۰۴/آبان/۱۴۰۵
|
۰۰:۵۳
جنگ پیش از آنکه تمام شود، نمایش «توسعه» در حاشیه‌ خلیج فارس را تمام کرد

فروریختن نمایش شیشه و فولاد

رضا باقری‌پور: ولیعهد سعودی از سال ۲۰۱۶، با رونمایی از سند چشم‌انداز ۲۰۳۰، روایتی از آینده‌ عربستان ارائه کرد که در آن اقتصاد آن کشور بدون تکیه بر نفت و با تکیه بر گردشگری، لجستیک، فناوری، رویدادهای جهانی و سرمایه‌گذاری خارجی می‌چرخید. خیلی‌ها هنوز آن برش معروف از یک نشست را به خاطر می‌آورند که بن‌سلمان در آن از «رنسانس عربی» حرف می‌زد و وعده می‌داد خاورمیانه «اروپای جدید» شود. تصویری که وی از آینده خودشان یعنی تیم اعراب دست‌نشانده آمریکا می‌ساخت، بی‌نقص بود. در همان حال و هوا او پروژه لاین و نئوم را آغاز کرد؛ شهری آیینه‌ای به طول ۱۷۰ کیلومتر بی‌خودرو و بی‌خیابان، فرودگاه‌هایی که مسافر دنیا را از خود عبور می‌دهند، ایرلاینی تازه‌تأسیس، ورزشگاه جام جهانی و همایش سرمایه‌گذاری با ردیفی از سخنرانان غربی. بن‌سلمان تلاش داشت حیثیت یک حکمران مترقی را برای خود دست و پا کند. همچنین از حیث اقتصادی چنین پیامی را مخابره کند که وقتی نفت تمام شود، ما جای دیگری ایستاده‌ایم. 
بحث این یادداشت نئوم نیست، مساله منطقی است که پشت این پروژه‌ها قرار داشت و در کشورهای دیگر حاشیه‌ خلیج فارس هم، با اختلاف‌هایی، تکرار شد. این الگو بر 3 پایه استوار بود: نخست، درآمد نفت جای تولید را می‌گرفت و پول به جای ساخت توان داخلی، صرف خرید خدمات می‌شد. پیمانکار از ایتالیا و کره و چین، مشاور از شرکت‌های غربی، نیروی کار از جنوب آسیا و آفریقا و فناوری از بازار جهانی تأمین می‌شد. دوم، رشد که قرار بود از جذابیت و تصویر بیاید؛ یعنی همایش، رویداد ورزشی، برند و گردشگری. سوم، امنیت که پیش‌فرض گرفته می‌شد و مانند توان تخصصی، برون‌سپاری و خریداری می‌شد. فرض این بود که چتر امنیتی آمریکا آنقدر مطمئن است که می‌شود در منطقه‌ای آبستن بحران، مرکز تجارت و مسافرت جهان بود و از تنش‌های همسایگان دور ماند. هر 3 پایه، پیش از جنگ هم پرسش‌برانگیز بود. جنگ ایران و آمریکا و بعد فشار انصارالله بر آل سعود، پایه‌ سوم را فروریخت و 2 پایه‌ دیگر را هم بی‌اعتبار کرد. 
نئوم البته یک مثال بود، چرا که بحث بزرگ‌تر از یک پروژه است. «لاین» پیش از شلیک نخستین موشک هم لنگ می‌زد و ساخت‌وسازش از سپتامبر ۲۰۲۵ متوقف شد. 
بعد از آن در ماه مارس قراردادهای بیش از 5 میلیارد دلاری لغو شد، از جمله سدی ۴,۷ میلیارد دلاری که شرکت ایتالیایی وب‌بیلد می‌ساخت. طرح ۱۷۰ کیلومتری به ۲,۴ کیلومتر رسید(!) و گزارش رویترز از کنار گذاشته شدن بی‌سروصدای ورزشگاه نئوم، یکی از میزبان‌های جام جهانی ۲۰۳۴ خبر داد. ماشین‌آلات سنگینی که برای ساختن این رویا خریداری شد، حالا یا بیکار در بیابان مانده یا چشم به راه خریدار است! نئوم فقط مثال بود، مساله خود الگوست.

جنگی که نقاب را برداشت
آمریکا و رژیم صهیونی در آخرین روزهای زمستان گذشته به ایران حمله کردند و ایران به کشورهای میزبان تروریست‌های آمریکایی پاسخ داد. لاجرم پاسخ، سراغ همان جاهایی رفت که نمایش توسعه روی آنها بنا شده بود. تروریست‌های آمریکایی در فرودگاه‌های دوبی، ابوظبی، بحرین و کویت و چند هتل پنهان شده بودند و از قضا حملات ایران به این تروریست‌ها به نوعی حمله به این مظاهر توسعه نمایشی بود. تنگه‌ هرمز بسته شد و آژانس بین‌المللی انرژی آن را بزرگ‌ترین اختلال عرضه در تاریخ بازار نفت نامید. 
ذخیره‌ رهگیرهای این کشورها زیر سنگینی همان حملات نخست رو به پایان رفت؛ یعنی میلیاردها دلاری که برای خرید امنیت داده شده بود، در اولین آزمون واقعی دوام نیاورد. 
بانک جهانی پیش‌بینی رشد منطقه برای سال ۲۰۲۶ را از ۴,۴ درصد به ۱,۳ درصد کاهش داد و موسسه‌ مودیز اشغال هتل‌های دوبی را از ۸۰ درصد پیش از جنگ به کمتر از ۱۰ درصد در فصل دوم پیش‌بینی کرد. تازه‌ترین گزارش صندوق بین‌المللی پول هم از انقباض ۴,۸ درصدی اقتصاد خلیج فارس و ۳,۳ درصدی اقتصاد عربستان در امسال می‌گوید و خبر بد هم برای حکام مرتجع این است که جنگ هنوز تمام نشده و اغلب گمانه‌زنی‌ها از شکل‌گیری موج تازه نبرد بین ایران و آمریکا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا حکایت دارد.

ضربه‌ دوم از جنوب
اگر ایران نشان داد این الگو در برابر فشار نظامی چقدر شکننده است، انصارالله یمن نشان داد این شکنندگی، قابل بهره‌برداری است. یمنی‌ها ماه ژوئیه محاصره‌ دریایی عربستان را اعلام کردند. به گزارش آژانس ایمنی هوانوردی اروپا، حملات در سپتامبر چنان گسترش یافت که ریاض، تبوک و ینبع را در برگرفت و تمرکزش بر زیرساخت هوانوردی بود. 5 اکتبر شورای هماهنگی انصارالله آسمان عربستان را میدان عملیات نظامی اعلام کرد و روز ششم و هفتم فرودگاه‌های ابها و ریاض هدف قرار گرفت و تعدادی کشته و ۳۶ نفر زخمی شدند. ایرلاین ملی تازه‌تأسیس عربستان، ریاض‌ایر، مجبور شد پایگاه ریاض را تعطیل کند و هواپیماهایش را به فرودگاه‌های دیگر ببرد، همایش سرمایه‌گذاری پرچم‌دار ریاض به تعویق افتاد، مدارس برخی مناطق به آموزش آنلاین برگشتند و فرانسه برای حفاظت از ینبع، به پایانه‌ خط لوله‌ شرق - غرب، رادار و پدافند فرستاد. 
واکنش ریاض نشان می‌دهد چه بر سرش آمده است. پیمان دفاعی مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه در ۷ آگوست ۲۰۲۶ امضا شد و مطابق آن، 3 کشور تصمیم گرفتند تعهدات دفاع جمعی را فورا اجرا کنند و نیرو و تجهیزات را سریع به عربستان بفرستند. وزیر دفاع پاکستان اعلام کرد هر امکانی در اختیار پاکستان باشد، در اختیار عربستان خواهد بود. وزیر خارجه‌ مصر نیز گفته هر نوع حمایتی را فراهم می‌کند و به پیوستن به پیمان مکه فکر می‌کند. این تزریق دلگرمی‌ها قطعا برای عربستان در پشت صحنه هزینه زیادی داشته و پادشاه آن کشور چک‌های سنگینی را امضا کرده است. 
با این حال عربستان حتی الان هم به سبک گذشته خود فکر می‌کند کشوری که دهه‌ای تلاش کرد خود را مرکز اقتصادی منطقه معرفی کند، برای حفاظت از آسمان و مرزهایش به نیروی کشورهای دیگر تکیه کرده است. این همان منطق الگوی گذشته است؛ امنیت هم مثل پیمانکار و نیروی کار و فناوری، از بیرون تأمین می‌شود. هزینه‌ این تأمین هم بالاست. حضور ده‌ها هزار نظامی خارجی و اتکا به قدرت‌هایی با منافع و اولویت‌های خود، استقلال تصمیم‌گیری ریاض را محدود می‌کند و بدون پرداخت بها هم نخواهد بود.

درسی که پایان جنگ را منتظر نمی‌ماند
جنگ، با اینکه نتیجه خودش هنوز مشخص نیست، یک نتیجه‌ جانبی قطعی داشته و آن به پایان و آغازش ربطی ندارد؛ یک درس ساده و ابتدایی که به درد بسیاری از اساتید دانشگاه و روشنفکران کشور می خورد. شاید جنگ ماه‌ها یا سال‌ها ادامه یابد و شاید با توافقی شکننده مدتی خاموش شود اما توسعه‌ای که بر واردات تولید، واردات نیروی انسانی و واردات امنیت تکیه دارد، در لحظه‌ بحران جایی در جهان ندارد. توسعه‌ واقعی از پایین می‌آید؛ از صنعت بومی، دانشی که در خود کشور ساخته شده، دفاعی که خودی است و جامعه‌ای که در آن، خود مردم ذی‌نفعند. 
هیچ‌کدام را نمی‌شود با قرارداد یک‌ ساله خرید. عربستان علی‌الظاهر امروز در هیچ طرف جنگ نیست اما هیچ کشوری مانند آن تحت فشار جنگ نیز قرار ندارد. روند فزاینده مشکلات آن کشور یحتمل باعث می‌شود لابی خود برای تحریک آمریکا به رویارویی با ایران را تشدید کند و این باز بر چرخه فلاکت آن خواهد افزود ولی عجالتا همین قدر که بدانیم همین رژیم مستاصل و درمانده تا دیروز قله‌ غبطه روشنفکران سکولار ایرانی بود، به قدر کافی مفرح و درس‌آموز است.

ارسال نظر
captcha