حنیف غفاری: حزب جمهوریخواه آمریکا این روزها آبستن بحرانهای عمیق، چندلایه و سرنوشتسازی است که گسلهای درونی آن را بیش از هر زمان دیگری عریان کرده است. در حالی که تحولات منطقه بهویژه شکستهای راهبردی واشنگتن و تلآویو در جنگ اخیر علیه ایران، هزینههای سنگینی را بر پیکره حاکمیت آمریکا تحمیل کرده، ابرهای تیره شکست در انتخابات میاندورهای کنگره نیز آسمان اردوگاه فیلها را فراگرفته است. در این میان، واکنش رئیسجمهور تروریست آمریکا به این چشمانداز تاریک و تلاشش برای فرار از مسؤولیت، پرده از سناریویی خطرناک برداشته که میتواند آینده سیاسی آن حزب را به مخاطره بیندازد؛ سناریویی که از یک سو با «بازی مقصرسازی» ترامپ و از سوی دیگر با «غیریتسازی» چهرههایی چون جیدی ونس و بدنه حزب از او معنا مییابد.
بر اساس اخبار و تحلیلهای تازه از درون ساختار قدرت در واشنگتن، ترامپ بهخوبی دریافته است چشمانداز حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای کنگره بهشدت وخیم و نگرانکننده است. قاعدتا واکنش رئیس دولت آمریکا به این وضعیت بحرانی، نه پذیرش اشتباهات راهبردی، بلکه راهاندازی ماشین تبرئه خود و «بازی مقصرسازی» است. ترامپ صراحتا مقامات ارشد حزب، رهبران سنتی، هزینههای سرسامآور انتخاباتی و نتایج مأیوسکننده تلاشهای انجامشده برای تغییر مهندسی تقسیمات انتخاباتی (به عنوان ایده خاص جمهوریخواهان) را زیر سوال خواهد برد. او با این پرسش که چرا صرف میلیونها دلار توسط گروه اقدام سیاسی فوقالعاده من نتوانسته نظرسنجیها را تکان دهد؟ عملا در حال آمادهسازی بستر لازم برای انداختن بار مسؤولیت شکست بر دوش دیگران است. در جریان رقابتهای انتخابات ریاستجمهوری سال 2020 نیز ترامپ عملکرد نادرست همحزبهایش را عامل کاهش آرای خود در ایالاتی مانند آریزونا و جرجیا دانسته بود. بنابراین انتظار اینکه وی پس از شکست احتمالی در انتخابات پیش رو در مقابل خبرنگاران ظاهر شده و مسؤولیت ناشی از این ناکامی مطلق را بپذیرد، خطاست!
هدف ترامپ از این بازی فریبکارانه کاملا روشن است: تلاش میکند در صورت وقوع شکست سنگین در انتخابات میاندورهای، بار سنگین این ناکامی را به جای هدایتکننده اصلی سیاستهای حزب، بر دوش تمام سناتورها، سران حزب جمهوریخواه و حتی اعضای میانی و بدنه اجرایی تقسیم کند.
رئیسجمهور تبهکار آمریکا به هر قیمتی میخواهد از اعتراف به این حقیقت تلخ فرار کند که سیاستهای انحصارطلبانه، ماجراجوییهای خارجی، حمایتهای بیقیدوشرط از رژیمهای منزوی و رویکردهای اقتصادی نابسامان وی، عامل اصلی روگردانی رأیدهندگان و سقوط پایگاه اجتماعی جمهوریخواهان بوده است. با این همه، هر اندازه دامنه شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره سنگینتر و فراگیرتر باشد، مسیر ترامپ برای پیشبرد این بازی نخنما و فریبکارانه دشوارتر خواهد شد. اگر موج نارضایتی عمومی به حدی برسد که جمهوریخواهان حتی سنگرهای سنتی و قلعههای استراتژیک ایالتی خود نظیر تگزاس، اوهایو و کانزاس را از دست بدهند، دیگر هیچ توجیهی برای تبرئه ترامپ باقی نخواهد ماند، ضمن آنکه جمهوریخواهان نگران از دست رفتن بخش مهمی از آرای خود در ایالت حساس و کلیدی فلوریدا هستند؛ ایالتی که طی ادوار انتخاباتی اخیر همواره در تسخیر آنها بوده است. در چنین سناریویی، معادله به کلی دگرگون خواهد شد، چرا که جمهوریخواهان و چهرههایی که آینده سیاسی خود را در خطر میبینند، دست به کار شده و بازی «غیریتسازی» از ترامپ را با شدت و حدت بیشتری میان سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۸ کلید خواهند زد.
در نتیجه تقابلی دوطرفه شکل میگیرد: از یک سو ترامپ تلاش میکند حزب را قربانی ناکامیهای خود کند و از سوی دیگر، بدنه و رهبران حزب میکوشند با فاصله گرفتن از میراث ویرانگر او، پوستاندازی کنند. ترکیب این 2 بازی متضاد تخریبی، یک «معادله نامتوازن » را در اردوگاه حزب حاکم بر کاخ سفید خلق خواهد کرد؛ ملغمهای از جنگ قدرت درونحزبی، تسویهحسابهای سیاسی و از همگسیختگی سازمانی که محصول نهایی آن، شکست احتمالی حزب جمهوریخواه در کارزار سرنوشتساز ریاست جمهوری سال ۲۰۲۸ خواهد بود.
نکته قابل تأمل در این میان، وضعیت رقیب سنتی است. حزب دموکرات در این میانه پرآشوب و بحرانزده، بدون آنکه از توانمندی، ابتکار عمل یا برنامه مدونی برای گذراندن ایالات متحده از بحرانهای عدیده داخلی و خارجی برخوردار باشد، صرفا در جایگاه یک «تماشاگر بیعمل» نشسته است. دموکراتها نظارهگر اختلافات حاد، فرساینده و عمیق اردوگاه جمهوریخواهان هستند تا شاید بتوانند با استفاده صرف از نقاط ضعف و شکافهای عمیق رقیب و نه به پشتوانه نقاط قوت یا کارنامه مثبت خود، به یک پیروزی بادآورده و تصادفی دیگر در سپهر سیاسی آمریکا دست پیدا کنند. در این فضای پر از تنش، نماد فیل (نشان نمادین حزب جمهوریخواه) درگیر جنگی فرسایشی و خونین در درون خود شده؛ جنگی که در سایه سکوت و تماشای الاغهای دموکرات (الاغ نشان نمادین حزب دموکرات است)، پایههای اقتدار سنتی محافظهکاران را از درون میپوساند. اگر ترامپ و همپیمانانش نتوانند واقعیتهای میدانی و خستگی افکار عمومی آمریکا از سیاستهای تهاجمی را درک کنند، شکاف میان غیریتسازی ونس و مقصرسازی ترامپ، تومار حزب جمهوریخواه را پیش از رسیدن به افق ۲۰۲۸ درهم خواهد پیچید و آمریکا را وارد دورهای جدید از بیثباتی ساختاری خواهد کرد.
سکوت الاغها در دعوای فیلها
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها