رضا باقریپور: اروپا سالهاست دور نشسته و از آتشی که به جان جهان افتاده، گرمای مطلوب میگیرد و لذت میبرد. ژوزف بورل، مسؤول اسبق سیاست خارجی اتحادیه اروپایی قبلا در اظهاراتی پرتبختر، چکیده رویکرد اروپایی به رابطه خودش با جهان را اظهار کرده بود. او گفته بود «اروپا مانند باغ میماند و الباقی کشورهای دنیا مانند جنگل است و جنگلیهای وحشی به باغهای زیبا حمله میکنند»! پس از جنگ دوم جهانی و در سایه هژمونی آمریکا، اروپا شکل خاصی از سیاست خارجی را پیش گرفت که میتوان آن را «سواری مجانی جنایت» نامید. در این الگو، قدرتهای اروپا از مزایای نظم آمریکایی بهرهمند میشدند اما هزینه مستقیم کارهای کثیف و عملیات نظامی را بر دوش واشنگتن میگذاشتند. آنها در ظاهر از دیپلماسی، حقوق بشر و چندجانبهگرایی سخن میگفتند اما در عمل اجازه میدادند آمریکا (و گاه متحدان منطقهایاش) ننگ عملیات نظامی، تحریمهای سنگین و مداخلات سخت را به دوش بکشد.
این تقسیم کار نانوشته، سالها برای اروپا کمهزینه و پرفایده بود، البته بیهزینه هم نبود؛ اروپا آنقدر نجنگید تا آنجا که به قول مایک پمپئو، وزیر اسبق خارجه آمریکا حتی دیگر توان بلند کردن یک بالگرد را نیز ندارد.
نمونه روشن رویکرد سواری رایگان از خونریزی را میتوان در اظهارات سال گذشته فردریش مرتس، صدراعظم آلمان دید. او در حاشیه نشست گروه 7، اعمال رژیم صهیونیستی را «کار کثیف» توصیف کرد و صراحتا گفت: اسرائیل این کار را برای همه ما انجام میدهد. این جمله، اعتراف صریحی بود به همان الگوی دیرین؛ اروپاییها ترجیح میدهند دیگران دستشان را آلوده کنند و خودشان در فاصله امن بنشینند و از نتایج بهرهمند شوند. مرتس حتی احترام خود را به «شجاعت(!)» ارتش صهیونی ابراز کرد؛ گویی اروپا هنوز میتواند از دور نظارهگر باشد و هزینه اخلاقی و عملیاتی را نپردازد.
جنگ ایران و آمریکا؛ آتش در باغ اروپا
اما جنگ ایران و آمریکا شاید نقطه پایان این تاریخ باشد. هزینهها از همین حالا به اروپا رسیده است. اولین بخش صورتحساب پیش از این پرداخت شده است. به گفته دن یورگنسن، کمیسر انرژی اتحادیه اروپایی، جنگ علیه ایران تاکنون بیش از ۱۰۰ میلیارد یورو برای مصرفکنندگان انرژی در اتحادیه هزینه داشته است.
در همان ماههای اول، همان مقام اعلام کرده بود قیمت گاز در اروپا ۷۰ درصد و نفت ۶۰ درصد بالا رفته است. این فقط عدد نیست؛ یعنی صنعت آلمان که پیش از جنگ هم از گرانی انرژی رنج میبرد، ضربه دوم را خورده است. خود مرتس هشدار داد اگر جنگ به درگیری گستردهتری برسد، ممکن است بار آن برای آلمان و اروپا از کووید و آغاز جنگ اوکراین هم سنگینتر شود. وی گفت این جنگ بر هزینه انرژی تأثیر عظیم دارد و پتانسیل ایجاد مهاجرت گسترده را نیز دارد. اعتراضات خیابانی در چندین کشور اروپا، بازتاب همین فشار اقتصادی است. اروپا که سالها از ثبات نسبی انرژی و امنیت بهرهمند بود، اکنون با لرزشهای جنگ علیه ایران روبهرو شده و دیگر نمیتواند خود را مصون بداند.
نکته جالب لحن آشکارا متغیر برلین است. مرتس ابتدا ایران را «مرکز تروریسم بینالمللی» خواند و از جنگ آمریکا و اسرائیل حمایت کرد ولی چند هفته بعد از «جنگی کاملا غیرضروری» سخن گفت و هشدار داد جنگ بیپایان میتواند به فروپاشی کشوری در خاورمیانه و بحران مهاجرتی تازه در اروپا بینجامد. این نوسان همان تناقض همیشگی اروپایی یعنی حمایت از هدف، در کنار نخواستن پرداخت هزینه است؛ منتها به نظر سررسید استفاده از این روش برای اروپا فرارسیده است.
دیگر خطر فراتر از هزینههای اقتصادی است. رهبر انقلاب اسلامی در دیدار فرماندهان ارشد نیروهای مسلح پیرامون راهبرد جمهوری اسلامی در نبرد پیش رو، «آمادگی رزمی هوشمندانه برای مقابله پرقدرت با دشمنان» را از الزامات «بازدارندگی حداکثری» دانستند و مقرر کردند هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبهرو شود. دستور اخیر حضرت آیتاللهالعظمی سیدمجتبی خامنهای مبنی بر پاسخ به دشمن بدون محدودیت جغرافیایی، این معادله را که تقریبا تغییر نیز کرده بود، برای اروپا به شکلی مصرح و قطعی تغییر داد. وقتی پاسخ نظامی دیگر به مرزهای منطقه محدود نباشد، اهداف اروپایی نیز میتواند روی میز قرار گیرد. این بهویژه از آن جهت اهمیت دارد که آمریکا پس از دریافت ضربات سنگین به پایگاههایش در غرب آسیا، تمرکز خود را به سمت زیرساختهای نظامی در اروپا معطوف کرده است. پایگاههایی که سالها به عنوان پشت جبهه امن عمل میکردند، اکنون بیش از پیش در معرض توجه قرار گرفتهاند.
از خلیج فارس به مدیترانه؛ تعقیب آمریکا تا حلقه دوم عقبنشینی
در این میان، چند نقطه استراتژیک در جنوب و جنوب شرق اروپا اهمیت ویژهای یافتهاند. در قبرس، پایگاههای تحت حاکمیت بریتانیا در آکروتیری و دکلیا از دیرباز نقش لجستیکی و نظارتی داشتهاند. علاوه بر این، آمریکا در سالهای اخیر سرمایهگذاری قابل توجهی روی زیرساختهای نظامی قبرس انجام داده است؛ از جمله گسترش پایگاه هوایی آندریاس پاپاندرئو و ایجاد هلیپورتهای سنگین در پایگاه دریایی اوانجلوس فلوراکیس. این تأسیسات هرچند حضور دائم نیروهای آمریکایی را نشان نمیدهد اما قابلیت پشتیبانی از عملیات منطقهای را افزایش داده و در شرایط تنش میتوانند به نقاط حساس تبدیل شوند، کما اینکه در نبرد اخیر به مراکز اصلی لجستیک تبدیل شدند و پس از آن نیز میزبان ترافیک سنگین نیروهای ارتش تروریست آمریکا هستند.
در یونان، پایگاه هوایی و دریایی سودا در جزیره کرت یکی از مهمترین نقاط حضور آمریکاست. این پایگاه سالها میزبان هواپیماهای سوخترسان، هواپیماهای شناسایی و نیروهای دریایی بوده و در عملیاتهای مختلف منطقهای نقش پشتیبانی ایفا کرده است. حضور صدها نیروی آمریکایی و استفاده مکرر از امکانات یونانی، این کشور را به حلقهای از زنجیره لجستیک غرب تبدیل کرده است. بلغارستان نیز پس از امضای تفاهمنامه اسلامآباد، به یکی از اصلیترین کشورهای مورد تمرکز آمریکا برای تکمیل زنجیره پشتیبانی حمله هوایی به ایران تبدیل شد. قبل از این نیز این کشور به عنوان بخشی از جناح شرق ناتو، میزبان تمرینات مشترک، تجهیزات و زیرساختهای پشتیبانی بوده و در سالهای اخیر نقش بیشتری در برنامههای دفاعی اروپا یافته است.
عموم این اهداف، همین الان با همین موشکهای رونمایی شده یعنی خانواده قدر، سجیل و خرمشهر قابل هدفگیری هستند؛ این در حالی است که رونمایی هر تکنولوژی پیشرفتهتر و با برد بیشتر توسط جمهوری اسلامی، سطح ضربهپذیری این پایگاهها را از این نیز وخیمتر میکند.
اروپا در دهههای گذشته از امنیت نسبی، انرژی ارزان و فاصله جغرافیایی از کانونهای درگیری بهره برد اما جنگ ایران و آمریکا نشان داد این فاصله میتواند کوتاه شود. دوران سواری مجانی، شاید به پایان خود نزدیک شده باشد. اروپاییها شاید گمان نمیکردند پایان این تاریخ به دست همان کشوری رقم بخورد که روزگاری در دوره استیلای خاندان دستنشانده و زبون پهلوی، اسم کنایهآمیز پل پیروزی بر آن گذاشته بودند؛ پلی که روی جنازه میلیونها ایرانی قحطیزده ساخته شده بود. حالا نوبت اروپاست!
اروپا در تیررس جنگ
ارسال نظر
پربیننده