به گزارش وطن امروز، افزایش کمسابقه هزینه تأمین انرژی، در آستانه فصل سرد بار دیگر آسیبپذیری اقتصاد اروپا در برابر تحولات خارج از مرزهای این قاره را آشکار کرده است. «اورسولا فوندرلاین» رئیس کمیسیون اروپا، چند روز پیش (۱۴ مهر) اعلام کرد که از زمان آغاز حملات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، قیمت گاز در اروپا ۱۴۰ درصد افزایش یافته، بهای گازوئیل دو برابر شده و هزینه واردات سوختهای فسیلی اتحادیه اروپا ۱۰۰ میلیارد یورو بالا رفته است؛ افزایشی که بدون ورود انرژی بیشتر به این قاره رقم خورده است.
این هشدار در شرایطی مطرح میشود که اروپا باید همزمان با پیامدهای اقتصادی افزایش قیمتها، ذخایر گاز خود را برای ماههای سرد پیشرو مدیریت کند و از تداوم تأمین انرژی برای خانوارها و صنایع اطمینان یابد. در این میان، ناامنی مسیرهای راهبردی انتقال انرژی و تداوم جنگ روسیه و اوکراین، چشمانداز تأمین سوخت را پیچیدهتر کرده است.
اکنون پرسش این است که آیا اروپا میتواند با وجود این فشارهای ژئوپلیتیکی، انرژی مورد نیاز خود را در فصل سرد با هزینهای قابلتحمل تأمین و از بروز بحرانی گسترده در اقتصاد و معیشت شهروندانش جلوگیری کند؟
فصل سرد گران؛ بهای راهبرد انرژی اروپا
بازار انرژی اروپا از زمان آغاز حملات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در اسفند ۱۴۰۴ با افزایش قیمتها و نگرانی درباره تأمین پایدار گاز روبهرو شده است. بر اساس دادههای بازار در ۲۰ مهر(۱۲ اکتبر)، بهای شاخص گاز اروپا در بازار هلند به حدود ۸۳ یورو بهازای هر مگاواتساعت رسید؛ درحالیکه پیش از بحران در محدوده ۳۰ تا ۳۵ یورو قرار داشت. همزمان، ذخایر گاز اتحادیه اروپا در ۱۹ مهر (۱۱ اکتبر) به حدود ۷۳.۶ درصد ظرفیت رسید؛ سطحی که همچنان از میزان ذخایر در مقطع مشابه سال گذشته پایینتر است.
شبکه اروپایی اپراتورهای سامانه انتقال گاز نیز در گزارش چشمانداز تأمین گاز برای فصل سرد ۲۰۲۶–۲۰۲۷ هشدار داد که در صورت محدود ماندن عرضه گاز طبیعی مایع، ذخایر اروپا ممکن است تا پایان فصل سرد به کمتر از ۳۰ درصد برسد. افزایش قیمتها، پایین بودن سطح ذخایر و رقابت جهانی برای تأمین گاز، حاشیه اطمینان اروپا را در ماههای پیش رو کاهش میدهد و این قاره را در برابر سرمای شدید یا اختلال بیشتر در عرضه آسیبپذیرتر میکند.
از نگاه ناظران، پیامد این وضعیت فراتر از افزایش هزینه برق و گرمایش است و قدرت خرید خانوارها و توان رقابت صنایع را تحت فشار قرار میدهد. افزایش قیمت انرژی، هزینه تولید در صنایعی مانند مواد شیمیایی، پلاستیک و کودهای شیمیایی را بالا میبرد و میتواند به افزایش قیمت کالاها، کاهش حاشیه سود شرکتها و محدود شدن فعالیت بنگاهها منجر شود.
در شرایطی که صنایع اروپا پیشتر نیز با هزینه بالای انرژی و رقابت جهانی مواجه بودهاند، تداوم این روند ممکن است تولید را کاهش دهد، سرمایهگذاری را به تأخیر بیاندازد و انتقال بخشی از فعالیتها به مناطق برخوردار از انرژی ارزانتر را تشویق کند؛ تحولاتی که اشتغال صنعتی و جایگاه اقتصادی اروپا را تهدید میکنند.
دولتهای اروپایی نیز برای حمایت از خانوارها و صنایع با محدودیت منابع مالی روبهرو هستند؛ زیرا گسترش یارانهها و کاهش مالیات انرژی میتواند فشار بر بودجه عمومی را افزایش دهد. پیشنهاد وضع مالیات بر سودهای مازاد شرکتهای انرژی نیز از تلاش برای تقسیم هزینه بحران میان دولتها، مصرفکنندگان و شرکتها حکایت دارد.
با اینحال، حمایتهای مالی وابستگی اروپا به واردات انرژی را برطرف نمیکنند و موفقیت این قاره در عبور از فصل سرد به تأمین پایدار گاز و مهار هزینهها بستگی دارد. بنابراین، شوک انرژی علاوه بر معیشت شهروندان، توان رقابت صنعتی و ظرفیت مالی دولتهای اروپایی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و هزینههای راهبرد انرژی این قاره را آشکار میکند.
هرمز و اوکراین؛ دو جبهه بحران انرژی اروپا
آسیبپذیری انرژی اروپا فقط به میزان ذخایر گاز این قاره محدود نمیشود، بلکه به امنیت مسیرهای انتقال و ثبات مناطق تولیدکننده نیز وابسته است. حدود ۲۰ درصد جریان جهانی گاز طبیعی مایع در سال ۲۰۲۵ از تنگه هرمز عبور میکرد و اختلال در این گذرگاه میتواند با کاهش عرضه جهانی و تشدید رقابت بر سر محمولههای موجود، هزینه تأمین گاز اروپا را افزایش دهد.
همزمان، ناامنی در تنگه بابالمندب و دریای سرخ میتواند کشتیها را به تغییر مسیر از طریق دماغه امید نیک وادار کند و زمان و هزینه انتقال انرژی را بالا ببرد؛ بهطوریکه بر اساس گزارشهای منتشرشده در تابستان ۲۰۲۶، مسیر برخی نفتکشها از حدود ۱۹ روز به نزدیک ۴۸ روز افزایش یافته است. بنابراین، حتی بدون توقف کامل صادرات نیز اختلال در این گذرگاهها میتواند فشار تازهای بر بازار انرژی اروپا وارد کند.
این مخاطرات با تغییر الگوی تأمین گاز اروپا پس از کاهش واردات از روسیه اهمیت بیشتری یافتهاند. بر اساس گزارش سال ۲۰۲۶ آژانس همکاری نهادهای تنظیمگر انرژی اروپا، گاز طبیعی مایع نزدیک به نیمی از تأمین گاز اتحادیه اروپا را تشکیل میدهد و حدود ۵۸ درصد واردات این محصول در سال ۲۰۲۵ از آمریکا تأمین شده است.
هرچند این تنوعبخشی وابستگی اروپا به یک تأمینکننده را کاهش داده، این قاره را در برابر نوسان قیمتهای جهانی و رقابت با خریداران آسیایی آسیبپذیرتر کرده است؛ زیرا محدود شدن عرضه از خلیج فارس میتواند رقابت برای جذب محمولههای جایگزین را تشدید کند و هزینه واردات را افزایش دهد.
در کنار ناامنی مسیرهای انتقال، جنگ روسیه و اوکراین نیز از طریق تغییر جریان تجارت و آسیب به زیرساختهای انرژی بر بازار اروپا فشار وارد میکند. روسیه در سال ۲۰۲۱ بیش از ۴۰ درصد مصرف گاز اتحادیه اروپا را تأمین میکرد اما این سهم بر اساس گزارش سال جاری میلادی آژانس همکاری نهادهای تنظیمگر انرژی اروپا به حدود ۱۲ درصد تقاضای گاز این اتحادیه رسیده است.
با این حال، کاهش وابستگی به مسکو به معنای حذف آثار جنگ نیست؛ حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه میتواند عرضه فرآوردههای نفتی را مختل کند و حملات روسیه به شبکه برق و زیرساختهای انرژی اوکراین نیز فشار بر این کشور را در آستانه فصل سرد افزایش دهد. گزارش ۱۸ مهر (۱۰ اکتبر) آسوشیتدپرس نیز به تداوم این حملات و محدودیتهای پیشین صادرات گازوئیل روسیه اشاره کرده است.
مجموعه این تحولات نشان میدهد که امنیت انرژی اروپا همزمان از ناامنی گذرگاههای دریایی، رقابت برای تأمین محمولههای جایگزین و پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین تأثیر میپذیرد و عبور از فصل سرد را پرهزینهتر و پیشبینیناپذیرتر میکند.
آیا اروپا توان عبور از فصل سرد را دارد؟
گزارش چشمانداز تأمین گاز اروپا برای سال ۲۰۲۶–۲۰۲۷ که شبکه اروپایی اپراتورهای سامانه انتقال گاز ۱۶ مهر(۸ اکتبر) منتشر کرد، تصویری دوگانه از آمادگی این قاره ترسیم میکند؛ زیرساختهای گازی اروپا همچنان توان پاسخگویی به تقاضا را دارند اما سطح پایین ذخایر، حاشیه اطمینان را کاهش داده است.
بر اساس این گزارش، مخازن زیرزمینی گاز اتحادیه اروپا در اول اکتبر فقط ۷۲ درصد ظرفیت خود را پر کرده بودند، درحالیکه این میزان در زمان مشابه سال گذشته حدود ۸۳ درصد بود. در مقابل، ظرفیت واردات و تبدیل گاز طبیعی مایع به گاز قابل انتقال در شبکه اروپا به حدود ۱۴۵ میلیارد مترمکعب در طول فصل سرد میرسد و میتواند بخشی از کمبود ذخایر را جبران کند. بنابراین، چالش اصلی اروپا نه فقدان زیرساخت واردات بلکه تأمین محمولههای کافی و انتقال آنها با هزینه قابلتحمل است.
با این حال، این ارزیابی به تداوم عرضه گاز طبیعی مایع وابستگی زیادی دارد و محدود شدن محمولههای ورودی میتواند وضعیت را دشوارتر کند. در صورت محدود ماندن دسترسی اروپا به این سوخت، ذخایر ممکن است تا پایان فصل سرد به کمتر از ۳۰ درصد ظرفیت کاهش یابد؛ وضعیتی که آسیبپذیری در برابر موجهای سرمای دیرهنگام را افزایش میدهد و پر کردن دوباره مخازن در تابستان ۲۰۲۷ را دشوارتر میکند.
در این میان، ناامنی در تنگههای هرمز و بابالمندب میتواند عرضه جهانی و هزینه انتقال انرژی را تحت تأثیر قرار دهد و جنگ روسیه و اوکراین نیز از طریق اختلال در زیرساختها و تغییر جریان تجارت سوخت بر بازار فشار وارد کند. ازاینرو، توان اروپا برای جبران کاهش ذخایر به دسترسی واقعی به محمولهها، رقابت با خریداران آسیایی و تداوم اختلالهای ژئوپلیتیکی بستگی دارد.
در مجموع، اگرچه بر اساس شواهد موجود، کمبود فراگیر گاز در اروپا قطعی به نظر نمیرسد اما محدودتر شدن حاشیه اطمینان این قاره سناریویی محتمل است. حتی اگر زیرساختها مانع از کمبود گسترده فیزیکی شوند، افزایش قیمتها میتواند هزینه گرمایش خانوارها، تولید صنعتی و حمایتهای دولتی را بالا ببرد. اروپا در این فصل سرد باید پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین، ناامنی مسیرهای انتقال انرژی، رقابت بر سر محمولههای جایگزین و وابستگی به تأمینکنندگان خارجی را همزمان مدیریت کند. بنابراین، معیار عبور موفق از فصل سرد فقط جلوگیری از قطع گاز نیست بلکه توان تأمین انرژی موردنیاز با هزینهای قابلتحمل برای خانوارها، صنایع و بودجه عمومی است.