علی محمولی: سومالی، کشوری است در شاخ آفریقا که از زمان فروپاشی دولت مرکزی در سال ۱۹۹۱ تاکنون، با بیثباتی و جنگ داخلی دست و پنجه نرم کرده و این روزها با بحرانی تازه روبهرو است. دوره ریاستجمهوری حسن شیخ محمود قرار بود مه ۲۰۲۶ پایان یابد اما پارلمان ماه مارس با اصلاح قانون اساسی آن را به 5 سال افزایش داد و رئیسجمهور را تا مه ۲۰۲۷ در قدرت نگه داشت. ائتلاف مخالفان، شامل رهبران ایالتهای پانتلند و جوبالند و عبدالعزیز لفتاغرین، رئیسجمهور پیشین ایالت جنوب غرب، این تغییر را نپذیرفته و اخیرا برنامه یکجانبه کمیسیون انتخابات برای برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاستجمهوری در آوریل و مه ۲۰۲۷ را هم رد کرده است. در این حین، نزاع سیاسی به درگیری مسلحانه کشیده شده است. بنا بر گزارشها، در نبردهای هفته اخیر در اطراف بیدوا در ایالت جنوب غرب، هزاران جنگجو از 2 سو شرکت داشتهاند و پهپاد و جنگنده هم به کار رفته است. در همین حال، دولت فدرال و متحدانش، بیشتر شهرهای بزرگ جنوب و مرکز را در دست دارند، جوبالند با موگادیشو اختلاف دارد، الشباب، گروه وابسته به القاعده، بر بخش بزرگی از مناطق روستایی مسلط است و شمال میان پانتلند، سومالیلند و ایالت تازهتاسیس شمال شرق تقسیم شده است. مقاله پیش رو از اندیشکده ذینفوذ چتم هاوس لندن، نقشه این بحران را ترسیم میکند: هر یک از طرفها چه کسانیاند، کجا را در کنترل دارند و این کشور به کدامین سو میرود؟
مخاطرات بزرگ در عین جنگ منطقهای
این نخستینبار نیست اختلاف بر سر قانون اساسی در سومالی به درگیری مسلحانه میانجامد؛ سال ۲۰۲۱ هم درگیری مشابهی رخ داد اما این بار پیامدها میتواند سنگینتر باشد، چون توازن قدرت در نظام فدرال در خطر است. مخالفان دولت فدرال کنونی به ریاست حسن شیخ محمود را متهم میکنند میخواهد قدرت را در موگادیشو متمرکز کند و به بهای تضعیف ایالتها، اختیارات بیشتری به دست آورد. درگیری سومالی در منطقهای جریان دارد که تدریجا به کانون رقابت فزاینده قدرتهای خارجی و شبکهای پیچیده از ائتلافها بدل شده است. بر این اساس 2 بلوک کلی و سیال شکل گرفته؛ مصر، سعودی و ترکیه عموما همسو با نیروهای مسلح سودان و اریتره هستند، در حالی که امارات عربی متحده و رژیم صهیونی را عموما همسو با اتیوپی میدانند.
در بحران سیاسی کنونی سومالی، ترکیه و امارات 2 بازیگر خارجی مهمتر هستند. ترکیه حامی دولت فدرال دانسته میشود و امارات با دولتهای ایالتی مخالف رابطه دارد. این تحولات هم به شکلگیری ائتلافهای تازه دامن میزند و هم شکافها را عمیقتر میکند. با توجه به بیثباتی موجود در داخل این کشور، خطر گسترش و تثبیت درگیریها جدی است.
دخالتهای آنکارا و ابوظبی
ترکیه بیش از یک دهه است در سومالی حضور دارد. فعالیتهای این کشور عمدتا از مسیر دولت فدرال در موگادیشو پیش رفته است. حضور اولیه ترکیه بیشتر بر طرحهای بشردوستانه و توسعه متمرکز بود. این کشور همچنین از سال ۲۰۱۷ یک مرکز آموزش نظامی نیروهای مسلح سومالی را اداره میکند. ترکیه از سال ۲۰۲۴ پس از امضای چند توافق راهبردی با موگادیشو، به دولت حسن نزدیکتر شد. این موضوع باعث شد برخی چهرههای مخالف درباره بیطرفی ترکیه در بحران کنونی و اختلاف بر سر تمدید دوره ریاستجمهوری تردید داشته باشند. ترکیه اتهام دخالت سیاسی را رد کرده و میگوید موضعش با حمایت از نهادهای دولت فدرال سومالی همخوان است. با این حال، گزارشهایی منتشر شده که جنگندههای ترکیه اخیرا در درگیریهای اطراف بیدوا حضور داشتهاند. آنکارا این گزارشها را تایید نکرده اما اگر درست باشد، به معنای مداخله مستقیم و قابل توجه در برابر مخالفان سیاسی مسلح خواهد بود. امارات نیز با دولت فدرال کنونی و برخی ایالتهای عضو فدرال سومالی، روابط چندسطحی برقرار کرده اما دولت فدرال سومالی ژانویه ۲۰۲۶ همه توافقهای همکاری دفاعی و امنیتی خود با امارات را لغو و این کشور را به تضعیف حاکمیت ملی سومالی متهم کرد. این تصمیم همزمان با شکاف میان عربستان و امارات در یمن گرفته شد. چند روز پیش از لغو توافقات، سومالی تحقیقاتی را آغاز کرد؛ پس از آنکه ائتلاف به رهبری عربستان در یمن، ابوظبی را متهم کرد خروج یکی از رهبران جداییطلب یمن به امارات را از مسیر بربره و موگادیشو تسهیل کرده است. سومالی سپس با حمایت دیپلماتیک ترکیه و مصر، توافقات دفاعی با عربستان و قطر امضا کرد. امارات همچنین روابط مستقیم خود را با سومالیلند، پانتلند و جوبالند حفظ کرده و شرکتهای اماراتی با اداره بنادر این مناطق منافع قابل توجهی دارند. همه این دولتهای منطقهای تصمیم موگادیشو برای لغو توافقات با ابوظبی را رد کردند. بنابراین حفظ نفوذ در میان رهبران هر یک از این مناطق برای راهبرد گستردهتر امارات در شاخ آفریقا اهمیت زیادی دارد اما روابط این کشور با ایالاتی که در برابر موگادیشو قرار گرفتهاند، به تشدید بیشتر تنشها دامن میزند.
عوامل داخلی
بازیگران داخلی نیز بیش از پیش برای تقویت منافع و مشروعیت خود به دنبال پشتیبانی خارجی هستند. دولت فدرال و مخالفان، هر دو تلاش میکنند نشان دهند نفوذشان در داخل کشور با منافع بازیگران خارجی همسو است تا حمایت آنان را جلب کنند. چند عامل به گرایش به سوی قدرتهای خارجی دامن میزند. یکی از مهمترین آنها، شکاف عمیق میان بازیگران سیاسی سومالی و ناتوانی مداوم آنها در رسیدگی به این اختلافات است. به همین دلیل، نخبگان رقیب برای ایجاد توازن در برابر رقبای داخلی خود میکوشند به قدرتهای خارجی، انگیزههایی راهبردی پیشنهاد دهند؛ از جمله سرمایهگذاری در بنادر، مشارکتهای اقتصادی، کریدورهای حملونقلی و پایگاههای نظامی.
اصلاحات بحثبرانگیز دولت فدرال در قانون اساسی و نظام انتخاباتی، این شکافها را عمیقتر کرده است. برخی ایالتهای عضو فدرال و سومالیلند احساس میکنند تمرکز قدرت در موگادیشو با ادعای پشتیبانی نظامی و سرمایهگذاریهای ترکیه، منافع آنها را تهدید میکند. تحولات ژئوپلیتیک منطقه نیز قدرت چانهزنی بازیگران داخلی سومالی را افزایش داده است. پیشروی نیروهای انصارالله در یمن، بار دیگر اهمیت تنگه بابالمندب را که خلیج عدن را به دریای سرخ وصل میکند، برجسته و موقعیت راهبردی سومالی را پررنگتر کرده است.
ریسک تعمیق بحران
سومالی بیش از 3 دهه است غرق درگیریهای مسلحانه است. هیچ گروهی، چه یک قبیله، چه یک دولت یا یک دولت منطقهای نتوانسته بر دیگران مسلط شود و سراسر کشور را اداره کند. با این حال، تشدید درگیریهای مسلحانه کنونی میان رقبای سیاسی و استفاده از تسلیحات پیشرفتهتر، از ورود سومالی به مرحلهای تازه خبر میدهد. بازیگران داخلی بیش از پیش برای مقابله با تهدیدات فزاینده به دنبال حمایت خارجی و ائتلافهای تازه هستند. برای نمونه، یکی از وزیران دولت پیشین لفتاغرین در ایالت جنوب غرب، اخیرا گفته نیروهای آنها در تازهترین درگیریهای بیدوا از پهپاد استفاده کردهاند و حاضرند از هر قدرت خارجی، پهپاد بپذیرند. در شمال نیز پانتلند و سومالیلند در واکنش به ایجاد ایالت شمال شرق از سوی دولت فدرال در سال ۲۰۲۵، با یکدیگر ائتلاف کردند. این تحولات خطر گسترش درگیری با پشتیبانی قدرتهای خارجی را افزایش میدهد. این درگیریهای مسلحانه همچنین فرصتی در اختیار گروههای تروریست فعال در سومالی، مانند الشباب و داعش سومالی قرار میدهد. در دورههای بحران سیاسی، عملیات امنیتی علیه این گروهها اغلب شدیدا کاهش مییابد و به آنها امکان میدهد دوباره سازمان یافته و توان خود را بازیابند. تشدید درگیری میان دولت فدرال و گروههای مخالف، فرصتی برای این سازمانها فراهم میکند تا در دل این منازعه چندلایه، نفوذ خود را گسترش دهند.
با توجه به اهمیت گستردهتر این تحولات، همه بازیگران خارجی که با دولت فدرال و ایالتهای عضو آن رابطه دارند، به نفعشان است برای کاهش تنش میان بازیگران سیاسی سومالی تلاش کنند. از آنجا که این بحران با تحولات گستردهتر منطقه شاخ آفریقا و دریای سرخ پیوند خورده، مهم است تلاشها برای کاهش تنش با مشارکت نهادهای منطقهای مانند اتحادیه آفریقا و نهاد بیندولتی توسعه موسوم به (IGAD) پیش رود. در باب افق کوتاهمدت باید گفتوگویی شکل بگیرد که راه را برای توافق سیاسی فراگیر درباره اصلاحات قانون اساسی، مسائل انتخاباتی و ترتیبات موقت حکمرانی هموار کند و جدول زمانی واقعبینانهای برای برگزاری انتخابات تعیین کند. بدون چنین توافقی، خطر گسترش و طولانی شدن درگیری همچنان افزایش خواهد یافت.
جنگ نیابتی در شاخ آفریقا
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها