به گزارش وطن امروز، یک ویدئوی کوتاه، ادعایی بزرگ و موجی از بازنشر در رسانهها و شبکههای اجتماعی؛ این خلاصه ماجرایی است که سوم آبانماه با انتشار تصاویری از محور خاش ـ زاهدان آغاز شد؛ تصاویری که کانالی منتسب به گروهک تروریستی جیشالظلم مدعی شد مستند برپایی ایست بازرسی و به دست گرفتن کنترل این محور مواصلاتی از سوی افراد مسلح این گروهک است.
ادعایی که در مدت کوتاهی از یک کانال وابسته به این گروهک فراتر رفت و در رسانهها و کانالهای مختلف، از عدلمدیا و بلوچآنلاین گرفته تا هالوش و ایراناینترنشنال، بازتاب پیدا کرد؛ بازتابی که میتوانست این تصور را برای مخاطبان ایجاد کند که یکی از مسیرهای مهم ارتباطی شرق کشور برای ساعاتی از کنترل خارج شده و افراد مسلح بر آن تسلط یافتهاند.
اما آیا واقعیت میدانی با این روایت رسانهای همخوانی داشت؟ آیا تصاویر منتشرشده واقعاً تسلط بر محور خاش ـ زاهدان را اثبات میکرد یا با بزرگنمایی یک اتفاق محدود، روایتی بسیار فراتر از واقعیت ساخته شده بود؟
روایت میدانی؛ توقف چند خودرو و ترک سریع محل
براساس گزارشهای محلی و روایت شاهدان عینی، ماجرا به ورود چند فرد مسلح منتسب به گروهک جیشالظلم با دو دستگاه خودروی پژو به محدوده اسکلآباد بازمیگردد؛ افرادی که تعدادی از خودروهای عبوری را برای مدتی کوتاه متوقف کردند، از صحنه فیلم گرفتند و سپس محل را ترک کردند.
نکته قابل توجه در این میان، مدتزمان این اتفاق است؛ بر اساس روایت شاهدان، توقف خودروها و حضور افراد مسلح در محل تنها حدود دو تا سه دقیقه طول کشیده است؛ زمانی بسیار کوتاه که فاصله معناداری با ادعای کنترل چندساعته یک محور مواصلاتی دارد.
در ادامه این تحولات نیز رسانههای رسمی از دستگیری تعدادی از اعضای این گروهک در جریان عملیاتی در پنجم آبانماه خبر دادند؛ موضوعی که باید در کنار سایر اطلاعات و شواهد مربوط به این حادثه مورد توجه قرار گیرد.
وقتی یک ادعا میلیونها بار دیده میشود!
ماجرا اما تنها به انتشار یک ویدئو و روایتسازی پیرامون آن محدود نماند؛ محتوای مرتبط با این ادعا، بر اساس آمار ارائهشده، بیش از 11 میلیون بازدید در اینستاگرام و بیش از 7 میلیون بازدید در تلگرام به دست آورد و هزاران بار در این دو شبکه اجتماعی بازنشر شد.
به این ترتیب، یک اتفاق محدود میدانی به موضوعی با دامنه انتشار گسترده تبدیل شد؛ روایتی که میلیونها نفر آن را دیدند، اما میزان بازدید و تکرار آن بههیچوجه به معنای اثبات صحت تمام جزئیات ادعا نبود.
اینجا باید میان سه موضوع تفاوت قائل شد؛ نخست، وقوع یک اتفاق در میدان؛ دوم، تصویری که از آن اتفاق ثبت شده و سوم، روایتی که منتشرکنندگان به تصویر ضمیمه کردهاند.
تصویر واقعی، روایت غیرواقعی!
در ارزیابی اخبار امنیتی، صرف مشاهده چند خودروی متوقفشده یا حضور افراد مسلح در یک محدوده، برای اثبات ادعای کنترل یک جاده کافی نیست. چنین ادعایی به شواهد مستقلی درباره مدت حضور، گستره محدوده تحت کنترل، استمرار تسلط بر مسیر و پیامدهای عملی آن نیاز دارد.
یک ویدئوی کوتاه ممکن است وقوع یک توقف یا حضور مقطعی افراد مسلح را نشان دهد، اما بهتنهایی نمیتواند ثابت کند که یک محور مواصلاتی برای چند ساعت در اختیار آنان بوده است.
از سوی دیگر، بازنشر یک ادعا در چند رسانه و کانال نیز لزوماً به معنای تأیید مستقل آن نیست؛ بهویژه زمانی که همه بازنشرها به یک ویدئو یا منبع اولیه بازمیگردند.
عملیات روانی با بزرگنمایی یک واقعیت محدود
آنچه در این ماجرا اهمیت دارد، سازوکار تبدیل یک اتفاق محدود به روایتی بزرگ و اثرگذار است؛ سازوکاری که در آن ممکن است تصویر، واقعی باشد، اما تفسیری که به آن الصاق میشود، فراتر از شواهد موجود برود.
برای گمراه کردن مخاطب همیشه نیازی به ساخت تصویر جعلی نیست؛ گاهی کافی است تصویری واقعی از یک اتفاق محدود منتشر شود و با حذف زمینه، زمان و ابعاد واقعی آن، روایتی بزرگتر از آنچه رخ داده است، ساخته شود.
در موضوعات امنیتی، این فاصله میان واقعیت میدانی و روایت رسانهای اهمیت دوچندان دارد؛ چراکه انتشار ادعاهای اثباتنشده درباره تسلط گروههای مسلح بر محورهای ارتباطی میتواند بر احساس امنیت عمومی تأثیر بگذارد و تصویری غیرواقعی از وضعیت امنیتی منطقه ایجاد کند.