رضا رحمتی: بازگشت نفت برنت به 117 دلار در روز گذشته - ۲۳ اکتبر/ اول آبان - را نباید صرفا یک نوسان روزانه در بازار انرژی تلقی کرد. قیمت برنت در معاملات جمعه تا 117 دلار بالا رفت؛ سطحی که از 19 مارس/28 اسفند تاکنون مشاهده نشده بود. نفت آمریکا نیز به بیش از ۱۰۱ دلار رسید. همزمان تشدید حملات در عربستان، وضعیت کشتیرانی در خلیج فارس و تداوم نااطمینانی درباره مسیر جنگ ایران و آمریکا، بار دیگر بازارها را با احتمال اختلال در عرضه نفت منطقه روبهرو کرد.
الف- بازار به روایت کاخ سفید رأی منفی داد
اهمیت این تحول در عدد 117 خلاصه نمیشود؛ مساله آن است که چرا بازار، با وجود تمام ادعاهای واشنگتن درباره توانایی کنترل تنگه هرمز و حفاظت از جریان انرژی، همچنان برای نفت منطقه قیمتهای بالاتری میپردازد. بازار نفت نه بیانیههای سیاسی را مبنای تصمیم خود قرار میدهد و نه صرفا به تعداد ناوهای آمریکا نگاه میکند، بلکه احتمال دسترسی واقعی به نفت، امنیت مسیر انتقال، هزینه بیمه کشتیها، ظرفیت خطوط لوله جایگزین و چشمانداز تداوم درگیری را ارزیابی میکند.
در روزهای اخیر، چند عامل به طور همزمان فشار صعودی بر قیمتها وارد کرد. تشدید درگیریها در اطراف تنگه هرمز، گزارشهای مربوط به آسیب دیدن نفتکشها و هشدار درباره عبور از مسیرهای پرخطر، هزینه حملونقل و بیمه را افزایش داده است. در جبهه دیگری، حملات انصارالله به اهدافی در عربستان، بهویژه آرامکو، امنیت زیرساختها و مسیرهای صادراتی سعودی را مختل کرده است.
رویترز در گزارش ۲۳ اکتبر خود از افزایش نگرانی بازار به دنبال حملات به عربستان و وقوع یک نشت نفتی در نزدیکی امارات خبر داد.
کاهش تولید در 2 میدان نفتی لیبی نیز در همین مقطع عرضه را با اختلال مواجه کرد. در نتیجه، جهش نفت را باید حاصل همافزایی 3 عامل دانست: ریسک نظامی، آسیبپذیری زیرساختهای انرژی و افزایش هزینه رساندن نفت به مصرفکننده. این همان جایی است که جنگ از میدان نظامی خارج میشود و به صورت تورم، افزایش هزینه حملونقل و فشار معیشتی به اقتصادهای بزرگ بازمیگردد.
ب- جغرافیایی که به ابزار قدرت تبدیل شد
در ادبیات متعارف قدرت، معمولا از تعداد ناوها، هواپیماها، پایگاهها و توان تخریب به عنوان شاخصهای برتری نظامی یاد میشود اما بحران کنونی یک واقعیت مهم را برجسته کرد: قدرت نظامی زمانی به برتری راهبردی پایدار تبدیل میشود که بتوان پیامدهای اقتصادی و سیاسی کاربرد آن را نیز مدیریت کرد. اگر حمله نظامی به افزایش هزینه انرژی، بیثباتی بازارها و دشوارتر شدن زندگی شهروندان خودی بینجامد، فاصله میان پیروزی تاکتیکی و موفقیت راهبردی افزایش مییابد.
هرمز در این معادله جایگاهی فراتر از یک گذرگاه دریایی دارد. بر اساس اطلاعات آژانس بینالمللی انرژی، سال ۲۰۲۵ به طور متوسط روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت خام، میعانات و فرآوردههای نفتی از تنگه عبور میکرد؛ رقمی معادل یکچهارم تجارت دریابرد نفت جهان. ظرفیت محدود مسیرهای جایگزین به این معناست که حتی اختلال موقت در عبور نفت میتواند اثراتی فراتر از جغرافیای خلیج فارس ایجاد کند.
نکته تعیینکننده آن است که بازار فقط به نفتی که واقعا از دسترس خارج شده واکنش نشان نمیدهد، بلکه برای احتمال اختلال در عرضه آینده نیز قیمت تعیین میکند. به بیان دیگر، حتی اگر بخشی از صادرات از طریق خطوط لوله یا مسیرهای جایگزین ادامه یابد، افزایش خطر حملونقل، کاهش اطمینان خریداران و نگرانی درباره تداوم صادرات میتواند قیمت را بالا ببرد.
این وضعیت نشان میدهد موقعیت جغرافیایی کشور بخشی از معادله قدرت منطقهای است؛ موقعیتی نمیتوان آن را که در محاسبات امنیت انرژی جهان نادیده گرفت.
پ- تفاوت آمار ترامپ با واقعیت جنگ
یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیر روایت ترامپ، ادعاهای وی درباره میزان عبور نفت از تنگه هرمز در دوره جنگ است. برای داوری دقیق، باید میان 2 گزاره تفاوت گذاشت: اینکه پیش از جنگ روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده از این مسیر عبور میکرد و اینکه در شرایط جنگ نیز همین حجم به طور مستمر از هرمز عبور میکند.
گزاره نخست، با دادههای آژانس بینالمللی انرژی و اداره اطلاعات انرژی آمریکا سازگار است اما گزاره دوم به دادههای روزانه و میانگینهای چند روزه نیاز دارد و نمیتوان آن را صرفا با استناد به آمار دوران عادی اثبات کرد.
گزارش واشنگتنپست در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ نشان داد برآوردهای مستقل از جریان نفت در دوره جنگ، بهمراتب پایینتر از سطح پیش از جنگ بوده است. با این وجود هم ترامپ و هم برخی اعضای کابینهاش به صورت مرتب مدعی بوده و هستند تنگه هرمز تحت کنترل آمریکاست. ترامپ حتی در مقاطعی مدعی شد روزانه بیش از 20 میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکند. بنا بر این ادعای ترامپ، میزان صادرات نفت از تنگه هرمز با شرایط قبل از جنگ یکسان است اما رسیدن قیمت هر بشکه نفت برنت به 117 دلار سند محکمی در رد ادعاهای ترامپ است؛ موضوعی که نشان میدهد ادعاهای رئیسجمهور آمریکا صرفا مواضعی سیاسی است و در تضاد با واقعیت قرار دارد. نکته قابل تامل اینکه ترامپ روز گذشته، همزمان با رسیدن قیمت نفت به 117 دلار در هر بشکه بار دیگر ادعاهای پیشین خود را تکرار کرد و مدعی شد تنگه هرمز تحت کنترل کامل آمریکاست و صادرات نفت از این تنگه جریان دارد. به هر حال افزایش قیمت نفت در روزهای اخیر نشان میدهد این بازار است که روایتی واقعی از وضعیت تنگه هرمز ارائه میدهد.
ت- اگر جنگ از سر گرفته شود، نفت تا کجا بالا میرود؟
پاسخ به این پرسش به گستره جنگ و مدت اختلال در عرضه بستگی دارد. هیچ مدل معتبری نمیتواند صرفا از روی قیمت 117 دلار، عدد قطعی قیمت آینده را استخراج کند. باید میان جنگ محدود، درگیری گسترده منطقهای و سناریوی اختلال طولانی در تولید و صادرات تمایز گذاشت.
در سناریوی نخست، اگر حملات محدود بماند، زیرساختهای اصلی صادرات از آسیب جدی مصون بماند و جریان نفت از هرمز و خطوط لوله جایگزین نغییر چندانی نکند، نفت میتواند در محدوده ۱۱۰ تا ۱۳۰ دلار نوسان کند. در این وضعیت، بخش مهمی از قیمت ناشی از حق بیمه ریسک خواهد بود؛ یعنی هزینهای که بازار برای احتمال بدتر شدن اوضاع میپردازد.
در سناریوی دوم، اگر جنگ به حملات مکرر علیه زیرساختهای نفتی، آسیب به خطوط لوله و پایانههای صادرات و کاهش محسوس تولید نفت در منطقه منجر شود، عبور برنت از ۱۳۰ دلار و حرکت به سمت ۱۵۰ دلار و حتی بالاتر قابل تصور است. این پیشبینی یک سناریوی تحلیلی است، نه برآورد رسمی یا تضمینشده بازار. در چنین شرایطی، خریداران برای تأمین محمولههای فوری رقابت میکنند و ذخایر تجاری و ظرفیت مازاد تولید اهمیت بیشتری مییابد.
سناریوی سوم، خطرناکترین حالت برای ترامپ است: جنگ فراگیر و طولانی که همزمان تولید، صادرات و زیرساختهای انتقال نفت را مختل کند. اگر چند میلیون بشکه در روز برای مدتی طولانی از بازار حذف شود، ظرفیت خطوط لوله جایگزین محدود بماند و ذخایر نتواند کمبود را جبران کند، نرخ ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار نیز قابل تصور خواهد بود. در یک شوک بسیار شدید، قیمتهای بالاتر از ۲۰۰ دلار را هم نمیتوان از نظر نظری ناممکن دانست اما معرفی آن به عنوان پیشبینی قطعی، بدون شواهد درباره حجم و مدت اختلال، غیرمسؤولانه است.
تجربه همین سال نشان میدهد این خطر صرفا یک فرض انتزاعی نیست. اداره اطلاعات انرژی آمریکا گزارش کرد قیمت نقدی برنت در ۱۵ سپتامبر به ۱۳۱ دلار در هر بشکه رسید؛ جهشی که با اختلال در خط لوله شرق - غرب عربستان و کاهش عرضه صادراتی ارتباط داشت. این نهاد در گزارش اکتبر خود، میانگین ۱۰۵ دلاری را برای 3 ماه چهارم سال ۲۰۲۶ پیشبینی کرده بود، با این فرض که محدودیت جریان نفت منطقه ادامه یابد. این ارقام نشان میدهد اختلال در یک مسیر مهم صادراتی میتواند قیمت را بهسرعت به سطوحی بسیار بالاتر از 117 دلار برساند؛ هرچند شرایط جنگ ممکن است مسیر پیشبینیها را تغییر دهد.
در چنین سناریویی، نفت گران تنها پیامد بحران نیست؛ هزینه سوخت، حملونقل، تولید صنعتی و مواد اولیه افزایش مییابد، تورم میتواند دوباره به مسالهای سیاسی در آمریکا تبدیل شود و دولتی که حالا هم تحت فشار رأیدهندگان قرار دارد، با فشار بیشتری برای توضیح هزینههای جنگ روبهرو شود.
ث- فرسایش محاسباتی؛ مفهومی برای فهم بحران ترامپ
برای توصیف این وضعیت میتوان از مفهوم «فرسایش محاسباتی» استفاده کرد؛ وضعیتی که در آن، یک قدرت بزرگ ممکن است توان آغاز عملیات نظامی را داشته باشد اما هرچه بحران طولانیتر میشود، هزینههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن از کنترل اولیه خارج و گزینههای تصمیمگیریاش محدودتر شود.
این مفهوم با شکست نظامی یکسان نیست. ممکن است آمریکا همچنان از برتری هوایی و دریایی برخوردار باشد اما نتواند امنیت کامل مسیرهای انرژی را تضمین کند؛ ممکن است بتواند به زیرساختی حمله کند اما نتواند از جهش قیمت انرژی جلوگیری کند و ممکن است بتواند نفتکشهایی را اسکورت کند اما نتواند همه شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و خریداران را به بازگشت فوری به شرایط عادی متقاعد کند.
برای ترامپ، این مساله از آن جهت حساس است که انرژی مستقیما به زندگی روزمره شهروندان آمریکا مربوط میشود. افزایش قیمت نفت میتواند هزینه بنزین و حملونقل را بالا ببرد و فشار تورمی را تشدید کند. چنین پیامدهایی بویژه در فضای انتخاباتی آمریکا اهمیت مییابد، زیرا رأیدهندگان معمولا هزینههای ملموس زندگی را با عملکرد دولت پیوند میزنند.
با این حال، باید میان فشار سیاسی و استیصال کامل تفاوت گذاشت. برای اثبات اینکه ترامپ واقعا در بنبست قرار گرفته، باید علاوه بر قیمت نفت، نشانههایی مانند تغییر موضع رسمی، عقبنشینی از اهداف اعلامشده، افزایش فشار داخلی برای پایان جنگ یا پذیرش ترتیباتی متفاوت از مواضع اولیه بررسی شود. قیمت 117 دلار بهتنهایی چنین نتیجهای را ثابت نمیکند اما نشان میدهد دولت تروریست آمریکا برای مهار تبعات اقتصادی بحران با مساله جدی روبهرو است و ترامپ باید خود را در شرف ورود به یک بحران اعتباری آماده کند.
از منظر ایران، مزیت راهبردی آن است که محاسبات طرف مقابل تنها بر اساس توان نظامی تنظیم نشود، بلکه هزینههای ادامه جنگ و محدودیتهای اقتصادی آن نیز در تصمیمگیری آمریکا وزن پیدا کند. هرچه واشنگتن ناچار شود هزینههای بیشتری را بپردازد، ضرورت بازنگری در اهداف و ابزارهایش میتواند افزایش یابد. این همان جایی است که «فرسایش محاسباتی» به یک مفهوم کاربردی برای تحلیل قدرت تبدیل میشود.
همزمان با ادعاهای رئیسجمهور آمریکا مبنی بر کنترل تنگه هرمز قیمت هر بشکه نفت برنت با ثبت رکورد 117 دلار، به بالاترین قیمت پس از جنگ رمضان رسید
رکورد رسوایی ترامپ
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها