ناهید سلیمی*: پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای به مناسبت میلاد حضرت زینب کبری(س) و روز پرستار را میتوان فراتر از یک پیام مناسبتی و در چارچوبی وسیعتر، به مثابه تأملی درباره نسبت زن، مقاومت، مراقبت از نظم سیاسی و پایداری جامعه بازخوانی کرد.
در حافظه دینی و تاریخی ما، حضرت زینب(س) اغلب با صبر، مصیبتدیدگی و مراقبت از بازماندگان عاشورا شناخته میشوند. این وجوه، بخشی جداییناپذیر از جایگاه ایشان است اما تقلیل الگوی زینبی به تحمل رنج، بخش مهم دیگری از این الگو را به حاشیه میراند که در این پیام برجستهتر بدان پرداخته شده است؛ وجوهی مانند صلابت، شجاعت و توانایی کنشگری در متن بحرانی که حیات یک جریان تاریخی و معنای آن را تهدید میکند.
در این خوانش، مراقبت و مقاومت 2 نقش متعارض نیستند؛ مراقبت، حامل ارزش پاسداری از انسانها و امکان استمرار زندگی است و مقاومت، حامل ارزش ایستادگی در برابر نیروهایی که این امکان را از میان میبرند. حضرت زینب(س) به عنوان الگوی برجسته در این منظومه، محدود به شخصیتی نیستند که پس از واقعهای بزرگ رنج آن را تحمل میکنند؛ ایشان در کنار مراقبت از بازماندگان و پاسداری از حیات، در انتقال معنای واقعه و بسط گفتمان مقاومت در طول تاریخ نیز نقش دارند. اهمیت این وجه برای جامعه امروز در آن است که عاملیت زنانه را نمیتوان فقط با حضور در میدان نبرد، مناصب رسمی یا کنشهای آشکار سیاسی سنجید. گاه حفظ انسانها، بازسازی امید، مراقبت از پیوندهای اجتماعی و جلوگیری از فراموشی معنای یک واقعه، خود بخشی از کنش تاریخی در پیوند با امر سیاسی و الهی است.
مهمترین بازتاب این الگودهی در این منظومه، شکستن دوگانه عاطفه یا اقتدار در نسبت با ابعاد حضور اجتماعی و سیاسی زنان است. آنجایی که ایشان میفرمایند «از یک سو بذل بیمنتهای شفقت و خیرخواهی و غمخواری صبورانه نسبت به مظلومان دشت کربلا و از سوی دیگر از ارجمندترین نمادهای صلابت و شجاعت بودند»، ساختار دوسویهای به دقت خلق میشود که این دوگانه ریشهدار را میشکند؛ اینکه لطف و قدرت 2 سر یک طیف متضادند و هرکس از زن و مرد به یکی تعلق دارد، با معرفی یک حلقه اتصال میشکند. آن حلقه «صبر» است که در متن در 2 موقعیت متمایز روایت میشود؛ «غمخواری صبورانه» و «حضوری ممتد، پیگیرانه و صبورانه». این اتصال همانجایی است که مراقبت و عاطفه از احساس به کنش موثر پایدار و از کنش پایدار به بازتولید توان ایستادن و استمرار نظم سیاسی توحیدی بدل میشود.
تسری این رویکرد در حوزه زنان و قدرت سیاسی، به آن در عبور از 2 برداشت محدودکننده در دوگانه تحجر و تجدد کمک خواهد کرد؛ برداشتی که مراقبت و عاطفه را نشانه ضعف و مبنای محدودیتهای مشارکتی زنان میداند و برداشتی که مشارکت و موفقیت زنان را با انطباق بر الگوهای مسلط مردانه میسنجد. در این الگو، نباید مراقبت و شفقت را صفاتی صرفا ذاتی و منحصر به زنان تلقی کرد؛ چه بسا پیام نیز از نقش پرستاران زن و مرد سخن میگوید. با این توجه، دلالت اصلی پیام آن است که قابلیتهای مرتبط با مراقبت، در کنار شجاعت، صلابت و توان تصمیمگیری، میتواند اجزای یک الگوی مؤثر کنشگری زنانه در میدان باشد. ارزش این الگو در نسبت دادن مجموعهای از صفات ثابت به زنان نیست، بلکه در به رسمیت شناختن پیوندی است که میان مراقبت، تکلیف سیاسی و اجتماعی و اقتدار برقرار میشود.
مفهوم «تبیین عملی» در این میان اهمیت ویژه مییابد. تبیین در فرآیند حفظ نظم سیاسی فقط از راه گفتار و استدلال انجام نمیشود؛ رفتار و حضور اجتماعی نیز میتواند حامل معنا و پیام باشد. هنگامی که زنان در شرایط دشوار مسؤولیت میپذیرند، در میدان عمومی حاضر میشوند و برای حفظ زندگی و پیوندهای اجتماعی و نظم سیاسی گفتمان انقلاب اسلامی تلاش میکنند، کنش آنان خود به بخشی از روایت جامعه درباره مقاومت و استمرار حیات جمعی تبدیل میشود. آنان در این موقعیت صرفا مخاطب روایت انقلاب نیستند، بلکه از طریق عمل اجتماعی خود در بازتولید قدرت و انتقال معنای توحیدی آن نیز نقش دارند.
تأکید پیام بر حضور زنان و دختران ایرانی در تاریخ انقلاب اسلامی و نقش آنان در شرایط جنگ و اتصال آن با این مفاهیم، حامل دلالتهایی فراتر از ثبت مشارکت زنان در رویدادهای تاریخی است. مساله در این صورتبندی فقط این نیست که زنان در لحظات سرنوشتساز حضور داشتهاند، مساله این است که حضور آنان چه نقشی در امکان تداوم جامعه و نظم سیاسی ایفا کرده و خواهد کرد.
از این منظر، حفظ نظام را نیز میتوان در معنایی گستردهتر از بقای نهادهای رسمی فهمید؛ معنایی به مثابه حفظ ظرفیت جامعه برای ادامه زندگی جمعی، صیانت از پیوندهای اجتماعی و حفاظت از حیات سیاسی و تصمیمگیری در برابر تهدید. این تفسیر به معنای یکسان گرفتن جامعه و ساختار سیاسی نیست، بلکه یادآوری میکند پایداری ساختار سیاسی، بدون برخورداری از پشتوانه اجتماعی و حفظ توان زندگی و مشارکت مردم، با محدودیت روبهرو خواهد شد.
بنابراین پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت میلاد حضرت زینب(س) و روز پرستار را میتوان دعوت به بازاندیشی در معنای مشارکت زنان دانست؛ مشارکتی که نه به حضور نمادین فروکاسته میشود و نه در خدمترسانی و قدرت تحمل دشواریها خلاصه میماند. در این پیوستگی تاریخی روایت، اگر زنان در مقاطع حساس، بخشی از ظرفیت حفظ جامعه و استمرار نظام سیاسی محسوب میشوند، این نقش را نمیتوان به حضورهای مقطعی و موقعیتهای استثنایی محدود کرد. عاملیت تاریخی باید بتواند به عاملیت نهادمند نیز تبدیل شود؛ یعنی زنانی که هنگام خطر، اینگونه به میدان فهم تکلیفمدار و پاسداری از اقتدار سیاسی وارد میشوند، در شرایط عادی نیز از فرصت، اختیار و امکان برای مشارکت در اداره امور مبتنی بر این فهم سیاسی و اجتماعی تعیینکننده خود برخوردار باشند.
* عضو هیأت علمی پژوهشکده زن و خانواده
نگاهی به پیام رهبر انقلاب به مناسبت میلاد حضرت زینب(س) و روز پرستار
از مراقبت تا اقتدار
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها