علیرضا کمیلی: دیروز انتخابات پارلمان یا کنست رژیم صهیونیستی با رقابت محوری میان 2 عنصر افراطی یعنی بنیامین نتانیاهو و گادی آیزنکوت برگزار شد. همین که رقابت کنونی میان 2 چهره راست انجام میشود و جریان لیبرالتر موسوم به چپ، یک قطب محوری نیست، خود جای سوال دارد. ما با چه جامعهای و چه حال و هوایی طرفیم که عملا 2 چهره رادیکال با یکدیگر بر سر تصاحب قدرت رقابت میکنند؟! اندکی به اظهار نظرهای این دو نگاه کنیم، وحشت سراپای ما را فرامیگیرد که چطور در نابود کردن غزه با یکدیگر رقابت میکنند! واقعا فرآیند طی شده در جامعه یهود چه بوده که چنین گفتمانی میتواند طرفداران درخوری برای خود کسب کند؟!
همه میدانیم ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی، حزبی است، لذا کسی میتواند دولت را تشکیل دهد که عملا اکثریت پارلمان 120 نفره یعنی 61 نفر را با خود همراه کند و بر اساس پیشبینیها و نظرسنجیهای انجام شده تاکنون، هیچکدام از 2 رقیب در این شرایط نیستند و این یعنی آینده انتخابات کنونی مقداری مبهم است و تا برگزاری مجدد آن، نتانیاهو بر قدرت باقی میماند که فرصت بیشتری برای بازی با ورقههای منطقه را به او میدهد. این دو یا باید بتوانند با احزاب رقیب خود ائتلاف شکل بدهند یا انتخابات به دور دیگری کشیده میشود که به ضرر آیزنکوت است. همین که بعد از 38 سال انتخابات در زمان مقرر خود برگزار میشود، به خاطر همین ساختار حزبی است که وقتی ائتلاف حامی نخستوزیر از اکثریت افتاده، مجبور به برگزاری مجدد انتخابات شدهاند و این اتفاق خیلی پرتکرار بوده است، جز این دوره که نتانیاهو توانست خود را به 4 سال بکشاند.
اما برگردیم به سوالی که برای این یادداشت مهم است. همین که اتحاد بنت - لاپید به عنوان چهرههایی که نگران تصویر اسرائیل در جهان هستند و معتقدند در ماجرای غزه تندروی و افراط شده، مجموعا کمتر از 15 رای را به خود اختصاص میدهند و اگر دموکراتها را هم بیافزاییم باز هم تعداد آنها به 25 نفر نخواهد رسید، یعنی اشکنازیهای اروپایی که روزگاری با ادعای حقوق بشر و آزادیهای اروپایی، رژیم را تاسیس کردند، اینک به حاشیه رفتهاند و اساسا بنیان این ساختار جعلی سیاسی که با اشغال شروع شد، نمیتواند بدون قتل و خونریزی ادامه یابد.
بر اساس آمارها، سهچهارم نسل جوان اسرائیلی خود را راست میداند. عملا رژیم توانسته نسل جوان خود را قانع کند باید با مشت آهنین به مواجهه با فلسطینیها برود. آنها اسلو را یک شکست برای جریان صلحطلب معرفی کردهاند و معتقدند اعتراف به حقوق فلسطینیها یک اشتباه استراتژیک بود! حتی 7 اکتبر را نه به خاطر ظلم بیش از اندازه به فلسطینیها بلکه در افکار عمومی داخل رژیم به خاطر مدارا با آنان تصویر کردهاند و به همین خاطر است که جریان راست افراطی، با این ایجاد نگرانی، بدنه اجتماعی گستردهتری یافته است.
از طرف دیگر افزایش جمعیت شرقیها و البته مذهبیهای موسوم به حریدی به خاطر مذهبیتر بودن و بالاتر بودن نرخ رشد جمعیت آنها به یک عنصر سیاسی بدل و همین باعث شده نسلی که امروز صاحب حق رأی است نیز به نقشآوری سیاسی خود معنا بدهد و عملا تا اطلاع ثانوی امیدی به رشد حزب کارگر یا جریان دموکرات و لیبرال برای تصدی قدرت نباشد. اینکه 2 وزیر تندرو مذهبی در کابینه نتانیاهو عملا به پاشنه آشیل او برای عدم عقبنشینی از غزه و تندروی رو به افزایش در مساله کرانه باختری و اسرا بدل شدند، ناشی از افزایش سهم این جریانات از صندوقهای رأی بوده است.
عملا گفتمان داخلی رژیم حتی در مساله صلح توسط راستگراها مصادره شده؛ بدین معنا که آنان توانستهاند مساله مهم امنیت را که در گرو صلح پایدار است، به جای تعامل، در تقابل و به جای همزیستی، در سرکوب و ابراز قدرت معنا کنند. آنچه خیلی واضح در متنی که چند روز قبل تحت عنوان «سند دکترین امنیتی» منتشر شد عملا گفتمان امنیتی - دفاعی را به پیشدستانه بدل کرده و تصریح میکند هر تهدیدی را باید با پیشدستی منهدم کرد. این یعنی باید تمام تصویرهای تاریخی دفاعی از رژیم را عملا دور ریخت و به کشورهای منطقه حتی ترکیه و عربستان و پاکستان نیز گوشزد کرد زین پس با یک رژیم جدید امنیتی در منطقه روبهرو خواهید بود که شعار او همان است که برگمن در کتاب «برخیز و اول تو بکش» به ترورها محدودش کرده بود ولی حالا به سطح تقابل با کشورهای منطقه تسری یافته است.
عملکرد کلی دولتهای پیاپی رژیم در حوزه کرانه باختری و توسعه شهرکسازیها با وجود مخالفت آشکار حامیان 2 دولت یعنی اروپاییها، نشان میدهد روند کلی آنان همان اشغال کامل فلسطین است ولی جریان تندرو و به اصطلاح معتدل فقط در میزان سرعت این اقدامات تفاوت ماهوی دارد. افراطگرایی، ذاتی این رژیم خونریز بوده و هر روز هم در حال تقویت است. این خطر برای مقدسات مسلمین در فلسطین تا همه کشورهای منطقه بالفعل و جدی و غیرقابل انکار است.
هر چند نتایج انتخابات کنونی و حذف نتانیاهو به هیچوجه تغییری در سیاستهای رژیم صهیونی ایجاد نخواهد کرد ولی برخی معتقدند قدرت ساماندهی و اجماعسازی او بیش از دیگران است و شاید همزمانی شکست احتمالی او و جمهوریخواهان در آمریکا بتواند نوعی رویکرد سیاسی جدید را در منطقه و جهان حاکم کند.
تقویت انزجار از رژیم که به برکت ایستادگی مردم غزه اتفاق افتاد، در حال تبدیل شدن به یک رویکرد و تصمیم سیاسی در حامیان اصلی اسرائیل یعنی غرب و خصوصا آمریکاست که فقط در این حالت ممکن است اندکی از افراط درونی آن قابل کنترل باشد. راهبرد اصلی باید ایجاد بیداری در حقیقت غیرقابل انکار این رژیم کودککش باشد و بس!
انتخابات اسرائیل؛ رقابت میان افراطگراها
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها