۱۲/آبان/۱۴۰۵
|
۱۶:۵۷

جنگ علیه ایران و احتمال پایان دوران ترامپیسم؛ آیا دموکرات‌ها کنگره را تصاحب می‌کنند؟

س
در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، کاهش محبوبیت دونالد ترامپ، نارضایتی گسترده از وضعیت اقتصادی و پیامدهای جنگ علیه ایران، جمهوری‌خواهان را با چالشی جدی برای حفظ اکثریت کنگره مواجه کرده است. رقابتی شدن ایالت‌های سنتی جمهوری‌خواه نیز نشان می‌دهد معادلات انتخابات آمریکا نسبت به گذشته تغییر کرده؛ تا جایی که برخی تحلیلگران، انتخابات پیش‌ رو را نقطه عطفی احتمالی در دوران سیاسی ترامپ می‌دانند.

به گزارش وطن امروز آمریکایی‌ها روز سه‌شنبه سوم نوامبر برای تعیین ترکیب جدید کنگره به پای صندوق‌های رأی می‌روند. در این انتخابات، تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی سنا تعیین تکلیف خواهد شد. جمهوری‌خواهان اکنون کنترل هر دو مجلس را در اختیار دارند، اما نتایج نظرسنجی‌های اخیر از افزایش حمایت عمومی از دموکرات‌ها حکایت دارند.

 

بر اساس نظرسنجی مشترک رویترز و مؤسسه ایپسوس که از ۲۲ تا ۲۶ اکتبر انجام شد، ۵۳ درصد رأی‌دهندگان محتمل از نامزدهای دموکرات مجلس نمایندگان و ۴۴ درصد از جمهوری‌خواهان حمایت کرده‌اند. در همین نظرسنجی، میزان رضایت عمومی از عملکرد ترامپ تنها ۳۲ درصد ثبت شده است؛ آماری که از دشوارتر شدن شرایط سیاسی رئیس‌جمهور آمریکا در آستانه نخستین انتخابات میان‌دوره‌ای دومین دوره ریاست‌جمهوری او حکایت دارد.

 

مجلس نمایندگان؛ رقابت بر سر اکثریت شکننده جمهوری‌خواهان

 

مجلس نمایندگان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت انتخاباتی امسال است. جمهوری‌خواهان با اکثریتی محدود وارد انتخابات شده‌اند و تغییر کنترل این مجلس می‌تواند توانایی دولت ترامپ برای پیشبرد برنامه‌های داخلی و خارجی خود را تحت تأثیر قرار دهد.

 

مؤسسه «کوک پولیتیکال ریپورت» در ارزیابی ۳۰ اکتبر خود، وضعیت ۱۲ حوزه دیگر مجلس نمایندگان را به سمت دموکرات‌ها تغییر داد. بر اساس ارزیابی این مؤسسه، ۲۲۲ حوزه در دسته‌های مساعدتر برای دموکرات‌ها قرار گرفته‌اند و ۱۸ حوزه دیگر رقابت برابر دارند، در حالی که کسب ۲۱۸ کرسی برای دستیابی به اکثریت مجلس ضروری است.

 

تغییر وضعیت حوزه‌هایی در پنسیلوانیا، کلرادو و نیویورک نشان می‌دهد که رقابت تنها به مناطقی محدود نمانده که همواره میان دو حزب دست‌به‌دست شده‌اند. در پنسیلوانیا، حوزه تحت نمایندگی «برایان فیتزپاتریک» و در کلرادو، حوزه تحت نمایندگی «جف کرنک»، در ارزیابی اخیر کوک از وضعیت «متمایل به جمهوری‌خواهان» به «رقابت برابر» تغییر یافته‌اند.

 

با این حال، تغییر مرزبندی حوزه‌های انتخابیه در ایالت‌های مختلف، از جمله تگزاس و فلوریدا، یکی از عوامل مؤثر بر نتیجه خواهد بود. جمهوری‌خواهان تلاش کرده‌اند از طریق بازترسیم نقشه حوزه‌ها موقعیت انتخاباتی خود را تقویت کنند، اما تغییر گرایش رأی‌دهندگان می‌تواند بخشی از مزایای مورد انتظار این اقدام را کاهش دهد.

 

«نیت سیلور»، تحلیلگر شناخته‌شده انتخابات آمریکا، نیز در گفت‌وگوی اخیر خود با «عزرا کلاین»، خبرنگار آمریکایی در برنامه روزنامه نیویورک‌تایمز، با اشاره به همین موضوع توضیح داد که تغییر مرزبندی حوزه‌ها و تمرکز جغرافیایی رأی‌دهندگان هم‌فکر، تعداد حوزه‌های واقعاً چرخشی را نسبت به گذشته کاهش داده است؛ بنابراین تغییر گسترده حمایت حزبی در سطح ملی لزوماً به همان نسبت در تعداد کرسی‌های مجلس نمایندگان آمریکا بازتاب پیدا نمی‌کند.

 

سنا؛ از تگزاس و کانزاس تا ایالت‌های چرخشی

 

رقابت برای کنترل سنا پیچیده‌تر است. جمهوری‌خواهان با در اختیار داشتن ۵۳ کرسی از مجموع ۱۰۰ کرسی این مجلس، از اکثریت برخوردارند و دموکرات‌ها برای تغییر آن به افزایش خالص چهار کرسی نیاز دارند. با این حال، افزایش رقابت در ایالت‌هایی که ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ با اختلاف قابل توجهی پیروز شده بود، محاسبات اولیه دو حزب را تغییر داده است.

 

در تگزاس، «جیمز تالاریکو»، نامزد دموکرات، در برابر «کن پکستون»، نامزد جمهوری‌خواه، قرار گرفته است. بر اساس نظرسنجی سی‌ان‌ان که از ۲۰ تا ۲۷ اکتبر انجام شد، تالاریکو دموکرات با ۴۹ درصد حمایت در برابر ۴۳ درصد پکستون جمهوری‌خواه قرار دارد. در مقابل، نظرسنجی مؤسسه کوانتوس اینسایتس که از ۲۶ تا ۲۸ اکتبر انجام شد، پکستون را با ۴۹ درصد در برابر ۴۸ درصد تالاریکو نشان می‌دهد.

 

اهمیت تگزاس تنها به نزدیکی رقابت محدود نیست. جمهوری‌خواهان بیش از سه دهه است در انتخابات سراسری ایالتی این منطقه دست بالا را دارند و این ایالت به‌طور سنتی، یک ایالت قرمز به حساب می‌آید، اما نارضایتی اقتصادی، تغییر رفتار بخشی از رأی‌دهندگان لاتین‌تبار و حاشیه‌های سیاسی پکستون، رقابت کنونی را متفاوت کرده است.

 

در اوهایو نیز طبق نظرسنجی دانشگاه سافک که از ۲۱ تا ۲۶ اکتبر انجام شد، «شرود براون»، نامزد دموکرات، با ۴۷ درصد در برابر ۴۴ درصد «جان هاستد»، نامزد جمهوری‌خواه، قرار گرفته است. در کانزاس نیز نظرسنجی سی‌ان‌ان که ۲۹ اکتبر منتشر شد، حمایت ۴۹ درصدی از آدام همیلتون، نامزد دموکرات، و ۴۵ درصدی از راجر مارشال، سناتور جمهوری‌خواه، را ثبت کرده است.

 

آیووا و آلاسکا نیز از دیگر ایالت‌هایی هستند که رقابت سنا در آنها نزدیک شده است. در مقابل، جمهوری‌خواهان برای تصاحب کرسی تحت کنترل دموکرات‌ها در میشیگان تلاش می‌کنند و در مین نیز «سوزان کالینز»، سناتور جمهوری‌خواه، باید از کرسی خود در ایالتی دفاع کند که در انتخابات ریاست‌جمهوری بیشتر به دموکرات‌ها گرایش دارد.

 

با وجود این تحولات، تغییر نقشه سیاسی آمریکا در همه ایالت‌ها یکسان نیست. فلوریدا که زمانی یکی از مهم‌ترین ایالت‌های چرخشی بود، طی سال‌های اخیر بیشتر به جمهوری‌خواهان متمایل شده است و همین مسئله نشان دهنده خطر از دست رفتن برخی از ایالت‌های سنتی دموکرات‌ها است. اما به نوشته نشریات آمریکایی، تغییر فضای انتخاباتی بیش از هر چیز به ترکیبی از نارضایتی عمومی، ویژگی‌های نامزدها و میزان مشارکت رأی‌دهندگان مربوط می‌شود. سیلور تحلیل‌گر آمریکایی نیز در گفت‌وگوی خود با کلاین توضیح داد که در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا معمولاً فضای سیاسی در مقایسه با انتخابات ریاست‌جمهوری پیشین، حدود ۷.۵ واحد درصد علیه حزب رئیس‌جمهور تغییر می‌کند، اما برآورد او برای سال جاری حدود ۱۱ واحد درصد است.

 

به گفته سیلور، چنین تغییری می‌تواند ایالت‌هایی را که ترامپ در آنها با اختلاف دو رقمی پیروز شده بود، به عرصه رقابت نزدیک دو حزب تبدیل کند. او در عین حال هشدار می‌دهد که خطای سه یا چهار واحد درصدی نظرسنجی‌ها در یک جهت مشترک، می‌تواند نتیجه چندین رقابت حساس سنا را تغییر دهد.

 

اقتصاد و جنگ ایران؛ چه عواملی آرای مردم آمریکا را تغییر داده‌اند؟

 

در پس تغییر وضعیت انتخاباتی ایالت‌ها، اقتصاد و هزینه‌های زندگی از مهم‌ترین دغدغه‌های رأی‌دهندگان آمریکایی محسوب می‌شود.

 

بر اساس نظرسنجی مشترک آسوشیتدپرس و مرکز تحقیقات افکار عمومی نورک که از هشتم تا دوازدهم اکتبر انجام شد و نتایج آن ۱۵ اکتبر منتشر شد، ۸۵ درصد رأی‌دهندگان اقتصاد و ۸۴ درصد هزینه‌های زندگی را از مسائل مهم انتخاباتی خود دانسته‌اند. در همین نظرسنجی، ۶۴ درصد نیز جنگ علیه ایران را از موضوعات مهم در تصمیم انتخاباتی خود معرفی کرده‌اند.

 

جنگی که با حملات مشترک آمریکا و رژیم صیهونیستی علیه ایران در ۲۸ فوریه آغاز شد، با اختلال در انتقال انرژی از منطقه خلیج فارس و افزایش قیمت فرآورده‌های سوختی، به فشار اقتصادی بر خانوارهای آمریکایی دامن زده است.

 

«گاوین مگوایر»، تحلیلگر انرژی رویترز، در گزارشی که ۳۱ اکتبر منتشر شد، با استناد به داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا نوشت که مجموع هزینه برق و بنزین خانوارها در هشت ایالت رقابتی، طی هفت ماه نخست سال جاری بین ۱۳ تا ۱۷ درصد نسبت به مدت مشابه سال گذشته افزایش یافته است. بر اساس این گزارش، افزایش قیمت بنزین تا حد زیادی با اختلال در انتقال نفت از تنگه هرمز در نتیجه جنگ تحمیلی آمریکا علیه ایران ارتباط داشته است؛ هرچند به نوشته مگوایر افزایش تعرفه برق به عوامل دیگری از جمله توسعه زیرساخت‌های انرژی و رشد تقاضای مراکز داده نیز مربوط می‌شود.

 

این مسئله به‌ویژه در ایالت‌های مرکزی آمریکا، مناطقی که اقتصاد آنها به کشاورزی، تولید و حمل‌ونقل وابسته است و افزایش قیمت گازوئیل مستقیماً بر هزینه فعالیت اقتصادی تأثیر می‌گذارد، بسیار حائز اهمیت است. این مناطق، بخشی از رأی‌دهندگانی را شامل می‌شوند در انتخابات گذشته از ترامپ حمایت کردند، اکنون با افزایش هزینه‌هایی مواجه‌اند که رئیس‌جمهور آمریکا وعده کاهش آنها را داده بود.

 

عزرا کلاین نیز در گفت‌وگوی خود با نیت سیلور، با اشاره به افزایش قیمت بنزین در نتیجه جنگ علیه ایران، معتقد است که اگر ترامپ تصمیم به جنگ علیه ایران نگرفته بود، احتمالاً رقابت برای کنترل سنا تا این اندازه به سود دموکرات‌ها تغییر نمی‌کرد. سیلور نیز در پاسخ، ضمن تأیید تحلیل کلاین به ارتباط آماری افت محبوبیت ترامپ با افزایش قیمت سوخت و نگرانی‌های اقتصادی اشاره کرد.

 

علاوه‌بر عواقب جنگ غیرقانونی ترامپ علیه ایران که وعده داده بود «هرگز جنگی بی‌پایان را آغاز نخواهد کرد»، به اذعان رسانه‌های آمریکایی «نارضایتی از نحوه مدیریت جنگ نیز بر مشکلات سیاسی رئیس‌جمهور آمریکا افزوده است». بر اساس نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو که از ۲۸ سپتامبر تا چهارم اکتبر انجام شد و نتایج آن هشتم اکتبر منتشر شد، ۶۵ درصد بزرگسالان آمریکایی از نحوه مدیریت عملیات نظامی علیه ایران توسط ترامپ ناراضی بوده‌اند. همچنین ۷۳ درصد درباره افزایش قیمت سوخت و ۷۱ درصد درباره کشته یا زخمی شدن نظامیان آمریکایی ابراز نگرانی شدید یا زیاد کرده‌اند. در نتیجه، جنگ علیه ایران دیگر صرفاً موضوعی در حوزه سیاست خارجی واشنگتن نیست؛ پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن وارد محاسبات انتخاباتی شده و به یکی از مسائل مورد اختلاف درباره عملکرد دولت ترامپ تبدیل شده است.

 

آخرین برآوردهای انتخاباتی چه می‌گویند؟

 

مجموع این تحولات، از کاهش محبوبیت ترامپ و افزایش حمایت سراسری از دموکرات‌ها تا رقابتی شدن ایالت‌های جمهوری‌خواه، در تازه‌ترین پیش‌بینی‌های انتخاباتی نیز بازتاب یافته است. «هری انتن»، تحلیلگر ارشد داده شبکه سی‌ان‌ان، در پیش‌بینی نهایی خود که ۳۱ اکتبر منتشر شد، با تجمیع داده‌ها و مدل‌های انتخاباتی، احتمال دستیابی دموکرات‌ها به اکثریت مجلس نمایندگان را ۹۲ درصد برآورد کرد. در سناریوی مرکزی این برآورد، دموکرات‌ها ۲۳۷ کرسی و جمهوری‌خواهان ۱۹۸ کرسی مجلس نمایندگان را به دست می‌آورند.

 

انتن همچنین احتمال تصاحب اکثریت سنا توسط دموکرات‌ها را ۷۱ درصد اعلام کرده و در سناریوی مرکزی خود، ترکیب این مجلس را ۵۲ کرسی برای دموکرات‌ها و ۴۸ کرسی برای جمهوری‌خواهان برآورد کرده است. لازم به ذکر است که این ارقام نتیجه انتخابات یا پیش‌بینی قطعی نیستند. انتن نیز در تحلیل خود به سابقه کمتر برآورد شدن حمایت از جمهوری‌خواهان در نظرسنجی‌های برخی ایالت‌های حامی ترامپ اشاره کرده است؛ موضوعی که به‌ویژه در رقابت‌های نزدیک سنا می‌تواند اهمیت داشته باشد.

در همین حال، خبرگزاری رویترز در گزارش ۳۱ اکتبر خود اعلام کرد که بیش از ۵۱ میلیون آمریکایی تا آن زمان به‌صورت حضوری یا پستی رأی داده‌اند. اگرچه این میزان مشارکت زودهنگام از توجه گسترده به انتخابات حکایت دارد، به‌تنهایی مشخص نمی‌کند کدام حزب از آن سود بیشتری خواهد برد. بنابراین، در حالی که برآوردهای انتخاباتی تغییر کنترل کنگره را در دامنه سناریوهای مطرح‌شده قرار داده‌اند، میزان مشارکت نهایی و خطاهای احتمالی نظرسنجی‌ها همچنان از عوامل تعیین‌کننده نتیجه خواهند بود.

 

آیا دوران ترامپ به پایان نزدیک می‌شود؟

 

فراتر از تغییر احتمالی کنترل کنگره، انتخابات سوم نوامبر آزمونی برای سنجش میزان پایداری ائتلاف سیاسی شکل‌گرفته پیرامون ترامپ است. نیت سیلور در گفت‌وگوی خود با عزرا کلاین، با اشاره به کاهش محبوبیت رئیس‌جمهور آمریکا و رقابتی شدن ایالت‌هایی که پیش‌تر از پایگاه‌های مستحکم جمهوری‌خواهان محسوب می‌شدند، گفت که اگر انتخابات تقریباً مطابق روند نظرسنجی‌ها پیش برود، ممکن است «از برخی جهات، پایان دوران ترامپ» رقم بخورد.

 

او این وضعیت احتمالی را با شرایط جورج دبلیو بوش پس از انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۰۶ مقایسه می‌کند؛ زمانی که جمهوری‌خواهان کنترل هر دو مجلس کنگره را از دست دادند و نفوذ سیاسی رئیس‌جمهور در واشنگتن کاهش یافت.

 

با این حال، به اذعان سیلور کاهش قدرت سیاسی ترامپ لزوماً به معنای پایان ترامپیسم در آمریکا نخواهد بود. در همین راستا او با اشاره به اینکه «ترامپ طی یک دهه گذشته توانسته ائتلافی از رأی‌دهندگان محافظه‌کار سنتی، بخش‌هایی از طبقه کارگر، مردان جوان و گروه‌هایی از رأی‌دهندگان مستقل را حول خود شکل دهد» تأکید کرد: بخشی از رأی‌دهندگان ترامپ که معمولاً مشارکت سیاسی محدودی دارند، الزاماً برای حمایت از دیگر نامزدهای جمهوری‌خواه انگیزه مشابهی ندارند. این موضوع می‌تواند در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸، زمانی که ترامپ دیگر نامزد نخواهد بود، اهمیت بیشتری پیدا کند.

 

در مقابل، دموکرات‌ها نیز با ظهور نسل تازه‌ای از سیاستمداران مواجه‌اند که تجربه سیاسی خود را در دوران باراک اوباما و ترامپ به دست آورده‌اند و اکنون برای ایفای نقش گسترده‌تر در سیاست ملی آمریکا تلاش می‌کنند.

 

از این منظر، انتخابات سوم نوامبر فراتر از رقابتی برای تعیین ترکیب کنگره، آزمونی مهم برای آینده سیاسی دو حزب خواهد بود. نتیجه آن نه‌تنها حدود قدرت ترامپ در دو سال پایانی حضورش در کاخ سفید را روشن‌تر می‌کند، بلکه نخستین نشانه‌های جدی از میزان پایداری ائتلاف انتخاباتی او و تغییرات احتمالی در آرایش سیاسی آمریکا پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ را نیز آشکار خواهد کرد.

 

ارسال نظر
captcha
پربیننده
تازه ها