۱۷/مهر/۱۴۰۵
|
۲۳:۲۷

پاس گل ترامپ به دموکرات ها

حنیف غفاری: هر چه به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶ نزدیک‌تر می‌شویم، نشانه‌های ناآرامی در اردوگاه جمهوری‌خواهان آشکارتر می‌شود؛ حزبی که ایالت‌های قرمز را پشتوانه مطمئن خود می‌دانست، حالا در بخش‌هایی مهم از همان قلمروهای اطمینان‌بخش با رقابت‌هایی جدی و نگران‌کننده روبه‌رو است. این وضعیت را می‌توان به موجی از فشار سیاسی تشبیه کرد که از حاشیه‌ها آغاز شده و به قلب پایگاه سنتی جمهوری‌خواهان رسیده است. در چنین شرایطی، مهم‌ترین فرصت دموکرات‌ها از برتری برنامه‌ای یا توانایی اقناع رأی‌دهندگان درباره نسخه‌های اقتصادی و رفاهی آنان نشأت نمی‌گیرد! نقطه قوت فعلی حزب رقیب مستاجر کاخ سفید، آشفتگی جمهوری‌خواهان است؛ یعنی اختلافات درونی جمهوری‌خواهان، آسیب‌پذیری برخی نامزدها و دشواری حزب حاکم در حفظ اعتماد رأی‌دهندگانِ مناطق سنتی خود. اگر دموکرات‌ها بتوانند از این موقعیت بهره بگیرند، ممکن است بدون آنکه مطالبات، دغدغه‌ها و پرسش‌های رأی‌دهندگان را پاسخ داده باشند، از فرسایش انسجام حزب حاکم سود ببرند.
سال‌ها تگزاس، فلوریدا، اوهایو و کارولینای جنوبی در محاسبات انتخاباتی جمهوری‌خواهان جایگاهی تضمین‌شده داشتند. این ایالت‌ها نه‌فقط در انتخابات ریاست‌جمهوری، بلکه در رقابت‌های سنا، مجلس نمایندگان و فرمانداری‌ها نیز از ستون‌های اصلی قدرت حزب حاکم به شمار می‌رفتند اما اکنون مرزبندی‌های سیاسی در حال تغییر است. برخی رقابت‌ها در این ایالت‌ها نزدیک‌تر شده و حاشیه اطمینان جمهوری‌خواهان کاهش یافته است. این روند به معنای آن نیست که همه این ایالت‌ها ناگهان به پایگاه دموکرات‌ها تبدیل شده‌اند اما نشان می‌دهد عنوان «سنگر امن» دیگر برای همه حوزه‌ها وصف دقیقی نیست. نمونه کارولینای جنوبی، به‌ویژه در این زمینه قابل توجه است. گزارش مربوط به تزریق 5 میلیون دلار از سوی حامیان مالی جمهوری‌خواه به کارزار «دارلین گراهام» نامزد سنا در کارولینای جنوبی نشان می‌دهد بخشی از تشکیلات حزب، رقابت این ایالت را جدی‌تر از گذشته ارزیابی می‌کند. کارولینای جنوبی از سال ۲۰۰۶ تاکنون در انتخابات سراسری پیروزی دموکرات‌ها را تجربه نکرده، با این حال، طبق داده‌هایی که در گزارش مورد اشاره آمده، رقابت گراهام با «آنی اندروز» پزشک اطفال و نامزد دموکرات، نزدیک ارزیابی شده است. 
مسائل انتخاباتی گراهام نیز به این نگرانی‌ها افزوده است: توان کمتر در جذب کمک مالی نسبت به رقیب، حضور محدود در برابر رسانه‌ها و عملکردی که در مناظره مقدماتی، به‌ویژه در موضوع سیاست خارجی، با انتقاد مواجه شد. تزریق منابع مالی در چنین شرایطی را می‌توان تلاشی برای کاهش خطر از دست رفتن کرسی دانست اما همین اقدام، به‌تنهایی، پرسشی سیاسی ایجاد می‌کند: چرا حزب جمهوری‌خواه باید برای حفظ یک جایگاه در ایالتی که زمانی امن تلقی می‌شد، چنین هزینه‌ای را ضروری بداند؟
تغییر اولویت‌ها در تخصیص منابع نیز اهمیت دارد. پول و نیروی تبلیغاتی‌ای که برای دفاع از کارولینای جنوبی مصرف می‌شود، دیگر در دسترس رقابت‌های دشوار در ایالت‌هایی مانند آریزونا، جرجیا، پنسیلوانیا و نوادا نیست. اگر جمهوری‌خواهان ناچار شوند همزمان از مواضع خود در مناطق سنتی دفاع کنند و در ایالت‌های چرخشی نیز برای حفظ اکثریت بجنگند، میدان عمل آنان محدودتر می‌شود. به بیان دیگر، توان و ظرفیتی که می‌توانست صرف گسترش نفوذ حزب شود، ممکن است درگیر بقای حداقلی جمهوری‌خواهان شود!
این فشارها فقط حاصل یک رقابت یا یک نامزد نیست. شکست‌های مکرر آمریکا در عرصه سیاست خارجی (که جنگ رمضان مهم‌ترین مصداق آن محسوب می‌شود)، تغییر ترکیب جمعیت، رشد شهرها و حومه‌ها، جابه‌جایی گروه‌های جوان و تحصیلکرده و تغییر نگرش بخشی از زنان و طبقه متوسط نسبت به سیاست‌های حزبی، در حال بازآرایی نقشه انتخاباتی است. افزون بر این، بخشی از رأی‌دهندگان از لحن تند و سیاست‌های قطبی‌شده فاصله می‌گیرند و درباره توانایی دولت در مدیریت هزینه‌های زندگی، خدمات عمومی و مسائل بین‌المللی پرسش‌هایی دارند. جمهوری‌خواهان هنوز پاسخی که بتواند طیف گسترده‌تری از رأی‌دهندگان را جذب کند، پیدا نکرده‌اند.
در این میان، رئیس‌جمهور تروریست تبهکار آمریکا نقشی دوگانه دارد. ترامپ از نظر برخی سران حزب جمهوری‌خواه همچنان می‌تواند پایگاه وفادار به این حزب را بسیج کند اما حضور پررنگ و سبک سیاسی قطبی‌سازش می‌تواند بخشی از رأی‌دهندگان مستقل و حتی جمهوری‌خواهان سنتی را از نامزدهای حزب متبوعش رویگردان کند. از این منظر، وی دیگر برای جمهوری‌خواهان یک سرمایه انتخاباتی محسوب نمی‌شود! او اکنون عاملی است که می‌تواند هزینه دفاع از کرسی‌های آسیب‌پذیر جمهوری‌خواهان را بالا ببرد. پاس گل او به دموکرات‌ها، بیش از آنکه محصول حمایت مستقیم از رقیب باشد، در تشدید شکاف‌ها و دشوارتر کردن جذب رأی‌دهندگان مردد معنا می‌یابد.
جمهوری‌خواهان برای مقابله با این وضعیت به ابزارهای آشنای خود متوسل شده‌اند: بسیج حامیان مالی، تبلیغات گسترده و تزریق منابع به رقابت‌هایی که زمانی کم‌خطر به نظر می‌رسید. با این همه، پول بیشتر به‌تنهایی نمی‌تواند مشکل اعتماد، ضعف نامزد یا ناهماهنگی پیام سیاسی را برطرف کند. اگر بخشی از ایالت‌های قرمز به رقابت‌های نزدیک و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل شود، پیامد آن از نتیجه یک انتخابات فراتر خواهد رفت. حزب جمهوری‌خواه ممکن است ناچار شود سال‌ها در دفاع از موقعیت‌های خود منابع و انرژی صرف کند و فرصت کمتری برای گسترش نفوذ سیاسی و انتخاباتی داشته باشد. تحلیلگران مسائل سیاسی در آمریکا معتقدند دموکرات‌ها لازم نیست در همه حوزه‌ها پیروز شوند تا موقعیت رقیب را دشوار کنند، کافی است شکاف‌های جمهوری‌خواهان را به مزیت انتخاباتی بدل کنند. اگر حزب جمهوری‌خواه نتواند انسجام خود را بازیابد و پیام قابل‌ قبولی برای رأی‌دهندگان مردد ارائه کند، رقابت نوامبر ۲۰۲۶ ممکن است نقطه آغاز دوره‌ای طولانی از بحران تمام‌عیار سیاسی در این حزب باشد.

ارسال نظر
captcha