رضا رضائی:
گفت از کجا شروع کنم که سخن دوست خوشتر است؟
از همان فرمایش شما که رزق سال را در شبهای فاطمیه میگرفتید.
رزق من و ما را؛
رزق همه ایران را و رزق خودتان را.
همان رزق لایحتسبی که عِند رَبهم یُرزقونتان کرد.
راستی! چقدر دنیای مادی ما با دنیای ملکوتی شما فرق داشت!
رزق شما کجا و رزق ما کجا؟
و چه صبری داریم ما! مایی که ماندهایم تا بسوزیم در غم فراقتان.
خودمانیم؛ قرارمان این نبود آقا جان!
مایی که دائم در محضرتان فریاد میزدیم «خونی که در رگ ماست/ هدیه به رهبر ماست».
شعار نبود؛ خدا میداند راست میگفتیم.
این را در و دیوار حسینیه و زیلوهای آبی آنجا اگر باقی مانده بودند، شهادت میدادند.
غافل از آنکه انگار ما مدعیان صف اول بودیم و شما همچون شهدای بیادعا، رزقتان را از آخر مجلس گرفته بودید.
راستش هنوز باورمان نیست فراقتان!
یا شایدم نمیخواهیم باور کنیم نبودنتان را که از شما چه پنهان، واقعیت همین است!
هرچند اعتقادمان این است که شما هستید همچنان کنارمان، حتی نزدیکتر از قبل.
در این روزهای به ظاهر سخت؛
که یزید زمان و شمر دوران، باز هوس حقارت کردهاند؛
همچون روزها و ماهها و سالها و دهههای اخیر...
حرف از تهدید و تحقیر میزنند؛
حرف از جنگ تازه! بسانِ قاتلی که پس از 8 ماه، در سودای بازگشت به صحنه جرم است!
جایتان خالی است برای رجزخوانی و سخنرانی؛
خطاب به آنها که انگار ما را نشناختهاند!
ما همان فرزندان در گهواره خمینی کبیر هستیم و سربازان خامنهای شهید و یاران خلف صالحتان.
ما به سوی میدان جنگ پرواز میکنیم...
این را شما به ما یاد دادید؛ در ابتدای دفاع مقدس 8 ساله که فرمودید:
«ما به سوی میدان جنگ پرواز میکنیم؛ ما میدان جنگ را سالهاست آزمودهایم. در میدان رفتن ما شکست نیست؛ خدا راه شکست را به روی ما بسته است.
«قُل هَل تَرَبَّصونَ بِنا اِلّا اِحدَی الحُسنَیین» شما مگر 2 راه در مقابل ما بیشتر میبینید؟ این هر دو راه برای ما افتخارآمیز است؛ یکی راه شهادت که افتخارش همیشگی و ثابت و لایزال است و دیگری راه پیروزی، پیروزی ظاهری و هر دو برای ما پیروزی است».
صدایتان پس از 46 سال، در گوشمان برق میزند
و کلامتان همچنان جاری است...
حال؛ کاری کردید کارستان؛
با همان رزقی که روزیتان شد
و رزقی که روزیِ ما...
چه معجزهای بالاتر از این رزق
که ملتی را مبعوث کردید با خون پاکتان
و امتی را بیدار تا ببینند جایگاه مظلوم را در مقابل ظالم.
با مشت گره کرده و پرچمهای برافراشته، فتح بخوانند و با فراز «الَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الْکُفّار رُحَماءُ بَینَهُم» رجزی از جنس «باید برخاست»...
راستش در این چند ماه، معنای حرفهایتان را تازه میفهمیم؛
اینکه «ما مظلومیم اما قوی هستیم مثل مولایمان امیرالمومنین؛ او که مظلومترین بود و قویترین».
و اما امروز
چقدر دلتنگ ایام شهادت حضرت زهرا(س) بودیم و هستیم...
اصلا چقدر فاطمیه لازمیم ما؛
تا که باز، به فریادمان برسند و ما نیز به رزقمان؛
همان رزق سالی که شما یادمان دادید؛
رزقی که ختم به شهادت است و لایحتسب...
چه میشود دعا کنید برایمان؛
برای این دلتنگی تا به وصال برسیم در کنارتان؛
با شهادت در شهادت!
و این همان است که میشود «معجزه فاطمیه».
معجزه فاطمیه
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها