۲۶/مهر/۱۴۰۵
|
۲۳:۰۱
سنجش راهبرد مهار آمریکا با معیاری فراتر از شدت تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی

هزینه‌سازی یا نتیجه‌سازی؟

رضا رحمتی: در سیاست بین‌الملل، همیشه قدرتمندترین بازیگر، برنده نهایی نیست؛ گاهی یک قدرت بزرگ می‌تواند هزینه‌های سنگینی به رقیب تحمیل کند اما در تبدیل این فشار به نتیجه سیاسی مطلوب ناکام می‌ماند. این همان نقطه‌ای است که باید راهبرد آمریکا در قبال ایران را از آن بررسی کرد: توانایی واشنگتن در تحریم، تهدید نظامی و محدودسازی اقتصادی، الزاما به معنای توانایی آن برای تعیین سرنوشت راهبردی ایران است؟
از سال ۲۰۱۸ سیاست «فشار حداکثری» با این انتظار دنبال شد که افزایش هزینه‌های اقتصادی، ایران را به پذیرش خواسته‌های گسترده‌تر آمریکا وادارد اما گذشت زمان نشان داد میان قدرت اعمال فشار و قدرت تحمیل نتیجه، فاصله‌ای جدی وجود دارد. خروج آمریکا از توافق هسته‌ای، بازگشت تحریم‌ها و گسترش محدودیت‌های مالی، هزینه‌هایی برای ایران ایجاد کرد، با این‌ حال، این فشارها نتوانست اهداف اعلام‌شده واشنگتن را محقق کند. 
گزارش مؤسسه چتم‌ هاوس در سال ۲۰۲۵ درباره کارنامه تحریم‌ها، با بررسی ۸۵۸ مورد تحریم غربی با اهدافی چون تغییر سیاسی، ترویج دموکراسی یا دفاع از حقوق بشر، نشان می‌دهد ۴۳۶ مورد از سوی کشورهای تحریم‌کننده موفق ارزیابی شده، ۱۱۳ مورد شکست‌ خورده و ۳۰۹ مورد همچنان ادامه‌دار بوده است. این آمار به‌تنهایی درباره ایران حکم صادر نمی‌کند اما نشان می‌دهد تحریم، برخلاف تصور رایج، ابزار تضمین‌شده‌ای برای تحقق اهداف سیاسی نیست. بنابراین مساله اصلی این نیست که آمریکا چقدر توانسته به اقتصاد ایران فشار وارد کند، پرسش تعیین‌کننده آن است که این فشارها تا چه اندازه به نتیجه سیاسی مورد نظر واشنگتن منجر شده است. قدرتی که هزینه می‌سازد، الزاما قدرتی نیست که نتیجه می‌سازد.

الف) استهلاک راهبردی؛ وقتی فشار ادامه دارد اما مسأله حل نمی‌شود
راهبرد مهار هنگامی با بحران کارآمدی روبه‌رو می‌شود که حفظ آن به یک تعهد مستمر و پرهزینه تبدیل شود، بی‌آنکه اهداف اصلی آن به طور پایدار تحقق یابد. در چنین وضعیتی، مساله فقط هزینه‌های مستقیم نیست، منابع دیپلماتیک، نظامی و سیاسی نیز باید پیوسته برای مدیریت پیامدهای تقابل اختصاص یابند. 
تحولات سال ۲۰۲۶ البته تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌کند. گزارش‌های اکتبر رویترز نشان می‌دهد محاصره دریایی آمریکا، روی صادرات نفت خام ایران تاثیر گذاشته اما حتی در چنین شرایطی، باید میان موفقیت عملیاتی و موفقیت راهبردی تمایز گذاشت. متوقف‌ کردن صادرات نفت، یک هدف عملیاتی قابل‌ اندازه‌گیری است اما وادار کردن ایران به پذیرش توافقی پایدار، تغییر محاسبات امنیتی آن یا پایان‌ دادن به تقابل، اهدافی متفاوتند. تحقق هدف نخست لزوما به معنای تحقق اهداف دوم و سوم نیست. 
گزارش واشنگتن‌پست در ۹ اکتبر ۲۰۲۶ نیز از تغییر تمرکز دولت ترامپ به سمت یک جنگ اقتصادی طولانی‌تر حکایت دارد؛ تغییری که خود نشان می‌دهد دستیابی سریع به نتیجه، آنگونه که در ابتدا وعده داده می‌شد، آسان نبوده است. در عین حال، همان گزارش از کاهش شدید درآمدهای نفتی ایران سخن می‌گوید. از منظر راهبردی، این 2 واقعیت باید همزمان دیده شود: آمریکا توانسته فشار مؤثری وارد کند اما استمرار فشار به خودی‌ خود ثابت نمی‌کند نتیجه سیاسی نهایی نیز به دست آمده است. استهلاک راهبردی زمانی معنا پیدا می‌کند که هزینه‌های فزاینده با دستاوردهای سیاسی متناسب همراه نباشد.

ب) ایران؛ مقاومت در برابر فشار تا حفظ قدرت کنشگری

یکی از مهم‌ترین نتایج راهبردی ایران در سال‌های فشار، حفظ امکان تصمیم‌گیری مستقل در شرایطی بوده که هدف سیاست آمریکا محدود کردن دامنه انتخاب‌های تهران بوده است. این دستاورد را نباید با رفع تحریم‌ها یا حل مشکلات اقتصادی یکسان دانست اما از منظر رقابت راهبردی، جلوگیری از تبدیل فشار خارجی به تسلیم کامل در برابر خواسته‌های طرف مقابل، خود اهمیت دارد. 
گزارش آوریل ۲۰۲۶ پروژه «ایران ۲۰۴۰» دانشگاه استنفورد، با بررسی روند صادرات نفتی و غیرنفتی نشان می‌دهد صادرات ایران پس از افت سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ دوباره افزایش یافت و تا سال ۲۰۲۴ از سطح دوران اجرای توافق هسته‌ای فراتر رفت. نویسندگان گزارش همچنین از تداوم این روند در سال ۲۰۲۵ و 2 ماه نخست ۲۰۲۶ سخن می‌گویند. این یافته، شاهدی بر آن است که تحریم‌ها حتی در صورت تداوم رسمی، الزاما به معنای انزوای اقتصادی کامل یا توقف همه مسیرهای تجاری نیست. البته این گزارش به معنای بی‌اثر بودن تحریم‌ها نیست، بلکه نشان می‌دهد توان سازگاری اقتصادی و تغییر مسیرهای صادراتی می‌تواند میان شدت فشار و نتیجه نهایی فاصله ایجاد کند.
با این‌ حال، شرایط کنونی تفاوت مهمی با سال‌های گذشته دارد. دستاورد ایران را باید دقیق‌تر تعریف کرد: نه مصونیت در برابر فشار، بلکه حفظ ظرفیت کنشگری در شرایط فشار. این ظرفیت هنگامی ارزش راهبردی بیشتری می‌یابد که به امکان انتخاب‌های متنوع‌تر، روابط خارجی پایدارتر و قدرت چانه‌زنی مؤثرتر منجر شود.
هزینه‌سازی یا نتیجه‌سازی؟

پ) اثرگذاری منطقه‌ای؛ قدرتی فراتر از شاخص‌های اقتصادی
قدرت ایران فقط در میزان صادرات یا ذخایر نظامی آن خلاصه نمی‌شود. موقعیت جغرافیایی، نقش آن در امنیت خلیج فارس، توان بازدارندگی و تأثیرگذاری بر محاسبات کشورهای منطقه، همگی در تعیین جایگاه راهبردی تهران نقش دارد. 
مارس ۲۰۲۶ مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا در تحلیلی درباره شیوه‌های اعمال فشار ایران در چند حوزه، توضیح داد تهدید جریان‌های حیاتی؛ از حمل‌ونقل دریایی تا زیرساخت‌های انرژی و ارتباطات می‌تواند بدون نیاز به انهدام گسترده اهداف، بر رفتار اقتصادی و محاسبات سیاسی دیگران اثر بگذارد. این تحلیل در واقع نشان می‌دهد حتی در ارزیابی یک اندیشکده آمریکایی، اثرگذاری راهبردی را نمی‌توان صرفا با شمار اهداف نظامی منهدم‌شده سنجید. 
البته ایجاد اختلال با دستیابی به پیروزی سیاسی یکسان نیست. افزایش هزینه بیمه کشتی‌ها، نگرانی درباره امنیت انرژی یا تشدید فشار بر دولت‌های منطقه ممکن است قدرت چانه‌زنی ایجاد کند اما این ظرفیت تنها زمانی به دستاورد پایدار تبدیل می‌شود که در خدمت هدف سیاسی روشن قرار گیرد.
تجربه روابط ایران و عربستان نیز از این منظر اهمیت دارد. احیای روابط دیپلماتیک 2 کشور در سال ۲۰۲۳ با میانجیگری چین نشان داد رقابت منطقه‌ای الزاما به حذف دیپلماسی منجر نمی‌شود. این تحول را نمی‌توان صرفا به یک عامل نسبت داد، با این‌ حال، نشان داد ترتیبات دیپلماتیک تازه می‌تواند در کنار رقابت‌های امنیتی شکل بگیرد و فضای منطقه‌ای را تغییر دهد. رویترز در تحلیل ژوئن ۲۰۲۵ خود، نقش میانجیگری چین را بخشی از افزایش حضور دیپلماتیک پکن در خلیج فارس ارزیابی کرد. 
برای ایران، نتیجه راهبردی زمانی حاصل می‌شود که ظرفیت اثرگذاری نه فقط برای بالا بردن هزینه رقیب، بلکه برای شکل‌ دادن به ترتیبات امنیتی و روابط اقتصادی باثبات‌تر به کار گرفته شود. قدرت منطقه‌ای، اگر به فرصت‌های پایدار تبدیل نشود، بخشی از ظرفیت خود را بالفعل نکرده است.

ت) کارنامه ایران؛ جلوگیری از شکست تا تولید نتیجه
برای ارزیابی منصفانه، باید دستاوردهای ایران را در چند حوزه بررسی کرد و میان «نتیجه قابل مشاهده»، «محدودیت» و «هدف تحقق‌نیافته» تمایز گذاشت. جدولی که در پایین متن آمده یک ارزیابی تحلیلی است، نه رتبه‌بندی قطعی، زیرا میزان موفقیت هر حوزه به اهدافی بستگی دارد که برای آن تعریف می‌شود.
این جدول یک نتیجه مهم دارد: ایران در برخی حوزه‌ها توانسته از تبدیل فشار به شکست راهبردی کامل جلوگیری کند اما این امر به معنای تحقق همه اهداف نیست. همچنین آمریکا در اعمال فشار اقتصادی و نظامی توانمندی قابل‌ توجهی نشان داده اما میزان موفقیت نهایی آن را باید با اهداف سیاسی‌اش سنجید.
گزارش مؤسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی (IISS) در ژوئن ۲۰۲۵، از ایجاد برخی محدودیت‌ها در حوزه موشکی حکایت دارد. این ارزیابی یادآور می‌شود ظرفیت بازدارندگی باید دائما با توجه به توانایی‌های واقعی، آسیب‌پذیری‌ها و تغییر رفتار طرف مقابل بازبینی شود. 
پس معیار درست، نه انکار محدودیت‌هاست و نه نادیده‌ گرفتن دستاوردها، بلکه تشخیص حوزه‌هایی است که ایران توانسته در آنها اثرگذار باشد و حوزه‌هایی که هنوز نتوانسته ظرفیت خود را به نتیجه مطلوب تبدیل کند.

ث) قدرت هزینه‌سازی تا قدرت نتیجه‌سازی
رقابت ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای شده که سنجش آن با معیارهای ساده‌ای چون شدت تحریم، تعداد حملات یا میزان فشار اقتصادی کفایت نمی‌کند. آمریکا می‌تواند در یک مقطع صادرات نفت ایران را متوقف یا محدود کند، ایران نیز می‌تواند با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیک و ظرفیت‌های خود، بر محاسبات امنیتی منطقه اثر بگذارد اما هیچ‌یک از این 2 واقعیت به‌تنهایی حکم نهایی درباره برنده راهبردی را صادر نمی‌کند. 
برای واشنگتن، پرسش این است: آیا فشارهای سنگین، اهداف سیاسی مورد انتظار را محقق می‌کند یا صرفا به تعهدی طولانی‌مدت و پرهزینه تبدیل می‌شود؟ برای تهران، پرسش مهم‌تر آن است که آیا مقاومت و اثرگذاری می‌تواند به امنیت پایدارتر، فرصت‌های اقتصادی بیشتر، روابط منطقه‌ای مستحکم‌تر و قدرت چانه‌زنی مؤثرتر منجر شود؟ 
در این معنا، «قدرتی که هزینه می‌سازد» زمانی به برتری راهبردی دست می‌یابد که بتواند هزینه‌های خود را به نتیجه مطلوب تبدیل کند و «قدرتی که نتیجه می‌سازد» زمانی موفق است که ظرفیت مقاومت و اثرگذاری را به دستاوردهایی ملموس و ماندگار ارتقا دهد. 
از منظر ایران، ناکامی راهبرد مهار آمریکا فرصتی راهبردی است، نه مقصد نهایی. اگر واشنگتن نتوانسته باشد با وجود فشارهای گسترده، اراده خود را به طور کامل تحمیل کند، ایران باید این فاصله را به امکان تازه‌ای برای تقویت موقعیت منطقه‌ای و اقتصادی خود تبدیل کند. ماندن در وضعیت مقاومت، هرچند مهم، کافی نیست؛ مرحله بعد، تبدیل ظرفیت به نتیجه است. قدرت نهایی آن نیست که فقط هزینه‌ای بر رقیب تحمیل کند؛ قدرتی است که بتواند آینده مطلوب‌تری برای خود بسازد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده