رضا باقریپور: کمتر سالی هست که الهام علیاف، یار غار رژیم صهیونیستی در شمال ایران و منطقه قفقاز، به واسطه اقدامات ضداسلامی و بهخصوص ضدشیعی خود، در صدر اخبار قرار نگیرد. اخیرا نیز در کشوری که 98 درصد جمعیت آن مسلمانند، تصمیمهای تازه درباره پوشش در مدارس دولتی موجی از اعتراض و نگرانی پدید آورده است.
اواخر شهریور امسال، هیات وزیران دولت جمهوری باکو تغییراتی را در مقررات لباس فرم مدارس دولتی تصویب کرد. در ظاهر، این مصوبه نامی از حجاب نبرده و تنها از ممنوعیت پوششهایی سخن گفته که با «اصل سکولاریسم در آموزش» یا یکپارچگی لباس فرم مغایرت داشته باشد اما در عمل، از همان روزهای نخست اجرای آن، مدارس در باکو، سومقاییت، گنجه و برخی شهرهای دیگر از ورود دانشآموزان محجبه جلوگیری کردند. معلمان زن محجبه نیز با اولتیماتوم روبهرو شدند و عملا مجبور به انتخاب یکی از این 2 گزینه شدند: یا روسری را بردارند یا استعفا کنند.
تصاویر و ویدئوهایی که از ورودی مدارس منتشر شد، دختران نوجوانی را نشان میداد که پشت درهای بسته گریه میکردند و والدین خشمگینشان با مسؤولان مدرسه بحث میکردند. در یکی از موارد پربازتاب، دختر یکی از شهدای جنگ قرهباغ به دلیل داشتن حجاب از ورود به کلاس منع شد و مادرش در برابر دوربینها فریاد زد برای این کشور فرزند بزرگ کرده و حالا با این رفتار روبهرو شده است. دانشآموزان برخی مدارس در اعتراض به این محدودیت، کلاسها را تحریم کردند و مقابل ساختمانها تجمع کردند.
در برابر این رفتار رژیم علیاف، تنها ترکیه، آن هم نه آنچنان ویژه و خاص، انتقادی کرد که همان نیز با واکنش الهام علیاف که تند و صریح نیز بود، روبهرو شد. علیاف در سخنرانی دوم مهرماه در کنگره حزب حاکم آذربایجان نوین، بدون آنکه نامی از ترکیه ببرد، هشدار داد هیچکس حق دخالت در سبک زندگی آذربایجانیها را ندارد و باید بینیاش را از امور داخلی این کشور بیرون بکشد. این اظهارات پس از آن بیان شد که در استانبول، مقابل کنسولگری آذربایجان تجمع اعتراضی برگزار شد. مقامات ترکیه ترجیح دادند پاسخ رسمی ندهند و اعلام کردند در امور داخلی همسایه دخالت نمیکنند. سالهاست فضای مدارس و نهادهای دولتی آذربایجان نسبت به نمادهای مذهبی سختگیرانه است اما شدت عمل اخیر و همزمانی آن با افزایش فشار بر فعالان مذهبی، نشان میدهد رژیم باکو تصمیم گرفته سکولاریسم را با قاطعیت بیشتری به اجرا بگذارد.
حکومت جمهوری باکو به مثابه آژانس ضداسلامی و ضدایرانی در منطقه قفقاز
رژیم علیاف از همان سالهای اولیه پس از استقلال، نگاه بدبینانهای به تشیع مستقل داشت. اکثریت مردم آذربایجان شیعهاند اما حاکمان باکو همیشه نگران بودند این هویت مذهبی از کنترلشان خارج شود و به عاملی برای بسیج اجتماعی یا پیوند با خارج تبدیل شود. نتیجه این نگاه، مجموعهای از محدودیتها و سرکوبهایی بوده که طی 2 دهه گذشته شکل گرفته است.
نقطه اوج این رویکرد را میتوان در رویدادهای نارداران در آبان ۱۳۹۴ دید. نارداران روستایی سنتی و مذهبی در حاشیه باکو بود که سالها به عنوان یکی از مراکز زنده تشیع شناخته میشد. نیروهای امنیتی ۲۵ و ۲۶ نوامبر آن سال برای دستگیری طالع باقرزاده، رهبر جنبش وحدت مسلمانان وارد روستا شدند. آنچه پس از آن رخ داد، درگیری خونینی بود که به شهادت چند نفر از اهالی انجامید.
روستا برای روزها در محاصره قرار گرفت، برق و آب قطع شد و دهها نفر بازداشت شدند. دادگاهها احکام سنگینی صادر کردند؛ خود باقرزاده به 20 سال حبس محکوم شد. بسیاری از کسانی که در آن پرونده محاکمه شدند، از شکنجه و اعترافگیری اجباری سخن گفتند. این پرونده عملا به نمادی از نحوه برخورد حکومت با هرگونه فعالیت مذهبی مستقل تبدیل شد.
محدودیتها به عزاداری محرم و عاشورا هم سرایت کرد. سالهاست برگزاری دستههای خیابانی، نصب پرچم و نمادهای مذهبی در معابر عمومی و حتی مشارکت کودکان در مراسم با محدودیتهای جدی روبهرو است. دولت تأکید دارد مراسم فقط باید در مساجد و مکانهای رسمی و تحت نظارت برگزار شود. هیات مسلمانان قفقاز تاریخ عاشورا را تعیین میکند و برگزاری مراسم در روزهای دیگر اغلب با فشار و حتی برکناری امامان جماعت همراه میشود. پلیس در ایام محرم حضور پررنگی دارد و تجمعاتی را که غیرمجاز میخواند متفرق میکند. این سیاستها پس از نارداران شدت بیشتری گرفت و عملا فضای عمومی عزاداری را بهشدت محدود کرد. در میان این محدودیتها، چهرههایی مثل سیده شهلا فرجاوا هم پیدا شدند که حاضر به عقبنشینی نشدند. او در شهرک بینه، حسینیهای خانگی برپا کرده بود و پرچم امام حسین را نگه میداشت. نیروهای امنیتی بارها به خانهاش یورش بردند، پرچمها را پایین کشیدند، نذریها را به هم ریختند و او و همسرش را مورد ضرب و جرح و بازداشت قرار دادند. این برخوردها اگرچه سرکوبگرانه بود اما باعث شد سیده شهلا به یکی از نمادهای مقاومت خانگی در برابر محدودیتهای عزاداری تبدیل شود.
جنبش حسینیون هم در همین فضا شکل گرفت. این جریان که توسط توحید ابراهیمبیگلی پایهگذاری شد، خود را بخشی از جریان مقاومت میداند و حضور فعالی در ماجرای سوریه و حفاظت از حرم مقدس حضرت زینب سلام الله علیها داشت. حسینیون انتقادهای تندی به سیاستهای علیاف دارد و رژیم باکو را سرکوبگر هویت شیعی و نزدیک به اسرائیل میداند. مقامات جمهوری آذربایجان این گروه را افراطی و وابسته به خارج معرفی میکنند و اعضای آن را تحت تعقیب قرار دادهاند. آنقدر گستاخ که حتی دامنه این تعقیب را تا ایران گسترش دادند.
رژِیم علیاف سالهاست دیگر ملاحظه محافظهکارانهای برای مبارزه علیه شیعه ندارد. او نمونهای عیان از عداوت با مذهب را پیاده میکند که حتی در حکومتهایی با گرایش وهابی همچون عربستان هم کمسابقه است. علیاف نه اینکه تنها جلوی مراسم و نمادهای مذهبی را میگیرد، بلکه به شکل غیرعادیای از سمت دیگر پیشروی میکند. او در یک جامعه مذهبی با حداقل ۸۰ درصد جمعیت شیعه، حامی راهپیمایی همجنسبازان میشود! اما عجیبترین نکته در این میان آن است که گاه برخی مسؤولان کشور، چنین موجودیتی را به عنوان متحد، همسایه دوست و شریک معرفی میکنند.
ما و رژیم باکو
مهمترین وجه مساله برای ایران، پیوند میان سیاست داخلی جمهوری باکو و جهتگیری خارجی آن است. باکو با رژیم موقت صهیونی روابطی گسترده در حوزههای انرژی، تجارت، فناوری، دفاع و امنیت دارد. وزارت خارجه آذربایجان در اطلاعیه مربوط به دیدار ۲۶ ژانویه ۲۰۲۶ وزیر خارجه این کشور با گیدئون سعر، وزیر خارجه رژیم، از ماهیت «مشارکت راهبردی» روابط 2 طرف سخن گفت و حوزههای دفاعی و امنیتی را نیز در شمار زمینههای همکاری قرار داد. حال پرسش اصلی این است: سیاست همسایگی که توسط مسؤولان ما مدام تکرار میشود، توانسته است میان حفظ روابط دیپلماتیک و صیانت از امنیت ملی و حتی انجام وظیفه اسلامی در مقابل مردم آذربایجان توازن برقرار کند؟ اگر نگرانیهایی درباره همکاریهای امنیتی باکو و تلآویو وجود دارد، انتظار میرود در گفتوگوهای دوجانبه بهصراحت مطرح و پاسخهای روشن دریافت شود. روابط دوستانه در سطح تشریفات، بهتنهایی جایگزین سازوکارهای اعتمادساز، شفافیت امنیتی و توافق عملی بر سر عدم استفاده از قلمرو همسایگان برای تهدید یکدیگر نیست.
رژیم علیاف در سیاستهای ضداسلامی خود روز به روز گستاختر میشود
اسلامستیزی به نیابت از اسرائیل
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها