۱۷/مهر/۱۴۰۵
|
۲۲:۵۱
اظهارات مارکو روبیو در آتن و روایت ضد‌ایرانی او از جنگ‌های یونان و هخامنشیان، تلاشی در راستای ایجاد یک پشتوانه تاریخی‌ - ایدئولوژیک برای جنگ آمریکا علیه ایران است

جنگ باستانی

حسین کیامنش: وزیر خارجه آمریکا این روزها ظاهرا دیگر صرفا درباره سیاست خارجی آمریکا سخن نمی‌گوید، بلکه در حال بازتعریف ایدئولوژی است که سیاست خارجی واشنگتن در آن معنا می‌یابد. مارکو روبیو در سخنرانی ۷ اکتبر ۲۰۲۶ در تپه پنیکس آتن، مشرف به آکروپولیس، روایتی را پیش کشید که فراتر از یک نطق دیپلماتیک معمولی بود. او با تکیه بر میراث یونان باستان، تمدن غرب را به عنوان عالی‌ترین دستاورد بشری معرفی کرد و آمریکا را وارث، نماینده و رهبر طبیعی آن دانست. وی تأکید کرد کشورهای غرب باید متحد و پشتیبان آمریکا باشند تا این تمدن در برابر تهدیدهای معاصر حفظ شود. در این چارچوب، او جمهوری اسلامی ایران را به عنوان نمادی از ایدئولوژی متضاد با ارزش‌های غرب به تصویر کشید و به طور ضمنی از جنگ‌های یونان باستان و هخامنشیان روایتی ارائه کرد که جنگ کنونی آمریکا علیه ایران را در بستر یک رویارویی تمدنی قرار داد؛ تلاشی که در شرایطی که جنگ آمریکا علیه کشورمان به بن‌بست راهبردی رسیده، کارکردی فراتر از بلاغت دارد و تلاشی است برای بسیج متحدان غربی علیه ایران.
وزیر خارجه آمریکا تلاش خود را با توصیف حمله خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد آغاز کرد. او با ارائه روایت ضد‌ایرانی که با توهین به ایرانیان باستان همراه بود، گفت: «۴۸۰ سال قبل از میلاد، سپاهیان خشایارشا به این شهر رسیدند و زیارتگاه‌های آن را به آتش کشیدند. بیشتر آتنی‌ها تا آن زمان با کشتی به جزیره‌ای نزدیک رفته بودند اما تعدادی از آنها حاضر نشدند خانه خود را ترک کنند. به جای آن، در دژ سنگی آکروپولیس سنگر گرفتند تا آخرین مقاومت فوق‌العاده‌ خود را انجام دهند. سنگ‌های عظیم را از صخره‌ها روی مهاجمان پارسی فروریختند و بزرگ‌ترین امپراتوری آن عصر را برای چند روز پشت دروازه‌ها نگه داشتند. سرانجام مغلوب شدند. پارسیان معابد را غارت کردند، زیارتگاه‌ها را سوزاندند و آکروپولیس را با خاک یکسان کردند».
نقطه عطف و شاید مهم‌ترین بخش سخنان روبیو جایی بود که تأکید کرد آمریکا نماینده تمدن غرب است و بقیه غرب باید برای حفظ این تمدن همراه و پشتیبان آن باشند. وی گفت آمریکا تحت ریاست‌جمهوری ترامپ مسیر «پیگیری بی‌پرده قدرت ملی» را انتخاب کرده و اروپا باید از «خواب طولانی» بیدار شود تا آتشی که هزاران سال پیش در یونان روشن شد، دوباره شعله‌ور شود. روبیو تصریح کرد اتحاد غرب نباید به معنای حذف حاکمیت ملی باشد، بلکه ابزاری برای دفاع از هویت‌های متمایز در برابر تهدیدهای مشترک است. در روایت وی، آمریکا نه‌تنها وارث یونان و روم، بلکه نگهبان معاصر آن تمدن معرفی می‌شود که دیگران باید در کنار آن بایستند.
روبیو این حرف‌ها را در حالی زد که در بخش دیگری از سخنان خود، با پیش کشیدن حمله خشایارشا به آتن و آتش زدن زیارتگاه‌ها خواست به طور تلویحی این گزاره را مطرح کند که ایرانیان قومی مهاجم و وحشی بوده‌اند، در حالی که تمدن غرب ویژگی‌هایی چون قهرمانی، وظیفه، افتخار و ارزش‌گذاری بر زندگی دارد!

آنچه روبیو با پیش کشیدن تقابل تمدنی دنبال می‌کند
با توجه به صحبت‌های وزیر خارجه آمریکا باید به این نکته اشاره کرد که ارجاعات او به جنگ ایران و غرب در دوره باستان، در این جهت است که برای جنگ امروز آمریکا علیه ایران، یک تصویر زمینه‌ای و پشتوانه ایدئولوژیک درست کند؛ یعنی جنگ کنونی ایالات متحده علیه کشورمان را به طور غیرمستقیم امتداد همان جنگ‌های باستان تصویر کند و در نتیجه یک وجهه تاریخی، ایدئولوژیک و تمدنی به جنگ امروز آمریکا علیه ایران بدهد. در شرایطی که آمریکا درگیر جنگی پرهزینه با ایران است و به بن‌بست راهبردی رسیده، چنین روایتی می‌تواند توجیه‌گر تداوم آن باشد: نه صرفا یک نزاع ژئوپلیتیک بر سر برنامه هسته‌ای یا قدرت منطقه‌ای یا حتی جمهوری اسلامی، بلکه دفاع از میراث تمدن وحشی غرب در برابر ایران که ریشه در تاریخ دارد! روبیو با اشاره به جنگ خشایار‌شا، جنگ کنونی را به سطح حماسی و وجودی ارتقا می‌دهد و از متحدان غربی می‌خواهد با همان شور نیاکان خود در این نبرد شرکت کنند.
تبدیل جنگ به تقابل تمدنی، در شرایط بن‌بست راهبردی کنونی، به زعم آمریکایی‌ها می‌تواند امکان همراه کردن اروپا و غرب را برای ادامه جنگ و هر جنگ احتمالی دیگری علیه ایران فراهم آورد. تجربه جنگ رمضان نشان داد اروپا و ناتو از رویارویی مستقیم با ایران، به‌ویژه در تنگه هرمز، سر باز زدند. کشورهای اروپا ترجیح دادند از درگیری مستقیم نظامی فاصله بگیرند، حتی زمانی که ترامپ بارها از آنها درخواست کرد برای بازگشایی تنگه هرمز به ارتش تروریست آمریکا ملحق شوند. البته این به معنای چشم‌پوشی پشتیبانی لجستیکی اروپا از حملات تجاوزکارانه آمریکا به ایران نیست. کما اینکه دبیر‌کل ناتو اخیرا اعتراف کرد اروپا در 5 هزار عملیات هوایی آمریکا علیه ایران، همکاری لجستیکی داشته است. اکنون با فرسایشی شدن جنگ و هزینه‌های فزاینده برای شخص ترامپ و آمریکا، چارچوب تمدنی می‌تواند مقاومت اروپا برای ورود مستقیم به جنگ را تضعیف کند. اگر جنگ نه بر سر منافع خاص آمریکا، بلکه بر سر بقای تمدن مشترک غرب تعریف شود، فشار اخلاقی و هویتی بر متحدان اروپایی آمریکا افزایش می‌یابد و امتناع از همراهی نیز دشوارتر می‌شود. روبیو با سخنرانی در قلب نمادین یونان باستان، دقیقا در حال ساخت چنین بستری بود: تبدیل یک جنگ منطقه‌ای به نبردی وجودی که اروپا نمی‌تواند خود را از آن کنار بکشد.
این اقدام، یعنی پیش کشیدن بحث جنگ ایران و یونان و تلاش برای نشان دادن ایرانیان به عنوان نیروهای مهاجم و وحشی، در حالی است که روبیو هیچ اشاره‌ای به ریشه‌های آن جنگ‌ها نمی‌کند. او از حمله خشایارشا به آتن و سوزاندن زیارتگاه‌های آکروپولیس حرف می‌زند اما نمی‌گوید این اقدام ایرانیان باستان در واکنش به حمله و سوزاندن معبد سارد (پایتخت لیدیه تحت کنترل هخامنشیان) به دست یونانیان و نیروهای آتن و ارتریا در جریان شورش ایونیان در سال ۴۹۸ پیش از میلاد بوده است. شورش ایونیان با حمایت آتن آغاز شد و آتش‌سوزی سارد، از جمله معبد کوبله، یکی از انگیزه‌های اصلی داریوش و سپس خشایارشا برای مجازات آتن بود. روبیو این زمینه را حذف می‌کند و تنها بخش پایانی ماجرا را برجسته می‌کند تا تصویری یک‌سویه از «تهاجم شرق» در برابر «مقاومت غرب» بسازد.
حال بر فرض صحت ادعای روبیو و بدون در نظر گرفتن ریشه‌های جنگ‌هایی که او اشاره می‌کند، اگر آتش کشیدن معابد آتن توسط ایرانیان نشانه توحش تمدنی است، پس به آتش کشیدن تخت جمشید توسط اسکندر مقدونی نشانه چیست؟

یادآوری واقعیت تقابل تمدنی به ایرانیان
به رغم روایت نصفه و نیمه و جهت‌دار از تقابل تمدنی ایران و غرب، روبیو یک واقعیت را به ایرانیان ساده‌دلی که فکر می‌کنند مشکل آمریکا با ایران صرفا به روی کار بودن جمهوری اسلامی برمی‌گردد و مربوط می‌شود، یادآوری کرد و آن اینکه اساسا مساله تقابل امروز، نه جنگ آمریکا با یک نظام اسلامی که تقابل با یک تمدن دیرینه است. وزیر خارجه ایالات متحده تلویحا اذعان می‌کند دشمنی کنونی آمریکا با ایرانیان، فراتر از ایدئولوژی یا ساختار جمهوری اسلامی است و اساسا ریشه در هویت تمدنی دارد. این یادآوری، هرچند از موضع خصمانه بوده اما این نکته را یادآوری می‌کند که در گفتمان آمریکایی‌ها، جمهوری اسلامی ایران نه صرفا یک حاکمیت مشکل‌ساز برای ایالات متحده، بلکه نماینده یک تمدن رقیب تاریخی دیده می‌شود که باید مهار یا حداقل تضعیف شود.
این نگاه را در اظهارات پیشین رئیس تبهکار دولت تروریست آمریکا نیز می‌توان دید. در جریان جنگ اخیر، ترامپ دست‌کم چند مرتبه ایران را به نابودی تمدن تهدید کرد. آوریل ۲۰۲۶ او در پستی نوشت «یک تمدن کامل امشب خواهد مرد، هرگز دوباره بازنخواهد گشت» و در مجمع عمومی سازمان ملل نیز تهدید کرد ایرانیان را باید «به جهنم بفرستد بدون هیچ شانسی برای بقا و امید به عظمت آینده یا نسل‌ها».
سخنان روبیو در آتن را می‌توان تلاشی برای ساختن یک چارچوب ایدئولوژیک دانست که جنگ جاری آمریکا علیه ایران را از یک درگیری راهبردی به نبردی برای بقای تمدن غرب تبدیل می‌کند. او با انتخاب مکان نمادین آکروپولیس و احضار خاطره مقاومت در برابر خشایارشا تلاش می‌کند هم متحدان غربی را وادار به همراهی با واشنگتن کند و هم مشروعیت تاریخی برای سیاست‌های خصمانه آمریکا علیه تهران فراهم آورد. در شرایط بن‌بست راهبردی‌ای که آمریکا در آن گرفتار شده، این روایت مستأصل‌گونه روبیو تلاشی است تا شاید بتواند اروپا را که در جنگ ۴۰ روزه از درگیری مستقیم با ایران اجتناب کرد، تحت فشار هویتی قرار دهد تا در تداوم یا گسترش درگیری‌های احتمالی در آینده، مشارکت بیشتری داشته باشد.

ارسال نظر
captcha