گروه سیاسی: درباره حضور واسطهها در تهران، چند نکته را میتوان به صورت کلی مطرح کرد.
۱- ایران پیش از این در چند نوبت موضع خود در قبال بازگشت به تفاهمنامه خاتمه جنگ با آمریکا را اعلام کرده است. تهران شرایطی را تبیین کرده که کاملا منطبق بر مفاد تفاهمنامه است. همچنین فرآیندی کوتاهمدت برای راستیآزمایی اجرای تعهدات طرف مقابل تعریف کرده که بر اساس آن طرفین میتوانند به تفاهمنامه بازگردند. بنابراین اگر قرار است مذاکره موثری آغاز شود، قاعدتا باید بر اساس مفاد و محتوای تفاهمنامه خاتمه جنگ باشد.
۲- بر اساس آنچه تاکنون شنیده شده، واسطهها پیامهایی را از طرف آمریکایی آوردهاند که نهتنها مبتنی بر ماهیت و مفاد تفاهمنامه نیست، بلکه موضوعات جدیدی از جمله موضوع هستهای ایران را مطرح کرده است. بر اساس آنچه واسطهها مطرح کردهاند، دولت آمریکا میگوید ایران باید در این مقطع، تعهدات هستهای به آمریکا داده و فرآیند اجرایی این تعهدات را نیز بهسرعت آغاز کند. این موضوع نهتنها برخلاف مفاد تفاهمنامه است، بلکه بهوضوح نشاندهنده عدم آمادگی و تمایل طرف آمریکایی برای مذاکره و توافق واقعی با ایران است. در متن تفاهمنامه خاتمه جنگ میان ایران و آمریکا قید شده بود مذاکره هستهای، ۶۰ روز پس از اجرای تعهدات آمریکا آغاز خواهد شد؛ یعنی ایران آغاز مذاکره هستهای را به انجام تعهدات آمریکا موکول کرده بود. اکنون اما ترامپ میخواهد بدون انجام این تعهدات، به ایران فشار بیاورد مستقیما وارد موضوع هستهای شود. بنابراین آنچه واسطهها آوردهاند، برخلاف شرایط ایران است و نسبتی با تفاهمنامه نیز ندارد.
۳- به صورت مشخص طرف آمریکایی موضوع خروج ذخایر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد از ایران را مطرح کرده است. این خواسته آمریکا نهتنها خلاف تفاهمنامه است، بلکه با توجه به شرایط حساس فعلی و تهدیدات هستهای آمریکا علیه ایران، اساسا غیرقابل پذیرش است. ترامپ در روزهای اخیر بارها درباره حمله هستهای به ایران صحبت کرده است. اگرچه او به گونهای صحبت کرده که صراحتا بر استفاده از سلاح هستهای علیه ایران تاکید نکرده اما ماهیت اظهارات او به گونهای است که تلاش کرده تهدید حمله هستهای به ایران را مطرح و معتبر کند. در چنین شرایطی بدیهی است ایران به هیچ عنوان ذخایر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد خود را از دست نخواهد داد. موضع ایران در برابر تهدیدات هستهای آمریکا مشخص است: در صورت استفاده آمریکا از سلاح هستهای، در هر سطحی و در هر شکلی و در هر مکانی، جمهوری اسلامی ایران بلافاصله در دکترین هستهای خود تجدیدنظر خواهد کرد. این موضع ایران مهمترین و موثرترین عامل بازدارنده در برابر شرارتهای احتمالی آمریکاست. بنابراین پیشنهاد خروج ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد ایران، در شرایط فعلی به معنای فراهم شدن شرایط برای حمله احتمالی آمریکا به ایران و حتی استفاده آمریکاییها از سلاح هستهای علیه کشورمان است.
۴- تحرکات اخیر رژیم صهیونیستی و سفر وزیر جنگ آمریکا به سرزمین اشغالی و دیدار با نتانیاهو، این احتمال را به صورت جدی مطرح کرده که آمریکا و رژیم در حال تدارک یک شرارت جدید نظامی علیه ایران هستند. بهویژه وضعیت بحرانی نتانیاهو در انتخابات رژیم باعث شده بسیاری از کارشناسان احتمال بدهند او برای باقی ماندن در قدرت، نیازمند شروع یک جنگ جدید علیه ایران است. به صورت کلی، آمادگی برای حمله به ایران و همزمان فرستادن واسطهها به تهران را میتوان در ۲ قالب ارزیابی کرد.
الف- پذیرش شروط هستهای ترامپ توسط ایران: در این حالت ترامپ به خواسته خود در برابر ایران رسیده است. ضمن اینکه این موضوع میتواند وضعیت وی و جمهوریخواهان را در انتخابات میاندورهای کنگره تغییر دهد.
ب- عدم پذیرش خواسته ترامپ توسط ایران: در این صورت احتمالا نتانیاهو برای تغییر شرایط خود در انتخابات پارلمانی رژیم، موضوع حمله به ایران را روی میز خواهد گذاشت. این صورت مساله وضعیت فعلی است.
۵- نکته دیگر مربوط به قیمت نفت است. شامگاه دوشنبه قیمت هر بشکه نفت برنت به بیش از ۱۱۰ دلار رسید اما سفر عاصم منیر به تهران باعث شد این رقم به ۱۰۶ دلار کاهش یابد. بنابراین مشخص است یکی از اهداف سفر منیر به ایران، اثرگذاری روی قیمت جهانی نفت است. این موضوع، یعنی اثرگذاری سفر واسطهها روی قیمت نفت، پیش از این نیز آشکار شده بود.
در مجموع، محتوای پیامهایی که واسطهها به ایران آوردهاند نشان میدهد دولت آمریکا به هیچ عنوان آمادگی و اراده توافق با ایران را ندارد. ترامپ بیشتر در حال اجرای یک نمایش و عملیات روانی است؛ کاری که پیشتر چند بار انجام داده و ایران نیز هر بار پاسخ مقتضی را به آن داده است.
واقعیت آن است که برخلاف ادعاهای رسانههای نزدیک به ترامپ و رسانههای وابسته به رژیم صهیونیستی، این ایران است که به صورت کامل بر معادلات موجود مسلط است. ایران نهتنها تسلط خود بر تنگه هرمز و اثرگذاری بر بازار جهانی نفت را تثبیت کرده، بلکه طی هفتهها و روزهای اخیر نیز برخی امکانات و اهداف جدید خود در صورت از سر گرفته شدن جنگ را تبیین کرده است. حمله مجدد به ایران، طبق تعابیری که صاحبنظران مطرح بینالمللی مطرح کردهاند، یعنی فرورفتن بیشتر ترامپ در باتلاقی که جنگ علیه ایران برایش ایجاد کرد.
جیدی ونس اخیرا در مصاحبهای گفت اگر ترامپ جنگ علیه ایران را بدون حصول نتیجه دلخواه پایان دهد، ایران بر معادلات نفت خاورمیانه مسلط خواهد شد. اکنون سوال اساسی این است: آمریکا یا رژیم صهیونیستی چه اقدامی میتوانند انجام بدهند که به زعم معاون ترامپ، معادله فعلی نفت در خاورمیانه را تغییر دهد؟ پاسخ مشخص است: ترامپ و نتانیاهو پیش از این همه راهها را رفته و در رسیدن به اهداف خود ناکام ماندهاند.
آنتونی بلینکن، وزیر سابق خارجه آمریکا چندی پیش در مصاحبهای، اظهار نظر قابل تأملی داشت. بلینکن گفت: ترامپ خودش میداند هیچ راه خروجی جز توافق با ایران پیش رویش نیست و خوب میداند در این توافق باید به خواستههای ایران تن بدهد اما دلیل اینکه تاکنون از این اقدام خودداری کرده، این است که او به لحاظ ذهنی هنوز آمادگی پذیرش شکست در برابر ایران را ندارد.
چند نکته درباره پیامهای واسطهها
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها