به گزارش وطن امروز ؛ بر اساس دادههای بازار پیشبینی پولیمارکت در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶، احتمال تصاحب مجلس نمایندگان از سوی دموکراتها حدود ۹۱ درصد برآورد شده است. برخی مدلهای پیشبینی دیگر نیز احتمال بالایی برای بازگشت این حزب به اکثریت مجلس نمایندگان در نظر گرفتهاند.
اما پرسش اصلی برای ایران فراتر از نتیجه انتخابات است: اگر جمهوریخواهان اکثریت کنگره را از دست بدهند، آیا ترامپ برای ادامه جنگ با محدودیت جدی روبهرو میشود یا همچنان میتواند سیاست نظامی خود را دنبال کند؟
یکی از شاخصهای مهم برای پیشبینی انتخابات مجلس نمایندگان، نظرسنجی عمومی حزبی یا «رأی ترجیحی مجلس نمایندگان» است؛ نظرسنجیای که از رأیدهندگان میپرسد در انتخابات مجلس به نامزد دموکرات رأی میدهند یا جمهوریخواه، بدون آنکه رقابت یک حوزه انتخاباتی مشخص را بررسی کند.
بر اساس میانگین نظرسنجیهای منتشرشده در وبسایت فیفتیپلاسوان در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶، دموکراتها با حدود ۵۰.۹ درصد در برابر ۴۳.۲ درصد جمهوریخواهان قرار داشتند؛ یعنی برتری حدود ۷.۷ واحد درصدی برای دموکراتها. این وبسایت میانگین خود را با در نظر گرفتن کیفیت و تازگی نظرسنجیها محاسبه میکند.
همچنین گزارش رسانه آمریکایی آکسیوس در ۹ اکتبر، با استناد به تغییر ارزیابیهای انتخاباتی مؤسسه کوک پولیتیکال ریپورت، نشان داد که چشمانداز رقابت در تعدادی از حوزههای مجلس نمایندگان به نفع دموکراتها تغییر کرده است. در این ارزیابی، دستیابی دموکراتها به مجموع حدود ۲۲۴ تا ۲۳۴ کرسی مطرح شد؛ دامنهای که در صورت تحقق، میتواند اکثریت مجلس را به این حزب بازگرداند.
مجلس نمایندگان آمریکا ۴۳۵ کرسی دارد و اکثریت معمولاً به ۲۱۸ کرسی نیازمند است؛ البته تعداد کرسیهای خالی و شرایط خاص هر دوره میتواند در محاسبات مؤثر باشد.
بنابراین، برآورد محتاطانه این است که دموکراتها برای تصاحب مجلس نمایندگان موقعیت مناسبی دارند، اما میزان اکثریت آنها همچنان به نتایج حوزههای رقابتی وابسته است.
رقابت سنا؛ فرصتی برای دموکراتها، اما با موانع جدی
در مجلس سنا، شرایط پیچیدهتر است. جمهوریخواهان با ۵۳ کرسی در برابر ۴۷ سناتور دموکرات و مستقل همپیمان آنان، اکثریت فعلی را در اختیار دارند. برای تغییر کنترل سنا، دموکراتها باید چند کرسی جمهوریخواهان را تصاحب کنند و همزمان از کرسیهای خود دفاع کنند.
گزارش رویترز در ۱۲ اکتبر، رقابت در ایالتهایی مانند مین، اوهایو، میشیگان، آلاسکا، آیووا و تگزاس را در تعیین ترکیب آینده سنا مهم دانست. در این ایالتها، وضعیت نامزدها، تحولات سیاسی محلی و میزان مشارکت رأیدهندگان میتواند بر نتیجه نهایی اثر بگذارد.
در ایالت مین، نظرسنجی مشترک روزنامه واشنگتنپست و دانشگاه شَر که از ۳۰ سپتامبر تا ۵ اکتبر میان ۸۰۰ رأیدهنده احتمالی انجام شد، نشان داد تروی جکسون، نامزد دموکرات، با ۵۰ درصد در برابر ۴۶ درصد از سوزان کالینز، سناتور جمهوریخواه، پیش است. با این حال، این برتری در محدوده خطای نمونهگیری قرار داشت و به معنای تضمین پیروزی نبود.
این نمونه نشان میدهد که حتی در رقابتهایی که دموکراتها جلو هستند، نتیجه نهایی میتواند با تغییر مشارکت رأیدهندگان یا تحولات روزهای پایانی انتخابات تغییر کند.
آیا پیروزی دموکراتها به برکناری ترامپ منجر میشود؟
یکی از برداشتهای مطرحشده درباره انتخابات این است که اگر دموکراتها هر دو مجلس را تصاحب کنند، میتوانند ترامپ را استیضاح و از قدرت برکنار کنند. اما این دو مرحله از نظر قانونی کاملاً متفاوتاند.
مجلس نمایندگان میتواند با رأی اکثریت ساده، مواد استیضاح رئیسجمهور را تصویب کند. با این حال، محکومیت و برکناری رئیسجمهور در سنا به رأی موافق دوسوم سناتورهای حاضر نیاز دارد. بنابراین، حتی در صورت پیروزی دموکراتها در هر دو مجلس، برکناری ترامپ بدون حمایت شماری از جمهوریخواهان بسیار دشوار خواهد بود.
در نتیجه، تغییر اکثریت کنگره را نباید معادل پایان ریاستجمهوری ترامپ دانست. با این حال، اکثریت دموکراتها میتواند زمینه برگزاری جلسات تحقیق و تفحص، بررسی هزینههای جنگ، احضار مقامهای دولتی و افزایش نظارت بر عملکرد کاخ سفید را فراهم کند.
چنین اقداماتی ممکن است هزینه سیاسی تصمیمهای دولت را بالا ببرد؛ بهویژه اگر اسناد و گزارشهای رسمی، پرسشهای تازهای درباره اهداف جنگ، نحوه تصمیمگیری یا پیامدهای اقتصادی آن ایجاد کنند.
کنگره چگونه میتواند بر ادامه جنگ علیه ایران اثر بگذارد؟
مهمترین ابزار کنگره برای اعمال فشار بر دولت، اختیار قانونگذاری و تصویب بودجه است. عملیات نظامی آمریکا هزینههای گستردهای دارد و تأمین مالی بسیاری از فعالیتهای نظامی به اعتبارات مصوب کنگره وابسته است.
اگر دموکراتها اکثریت مجلس نمایندگان را به دست آورند، میتوانند در مذاکرات بودجهای خواستار گزارشدهی بیشتر درباره هزینهها و اهداف جنگ شوند یا برای برخی اعتبارات، محدودیتهایی پیشنهاد کنند. این اقدامات میتواند ادامه عملیات را از نظر سیاسی و مالی دشوارتر کند.
با این حال، تصویب قوانین محدودکننده با موانعی همچون مخالفت احتمالی سنا و حق وتوی رئیسجمهور روبهرو است. شکستن وتو نیز به رأی دوسوم در هر دو مجلس نیاز دارد. از همین رو، در اختیار گرفتن مجلس نمایندگان بهتنهایی به معنای توانایی توقف فوری عملیات نظامی نیست.
در چنین شرایطی، پیروزی دموکراتها بیش از آنکه تضمینکننده پایان جنگ باشد، میتواند هزینههای سیاسی، مالی و نهادی ادامه آن را افزایش دهد.
آیا دموکراتها واقعاً مخالف جنگ هستند؟
نکته مهمتر این است که مخالفت با ترامپ الزاماً به معنای مخالفت اصولی با سیاستهای نظامی آمریکا نیست.
برخی از دموکراتها ممکن است به دلایل حقوقی، انسانی یا اقتصادی با جنگ مخالف باشند؛ برخی دیگر نیز ممکن است نحوه تصمیمگیری ترامپ، نبود نظارت کافی کنگره یا هزینههای درگیری را هدف انتقاد قرار دهند. این تفاوتها تعیین میکند که مخالفت سیاسی تا چه اندازه میتواند به اقدام عملی منجر شود.
تجربه جنگهای عراق و افغانستان و عملیات نظامی آمریکا در دوره دولتهای مختلف نشان میدهد که رویکرد مداخلهگرایانه به یک حزب محدود نیست. بنابراین، نمیتوان با اطمینان گفت که بازگشت دموکراتها به اکثریت کنگره، سیاست خارجی آمریکا را از تقابل با ایران به تعامل تغییر خواهد داد.
از سوی دیگر، نارضایتی اقتصادی و نگرانی از هزینههای جنگ میتواند به عامل انتخاباتی مهمی تبدیل شود. اگر رأیدهندگان ادامه جنگ را عاملی برای افزایش هزینههای زندگی یا بیثباتی اقتصادی بدانند، فشار بر نمایندگان برای تغییر مسیر سیاست نظامی افزایش خواهد یافت؛ هرچند میزان این تأثیر باید بر اساس نظرسنجیهای معتبر و دادههای واقعی سنجیده شود.
جنایت میناب و نقش رقابتهای سیاسی در رسانههای آمریکا
بازتاب جنایت میناب در برخی رسانههای آمریکایی نیز باید با همین نگاه بررسی شود. پرداختن رسانهها به تلفات غیرنظامیان میتواند ناشی از وظیفه اطلاعرسانی و حساسیت نسبت به پیامدهای انسانی جنگ باشد؛ اما در فضای قطبی سیاست آمریکا، رقابت حزبی نیز ممکن است بر انتخاب موضوعات و نحوه روایت رویدادها اثر بگذارد.
در نهایت، انتخابات میاندورهای میتواند موقعیت سیاسی ترامپ را تضعیف کند و در صورت پیروزی دموکراتها، فشار کنگره بر دولت افزایش یابد. نظارت بیشتر، مناقشات بودجهای و تحقیق درباره هزینههای جنگ از جمله ابزارهایی هستند که ممکن است توان مانور کاخ سفید را محدود کنند.
با این حال، شکست جمهوریخواهان در انتخابات کنگره به معنای پایان خودکار جنگ علیه ایران نیست. اختیارات رئیسجمهور در سیاست خارجی، موانع قانونی و سابقه مداخله نظامی دولتهای هر دو حزب نشان میدهد که تغییر اکثریت کنگره لزوماً به تغییر راهبرد آمریکا منجر نمیشود.