علیرضا کمیلی: سران امنیتی 3 کشور ترکیه، پاکستان و عربستان دیروز برای رایزنی درباره ترتیبات امنیتی منطقه به تهران سفر کردند. برخی معتقدند این همان تداوم توافق مکه است که برخی مسؤولان ایران از ابتدا نسبت به آن خوشبین نبوده و برخی بشدت بدبین بودند. برخی آن را ابزار سعودی برای مقابله با جریان مقاومت و خصوصا یمنیها دانستند که در این چند مدت معلوم شد تصور صحیحی نبوده است، چرا که با وجود حملات گسترده انصارالله به سعودی دقیقا یک روز پس از امضای توافق مکه تاکنون هیچ دخالتی توسط کشورهای دیگر در این درگیری صورت نگرفته است.
خوانش دیگری که در جهان اسلام شکل گرفت، 2 تعریف از این توافق داشت؛ یکی آن را در مقابل رژیم صهیونی به خاطر احساس خطر تعدی رژیم در پی فقدان قدرت سابق آمریکا و پایگاههایش در منطقه دانست. فلسطینیها و بخش مهمی از اسلامگرایان این تحلیل را داشتند. برخی هم آن را نه تقابل با ایران، بلکه یک بازطراحی قوای منطقهای تصور کردند که برای ارسال پیام کنترل به ایران انجام شده است. این جریان معتقد است ضربات گسترده ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس و پایگاههای آمریکا در منطقه میتواند نوعی غرور برای تهران به همراه داشته باشد که ما باید با ایستادن کنار هم آن را بالانس کنیم.
همزمان عدهای معتقدند هم سعودی و خصوصا ترکیه و پاکستان اصلا انگیزه تقابل با ایران و جبهه مقاومت را ندارند. آنها ایران را رقیب خود میبینند، حال آنکه اسرائیل دشمنی بیخ گوش آنهاست که تهدیدهای متوالیاش ادامه دارد. نشانه اینکه ترکیه قصد ندارد ایران و جبهه مقاومت مقابل اسرائیل تضعیف شوند را هم در کنترل جولانی در سوریه برای عدم مقابله با حزبالله لبنان با وجود فشارهای مستقیم ترامپ و البته اسرائیل برمیشمارند.
این جریان معتقد است ترکیه میداند اگر حزبالله در لبنان شکست بخورد، رژیم صهیونی بلافاصله سوریه را به طور کامل اشغال خواهد کرد و آنگاه ترکیه همسایه مستقیم دولت خونریزی خواهد شد که عملا علیه اسلامگرایان اخوانی و ترکها بشدت سخن میگوید و خطر آنها را گوشزد میکند. اینکه ترکیه پیشنهاد برگزاری نشست گفتوگو میان سوریه و حزبالله را مطرح میکند هم نشانه دیگری برای عدم تمایل تضعیف مقاومت در مقابل رژیم خطرناک صهیونی است.
ماجرای یمن هم برای آنان حکم مشابهی دارد با این تفاوت که سعودی عملا با دخالت در امور یمن خود را بیدلیل وارد نزاعی اشتباه کرده و باید بهزودی به آن پایان دهد.
وضعیت پاکستان هم که واضح است. اسلامآباد از اینکه ضربه دیدن ایران بتواند به روی کار آمدن جریانی کاملا همسو با آمریکا منجر شود و عملا او را که امروز نه با هند نه با افغانستان مرتبط نیست، در محاصره زمینی کامل قرار بدهد، میهراسد. بدنه اجتماعی و مردمی هم که بهشدت طرفدار انقلاب اسلامی ایران است و خود مانعی بزرگ برای تحقق اهداف سوء است. خصوصا که در 2 دهه اخیر تنها سرمایهگذار خارجی این کشور، چین بوده و نفوذش رو به فزونی است، پس نمیتوان بهراحتی سخن از رویکردهای ضدایرانی در پاکستان زد.
درست است همه این کشورها رابطه نسبتا خوبی با آمریکا دارند ولی استقلال در تصمیمگیری آنها را باید امری نسبی دانست. نه آنها را غلام حلقه به گوش آمریکا بدانیم، نه جریانی مستقل و ضدآمریکایی! درک این پیچیدگی میتواند ما را به تصمیمات عاقلانهتری سوق دهد.
ماجرای اهمیت چنین توافقاتی اما اساسا از کجا شروع میشود؟ از بازطراحی ساختار امنیتی منطقه بعد از آمریکا که با ضرباتی که به پایگاههای آن زدیم، جدیتر شد و این خروج قطعا تسریع خواهد شد. این مساله مهم، چیزی نیست که بتوان درباره آن سکوت کرد یا برنامه نداشت. بازطراحی یک ساختار جدید سیاسی - امنیتی یکی از ضرورتهای دوره پساجنگ است که ما باید در آن فعال برخورد کنیم و حتما یکی از راهکارهای جایگزین نظم آمریکایی، ایجاد ائتلافهای بومی و محلی است که طبعا باید با حضور کشورهای قدرتمندتر منطقه شکل بگیرد.
نکته قابل توجه دیگر آن است که باید پرسید جهتگیری اصلی این توافقات باید به چه سمت و سویی باشد. همه میدانند عدم حضور ایران در چنین ائتلافهایی کارایی آنها را از بین خواهد برد. ایران را نمیتوان و نباید نادیده گرفت و ایران هم باید با رویکردهای امتگرایانه و استکبارستیزانه که در ارکان فکر انقلاب اسلامی است تلاش کند اصل نفی حضور آمریکا در منطقه را از طریق حضور فعال در این ائتلاف ها تثبیت کند.
بازطراحی امنیتی منطقه یک ضرورت راهبردی برای دوران پساجنگ ماست؛ دورانی که باید مقدمه اخراج نهایی آمریکا از منطقه باشد؛ منطقهای که آمریکا میخواهد عناصر آن را از عدم حضور خود بترساند و در این راستا هم سعی دارد ترس از ایران را مضاعف کند. پیام ایران در چنین شرایطی باید بیش و پیش از همیشه دوستی و برادری باشد، چنانچه تاکنون بوده است. ایران هیچ جنگی را علیه هیچکس به راه نینداخته است. ایران مساله محوری خود را به جای نزاعهای طرفینی، درگیری با اشغالگران قدس و فلسطین کرده و حالا همه درک میکنند خطر رژیم برای منطقه چقدر زیاد است.
ایران از دعواهای مذهبی بین شیعه و سنی عبور کرده است. اینها همه یعنی ایران در رویکردهای امتگرایانه و استکبارستیزانه خود صادق بوده و میتواند شریک خوبی برای تامین امنیت خودکفای منطقه باشد.
هیچ نظم امنیتی پایداری در غرب آسیا بدون مشارکت ایران شکل نخواهد گرفت
ائتلاف بدون ایران؟
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها