۲۷/مهر/۱۴۰۵
|
۲۳:۵۴
مکرون در حالی اعتراضات وآشوب‌های خیابانی فرانسه را نتیجه تحولات اخیر خلیج‌ فارس دانسته که این کشور در 4 دهه گذشته یکی از متحدان آمریکا در اعمال فشار اقتصادی علیه ایران بوده است

بومرنگ تحریم

حسین کیامنش: 9 ماه پس از آنکه رئیس‌جمهور فرانسه، در پیامکی خصوصی به دونالد ترامپ نوشت «می‌توانیم در ایران کارهای بزرگی انجام دهیم»، وی در مقابل دوربین‌ها ایستاد و به یکی از نتایج ملموس جنگی که ایالات متحده علیه ایران به راه انداخت، اشاره کرد. امانوئل مکرون به‌ صراحت اذعان کرد افزایش بیش از حد قیمت سوخت در فرانسه «به دلیل جنگ آمریکا علیه ایران» است. این اعتراف، نه یک اظهارنظر معمولی، بلکه نشانه‌ای از بازگشت هزینه‌های ماجراجویی ترامپ در غرب آسیا، به قلب اروپاست؛ هزینه‌هایی که ابتدا تصور می‌شد تنها بر دوش مردم ایران خواهد بود. 
در روزهای اخیر، پاریس و بسیاری از شهرهای فرانسه شاهد اعتراضات گسترده‌ای هستند که یکی از محورهای اصلی آنها، افزایش سرسام‌آور قیمت سوخت و انرژی است. صدها هزار نفر با خواسته‌های مسالمت‌آمیز درباره قدرت خرید و شرایط زندگی به خیابان‌ها آمده‌اند، با این حال شاهد اعمال خشونت و ضرب و جرح شدید معترضان توسط پلیس فرانسه هستیم. در همین حال مقامات فرانسوی از بازداشت هزاران نفر گفته‌اند و نخست‌وزیر فرانسه نیز از اعمال حکومت نظامی در برخی مناطق آن کشور خبر داده است. همچنین مکرون با تهدید اغلب معترضان اما تصریح کرد «افرادی هستند که بحق احساس می‌کنند قیمت سوخت بیش از حد بالا رفته است». این اعتراضات که یادآور جنبش جلیقه‌زردها در سال ۲۰۱۸ است، اکنون در فضایی شکل گرفته که قیمت گازوئیل و بنزین در فرانسه به سطوح تاریخی رسیده و فشار اقتصادی، طبقات متوسط و پایین جامعه آن کشور را به نقطه انفجار نزدیک کرده است. 
دقیقا به همین دلیل بود که مکرون مجبور شد به طور رسمی اعتراف کند عواقب جنگ آمریکا علیه ایران تا اروپا کشیده شده است. او که پیش‌تر تلاش می‌کرد توأمان با حمایت لجستیکی از ارتش تروریست ایالات متحده، فاصله ظاهری خود را با جنگ آمریکا علیه ایران حفظ کند، اکنون ناچار شده واقعیت را بپذیرد: تحولات تنگه هرمز و عواقب جنگی که اسفند سال گذشته آمریکا علیه ایران به راه انداخت، مستقیما به افزایش قیمت انرژی در اروپا منجر شده و خیابان‌های فرانسه را به صحنه اعتراض تبدیل کرده است. 
در وهله اول، این اعتراف مکرون، باطل بودن ادعاهای مکرر ترامپ و مقامات آمریکا درباره تنگه هرمز را آشکار می‌کند. در یک ماه اخیر، واشنگتن بارها مدعی شد کنترل تنگه هرمز از دست ایران خارج شده و نفت با شدت بی‌سابقه‌ای در حال عبور است. فرماندهان سنتکام و مقامات ارشد آمریکا ادعا کردند صدها کشتی را هدایت کرده‌اند و میلیاردها(!) بشکه نفت از تنگه گذشته است اما واقعیت بازار انرژی و حالا اعتراف مکرون خلاف این ادعاها را نشان می‌دهد. اگر کنترل در دست آمریکا بود و نفت با جریان عادی حرکت می‌کرد، قیمت سوخت در اروپا نباید به این شکل افزایش می‌یافت. آغاز تنبیه شناورها و نفتکش‌هایی که به دنبال عبور غیرمجاز از تنگه هرمز بودند نیز در کنار اعتراف مکرون، نشان می‌دهد ادعاهای کنترل آمریکا بر آبراه راهبردی هرمز و بلااثر شدن تدابیر ایران، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت میدانی باشد، بخشی از جنگ روانی و رسانه‌ای آمریکایی‌ها برای لاپوشانی شکست است. اعتراف مکرون، در عمل این روایت را از درون اردوگاه غرب زیر سؤال برد. همچنین باید اشاره کرد در روزهای اخیر دست کم 33 کشتی و نفتکشی که با اتکا به ادعاهای آمریکا به دنبال تردد از کریدور جنوب تنگه هرمز بودند، یا با اصابت پهپاد یا پس از برخورد با مین‌های دریایی متوقف شده و دچار آتش سوزی شده‌اند.

ماجرای پیامک مکرون به رئیس‌جمهور تروریست آمریکا
در روزهای پایانی دی‌ماه ۱۴۰۴، کمی بیش از یک ماه پیش از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و کمی پس از کودتای ۱۸ و ۱۹ دی، ترامپ تصویری از پیامک رئیس‌جمهور فرانسه را در شبکه اجتماعی خود منتشر کرد. مکرون در بخشی از این پیامک، پس از اشاره به همسویی در مورد تحولات سوریه و پیش از طرح پیشنهاد گفت‌وگو درباره گرینلند و اوکراین، نوشته بود: «می‌توانیم در ایران کارهای بزرگی انجام دهیم». 
با توجه به اتفاقاتی که ایران در آن مقطع پشت سر گذاشته بود، به‌ویژه کودتای تروریستی مزدوران و پیاده‌نظام موساد و سیا در خیابان‌های کشور که منجر به شهادت بیش از 3 هزار نفر از مردم و مدافعان امنیت شد، می‌توان حدس زد منظور مکرون از «کارهای بزرگ» در ایران چه بود. پیشنهاد او در آن زمان، در فضایی مطرح شد که فشار حداکثری بر ایران در دستور کار برخی پایتخت‌های غربی قرار داشت. از همین رو پیامک مکرون را می‌توان به عنوان دعوتنامه‌ای تفسیر کرد برای آنکه ترامپ از تمرکز بر گرینلند دست بردارد و به جای آن، همراه با فرانسه و سایر اروپایی‌ها سراغ ایران برود. این پیشنهاد، در عمل نشان‌دهنده رغبت اروپایی‌ها به همسویی با رویکرد تهاجمی‌تر آمریکا نسبت به تهران بود؛ رویکردی که کمتر از 2 ماه بعد، به جنگ تمام‌عیار علیه جمهوری اسلامی ایران منجر شد؛ جنگی که قرار بود ضمن براندازی جمهوری اسلامی، در نهایت به تجزیه سرزمین ایران منجر شود. 
در جریان جنگ اخیر نیز پایگاه‌های آمریکا در اروپا، از جمله در فرانسه و کشورهای همسایه‌اش و به طور ویژه انگلیس، نقش مهمی در پشتیبانی لجستیکی علیه ایران ایفا کردند. هواپیماهای سوخت‌رسان آمریکایی که برای عملیات طولانی‌مدت ضروری هستند، از پایگاه‌های اروپا به عنوان مبدأ یا ایستگاه میانی استفاده کردند. این مشارکت موثر، حتی اگر فرانسه رسما وارد جنگ نشده باشد، نشان می‌دهد اروپا نمی‌تواند خود را کاملا از پیامدهای جنگ کنونی علیه ایران جدا کند. وقتی زیرساخت‌های نظامی یک کشور برای پشتیبانی از جنگ دیگری به کار گرفته می‌شود، طبیعی است هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی آن نیز به همان کشور بازگردد. 
جمهوری اسلامی ایران در 5 دهه گذشته تحت شدیدترین تحریم‌های آمریکا و اروپا بوده و با مقاومت مثال‌زدنی دوام آورده است. تحریم‌های چندلایه، محدودیت‌های بانکی، تحریم نفتی، تحریم دارویی و تحریم‌های فناوری، همگی با هدف تضعیف اقتصاد، نابودی معیشت مردم ایران و تضعیف ساختار سیاسی ایران طراحی شده بود. در هفته‌های اخیر نیز کشورهای اروپا همگام با ایالات متحده محاصره اقتصادی ایران را کلید زده‌اند. با این حال، ایران نه‌تنها مقاومت کرده، بلکه توانسته در شرایط سخت و حتی مقطع فعلی، قابلیت‌های دفاعی خود را حفظ و حتی تقویت کند. در مقابل، فرانسه و اروپا به اذعان خود مکرون نتوانسته‌اند 8 ماه اختلال در تنگه هرمز را تاب بیاورند. عدم توانایی در مدیریت پیامدهای این اختلال، خیابان‌های فرانسه را به این روز انداخته است. این هم نکته جالب توجهی است که کشوری که 5 دهه تحت فشار و تحریم حداکثری بوده، توانسته فشار را تحمل کند، در حالی که اقتصادهای پیشرفته اروپا که خود طراح و مجری بخشی از آن فشارها بوده‌اند، در برابر پیامدهای بازگشتی همان سیاست‌ها دچار بحران شده‌اند. 
بالاخره پس از سال‌ها همراهی اروپا و فرانسه با تحریم‌های ایران، اکنون تبعات اقدامات تهران در تنگه هرمز باعث شده اقتصاد و معیشت اروپا و فرانسه به هم بریزد. فشار تنگه هرمز، امروز روی قفسه سینه همه اروپا احساس می‌شود. افزایش قیمت انرژی، تورم، کاهش قدرت خرید، اعتراضات خیابانی و بی‌ثباتی سیاسی، همگی نشانه‌هایی از این واقعیت است که سیاست‌های مبتنی بر فشار حداکثری و شوق و ذوق برای حملات آمریکا علیه ایران، هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای برای طراحان آن به همراه داشته است. امروز تنگه هرمز نه‌تنها یک مسیر تجاری، بلکه اهرمی ژئوپلیتیک است که ایران توانسته از آن برای به چالش کشیدن اروپایی‌هایی که همواره دنباله رو آمریکا بوده‌اند، استفاده کند. 
اعتراف مکرون، هرچند دیرهنگام، نشان می‌دهد حتی نزدیک‌ترین متحدان آمریکا نیز نمی‌توانند پیامدهای جنگ را برای همیشه انکار کنند. افزایش قیمت سوخت، فقط یک عدد در پمپ‌ بنزین‌ها نیست، بازتابی از شکست محاسبه استراتژیک ایالات متحده و رژیم صهیونیستی است که هزینه آن را علاوه بر مردم آمریکا، مردم اروپا نیز پرداخت می‌کنند.

ارسال نظر
captcha
پربیننده