۱۰/آبان/۱۴۰۵
|
۰۱:۰۵
گزارش «وطن امروز» از تأثیر سیاست‌های نامتقارن بر معادلات امنیت انرژی و جهش نرخ جهانی نفت

جهش ۱۵ درصدی قیمت نفت با ابتکار ایرانی

گروه اقتصادی: بازار جهانی نفت همواره آیینه‌ای تمام‌نما از تلاطم‌های ژئوپلیتیک بوده است اما تحولات یک ماه گذشته در غرب آسیا بار دیگر شکنندگی عمیق و وابستگی گسست‌ناپذیر امنیت انرژی جهان به ثبات این منطقه را آشکار کرد. جهش حدود ۱۵ درصدی قیمت‌ها و صعود نفت برنت به مرز ۱۱۸ دلار در هر بشکه، هشداری جدی برای اقتصاد جهانی است که در شرایط حساس کنونی، با چشم‌اندازی مبهم از مهار بحران‌ها و تداوم سایه جنگ روبه‌رو است. 
آنچه شرایط امروز را متمایز می‌کند، تغییر سازوکار بازار از «معادلات سنتی عرضه و تقاضا» به سمت «پیش‌بینی ریسک‌های انباشته» است. بازار انرژی اکنون به جای کمبودهای فیزیکی لحظه‌ای، با تکیه بر احتمال وقوع رویدادهای وخیم‌تر در آینده نزدیک قیمت‌گذاری می‌شود؛ فرآیندی که تحت تأثیر عوامل به‌هم‌پیوسته‌ای چون ناامنی آبراه‌های استراتژیک، آسیب‌پذیری تأسیسات راهبردی، متغیرهای پیچیده سیاسی و بی‌اثر شدن ابزارهای دیپلماتیک شکل گرفته و فضای نفت را به مرحله‌ای پرنوسان و غیرقابل‌پیش‌بینی کشانده است.

نفت در یک ماه ۱۵ درصد گران‌تر شد
آمار معاملات یک ماه اخیر تصویری روشن از افزایش نگرانی‌ها ارائه می‌دهد. قیمت نفت برنت در این ماه ۱۳,۶ درصد و نفت وست‌تگزاس اینترمدیت آمریکا ۱۵,۲ درصد افزایش یافته است. در معاملات روز جمعه نیز نفت خام آمریکا با رشد بیش از ۲ دلار (معادل ۲,۰۸ درصد) به ۱۰۴ دلار در هر بشکه رسید. نفت برنت نیز پس از تجربه قیمت ۱۱۸ دلاری، در سطح 117 دلار قرار گرفت. 
این افزایش قیمت را باید در ارتباط با شرایط امنیتی خاورمیانه بررسی کرد. بازار نفت به آینده نگاه می‌کند و قیمت امروز آن تا اندازه‌ای بازتاب اتفاقاتی است که معامله‌گران احتمال می‌دهند در روزها و هفته‌های آینده رخ دهد. اگر احتمال دهند صادرات نفت منطقه با اختلال مواجه می‌شود، حتی پیش از آنکه یک بشکه نفت از جریان عرضه خارج شود، قیمت‌ها را افزایش می‌دهند. 
این سازوکار را می‌توان در مفهوم «صرف ریسک» توضیح داد؛ یعنی مبلغی که خریداران و معامله‌گران به دلیل احتمال وقوع یک خطر، حاضرند به قیمت عادی نفت اضافه کنند. هرچه احتمال گسترش جنگ، آسیب به پایانه‌های صادراتی یا ناامنی مسیرهای دریایی بیشتر شود، این مبلغ نیز افزایش می‌یابد. 
در نتیجه، ممکن است تولید نفت در یک روز مشخص کاهش پیدا نکرده باشد اما قیمت آن به دلیل نگرانی از کاهش احتمالی تولید در آینده بالا برود. این مساله تفاوت مهمی میان بازار نفت در شرایط عادی و بازار نفت در دوره جنگ ایجاد می‌کند. در شرایط عادی، عرضه و تقاضای بالفعل نقش تعیین‌کننده‌تری دارند اما هنگام افزایش تنش‌های نظامی، انتظارات و ارزیابی خطر نیز به عواملی بسیار اثرگذار تبدیل می‌شوند. 
«دنیس کیس» معاون ارشد بخش معاملات شرکت مالی بوک با اشاره به همین مساله گفته است معامله‌گران همچنان جریان انتقال نفت از خاورمیانه و احتمال تشدید درگیری‌ها از سوی نیروهای آمریکایی را زیر نظر خواهند داشت.

تنگه هرمز؛ مرکز محاسبات نفتی
یکی از مهم‌ترین اتفاقات اخیر حمله به یک نفتکش در تنگه هرمز است. سازمان عملیات تجارت دریایی انگلیس اعلام کرده روز جمعه یک نفتکش هدف مواد منفجره‌ای قرار گرفت که یک قایق کوچک آن را به بدنه کشتی متصل کرده بود. 
بر اساس اطلاعات منتشر شده، این حادثه نخستین حمله موفق با استفاده از مین‌های چسبان در این آبراه از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است. این روش از آن جهت اهمیت دارد که به ابزارهای پیچیده و پرهزینه نیاز ندارد و می‌تواند با استفاده از قایق‌های کوچک، امنیت کشتی‌های تجاری را با خطر مواجه کند. 
اهمیت این حادثه را باید در موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز جست‌وجو کرد. این آبراه یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان است و هرگونه ناامنی در آن، محاسبات شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران، خریداران و فروشندگان انرژی را تغییر می‌دهد. مساله نیز صرفا به احتمال بسته ‌شدن کامل تنگه محدود نیست؛ حتی اگر مسیر باز بماند، افزایش خطر حمله می‌تواند هزینه عبور کشتی‌ها را بالا ببرد، شرکت‌های بیمه را به تجدیدنظر در پوشش‌های خود وادارد و برخی مالکان کشتی را به تغییر مسیر یا تعویق سفرهای دریایی سوق دهد. 
از این منظر، حمله به یک نفتکش ممکن است از نظر حجم مستقیم نفت از دست ‌رفته اهمیت چندانی نداشته باشد اما پیامد اقتصادی آن می‌تواند بسیار بزرگ‌تر باشد. بازار انرژی به امنیت جریان انتقال نفت وابسته است و اختلال در این جریان، حتی بدون توقف کامل صادرات می‌تواند هزینه تأمین انرژی را برای مصرف‌کنندگان افزایش دهد.

عربستان در معرض فشار چندجانبه
در کنار تحولات تنگه هرمز، عربستان سعودی نیز با افزایش نگرانی‌های امنیتی روبه‌رو شده است. سفارت آمریکا در ریاض اعلام کرده واشنگتن به دلیل خطرات امنیتی، از هفته گذشته دستور خروج کارکنان غیرضروری دولت و اعضای خانواده آنان را از عربستان صادر کرده است. 
همزمان انصارالله یمن روز پنجشنبه اعلام کرد چندین نقطه در عربستان سعودی را هدف قرار داده است. در میان اهداف اعلام‌شده، پالایشگاه بزرگ رأس تنوره، پالایشگاه رابغ و تأسیسات تولیدی بقیق متعلق به شرکت دولتی آرامکو قرار دارند. 
اهمیت این تحولات در آن است که عربستان یکی از بازیگران اصلی بازار جهانی نفت و از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان انرژی در جهان است. هرگونه تهدید علیه تأسیسات نفتی این کشور، نگرانی‌هایی درباره ظرفیت تولید و صادرات آن ایجاد می‌کند. بقیق از این جهت اهمیت ویژه‌ای دارد که در زنجیره آماده‌سازی و فرآوری نفت عربستان نقش اساسی ایفا می‌کند. رأس تنوره نیز از مراکز مهم پالایش و صادرات نفت این کشور به شمار می‌رود. 
تجربه حمله سال ۲۰۱۹ به تأسیسات بقیق و خریص عربستان نشان داد آسیب به تعداد محدودی از مراکز راهبردی می‌تواند بخش بزرگی از ظرفیت تولید نفت یک کشور را برای مدتی از مدار خارج و بازار جهانی را با شوک مواجه کند. بنابراین نگرانی امروز بازار صرفا درباره میزان نفتی نیست که در حال حاضر از دست رفته، بلکه درباره میزان ظرفیتی است که ممکن است در صورت گسترش درگیری‌ها آسیب ببیند. 
خروج کارکنان غیرضروری آمریکایی نیز از منظر بازار اهمیت دارد. چنین تصمیمی لزوما به معنای اطلاع قطعی واشنگتن از وقوع یک حمله قریب‌الوقوع نیست اما نشان می‌دهد ارزیابی امنیتی آمریکا درباره منطقه تغییر کرده است. همین تغییر ارزیابی برای افزایش احتیاط معامله‌گران کافی است.

تبدیل شدن انتخابات آمریکا و اسرائیل به متغیر بازار نفت
یکی از نکات قابل توجه در تحولات اخیر، پیوند خوردن انتظارات بازار نفت با تقویم سیاسی آمریکا و اسرائیل است. بانک «ساکسو»ی دانمارک در گزارشی اعلام کرده با توجه به انتخابات اخیر اسرائیل و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در دوازدهم آبان، احتمال نوسانات بیشتر قیمت نفت در 2 هفته آینده وجود دارد.
در نگاه نخست ممکن است ارتباط انتخابات با قیمت نفت چندان روشن نباشد اما بازار انرژی به‌شدت از تصمیمات سیاسی تأثیر می‌پذیرد. انتخابات می‌تواند بر محاسبات دولت‌ها درباره ادامه جنگ، نحوه مواجهه با ایران، میزان حمایت از عملیات نظامی و حتی آمادگی برای ورود به مذاکرات اثر بگذارد. 
در آمریکا دولت با ملاحظات داخلی و اقتصادی نیز مواجه است. افزایش قیمت بنزین و انرژی می‌تواند فشار مستقیمی بر خانوارها وارد کند و به یکی از موضوعات حساس در رقابت‌های سیاسی تبدیل شود. بنابراین افزایش قیمت نفت ممکن است هزینه سیاسی داشته باشد و بر محاسبات تصمیم‌گیران آمریکایی اثر بگذارد. 
از طرف دیگر، معامله‌گران نگرانند پایان انتخابات، محدودیت‌های سیاسی پیشین را کاهش دهد و احتمال اتخاذ تصمیمات نظامی پرهزینه‌تر افزایش یابد. البته این فرضیه را نباید به ‌عنوان یک نتیجه قطعی پذیرفت. پایان انتخابات به خودی خود به معنای تشدید جنگ نیست، همان‌طور که فشار افکار عمومی و هزینه اقتصادی جنگ نیز الزاما به توقف آن منجر نمی‌شود. 
آنچه اهمیت دارد، افزایش دامنه عدم‌ اطمینان است. بازار نمی‌داند پس از انتخابات، مسیر دیپلماسی تقویت خواهد شد یا احتمال اقدام نظامی افزایش می‌یابد. همین ابهام می‌تواند در کوتاه‌مدت قیمت‌ها را پرنوسان نگه دارد.

دیپلماسی بر قیمت نفت اثر ندارد
در میان اخبار امنیتی، بازگشت میانجی‌های قطری به تهران یکی از مهم‌ترین تحولات روز جمعه بود. یک مقام آگاه از مذاکرات به رویترز گفته میانجی‌های قطر در چارچوب تلاش‌های هماهنگ برای دستیابی به توافق میان آمریکا و ایران، بار دیگر به تهران بازگشته‌اند. 
بازگشت میانجی‌های قطری به تهران و ادامه تلاش‌ها برای توافق میان ایران و آمریکا نتوانست قیمت نفت را کاهش دهد و نفت برنت همچنان در محدوده بالای ۱۱۷ دلار معامله شد؛ موضوعی که از تداوم نگرانی بازار درباره آینده جنگ حکایت دارد. 
به نظر می‌رسد معامله‌گران دیگر به وعده‌های دیپلماتیک واشنگتن به‌سادگی اعتماد نمی‌کنند. تجربه ماه‌های گذشته و فاصله میان مواضع اعلامی آمریکا و رفتار عملی این کشور باعث شده بازار تا زمان مشاهده نشانه‌های واقعی کاهش تنش، همچنان احتمال تشدید درگیری‌ها را در قیمت نفت لحاظ کند. برای بازار خبر مذاکره دیگر کافی نیست، آنچه اهمیت دارد، نتیجه عملی آن است.

نفت پس از جنگ هم ارزان نخواهد شد
یکی از نکات مهم گزارش بانک ساکسو پیش‌بینی قیمت نفت پس از پایان درگیری‌هاست. این بانک معتقد است حتی پس از پایان جنگ نیز قیمت نفت خام احتمالا در محدوده ۷۰ تا ۹۰ دلار در هر بشکه باقی خواهد ماند، در حالی که پیش از جنگ، محدوده معمول قیمت نفت بین ۶۰ تا ۷۰ دلار بود. 
اگر این برآورد محقق شود، معنای آن تغییر در ارزیابی بازار از ریسک منطقه خواهد بود. به بیان ساده، پایان جنگ لزوما به معنای بازگشت فوری قیمت نفت به شرایط پیش از جنگ نیست. شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران و سرمایه‌گذاران ممکن است برای مدتی طولانی‌تر، هزینه بیشتری برای فعالیت در منطقه مطالبه کنند. 
بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده، بازگشت اعتماد به مسیرهای دریایی، تنظیم دوباره قراردادهای حمل‌ونقل و اطمینان از استمرار صادرات، زمان‌بر خواهد بود. افزون بر این، اگر احتمال تکرار درگیری‌ها همچنان در ذهن فعالان بازار باقی بماند، بخشی از صرف ریسک نیز در قیمت نفت حفظ می‌شود. 
با این حال، فاصله میان قیمت‌های پیش از جنگ و برآورد پس از جنگ، نکته مهمی را آشکار می‌کندکه ناامنی می‌تواند حتی پس از پایان درگیری نیز برای اقتصاد منطقه هزینه ایجاد کند.

لیبی و شکنندگی زنجیره تأمین نفت
در کنار تحولات بزرگ خاورمیانه، اتفاقی کوچک‌تر در لیبی نیز توجه بازار را جلب کرده است. شرکت ملی نفت لیبی اعلام کرده یک گروه مسلح روز جمعه شیر خط لوله اصلی انتقال نفت خام حماده را بسته است. این خط لوله، میدان نفتی حماده را به پالایشگاه زاویه متصل می‌کند و بسته‌شدن آن موجب توقف انتقال روزانه حدود ۱۵ هزار بشکه نفت شده است. 
در مقیاس بازار جهانی، توقف روزانه ۱۵ هزار بشکه نفت رقم بزرگی نیست و به‌تنهایی نمی‌تواند عامل تعیین‌کننده‌ای برای افزایش قیمت جهانی باشد اما اهمیت این اتفاق در نمایش آسیب‌پذیری زیرساخت‌های انرژی لیبی و دشواری حفظ جریان پایدار تولید و انتقال نفت در این کشور است. 
لیبی سال‌هاست با مشکلات سیاسی و امنیتی دست‌وپنجه نرم می‌کند و تأسیسات نفتی آن بارها در معرض فشار گروه‌های مسلح و اختلافات داخلی قرار گرفته است. در این کشور، حتی یک خط لوله یا شیر انتقال نیز می‌تواند به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل شود. 
اهمیت این مساله زمانی بیشتر می‌شود که آن را در کنار تحولات خاورمیانه قرار دهیم. بازار جهانی نفت با مجموعه‌ای از نقاط آسیب‌پذیر مواجه است. ممکن است اختلال در یک کشور محدود باشد اما همزمانی چند اختلال در مناطق مختلف می‌تواند انعطاف‌پذیری عرضه جهانی را کاهش دهد. 
به همین دلیل، بازار نفت فقط تحولات تولیدکنندگان بزرگ را دنبال نمی‌کند، حتی رخدادهای کوچک در کشورهای تولیدکننده نیز می‌تواند در شرایط پرتنش، به افزایش نگرانی‌ها دامن بزند.

جمع‌بندی
جهش حدود ۱۵ درصدی قیمت نفت طی یک ماه گذشته و صعود نفت برنت به نزدیکی مرز ۱۱۸ دلار، بیش از آنکه حاصل کسری فیزیکی در عرضه باشد، بازتاب ورود سنگین «صرف ریسک» به محاسبات بازار است. رفتار معامله‌گران نشان می‌دهد بازار انرژی آینده‌نگر شده و به دلیل فقدان چشم‌انداز پایان جنگ، صرف احتمال گسترش درگیری‌ها و تهدید شریان‌های انتقال را پیش‌پیش در قیمت‌ها لحاظ می‌کند؛ وضعیتی که مدیریت انتظارات روانی را تعیین‌کننده‌تر از عرضه و تقاضای بالفعل کرده است. 
کانون اصلی این تشدید بحران، شکنندگی زیرساخت‌های استراتژیک منطقه است. حمله به نفتکش‌ها در تنگه هرمز حتی با ابزارهای کم‌هزینه‌ای چون مین چسبان، زنگ خطر را برای زنجیره حمل‌ونقل و شرکت‌های بیمه به صدا درآورده است. همزمان تهدید تأسیسات محوری آرامکو (مانند بقیق و رأس‌تنوره) و خروج کارکنان غیرضروری آمریکا از عربستان، کابوس تکرار فلج‌شدن تولید نفت بزرگ‌ترین صادرکننده جهان را زنده کرده و احتیاط فعالان بازار را به حداکثر رسانده است. 
از سوی دیگر، همپوشانی تحولات امنیتی با معادلات سیاسی، به‌ویژه انتخابات پیش‌رو در آمریکا، سطح نااطمینانی را دوچندان کرده است. در چنین فضایی، تلاش‌های دیپلماتیک و میانجی‌گری‌هایی نظیر اقدامات قطر دیگر توان مهار قیمت‌ها را ندارد، چرا که فعالان بازار وعده‌ها را نادیده گرفته و تنها در انتظار نشانه‌های عملی و پایدار تنش‌زدایی هستند و حتی نگرانند پایان موعد انتخابات، دست بازیگران را برای تصمیمات نظامی تهاجمی‌تر باز بگذارد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده