محمدهادی صابری: پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای به مناسبت هفته دفاع مقدس و دومین سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله، متنی مناسبتی به معنای متعارف آن نیست. این پیام، در کنار گرامیداشت دفاع مقدس 8 ساله و یادآوری جایگاه رهبر شهید حزبالله لبنان، روایتی کلان از تاریخ جمهوری اسلامی، نسبت ایران با نظام سلطه و آینده جبهه مقاومت ارائه میکند.
متن، دفاع مقدس را رخدادی متعلق به گذشته نمیداند، بلکه آن را نقطه آغاز مسیری معرفی میکند که از انقلاب اسلامی آغاز شده، در جنگ تحمیلی تثبیت شده و در تحولات منطقهای امروز ادامه یافته است. ساختار اصلی پیام بر یک مقایسه تاریخی استوار است: «آن روزها» در برابر «این روزها». در یک سوی این دوگانه، ایرانِ وابسته، آسیبپذیر و گرفتار دخالت بیگانگان قرار دارد و در سوی دیگر، کشوری مستقل، برخوردار از اعتماد به نفس راهبردی و اثرگذار در معادلات منطقهای و جهانی.
«ایامالله»؛ چارچوبی برای خواندن تاریخ
پیام با آیهای از قرآن آغاز میشود که در آن، یادآوری «ایامالله» راهی برای عبور از تاریکی و ورود به نور معرفی شده است. همین انتخاب، کلید فهم متن است. دفاع مقدس در این روایت، تنها یک جنگ یا حادثه نظامی نیست، بلکه یکی از لحظات ظهور اراده الهی در تاریخ ملت ایران است؛ واقعهای که باید به یاد آورده شود، زیرا حامل درسهای اخلاقی، سیاسی و تمدنی است.
ارجاع به نهضت ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد، جنگ تحمیلی را در امتداد تاریخ طولانیتری از مداخلات خارجی قرار میدهد. متن نشان میدهد جنگ، حادثهای جدا از گذشته ایران نبود، بلکه ادامه تقابل میان استقلالخواهی ملت ایران و قدرتهایی بود که منافع خود را در وابستگی کشور جستوجو میکردند.
بر اساس این روایت، انقلاب اسلامی پایان آن دوره تاریخی بود و دفاع مقدس نخستین آزمون بزرگ نظام تازهتأسیس در برابر تلاش قدرتهای خارجی برای بازگرداندن ایران به وضعیت پیشین.
دوگانهای که ستون اصلی پیام است
مضمون پیام بر مجموعهای از دوگانههای روشن بنا شده است: تاریکی و نور، وابستگی و استقلال، ذلت و عزت، عقبماندگی و پیشرفت، ترس و شجاعت و سرانجام شکست و پیروزی.
این دوگانهها به متن انسجام میدهد و تاریخ معاصر ایران را به صورت حرکتی از یک وضعیت به وضعیت دیگر بازسازی میکند. دوران پیش از انقلاب، دورهای با سلطه بیگانگان، تحقیر ملی و وابستگی سیاسی و اقتصادی توصیف میشود و در مقابل، دوره پس از انقلاب بهویژه تجربه دفاع مقدس، با مفاهیمی چون استقلال، پیشرفت و اقتدار شناخته میشود.
در این چارچوب، بازگشت به گذشته صرفا بازگشت به یک نظام سیاسی نیست، بلکه بازگشت به وضعیت تاریخی وابستگی و فقدان عزت ملی است. به همین دلیل، جمله پایانی این بخش - آن روزها «دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد» - بیش از یک داوری تاریخی، یک موضع سیاسی و هویتی است.
ققنوس؛ استعاره مرکزی متن
مهمترین و بدیعترین تصویر پیام، استعاره ققنوس است. در این تصویر، جمهوری اسلامی از آتش جنگ تحمیلی برمیخیزد اما نه به همان اندازه پیشین، بلکه نیرومندتر، گستردهتر و اثرگذارتر.
کارکرد این استعاره، تبدیل شکست و رنج به امکان بازسازی است. جنگ، در این روایت، فقط تهدیدی برای امنیت و موجودیت کشور نیست، بلکه عاملی برای انباشت تجربه، تقویت توان ملی و شکلگیری اعتماد به نفس راهبردی است. این استعاره به تحولات پس از جنگ نیز تعمیم داده میشود: هر بحران، به جای آنکه نظام را فرسوده کند، زمینهای برای تولد دوباره آن فراهم کرده است. در ادامه، ققنوس از مقیاس ملی فراتر میرود و سایه خود را بر «سرزمینهای دشمن» میگستراند. این تغییر مقیاس، از گذار روایت دفاعی به روایت بازدارندگی و اثرگذاری حکایت دارد.
دفاع در مرزها تا تغییر موازنه قدرت
یکی از بخشهای قابل توجه، بازتعریف جغرافیای قدرت در خلیج فارس و دریای عرب است. متن از دورانی یاد میکند که آبهای جنوب ایران در اختیار نیروهای دشمن قرار داشت و آن را با وضعیت امروز مقایسه میکند؛ وضعیتی که در آن، نیروهای متجاوز در برابر توان رزمندگان و محافظان تنگه هرمز ناچار به عقبنشینی یا تحمل آسیب شدهاند.
نسبت قدرت تغییر کرده است؛ ایران دیگر صرفا در حال دفع تهدید از مرزهای خود نیست، بلکه توان آن را یافته که محاسبات طرف مقابل را در محیط پیرامونی و حتی فراتر از آن تحت تأثیر قرار دهد.
در این معنا، دفاع مقدس از یک مفهوم تاریخی به یک الگوی امنیتی تبدیل میشود؛ الگویی که بر توسعه عمق راهبردی و انتقال هزینه تهدید به جغرافیای دشمن استوار است.
مردم؛ از مخاطب پیام تا کنشگر مقاومت
رهبر انقلاب اسلامی مردم را تنها دریافتکننده حمایت یا مخاطب عاطفی خود نمیدانند، مردم کنشگرانی فعالند که با حضور در خیابانها، اعلام آمادگی و پشتیبانی از رزمندگان، بخشی از میدان مقاومت را شکل میدهند.
اشاره به حضور اقوام مختلف و مشارکت زنان نیز از همین منظر اهمیت دارد. پیام معظمله، مقاومت را از قالبی صرفا نظامی و مردانه خارج و آن را به تجربهای اجتماعی و ملی تبدیل میکند. تأکید بر اینکه زنان در برخی عرصههای شجاعت از مردان پیشی گرفتهاند، تصویری فراگیرتر از جامعه مقاوم ارائه میکند؛ جامعهای که در آن دفاع از کشور و آرمان، به گروه یا جنسیت خاصی محدود نیست. در این چارچوب، مردم نه تماشاگر تحولات، بلکه پشتوانه اجتماعی قدرت ملیاند.
رهبری؛ غیبت اشخاص و استمرار میراث
در بخشی دیگر، از فقدان حضرت امام خمینی و حضرت آیتاللهالعظمی امام شهید خامنهای سخن گفته میشود اما این فقدان بلافاصله با تأکید بر میراث فکری و عملی آن بزرگواران همراه میشود.
این بخش، یکی از مهمترین لایههای اندیشهای متن را آشکار میکند: رهبران ممکن است از میان مردم رفته باشند اما راه آنان با مجموعهای از تصمیمها، سخنان و تجربههای تاریخی ادامه مییابد. پیام، از این طریق، میان غیبت اشخاص و استمرار مسیر سیاسی و اعتقادی فاصله میگذارد.
در واقع، متن، رهبری را از سطح حضور فردی به سطح یک سنت تاریخی ارتقا میدهد؛ سنتی که میتواند نسلهای بعد را هدایت کند و آینده را در امتداد گذشته شکل دهد.
شهید نصرالله؛ رهبر حزبالله تا چهرهای تاریخی
در بخش مربوط به مجاهد شهید «سیدحسن نصرالله» لحن پیام عاطفیتر و شخصیتمحورتر میشود. نصرالله در متن فقط رهبر حزبالله یا فرمانده یک گروه مقاومت نیست، بلکه به عنوان شخصیتی تاریخی و فراملی معرفی میشود که توانست نام لبنان را از حیاط خلوت قدرتهای خارجی به جایگاهی پرافتخار در جهان اسلام ارتقا دهد.
ویژگیهایی که برای او برشمرده میشود، ترکیبی از خیرخواهی، صداقت، شجاعت و قدرت اقناع است. پیام، میان خطابه و عمل او تفکیک نمیکند؛ سخنانش را استوارکننده دلها و اقداماتش را شجاعانه میخواند. این ترکیب نشان میدهد در منطق متن، رهبری موفق تنها با توان نظامی یا سازمانی تعریف نمیشود، بلکه به اعتماد عمومی و توان تولید معنا نیز وابسته است.
نصرالله در این روایت، به نماد پیوند میان ملت لبنان و جبهه مقاومت تبدیل میشود؛ شخصیتی که مخاطب او تنها لبنانیها یا نیروهای حزبالله نیستند، بلکه «آزادگان جهان» هستند.
انتقال پرچم؛ پاسخ به مسأله جانشینی
اشاره به شیخ نعیم قاسم، بخش مهم دیگری از پیام است. تعبیر «انتقال پرچم» نشان میدهد مقاومت در روایت متن، به فرد وابسته نیست. رهبر ممکن است برود اما راه، سازمان و آرمان باقی میماند.
این نگاه، پاسخی به یکی از مهمترین پرسشهای پس از فقدان رهبران کاریزماتیک است: آیا سازمان میتواند بدون بنیانگذار یا رهبر تاریخی خود به حیات ادامه دهد؟ پیام پاسخ میدهد شهادت نصرالله پایان راه نیست، بلکه مرحلهای برای انتقال مسؤولیت به نسل بعد رهبری است. در این چارچوب، جانشینی نه نشانه خلأ، بلکه نشانه استمرار معرفی میشود.
تاریخ؛ داور نهایی
در پایان بخش مربوط به لبنان، پیام 2 آینده متفاوت برای 2 گروه ترسیم میکند: مقاومان که در تاریخ همچون ستارگان میدرخشند و کسانی که به وعده قدرتهای سلطهگر تکیه کردهاند و سرانجام با بیتدبیری یا خیانت به یاد آورده خواهند شد.
این بخش، تاریخ را داور نهایی رفتار سیاسی معرفی میکند. تبلیغات و محاسبات کوتاهمدت نمیتواند جایگاه واقعی افراد و جریانها را تعیین کند؛ این قضاوت نسلهای آینده است که مشخص خواهد کرد چه کسانی در کنار مردم و مقاومت ایستادند و چه کسانی به حمایت قدرتهای خارجی دل بستند.
هرچند این داوری در متن کاملا ارزشی و دوگانه است اما از منظر ژورنالیستی و اندیشهای، نشان میدهد پیام در حال ساخت نوعی حافظه تاریخی است؛ حافظهای که در آن، مقاومت با عزت و وابستگی با سرافکندگی پیوند میخورد.
جمعبندی؛ پیام مقاومت در برابر فراموشی
این پیام را میتوان در 3 سطح خواند: در سطح تاریخی، دفاع مقدس سرچشمه استقلال و اقتدار ایران است؛ در سطح هویتی، مردم، انقلاب، اسلام و مقاومت در یک منظومه واحد قرار میگیرند و در سطح آیندهنگر، ایران و جبهه مقاومت نیروهایی معرفی میشوند که مسیر آنان به سوی پیروزی و گسترش اثرگذاری ادامه دارد.
نقطه اصلی، تبدیل دفاع مقدس از یک خاطره به یک الگوی زنده است. جنگ در این روایت پایان نیافته، بلکه شکل آن تغییر کرده است. استعاره ققنوس نیز همین ایده را فشرده و ماندگار بیان میکند: هر فشار، به جای فرسوده کردن نظام، زمینهای را برای بازسازی و قدرتیابی دوباره آن فراهم میکند.
در کنار آن، معرفی سیدحسن نصرالله به عنوان نماد صداقت، شجاعت و رهبری معنابخش، تلاش دارد میراث او را از سطح سوگ و یادبود فراتر ببرد و به سرمایهای برای آینده مقاومت تبدیل کند.
در نهایت، پیام بر یک گزاره بنیادین استوار است: گذشته صرفا برای یادآوری رنجها نیست، گذشته دلیلی برای باور به امکان پیروزی است. از نگاه متن، ایران و مقاومت منطقهای از جنگ، فشار و فقدان عبور کردهاند و اکنون در مرحلهای قرار دارند که تاریخ، نه آنان، بلکه دشمنان و وابستگان به سلطه را به داوری خواهد کشید.
خوانشی از پیام اخیر رهبر انقلاب به مناسبت هفته دفاع مقدس
از «ایامالله» تا افق پیروزی
ارسال نظر
پربیننده