۲۴/مهر/۱۴۰۵
|
۲۳:۳۲
تأملی در پیوند مراقبت و حضور زنان در میادین در پیام رهبر انقلاب اسلامی

مراقبت به‌ مثابه مقاومت

فاطمه دلاوری‌پاریزی: کسی که از گلی مراقبت می‌کند، به شکفتنی دل بسته که هنوز رخ نداده است. آب می‌دهد، جایش را رو به نور عوض می‌کند و منتظر می‌ماند. مراقبت همان پذیرفتن مسؤولیت است در برابر آنچه می‌تواند ببالد. این مسؤولیت، از پرورش کودک تا زنده نگه‌ داشتن یک خاطره و پاسداری از امید مشترک، ما را به جهان پیوند می‌دهد. در تجربه بسیاری از زنان، چنین پیوندی راهی از خانه به میدان گشوده است، چرا که گاهی برای آنکه زندگی فرصت شکفتن داشته باشد، باید در برابر آنچه این فرصت را از میان می‌برد ایستاد. مراقبت در این لحظه، صورت مقاومت می‌یابد.
حضرت زینب سلام‌الله علیها با شفقت بر رنج بازماندگان کربلا دل سوزاند و با غمخواری و مراقبت، توان ادامه راه را در آنان زنده نگه داشت. پرستاری نیز در عمیق‌ترین معنای خود، چنین تعهدی به زندگی دیگری است. در پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به مناسبت روز پرستار که روز میلاد حضرت زینب(س) است، زنان حاضر در عرصه‌های مختلف مخصوصا میادین شهرها و روستاها، «پیشگامان تبیین عملی و مقاومت در پشت خطوط جنگ سخت» خوانده شده‌اند. در همان پیام، «شفقت و خیرخواهی و غمخواری صبورانه» حضرت زینب در کنار «صلابت و شجاعت» ایشان آمده است. این ویژگی‌ها در مسؤولیت نسبت به زندگی و کرامت دیگران به هم می‌رسند. مراقبت، دل‌ بستن به بالیدن دیگری و فراهم‌ کردن مجال آن است؛ تعهدی که گاه در همراهی و پرورش جلوه می‌کند و گاه برای حفظ امکان آینده، شجاعت و ایستادگی می‌طلبد. در سیره زینبی، حفظ زندگی بازماندگان و زنده نگه‌ داشتن پیام کربلا در امتداد یکدیگر قرار می‌گیرد؛ آنچه با محبت پرورده می‌شود، با شجاعت نیز پاس داشته می‌شود.
ویژگی دیگری که در پیام رهبر انقلاب اسلامی به پرستاران نسبت داده شده، «حضور ممتد، پیگیرانه و صبورانه» است. اهمیت این تعبیر در ماندن است. کاشتن یک نهال با شوق یک روز ممکن می‌شود اما بالیدنش به رسیدگی در روزهایی وابسته است که اشتیاق نخست فروکش کرده و کارهای دیگری وقت ما را گرفته‌اند. مراقبت چنین نسبتی با زمان دارد: آینده آنچه به ما سپرده شده، در تصمیم امروزمان سهم پیدا می‌کند. باید به رشدش توجه کنیم، نیازهای تازه‌اش را بشناسیم و فرصت بدهیم به ثمر برسد. 
این تعهد را نمی‌توان هر روز با میزان حوصله خود سنجید؛ زندگی آهنگ خودش را دارد و مراقبت، صبوری برای همراه‌ شدن با آن را می‌طلبد.
زنان، به‌ سبب سهم تاریخی‌شان در پرورش فرزندان و نگهداری از اعضای خانواده، بخش بزرگی از این تجربه را حمل کرده‌اند. در کار روزمره آنان دانشی شکل گرفته که کمتر به حساب آمده است: شناختن نشانه‌های رشد، حفظ رابطه در روزهای مختلف و پیدا‌ کردن راهی برای بالیدن و شکفتن. این تجربه به همه زنان تعلق یکسان ندارد و مراقبت نیز وظیفه انحصاری آنان نیست. با این‌ حال، می‌توان از آن چیزی آموخت که در بحث سیاست اغلب فراموش می‌شود: توان سیاسی یک جامعه از ظرفیت آن برای حفظ پیوند میان مردم، پرورش اراده مشترک و پاسداری از آینده‌ای نیرو می‌گیرد که افراد آن جامعه حاضرند برای ساختنش مسؤولیت بپذیرند.
همان‌طور که نوزاد برای بالیدن، گل برای شکفتن و مجروح جنگی برای بازیافتن توان خود به مراقبت نیاز دارند، وطن و آرمان‌های مشترک نیز با توجه و مسؤولیت ما زنده می‌مانند. وطن در پیوند میان مردم، در زبان و حافظه آنان و در امیدی که به آینده دارند، زندگی می‌کند. این پیوندها را باید پرورد و پاس داشت. از اینجا مراقبت دامنه گسترده‌تری می‌یابد و به مسؤولیتی در برابر زندگی مشترک تبدیل می‌شود.
در زمان جنگ، این گستردگی آشکارتر می‌شود. جنگ اعتماد آدم‌ها به دوام زندگی عادی را می‌لرزاند. خانه ممکن است دیگر امن نباشد و فردا که تا دیروز بدیهی به نظر می‌رسید، ناگهان نامطمئن شود. در چنین وضعی، درمان مجروح، همراهی با خانواده داغ‌دیده و آرام‌ کردن کودک، توان ادامه زندگی را بازمی‌سازد. هر کس بخشی از بار دیگری را برمی‌دارد، به او امکان می‌دهد دوباره روی پا بایستد. مقاومت از همین توان نیز نیرو می‌گیرد.
مراقبت آنجا صورت مقاومت می‌یابد که حفظ آنچه دوست می‌داریم، ایستادگی بطلبد. وطن، با آرمان‌هایی که به آن دل بسته‌ایم و آینده‌ای که برایش تصور می‌کنیم، اکنون آماج هجوم ترکیبی دشمنان است؛ هجومی که هم بر پیکرش جراحت نشانده و هم پیوند مردم و باور آنان به امکان ساختن آینده را نشانه گرفته است. مراقبت از چنین وطنی، مسؤولیت حفظ زندگی امروز و مجال تحقق فردای آن را به هم پیوند می‌دهد.
زنان این سرزمین با حفظ پیوندهای اجتماعی و حضور آگاهانه در میادین، به‌خوبی از عهده این مسؤولیت برآمده‌اند. شجاعت در اینجا از نوعی دلبستگی پرستارانه، مادرانه و مراقبتی زنان این سرزمین برمی‌خیزد. پیوند شفقت و صلابت زینبی را می‌توان در همین مراقبتی دید که به ایستادگی می‌انجامد.
تعبیر «تبیین عملی» نیز در این نقطه معنا می‌یابد. در جنگ ترکیبی که روایت‌ها و تصویرها برای شکل‌ دادن به فهم مردم و اراده آنان به کار گرفته می‌شوند، تبیین ضرورتی اساسی است اما کلمات به‌تنهایی از عهده آن برنمی‌آیند. باید بتوان معنای همبستگی و ایستادگی را دید و تجربه کرد. زنان با حضور آگاهانه در میدان، ماندن در کنار یکدیگر و پذیرفتن مسؤولیت‌های مشترک، به سخن مقاومت صورتی زیسته می‌بخشند. می‌توان این حضور را تحققی اجتماعی از دعوت «اصبروا و صابروا و رابطوا»1 فهمید: صبوری در ادامه راه، پایداری در برابر فشار و حفظ آمادگی و پیوند برای پاسداری از آنچه مشترکا عزیز می‌داریم.
این نگاه، مسؤولیت نهادهای عمومی را نیز سنگین می‌کند. کسی که تکیه‌گاه دیگران است، خود به حمایت نیاز دارد. تأکید پیام بر حفظ «توان، نشاط، انگیزه و کرامت پرستاران» یادآور همین واقعیت است. نمی‌توان از فداکاری زنان سخن گفت و فرسودگی، مطالبات و حق مشارکت آنان را ندید. سهم‌ داشتن در حفظ جامعه باید با سهم‌ داشتن در تصمیم‌گیری درباره آینده‌اش همراه باشد.
مراقبت به‌ مثابه مقاومت، از مسؤولیت در برابر زندگی آغاز می‌شود و تا پاسداری از امکان بالیدن آن امتداد می‌یابد. این مسؤولیت در پرورش یک کودک، زنده نگه‌ داشتن یک آرمان و حضور در میدان، جلوه‌های متفاوتی پیدا می‌کند اما در همه آنها به آینده‌ای متعهدیم که تحققش به عمل امروز ما وابسته است. مراقبت از وطن نیز در همین پیوند معنا می‌یابد: حفظ توان جامعه برای زندگی مشترک و فراهم‌ کردن مجالی که مردم بتوانند در ساختن آینده سرزمین خود سهم داشته باشند.
-------------------------------
پی‌نوشت:
1- آیه 200 سوره آل عمران: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای اهل ایمان! [در برابر حوادث] شکیبایی کنید و دیگران را هم به شکیبایی وادارید و با یکدیگر [چه در حال آسایش، چه در بلا و گرفتاری] پیوند و ارتباط برقرار کنید و از خدا پروا نمایید تا رستگار شوید.

ارسال نظر
captcha