۲۲/مهر/۱۴۰۵
|
۲۳:۵۶
«حاکمیت عملیاتی» یا مصونیت از جنایت؟ 

روایتی که بشریت را به لبه پرتگاه می‌برد

ماشاءالله ذراتی: 20 مهر خبری کوتاه در بخش اقتصادی رسانه‌های صهیونی منتشر شد که در نگاه اول بیشتر به یک معامله تجاری معمول در حوزه فناوری شباهت دارد: شرکت آمریکایی «اونْدَس» (Ondas Holdings) و غول نرم‌افزاری «پالانتیر» (Palantir) اعلام کردند شرکت مشترکی به نام «رگنا ای‌آی» (Regna AI) تأسیس کرده‌اند که «مدل‌های هوش مصنوعی برای مأموریت‌های امنیتی و عملیاتی» را توسعه خواهد داد. 
این خبر اما در بطن خود حاوی یک تحول راهبردی است که پیامدهای آن بسیار فراتر از یک قرارداد تجاری است: صنعتی‌سازی و خودکارسازی کشتار از طریق هوش مصنوعی، با مشارکت مستقیم شرکت‌های آمریکایی و استفاده از «آزمایشگاه انسانی» غزه به عنوان میدان آزمایش و اعتبارسنجی.

از «حماس» تا «رگنا»؛ یک اکوسیستم یکپارچه
برای درک اهمیت این خبر باید آن را در چارچوب بزرگ‌تری دید. شرکت اونْدَس در طول یک سال گذشته یک کارزار خرید گسترده در اسرائیل به راه انداخته و نزدیک ۴۰۰ میلیون دلار در شرکت‌های امنیتی و فناوری رژیم سرمایه‌گذاری کرده است. 
این شرکت‌ها شامل «ایروبوتيکس» (تولیدکننده پهپادهای خودمختار)، «سنتريکس» (سیستم‌های شناسایی و خنثی‌سازی پهپاد)، «اومنیسیس» (سیستم‌های الکترونیک دفاعی) و «روبو تیم» (ربات‌های زمینی تاکتیکی) می‌شود. همه این شرکت‌ها زیر یک چتر به نام «سیستم‌های خودمختار اونْدَس» (Ondas Autonomous Systems) سازماندهی شده‌اند که مرکز آن در سرزمین اشغالی است و حدود 1000 کارمند در رژیم دارد.
اکنون «رگنا ای‌آی» قرار است مغز متفکر این پیکره باشد: لایه‌ای از هوش مصنوعی که پهپادها، ربات‌های زمینی، شناورهای بدون سرنشین و سیستم‌های اطلاعاتی را به یک شبکه خودمختار و خودآموز متصل کند. 
پالانتیر زیرساخت فناوری این شرکت را از طریق پلتفرم هوش مصنوعی خود (AIP) فراهم می‌کند و تیم‌های مهندسی 2 شرکت مدل‌ها را برای «مشتریان مختلف» تنظیم خواهند کرد.
1- «حاکمیت عملیاتی»؛ روایتی برای پنهان‌سازی مسؤولیت
در بیانیه تأسیس رگنا ای‌آی، بر مفهوم «حاکمیت عملیاتی» (Operational Sovereignty) تأکید شده است. ادعا این است که مدل‌های این شرکت «در محیط‌های محاسباتی تحت کنترل مشتری» اجرا می‌شود و «حتی در شرایطی که ارتباطات محدود یا مختل است» کار می‌کند. اریک براک، مدیرعامل اونْدَس در این باره گفت: «هیچ دولتی نباید استراتژی هوش مصنوعی خود را بر مدل‌ها یا زیرساخت‌های داده‌ای بنا کند که تحت کنترلش نیست».
این زبان، در ظاهر دغدغه‌ای مشروع درباره استقلال فناورانه را بازتاب می‌دهد اما در بافت رژیم صهیونی، معنای دیگری دارد: آزادی عمل کامل برای ارتش جنایتکار رژیم در استفاده از هوش مصنوعی برای اهداف کشتار جمعی، بدون هیچ نظارت خارجی یا محدودیت حقوقی بین‌المللی. اگر مدل‌ها «در محل» اجرا شود و «تحت کنترل مشتری» باشد، آنگاه هیچ نهاد ناظر بین‌المللی نمی‌تواند به داده‌ها، الگوریتم‌ها یا خروجی‌ها دسترسی داشته باشد. این دقیقا همان چیزی است که برای پنهان‌سازی مسؤولیت حقوقی در قبال جنایات جنگی طراحی شده است.

2- پالانتیر؛ از گاتهام تا «پدر کجاست؟»
نقش پالانتیر در این معادله را نمی‌توان جدا از سابقه این شرکت در همکاری با رژیم تحلیل کرد. پالانتیر ژانویه ۲۰۲۴ یک مشارکت راهبردی با وزارت جنگ رژیم صهیونیستی امضا کرد تا فناوری‌های خود را «در پشتیبانی از مأموریت‌های مرتبط با جنگ» به کار گیرد. الکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر، خود را «حامی‌ترین مدیرعامل این شرکت از اسرائیل» توصیف کرده است.
بر اساس گزارش‌های متعدد، فناوری‌های پالانتیر در عملیات نظامی در غزه، لبنان و حتی عملیات مرتبط با ایران به کار گرفته شده است. پلتفرم «گاتهام» (Gotham) این شرکت، همراه با سیستم‌های Gospel (انجیل)،Lavender  (اسطوخودوس) و Where’s Daddy (بابا کجاست؟) سامانه‌های هوش مصنوعی هستند که رژیم از آنها برای اجرای دکترین ضاحیه به عنوان چارچوب تروریسم سازمان‌یافته استفاده کرد.
ارتش رژیم اشغالگر پذیرفته برای هدف قرار دادن یک فرمانده حماس که از طریق فرآیندهای هوش مصنوعی شناسایی شده، تلفات غیرنظامی قابل توجهی گاه بیش از ۱۰۰ شهید را بپذیرد. این یعنی الگوریتم‌ها نه‌تنها دقت را افزایش نمی‌دهد، بلکه بهانه‌ای برای کشتار گسترده‌تر فراهم می‌کند. همان‌طور که یکی از سربازان اسرائیلی در مستند «نازا» (NAZA) اعتراف کرده، معیار «کمیت بود، نه کیفیت».

3- «رگنا ای‌آی» و آینده کشتار خودکار
آنچه «رگنا ای‌آی» را از نسل قبل سیستم‌های هوش مصنوعی نظامی متمایز می‌کند، هدف اعلامی آن برای یکپارچه‌سازی همه سامانه‌ها در یک شبکه خودمختار است. این شرکت قرار است مدل‌هایی را توسعه دهد که «در پهپادها، خودروهای زمینی، شناورها و سیستم‌های اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی» ادغام شوند. این مدل‌ها می‌توانند «اطلاعات جمع‌آوری‌شده از حسگرها و منابع مختلف را تحلیل، گزینه‌های عملیاتی را مقایسه و پیشنهاد تغییراتی در برنامه‌های عملیاتی را ارائه کنند».
این توصیف، در زبان غیرفنی، به معنای حرکت به سمت خودکارسازی کامل چرخه کشتار است: از جمع‌آوری داده و شناسایی هدف تا تصمیم‌گیری و اجرا. ادعای شرکت‌ها مبنی بر اینکه «تصمیمات عملیاتی تابع بررسی و تأیید انسانی خواهد بود» در بهترین حالت یک تشریفات حقوقی است. همان‌طور که پژوهشگران حقوق بین‌الملل هشدار داده‌اند، در سیستم‌هایی که توصیه الگوریتم به «عامل غالب» در تصمیم‌گیری انسانی تبدیل می‌شود، مشارکت انسانی به یک «تشریفات رویه‌ای یا محدود به زمان» تقلیل می‌یابد. نکته‌ای که در پوشش رسانه‌ای این خبر کمتر به آن توجه شد، ارتباط مستقیم رگنا ای‌آی با عملیات علیه ایران است. گزارش‌ها حاکی از آن است پالانتیر در برنامه‌ریزی حملات علیه ایران نقش داشته و «سیستم میون اسمارت» (Maven Smart System) این شرکت، با یکپارچه‌سازی مدل هوش مصنوعی «کلود» شرکت آنتروپیک، اهداف بالقوه را شناسایی و نقشه‌برداری کرده است. همچنین انتصاب دیوید بارنِئا، رئیس سابق موساد (۲۰۲6-۲۰۲1)، به عنوان «رئیس جهانی» اونْدَس در آگوست ۲۰۲۶، نشانه‌ای روشن از پیوند مستقیم این شرکت با دستگاه اطلاعاتی رژیم است. بارنئا در دوره ریاست خود بر موساد، یک «بازسازی عملیاتی گسترده» را رهبری کرد که «هوش مصنوعی، امنیت سایبری و سیستم‌های ارتباطی مدرن را در مرکز فعالیت‌های این نهاد قرار داد». او خود گفته است: «برتری عملیاتی امروز به اتصال اطلاعات، هوش مصنوعی و پلتفرم‌های خودمختار در یک محیط هماهنگ بستگی دارد».
این اظهارات، عملا اعلام جنگ فناورانه است: رژیم و شرکای آمریکایی آن، در حال ساخت یک زیرساخت هوش مصنوعی هستند که به طور خاص برای «برتری عملیاتی» در برابر ایران و محور مقاومت طراحی شده است.

4- فناوری به‌ مثابه سلاح کشتار جمعی
تأسیس «رگنا ای‌آی» را نباید صرفا یک رویداد اقتصادی یا فناورانه دید. این شرکت، آخرین حلقه زنجیره‌ای است که از یک سو، صنعت نظامی - فناوری رژیم صهیونی را با سرمایه و زیرساخت شرکت‌های بزرگ آمریکایی پیوند می‌زند و از سوی دیگر، کشتار خودکار و گسترده غیرنظامیان را از یک «انحراف» به یک «سیاست سیستماتیک» تبدیل می‌کند.
اگر در سال‌های گذشته، رژیم از هوش مصنوعی برای شناسایی اهداف و بمباران خانه‌های فلسطینیان استفاده می‌کرد، اکنون «رگنا ای‌آی» قصد دارد این فرآیند را در مقیاسی صنعتی و در قالب یک «پلتفرم قابل صادرات» به همه ارتش‌ها و نهادهای امنیتی همسو با خود عرضه کند و این یعنی صادرات مدل کشتاری که در غزه آزمایش و اعتبارسنجی شده است.
برای کشورهای منطقه به‌خصوص آنها که به پیمان آبراهام نپیوسته‌اند، این تحول یک هشدار راهبردی است. «حاکمیت عملیاتی» که رگنا ای‌آی تبلیغ می‌کند، در عمل به معنای مصونیت کامل از پاسخگویی حقوقی برای رژیم صهیونیستی و شریک آن آمریکاست. اگر این مسیر ادامه یابد، شاهد شکل‌گیری یک ناتوی فناورانه خواهیم بود که در آن تصمیم درباره زندگی و مرگ انسان‌ها، نه در اتاق‌های فرماندهی، بلکه در سرورها و الگوریتم‌های شرکت‌های خصوصی آمریکایی - صهیونی گرفته می‌شود.
راه مقابله با این روند، نه صرفا محکومیت دیپلماتیک، بلکه سرمایه‌گذاری راهبردی بر فناوری‌های بومی، ایجاد بازدارندگی سایبری و افشای زنجیره مسؤولیت شرکت‌های دخیل در جنایات فناورانه است. رگنا ای‌آی و امثال آن ثابت می‌کنند در قرن 21 الگوریتم می‌تواند به همان اندازه بمب، کشنده باشد و به مراتب پنهان‌تر.
آمریکا و رژیم، با سوءاستفاده ابزاری از هوش مصنوعی که ترامپ آن را «ابرهوش» نامید، نام «فناوری» را بر «کشتار» گذاشته‌اند و چشم بشریت را به تماشای نسلی از جنایت نشانده‌اند که دیگر حتی به دست انسان هم انجام نمی‌شود. اگر این مسیر ادامه یابد، آینده‌ای در انتظار بشر است که در آن ماشین‌ها تصمیم می‌گیرند، انسان‌ها تنها امضا می‌کنند و اخلاق پیش از آنکه قربانی بمب شود، قربانی الگوریتم شده است. این نه پیشرفت است، نه تمدن، فروپاشی اخلاقی در لباس مدرنیته است و تاریخ، هرگز آن را نخواهد بخشید.

ارسال نظر
captcha
پربیننده