۰۳/آبان/۱۴۰۵
|
۰۰:۴۰
گزارش «وطن‌ امروز» از زوال روانی، مصرف مواد روان‌گردان و موج خودکشی‌ها در ارتش صهیونی

ارتش نشئه‌ها پشت مانیتورهای مرگ

ایلیا داوودی: درون یک کانتینر بتنی تاریک و یخ‌زده، کیلومترها دورتر از غرش توپخانه‌ها و خطوط آتش، چشمان سرخ و بی‌خواب مردی به مانیتورهای وضوح‌بالا دوخته شده است. او با یک کلیک ساده، بمبی چندصد پوندی را بر سر خانه‌ای فرود می‌آورد؛ گردوغبار انفجار را بو نمی‌کشد، بوی گوشت سوخته را حس نمی‌کند و خون روی چکمه‌هایش نمی‌ریزد... اما چند ثانیه بعد، دوربین‌های فوق‌پیشرفته حرارتی زوم می‌کنند؛ دست‌های قطع‌شده، کودکان تکه‌تکه‌شده زیر آوار و مادری که خاکسترهای سوخته را در آغوش کشیده است. شیفت تمام و مانیتور خاموش می‌شود اما کابوس هرگز پایان نمی‌یابد؛ اشباح قربانیان، تازه از مانیتور بیرون می‌آیند و تا بستر خواب، گلوی جلاد را می‌فشارند. 
این تصویری خیالی از یک فیلم ترسناک نیست، واقعیت عریان و پوسیده‌ای است که امروز زیر لایه‌های ضخیم سانسور نظامی در ارتش صهیونیستی جریان دارد. افشاگری بی‌سابقه روزنامه صهیونی هاآرتص در ۱۰ سپتامبر به قلم «یانیو کوبوویچ» پنجره‌ای تاریک را به روی ماشین کشتاری باز کرد که از درون در حال کرم‌خوردگی و انحلال است. اعترافات یک اپراتور کهنه‌کار پهپادهای ارتش با نام مستعار «نیر» که از سال ۲۰۰۸ تا ژوئیه 2026 در این یگان خدمت کرده، نشان می‌دهد ارتشی که روزی به فناوری و برتری سایبری‌اش فخر می‌فروخت، اکنون به گله‌ای از بیماران روانی و معتادان به مواد روان‌گردان تبدیل شده که برای فرار از بار سنگین جنایات، به مرز جنون رسیده‌اند.

جنون پشت مانیتور و زامبی‌های کتامینی
روایت نیر سند رسمی زوال اخلاقی ارتشبدهای ورشکسته‌ای است که نیروهای‌شان را به مسلخ روانی فرستاده‌اند. این افسر پهپادی اعتراف می‌کند تنها تا پیش از عملیات طوفان‌الاقصی در 7 اکتبر ۲۰۲۳، مستقیما دستش به خون ۵۴ انسان آلوده شده بود. او سال‌ها گمان می‌کرد فاصله فیزیکی از غزه سپری امن برای روانش است اما واقعیت مثل خنجری زهرآگین بر او فرود آمد. تکان‌دهنده‌ترین بخش اعترافات او، اشاره به فاجعه ۲۳ مارس در رفح است؛ جایی که از پشت صفحه نمایش، حمله وحشیانه نیروهای پیاده به خودروهای امدادی را نظاره کرد. ارتش اشغالگر مدعی «خطای شناسایی» شد اما نیر پرده از خلق‌وخوی فاشیستی حاکم بر یگان‌ها برمی‌دارد؛ جایی که شلیک به آمبولانس‌ها و قصابی غیرنظامیان با هلهله و فریادهای شبیه تماشاگران هولیگان فوتبال جشن گرفته می‌شود! 
اما بهای این توحش چیست؟ سقوط مطلق روانی. نیر اعتراف می‌کند برای مسدود کردن تصاویر خونبار مغزش، ابتدا به کانابیس پناه برد و سپس در گرداب مواد سنگینی چون «اکستازی» و ماده بیهوشی - توهم‌زای «کتامین» غرق شد. حملات پانیک، توهمات دیداری و تشنج‌های روحی، او را به یک زامبی تمام‌عیار بدل کرد. نکته هراس‌انگیزتر، پاسخ فرماندهان صهیونیست است؛ وقتی او با التماس خواست از کشتار کنار گذاشته شود، فرماندهان تنها با یک شرط پذیرفتند: «خفه‌ شو و با هیچ اپراتور دیگری از تردیدها و وحشتت سخن نگو!» سانسور حتی در اتاق‌های بازجویی درونی، چرا که ساختار ارتش می‌داند اگر مهر سکوت شکسته شود، تمام این برج‌وباروی شیشه‌ای یک‌شبه فرومی‌ریزد. مصرف کتامین و مواد صنعتی دیگر، اپیدمی خزنده‌ای میان نیروهای ذخیره‌ای است که مغزشان توان هضم ابعاد نسل‌کشی را ندارد. 
پوسیدگی شیمیایی ارتش رژیم تنها محدود به تروریست‌های پشت میز نیست. 8 مارس، روزنامه جروزالم‌پست در گزارشی پرده از رازی هولناک در نیروی هوایی رژیم برداشت؛ خلبانان جنگنده‌هایی که در مأموریت‌های طولانی‌مدت و تهاجمات ماجراجویانه علیه اهدافی در منطقه و ایران شرکت داشتند، برای حفظ تمرکز و مقابله با ترس و فرسودگی مفرط، به مصرف انبوه داروهای محرک از خانواده «مودافینیل» دست زده‌اند. 
پزشکان صهیونیست هشدار داده‌اند تداوم پرواز با مغزهای دوپینگی و چشمان بی‌خواب، فاجعه‌بار است. ارتشی که سرباز پیاده‌اش با کتامین فرار می‌کند و خلبان «اف ۳۵» آن با قرص‌های شیمیایی مغز خود را بیدار نگه می‌دارد، از رمق افتاده و موتور محرک آن نه انگیزه و آرمان، بلکه داروهای روان‌گردان آزمایشگاهی است؛ ماشینی که اگر قرص‌هایش قطع شود، بلافاصله از پا درخواهد آمد.

آمارهای وحشت و فروپاشی: ۴۲ هزار پرونده جنون رسمی!
سند شکست راهبردی و فروپاشی حتمی ارتش صهیونیستی را باید در گزارش رسمی 6 اکتبر وزارت جنگ رژیم جست‌وجو کرد. بر اساس این داده‌های دهشتناک، شمار نیروهای تحت پوشش اداره توان‌بخشی ارتش به ۹۱ هزار و ۲۰۰ نفر رسیده است. از این کوه یخ فرورفته، ۴۲ هزار و ۵۰۰ نفر رسما به عنوان بیماران روانی حاد، مبتلایان به ترومای شدید و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) ثبت شده‌اند؛ یعنی ۴۶ درصد کل ارتش مجروحان، مجانین جنگی هستند! 
از ۳۰ هزار نظامی مجروحی که از آغاز طوفان‌الاقصی وارد سامانه‌های درمانی شده‌اند، ۶۳ درصد دچار فروپاشی روانی هستند؛ یعنی از هر ۱۰ صهیونیست بازگشته از باتلاق جنگ، بیش از ۶ نفر سلامت عقل خود را برای همیشه جا گذاشته‌اند. ۶۲ درصد این افراد نیروهای ذخیره و ۴۷ درصد جوانان زیر ۳۰ سال هستند؛ همان ستون فقراتی که قرار بود آینده رژیم را بسازد و حالا به مشتی کالبد متحرک و وحشت‌زده بدل شده است. وزارت جنگ اسرائیل وحشت‌زده پیش‌بینی کرده تا سال ۲۰۲۸ این رقم از مرز ۱۰۰ هزار نفر خواهد گذشت که نیمی از آنان باید تا آخر عمر تحت تیمار روانی باشند.

خودکشی با سلاح‌های سازمانی
وقتی توهمات و قرص‌ها جواب نمی‌دهد، لوله تفنگ راه نجات صهیونیست‌ها از کابوس‌های‌شان می‌شود. آمارهای ثبت‌شده در کمیته منابع انسانی کنست تصویری صریح از شلیک نظامیان به خود را ثبت کرده است: شمار خودکشی‌های موفق از ۱۴ مورد در سال ۲۰۲۲، به ۲۱ مورد در ۲۰۲۴ و ۲۲ مورد در ۲۰۲۵ جهش یافته است. طبق گزارش ۱۸ اکتبر روزنامه هاآرتص، با هلاکت یک نظامی دیگر در روزهای اخیر، آمار خودکشی‌های علنی‌شده در سال جاری به رقم ۲۱ نفر رسید. 
این فقط رأس کوه یخ است. اسناد کنست فاش می‌کند در فاصله ژانویه ۲۰۲۴ تا ژوئیه ۲۰۲۵ میلادی ۲۷۹ اقدام به خودکشی در میان نظامیان به ثبت رسیده است. نیمی از تلفات، نیروهای رزمی خط‌ مقدم بوده‌اند؛ ۷۵ درصد این افراد هرگز اجازه نیافته بودند به روانپزشک نظامی مراجعه کنند و در ۸۵ درصد موارد، خودکشی با همان سلاح سازمانی رخ داده که با آن کودکان غزه را هدف می‌گرفتند. ارتش رژیم اشغالگر به یک پادگان خودکشی تبدیل شده؛ جایی که ارواح قربانیان، ماشه را با دست خودِ اشغالگران می‌چکانند. پژوهشی که ماه مه در نشریه خدمات مذهبی ارتش (Military Chaplaincy Review) منتشر شد، بر پدیده‌ آسیب اخلاقی‌ای دست می‌گذارد که گریبانگیر ماشین جنگی رژیم شده است. اپراتور یا سربازی که ماه‌ها زنده‌زنده سوزاندن نوزادان را با کیفیت دیده، پس از بازگشت به خانه، امکان ادامه حیات انسانی ندارد. 
بودجه اداره توان‌بخشی وزارت جنگ رژیم صهیونی با جهشی خیره‌کننده و ۸۸ درصدی به ۱۰ میلیارد شِکِل رسیده که بیش از ۶۰ درصد آن تنها صرف مهار جنون و بحران روانی لشکریان فرسوده می‌شود؛ ارتشی که خطوط اضطراری مشاوره‌اش با ثبت ۱۶ هزار و ۵۰۰ تماس در سال، زیر بار شیون و فریادهای سربازان به ستوه آمده است. 
تل‌آویو شاید بتواند خانه‌ها را با بمب‌های اهدایی آمریکا با خاک یکسان کند، شاید بتواند تصاویر جنایات را از حافظه سرورهای مرکزی ارتش پاک کند اما پاک کردن این خون‌ها از مغزهای متلاشی‌شده نیروهایش ناممکن است. ارتشی که با کتامین بخوابد، با مدافینیل بجنگد و با تفنگ خودش به شقیقه‌اش شلیک کند، لاشه‌ای متحرک در آستانه انحلال و فروپاشی است. مانیتورها شاید خاموش شوند اما این بار نوبت سقوط خدایان دروغین تکنولوژی در تل‌آویو است؛ ارتش رژیم پیش از آنکه در میدان جنگ تسلیم شود، در سیاه‌چاله‌های مغز افسران روان‌پریش خود به زانو درآمده است.

ارسال نظر
captcha
پربیننده