۱۹/مهر/۱۴۰۵
|
۲۲:۴۴

تقابل تمدن‌ها

رضا فیروزی: در فضای پرهیاهوی آتن، جایی که ستون‌های مرمری پارتِنون همچنان شاهد گذشت قرن‌ها تلاطم‌های قدرت هستند، مارک روبیو، وزیر خارجه آمریکا تلاش کرد با جادوی کلمات، پیوندی میان شکوه باستان و معادلات مدرن غرب آسیا برقرار کند اما در حالی که او از نبردهای خونین میان ایران و یونان در دوران باستان سخن می‌گفت، چیزی فراتر از یک یادآوری تاریخی در جریان بود؛ تلاشی ظریف و در عین حال آشکار برای بازنویسی مفهوم جنگ. روبیو با بهره‌گیری از بازنمایی‌های تاریخی، سعی داشت نبرد آمریکا علیه ایران را نه به عنوان یک تقابل ژئوپلیتیک معاصر، بلکه به عنوان یک استمرار حتمی و گریزناپذیر از کشمکش‌های دیرینه میان شرق و غرب جلوه دهد. او با استفاده از این امتداد تاریخی، خواستار آن بود تقابل امروز را نه در کانون سیاست‌گذاری‌های واشنگتن، بلکه در رگ‌های تاریخ و در جریانی از «تقابل ابدی» میان تمدن‌ها جست‌وجو کنیم.
این روایت که در ظاهر به احترام میراث یونان می‌پردازد، در باطن خود با یک چالش بزرگ روبه‌رو است: آیا می‌توان تلاقی منافع قدرت‌های بزرگ در قرن بیست‌ویکم را در قالب یک درام تراژیک باستانی روایت کرد؟ منتقدان معتقدند روبیو با این رویکرد، در واقع دچار نوعی «فانتزی تاریخی» شده است. 
او با پیوند دادن نبردهای باستانی به منازعات مدرن، سعی دارد بار سنگین و بحث‌برانگیز تصمیمات نظامی آمریکا را بر دوش «تقدیر تاریخی» و «تقابل تمدن‌ها» بگذارد. در این نگاه، جنگ دیگر نه یک انتخاب سیاسی یا یک ضرورت دیپلماتیک، بلکه نتیجه‌ اجتناب‌ناپذیر یک پیوند تاریخی است که از هزاران سال پیش آغاز شده. این استراتژی کلامی، می‌کوشد نوعی مشروعیت به مداخلات نظامی ببخشد، چرا که وقتی جنگ را به عنوان بخشی از یک چرخه تاریخی بی‌انتهای تقابل ایران و یونان معرفی می‌کنید، در واقع راه را بر هرگونه گفت‌وگوی دیپلماتیک یا یافتن راهکارهای صلح‌آمیز می‌بندید.
بسیاری از تحلیلگران در واکنش به این سخنرانی، به آنچه «رمانتیک‌سازی جنگ» می‌نامند، اشاره کردند. روبیو با استفاده از نمادهای باستانی، از خشم و قدرت تمدن‌ها سخن می‌گوید اما در این میان، پیامدهای انسانی جنگ‌های معاصر در میان لایه‌های غبارآلود تاریخ گم می‌شود. او با تبدیل ایران به یک «آنتاگونیست تاریخی»، آن را به موجودی انتزاعی در تقابل با غرب تبدیل می‌کند. 
این رویکرد، نه‌تنها واقعیت‌های سیاسی امروز را نادیده می‌گیرد، بلکه با بازتولید کلیشه‌های قدیمی «شرق در برابر غرب»، راه را بر هرگونه درک مشترک مسدود می‌کند. در واقع، آنچه در آتن شنیده شد، تلاش برای تبدیل یک منازعه‌ پیچیده و پر از ابهام به یک حماسه‌ حتمی بود؛ حماسه‌ای که در آن آمریکا نه به عنوان یک بازیگر انتخابگر، بلکه به عنوان وارث اخلاقی مبارزه‌ باستان، در نقش خود ظاهر می‌شود. حقیقت اما این است که تاریخ، برخلاف روایت‌های سیاسی، هرگز یک خط مستقیم و پیش‌بینی‌پذیر نیست و تلاش برای امتداد نبردها از پارتِنون تا خلیج فارس، بیش از آنکه مبنایی داشته باشد، تلاشی است برای توجیه اعمال زور و قدرت در دنیای مدرن.

ارسال نظر
captcha
پربیننده