محمدطاهر رحیمی: تنگه هرمز به عنوان حیاتیترین گلوگاه انرژی جهان، در ماههای اخیر به کانون مؤثری تبدیل شده که معادلات بازار نفت و بیمه حملونقل را از بنیاد دگرگون کرده است. بسته شدن این آبراه با دستان مقتدر جمهوری اسلامی ایران، اگرچه اقدامی در چارچوب مناسبات دفاعی و راهبردی تهران تفسیر میشود اما پیامدهای آن فراتر از مرزهای منطقه، ساختار صادرات نفت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و همپیمانان آمریکا را به سمت الگوهایی سوق داده که پیش از این عمدتا مختص کشورهای تحت تحریم بود. این گزارش راهبردی میکوشد زنجیره علت و معلولی میان افزایش ریسک عبور و مرور، جهش هزینههای حمل و بیمه و در نهایت روی آوردن بازیگران منطقهای به «ناوگان در سایه» و «ناوگان تاریک» را تحلیل و سناریوهای پیش رو را ترسیم کند.
تحلیل راهبردی
۱- ریسک عبور و مرور و جهش هزینهها
افزایش ریسک امنیتی در تنگه هرمز، نخستین حلقه زنجیره واکنشهای بازار است. با افزایش تهدیدات علیه شناورهای تجاری، شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران که خارج از ضوابط ایران از تنگه هرمز قصد عبور دارند، گذر از این آبراه را نه یک مسیر تجاری معمول، بلکه عملیاتی پرخطر تلقی میکنند. دادههای میدانی نشان میدهد هزینه حمل نفت از بنادر کشورهای عرب از ابتدای سال جاری تاکنون تا ۳۰ برابر افزایش یافته است. این جهش بیسابقه، نه صرفا ناشی از افزایش نرخ کرایه، بلکه محصول جانبی رشد انفجاری حق بیمه جنگ و افزایش حقالزحمه خدمه شناورهایی است که حاضر به پذیرش ریسک عبور از منطقه جنگی خارج از حکمرانی جمهوری اسلامی ایران میشوند. در چنین شرایطی، شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و معاملهگران به میدان آمدهاند تا از این شکاف سود ببرند؛ سودی که به بهای افزایش بیشتر هزینهها برای صادرکنندگان نفت تمام میشود. هزینه حمل که پیشتر سهم ناچیزی از قیمت نهایی هر بشکه را تشکیل میداد، اکنون به یکی از تعیینکنندهترین اجزای قیمت تمامشده نفت تحویلی به آسیا تبدیل شده است.
۲- ناوگان تاریک عرب: راهبردی اجباری برای بقای صادرات
دومین حلقه، واکنش عملی کشورهای عرب و همپیمانان آمریکا به این وضعیت است. وقتی مسیرهای خارج از حکمرانی ایران و شناورهای دارای بیمه معتبر بینالمللی عملا غیرقابل استفاده یا بسیار پرهزینه میشوند، صادرکنندگان ناچار به استفاده از شناورهایی رو میآورند که خارج از چارچوب نظارتی ایران عمل میکنند. بر اساس گزارشها، شمار نفتکشهای «ناوگان تاریک» عرب به مرز ۴۰۰ فروند نزدیک شده است. این شناورها با خاموش کردن سیستمهای شناسایی خودکار (AIS)، تغییر مکرر پرچم و هویت و انجام عملیات انتقال کشتی به کشتی در آبهای عمان، تلاش میکنند بخشی از نفت خود را به بازارهای جهان برسانند. آنچه این تحول را از نظر راهبردی قابل توجه میکند، جابهجایی نقشهاست. الگویی که پیشتر به عنوان ابزار دور زدن تحریمها توسط ایران و روسیه شناخته میشد، اکنون به راهبرد بقای صادرات متحدان عرب آمریکا در منطقه تبدیل شده است! این وضعیت، نظام نظارتی یکسویه دریایی بینالمللی را به چالش میکشد و نشان میدهد در شرایطی که قرار باشد ایران ناامن باشد، کل منطقه ناامن شده و حتی بازیگران متعهد به نظم موجود نیز به ابزارهای خارج از چارچوب رو میآورند.
3- پیامدهای کلان: هشدار غولهای نفتی و سناریوی نفت ۲۰۰ دلاری
سومین حلقه، بازتاب این بحران در سطح قیمتهای جهانی و واکنش بازیگران بزرگ صنعت نفت است. مدیران ارشد شرکتهایی نظیر ویتول و شورون هشدار دادهاند تداوم اختلال در صادرات نفت خلیج فارس میتواند بهای نفت را به ۲۰۰ دلار در هر بشکه برساند. مدیرعامل شورون تأکید کرد بهای واقعی نفت تحویلی به آسیا از نرخهای تابلوهای بازار بسیار بالاتر است؛ شکافی که ناشی از هزینههای پنهان حمل، بیمه و ریسک است. همزمان مدیرعامل آرامکو از افت شدید ذخایر جهانی نفت خبر داد و اعلام کرد بازسازی این ذخایر ممکن است 2 سال به طول انجامد. این اظهارات نشان میدهد بحران هرمز صرفا یک اختلال موقت در زنجیره تأمین نیست، بلکه میتواند به یک شوک ساختاری در بازار انرژی تبدیل شود که آثار آن سالها باقی بماند.
۴- واکنش واشنگتن: عقبنشینی تاکتیکی در سایه فشار قیمت
چهارمین حلقه، واکنش غیرمنتظره دولت آمریکا را آشکار میکند. در حالی که انتظار میرفت واشنگتن با تشدید تحریمها علیه خریداران نفت روسیه، فشار بر مسکو را افزایش دهد، رئیسجمهور تروریست آمریکا با صدور فرمانی، اجرای تعرفه ۱۰۰ درصدی علیه 5 خریدار بزرگ نفت و گاز روسیه و تعرفه ۵۰۰ درصدی کالاهای روسی را به حالت تعلیق درآورد. این تصمیم نشاندهنده قدرت ایران برای تحمیل اولویتدهی کاخ سفید به کنترل قیمت انرژی بر فشار ژئوپلیتیک علیه روسیه است.
نتیجهگیری
تحلیل زنجیره واکنشها نشان میدهد بسته شدن تنگه هرمز، فراتر از یک اقدام نظامی - امنیتی، یک شوک تمامعیار به معماری تجارت انرژی جهان وارد کرده است. جمهوری اسلامی ایران در حال تعریف یک معادله جدید در دنیاست؛ معادلهای مبتنی بر امنیت برای همه یا هیچکس؛ معادلهای که تحمیل هزینه بر تهران را جهانی میکند و از این رو برای ایران بازدارندگی ایجاد خواهد کرد. افزایش ۳۰ برابری هزینه حمل، ظهور ناوگان تاریک ۴۰۰ فروندی در میان متحدان عرب آمریکا، هشدار صریح غولهای نفتی درباره سناریوی نفت ۲۰۰ دلاری و عقبنشینی تاکتیکی واشنگتن از تعرفههای ضدروسی، همگی نشانههایی از یک واقعیت راهبردی است: در نظام انرژی جهانی، تنگه هرمز همچنان گلوگاهی است که هیچ جایگزین کاملی برای آن وجود ندارد. تا زمانی که این آبراه در وضعیتی خارج از نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران بخواهد فعالیت کند، بازیگران منطقهای ناچار به پذیرش هزینههای سرسامآور و رو آوردن به ابزارهای غیرمتعارف خواهند بود؛ ابزارهایی که اگرچه بقای صادرات را تا حد کمی تضمین میکند اما شفافیت، ایمنی و نظام یکسویه تجارت دریایی را به بهای سنگینی تضعیف میکند.
تنگه هرمز؛ از فشار ژئوپلیتیک و ظهور ناوگان تاریک عرب تا عقبنشینی ترامپ از جنگ تعرفه با روسیه
بازی قدرت در خلیج فارس
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها