به گزارش وطن امروز، تقابل عربستان سعودی با انصارالله یمن، فراتر از یک درگیری نظامی، آزمونی برای سنجش کارآمدی قدرت هوایی، سامانههای پدافندی و الگوهای امنیتی متکی بر تسلیحات خارجی بود؛ آزمونی که فاصله میان قدرت خرید سلاح و توانایی کسب پیروزی راهبردی را آشکار کرد.
عربستان با برخورداری از منابع مالی گسترده، جنگندههای پیشرفته و سامانههای دفاع موشکی، سالها تلاش کرد تهدیدهای برخاسته از یمن را مهار کند. در سوی دیگر، انصارالله با تکیه بر شناخت جغرافیای یمن، تجربه جنگ طولانی، ساختار سازمانی بومی و توسعه توان موشکی و پهپادی، توانست هزینههای نظامی و امنیتی قابلتوجهی به ریاض تحمیل کند.
پرسش اصلی این است: چرا کشوری با چنین منابع مالی و تسلیحاتی نتوانست صرفاً با تکیه بر قدرت نظامی، مسئله انصارالله را حل کند؟
کوهستان یمن؛ جغرافیایی که محاسبات ریاض را بر هم زد
برای فهم توان رزمی انصارالله، نمیتوان جغرافیای یمن را نادیده گرفت. بخشهایی از شمال و شمالغرب این کشور دارای ارتفاعات و ناهمواریهایی هستند که عملیات زمینی و هوایی را پیچیده میکنند. این جغرافیا در کنار تجربه سالها درگیری، به نیروهای محلی امکان داده است شناخت بیشتری از محیط عملیاتی خود به دست آورند و در شرایط دشوار به جنگ ادامه دهند.
در جنگ نامتقارن، شناخت زمین میتواند بر شناسایی اهداف، تحرک نیروها، پنهانسازی تجهیزات و تداوم مقاومت تأثیر بگذارد. نیرویی که سالها در یک محیط مشخص جنگیده است، میتواند با استفاده از نقاط ضعف رقیب، بخشی از برتری فناوری او را خنثی کند.
البته کوهستان بهتنهایی عامل پیروزی نیست. انسجام فرماندهی، تدارکات، اطلاعات، آموزش و توان جایگزینی تجهیزات نیز اهمیت دارند. در مورد انصارالله، ترکیب تجربه رزمی و شناخت محیط با توان موشکی و پهپادی، چالشی فراتر از یک نبرد متعارف برای عربستان ایجاد کرد.
در کنار این عوامل، هویت سیاسی و مذهبی و روایت مقاومت در برابر مداخله خارجی نیز در بسیج بخشی از نیروهای انصارالله نقش داشته است. این مؤلفهها را باید در کنار انگیزههای محلی و منافع سیاسی بررسی کرد، نه اینکه رفتار نظامی این جنبش را صرفاً به مذهب تقلیل داد.
ارتش عربستان؛ بودجه میلیاردی، نتیجهای فراتر از انتظار؟
بر اساس گزارش مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم، سیپری، عربستان سعودی در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۳.۲ میلیارد دلار هزینه نظامی داشته و هشتمین هزینهکننده بزرگ نظامی جهان بوده است. این رقم، ظرفیت مالی بالای ریاض را نشان میدهد؛ اما بودجه دفاعی بهتنهایی معیار آمادگی عملیاتی یا موفقیت در جنگ نیست.
عربستان به جنگندههای پیشرفتهای همچون افـ۱۵ و یوروفایتر تایفون و سامانههای پدافندی آمریکایی مجهز است. چنین تجهیزاتی در صورت برخورداری از آموزش مناسب، اطلاعات دقیق، پشتیبانی فنی و فرماندهی کارآمد، قابلیتهای مهمی در اختیار یک ارتش قرار میدهند.
با این حال، جنگ یمن نشان داد که خرید تسلیحات پیشرفته، بهتنهایی تضمینکننده نتیجه مطلوب نیست. نابودی اهداف ثابت با از بین بردن یک شبکه نظامی پراکنده و سازگارشونده تفاوت دارد. انبارها، مراکز فرماندهی و مواضع مشخص را میتوان هدف حملات هوایی قرار داد؛ اما شناسایی و نابودی کامل توان موشکی و پهپادی نیرویی که تجهیزات خود را جابهجا میکند، دشوارتر است.
بر اساس بررسی مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا، سیاسآیاس، ائتلاف به رهبری عربستان از حملات پیش از پرتاب برای هدف قرار دادن موشکها و تجهیزات انصارالله استفاده کرده است. با این حال، ادامه فعالیت موشکی و پهپادی این جنبش نشان داد که حملات هوایی، بهتنهایی، برای حذف کامل این ظرفیت کافی نبودهاند.
این مسئله را باید محدودیت قدرت هوایی در برابر یک شبکه متحرک و پراکنده دانست، نه بیفایده بودن نیروی هوایی. قدرت هوایی میتواند تخریب گستردهای ایجاد کند، اما تبدیل این تخریب به کنترل پایدار میدان، به اطلاعات مؤثر، توان زمینی و راهبرد سیاسی قابل اجرا نیز نیاز دارد.
موشک و پهپاد در برابر پدافند پیشرفته؛ نبرد هزینهها
یکی از مهمترین ابعاد جنگ یمن، رقابت میان موشکها و پهپادهای انصارالله از یک سو و سامانههای دفاع هوایی عربستان از سوی دیگر بود.
بر اساس گزارش سیاسآیاس درباره جنگ موشکی یمن، انصارالله در جریان جنگ از موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادهای مسلح علیه اهداف نظامی و زیرساختی استفاده کرده است. این گزارش همچنین نقش سامانههای پاتریوت در دفاع عربستان و دشواری مقابله با حملات موشکی را بررسی میکند.
نکته اساسی این است که موفقیت پدافند هوایی را نمیتوان صرفاً با شمار اهداف رهگیریشده سنجید. میزان خسارت واردشده، هزینه رهگیری، نرخ موفقیت دفاع و توان ادامه مقابله با حملات در بلندمدت نیز اهمیت دارند.
در برخی سناریوها، مهاجم میتواند با استفاده از تجهیزات ارزانتر، مدافع را به مصرف موشکهای رهگیر گرانقیمت وادار کند. این عدم تقارن هزینهای میتواند فشار مالی و لجستیکی ایجاد کند؛ هرچند ارزانتر بودن پهپاد بهتنهایی به معنای موفقیت حمله نیست و دقت سلاح، نرخ رهگیری و ظرفیت جایگزینی تجهیزات نیز تعیینکنندهاند.
سیاسآیاس در پژوهشی درباره حملات منتسب به ایران و انصارالله، ۴۱۰۳ حمله را در فاصله ژانویه ۲۰۱۶ تا اکتبر ۲۰۲۱ بررسی کرده است. این مجموعه شامل انواع حملات علیه اهدافی در یمن، عربستان و دیگر نقاط منطقه بود و نباید آن را معادل ۴۱۰۳ حمله موشکی به خاک عربستان دانست. پژوهشگران همچنین تأکید کردهاند که دادههای علنی ممکن است همه حملات را پوشش ندهند.
در نتیجه، معیار اصلی ارزیابی توان انصارالله، صرفاً تعداد موشکهای شلیک شده نیست؛ بلکه توان حفظ ظرفیت حمله، تحمیل هزینه به دفاع هوایی و ایجاد اختلال در فعالیتهای حیاتی عربستان اهمیت دارد. ریاض برای مقابله با این تهدید ناچار شد منابع مالی و عملیاتی قابلتوجهی اختصاص دهد، بیآنکه صرف برخورداری از سامانههای پیشرفته بتواند خطر را بهطور کامل برطرف کند.
کارنامه حملات هوایی؛ تخریب گسترده، اما نه پیروزی راهبردی
پروژه دادههای یمن، حملات هوایی ائتلاف به رهبری عربستان و امارات را از مارس ۲۰۱۵ تا آوریل ۲۰۲۲ ثبت کرده است. این پایگاه اطلاعاتی، محل و نوع حملات و دستهبندی اهداف را بررسی میکند و میان نوبتهای حمله و حملات مجزای انجامشده در هر نوبت تفاوت میگذارد.
این دادهها امکان بررسی گستردگی و استمرار کارزار هوایی را فراهم میکنند؛ اما شمار حملات بهتنهایی برای اعلام پیروزی یا شکست کافی نیست. پرسش اصلی آن است که این حملات تا چه اندازه توانستند ظرفیت نظامی حریف را از بین ببرند، مانع بازسازی آن شوند و اهداف سیاسی اعلامشده را محقق کنند.
اگر یک کارزار هوایی بتواند اهداف ثابت را منهدم کند، اما نتواند توان بازسازی تجهیزات، ادامه حملات یا حفظ موقعیت میدانی را از طرف مقابل بگیرد، باید میان موفقیت تاکتیکی و ناکامی در تحقق اهداف راهبردی تفاوت قائل شد. جنگ یمن نمونهای از همین فاصله بود: توان تخریب بالا بود، اما نتیجه سیاسی و نظامی متناسب با حجم عملیات به دست نیامد.
اتکا به آمریکا؛ امنیت خریدنی نیست
یکی از مهمترین درسهای جنگ یمن به وابستگی نظامی عربستان به تأمینکنندگان خارجی بازمیگردد. خرید جنگنده و سامانه پدافندی تنها مرحله نخست ایجاد قدرت نظامی است. نگهداری تجهیزات، تأمین قطعات، آموزش نیروها، دسترسی به مهمات، تبادل اطلاعات و پشتیبانی فنی نیز برای تداوم عملیات ضروریاند.
بر اساس دادههای پروژه دادههای یمن، آمریکا در پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی از ائتلاف سعودی نقش داشته است و نیروهای آمریکایی و بریتانیایی نیز در مراکز فرماندهی و کنترل مرتبط با عملیات ائتلاف حضور داشتهاند. این موضوع نشان میدهد که کارزار نظامی عربستان صرفاً بر توان داخلی این کشور متکی نبود.
البته وابستگی خارجی بهخودیخود نشانه ناتوانی یک ارتش نیست؛ بسیاری از ارتشهای مدرن از همکاری بینالمللی بهره میبرند. مسئله زمانی ایجاد میشود که استمرار عملیات به تأمین مهمات، قطعات، اطلاعات و پشتیبانی خارجی وابستگی تعیینکننده پیدا کند.
عربستان میلیاردها دلار برای خرید تسلیحات هزینه کرده است؛ اما تجربه یمن نشان داد که خرید تجهیزات غربی الزاماً به استقلال راهبردی منجر نمیشود. اگر ادامه عملیات به پشتیبانی خارجی وابسته باشد، توان دفاعی کشور در شرایط بحران ممکن است با محدودیت روبهرو شود.
در چنین شرایطی، حمایت آمریکا میتواند قدرت نظامی عربستان را افزایش دهد، اما جایگزین ظرفیت بومی، آمادگی عملیاتی و راهبرد ملی نمیشود. جنگ یمن پرسشی جدی درباره الگوی امنیتی ریاض مطرح کرد: آیا اتکا به قدرت خارجی، بدون برخورداری از توان مستقل کافی، میتواند امنیت پایدار ایجاد کند؟
تجربه این جنگ دستکم نشان داد که پاسخ به این پرسش را نمیتوان صرفاً در قراردادهای تسلیحاتی و ارزش جنگندههای خریداریشده جستوجو کرد.
انصارالله؛ قدرت برخاسته از تجربه جنگ
انصارالله در بستر منازعات داخلی یمن شکل گرفت و رشد کرد؛ منازعاتی که ریشه در اختلافات سیاسی، اجتماعی و تاریخی این کشور دارند. گسترش جنگ و مداخله خارجی نیز به تقویت روایت مقاومت در میان بخشی از نیروهای این جنبش کمک کرد.
ترکیب تجربه رزمی، شناخت جغرافیا، ساختار سازمانی و توان موشکی و پهپادی، به انصارالله امکان داد در برابر ائتلافی با منابع مالی و تجهیزات بیشتر دوام بیاورد. این تجربه نشان میدهد که در جنگ نامتقارن، طرف دارای منابع محدودتر نیز میتواند با انتخاب شیوه مناسب نبرد، هزینههای سنگینی به رقیب تحمیل کند.
با این حال، نمیتوان تمام جامعه یمن را حامی انصارالله دانست یا موفقیت نظامی این جنبش را صرفاً به انگیزههای ایدئولوژیک نسبت داد. توان رزمی به سازماندهی، منابع، فرماندهی و تدارکات نیز وابسته است. مقاومت در برابر حملات خارجی هم بهتنهایی به معنای تحقق تمام اهداف سیاسی یا حل مشکلات داخلی یمن نیست.
در مقابل، توصیف ارتش عربستان بهعنوان نیرویی کاملاً ناکارآمد نیز دقیق نیست. مسئله اصلی این نیست که عربستان هیچ توان نظامی ندارد؛ بلکه این است که منابع مالی و فناوری گسترده آن نتوانست بهتنهایی مسئلهای پیچیده و ریشهدار را حل کند. این همان تناقضی است که جنگ یمن در برابر الگوی امنیتی ریاض قرار داد.
جمعبندی؛ وقتی قدرت خریداریشده، پیروزی نمیسازد
تجربه یمن نشان داد که قدرت نظامی تنها با شمار جنگندهها، ارزش تسلیحات یا حجم بودجه دفاعی سنجیده نمیشود. توانایی تبدیل تجهیزات به نتیجه سیاسی و نظامی، به شناخت محیط عملیاتی، کیفیت اطلاعات، انسجام فرماندهی، توان لجستیکی و راهبرد واقعبینانه وابسته است.
عربستان با وجود منابع مالی گسترده، تسلیحات پیشرفته و حمایت خارجی، نتوانست صرفاً از طریق قدرت هوایی و فشار نظامی، مسئله انصارالله را بهطور کامل حل کند. در مقابل، انصارالله با منابع محدودتر توانست دوام بیاورد، ظرفیت حمله خود را حفظ کند و هزینههای امنیتی و نظامی قابلتوجهی به ریاض تحمیل کند.
درس جنگ یمن برای عربستان روشن است: قدرت خرید تسلیحات با قدرت پایان دادن به جنگ یکسان نیست. اتکا به آمریکا و متحدان غربی میتواند توان دفاعی را افزایش دهد، اما بدون ظرفیت بومی، آمادگی عملیاتی و راهبردی که میان ابزار نظامی و اهداف سیاسی پیوند برقرار کند، تضمینی برای امنیت پایدار فراهم نمیکند.
انصارالله نشان داد که در جنگ، پول بیشتر و جنگنده پیشرفتهتر لزوماً حرف آخر را نمیزنند؛ همانطور که این جنگ ثابت کرد قدرت تخریب، هرقدر گسترده باشد، بدون توان تبدیل آن به نتیجه سیاسی پایدار، نمیتواند بهتنهایی سرنوشت میدان را تعیین کند.