخست‌وزیر وقت آن کشور مجوز استفاده آمریکا از پایگاه‌های انگلیس برای هدف قرار دادن ایران را صادر کرد. در کنار فرفورد، پایگاه‌های میلدنهال و لیکنهیت برای پشتیبانی از جنگنده‌های «اف 35» و هواپیماهای سوخت‌رسان مورد استفاده قرار گرفتند. ۳۰ فروند«اف 35» و ۳۶ فروند «اف 15» نیز از انگلیس به سرزمین‌ اشغالی و اردن منتقل شدند.

پرتغال، فرانسه و اسپانیا
در پرتغال، پایگاه لاژس در جزایر آزور به یکی از نقاط مهم ترانزیت و پشتیبانی آمریکا تبدیل شد. تا هفتم آوریل، پرتغال ۷۶ فرود هواپیمای نظامی آمریکا و ۲۵ عبور از حریم هوایی خود را در ارتباط با جنگ تأیید کرده بود.
فرانسه نیز اجازه داد هواپیماهای پشتیبانی آمریکا از پایگاه‌های ایستر و آوُر استفاده کنند. هواپیماهای ترابری C-17 و سوخت‌رسان KC-135 در این پایگاه‌ها مستقر شدند.
تعامل اسپانیا با آمریکا اما متفاوت‌تر بود. مادرید از ابتدا اجازه استفاده رزمی از پایگاه‌های مورون و روتا را به آمریکایی‌ها نداد و حتی در مقطعی حریم هوایی خود را به روی هواپیماهای نظامی آمریکا از جمله سوخت‌رسان‌ها بست. در پی این تصمیم، ۱۵ هواپیمای نظامی آمریکا، عمدتا KC-135، پایگاه‌های اسپانیا را ترک کردند و دست‌کم ۷ فروند از آنها به رامشتاین آلمان منتقل شدند. اختلاف مادرید و واشنگتن نیز به تهدیدهای تجاری و فشارهای سیاسی ترامپ علیه اسپانیا کشیده شد.
در این میان اما شاید هیچ کشوری به اندازه آلمان نماد تناقض اروپایی‌ها در این جنگ نباشد. برلین بارها اعلام کرد در جنگ مشارکت ندارد و این جنگ، جنگ آلمان نیست اما در همان حال، مهم‌ترین گره شبکه نظامی آمریکا در اروپا یعنی رامشتاین در خاک آلمان فعال باقی ماند.
رامشتاین مرکز فرماندهی، ارتباطات و انتقال داده بویژه برای عملیات پهپادی و هماهنگی حملات دوربرد بود. یک پل هوایی دائم میان آمریکا، اروپا و منطقه خلیج‌ فارس از طریق آن برقرار بود و هواپیماهای C-17 و C-130J نیرو، مهمات و تجهیزات را جابه‌جا می‌کردند. بزرگ‌ترین بیمارستان نظامی آمریکا خارج از خاک آن کشور نیز در نزدیکی همین شبکه قرار دارد. پایگاه اشپانگدالم و مقر فرماندهی آمریکا در اشتوتگارت نیز در استقرار نیرو و برنامه‌ریزی راهبردی نقش داشتند.
دولت آلمان می‌گفت استفاده آمریکا از رامشتاین بر اساس توافق‌های چند دهه گذشته انجام می‌شود و برلین کنترل عملیاتی بر مأموریت‌های آمریکا ندارد. با این حال، همین استدلال یک سؤال اساسی را بی‌پاسخ می‌گذارد: اگر یک دولت اجازه دهد مهمات، نیرو، هواپیما، سوخت، اطلاعات و شبکه فرماندهی عملیات نظامی یک کشور دیگر از خاکش عبور کند، مرز «عدم مشارکت» دقیقا کجاست؟!

ایتالیا، یونان، رومانی و بلغارستان؛ زنجیره‌ای که تا شرق اروپا کشیده شد
ایتالیا نیز میزبان بیش از ۱۲ هزار نیروی آمریکایی و ده‌ها تأسیسات نظامی است. آویانو محل استقرار جنگنده‌های آمریکایی بود و هواپیماهای «اف 16» این پایگاه پیش از جنگ به غرب آسیا منتقل شدند.
در یونان نیز پایگاه سودا در کرت عمدتا نقش دریایی و لجستیکی داشت. ناو هواپیمابر جرالدفورد در این پایگاه برای دریافت تدارکات توقف کرد و پس از آسیب ناشی از آتش‌سوزی نیز سودا به عنوان نقطه پشتیبانی آن مطرح شد.
رومانی نیز با استقرار هواپیماهای سوخت‌رسان، تجهیزات نظارتی و سامانه‌های ارتباط ماهواره‌ای مرتبط با عملیات ایران موافقت کرده بود. بلغارستان نیز اجازه استقرار موقت ۸ فروند KC-135 و ۲۵۰ نیروی آمریکایی در پایگاه بزمر را صادر کرد.

این داستان تازه شروع نشده بود
نکته مهم‌تر این است که آنچه عراقچی روز گذشته بر زبان آورد، نخستین افشای نقش اروپا در جنگ نیست. روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال در همان هفته‌های نخست جنگ، در فروردین ۱۴۰۵ گزارشی منتشر کرد که نشان می‌داد اروپا در سکوت در حال ایفای نقشی حیاتی در عملیات آمریکا علیه ایران است.
بنا بر گزارش این روزنامه، در حالی که بسیاری از رهبران اروپا علنا حملات آمریکا به ایران را زیر سوال می‌بردند، پایگاه‌های نظامی اروپا پشت صحنه یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های لجستیکی ارتش آمریکا در چند دهه اخیر را تسهیل می‌کردند. بمب‌افکن‌ها، پهپادها و کشتی‌های آمریکایی در مدت جنگ از پایگاه‌های بریتانیا، آلمان، پرتغال، ایتالیا، فرانسه و یونان سوخت‌گیری، تسلیح و به مأموریت اعزام می‌شدند.
وال‌استریت ژورنال از رامشتاین به عنوان «مرکز عصبی» عملیات آمریکا علیه ایران نام برد و نوشت پهپادهای تهاجمی از این پایگاه در آلمان هدایت می‌شدند.
اروپا شاید نخواسته باشد نامش در کنار آمریکا به عنوان مشارکت‌کننده در جنگ جنایتکارانه علیه ایران قرار بگیرد اما مشخصا بخش مهمی از زیرساختی که جنگ آمریکا علیه ایران را ممکن کرد، در خاک همین قاره قرار داشت.

ارسال نظر
captcha
پربیننده