امیرعباس نوری: در شرایط فعلی درباره معاملات موجود میان ایران و آمریکا، اکنون ۳ نگاه کلی در ایران وجود دارد.
۱- نگاه اول مبتنی بر همان ایده قدیمی هضم در معاملات جهانی است. بر اساس این نگرش، ایران باید در شرایط فعلی اهتمام خود را بر توافق با آمریکا متمرکز کند. طرفداران این ایده بدون در نظر گرفتن معادلات جدید، بهویژه پس از جنگ، معتقدند ایران باید مسیر دیپلماسی را انتخاب و اعتمادسازی کند و همانند قبل از جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه، درباره صلح آمیز بودن برنامه هستهای خود، به طرف آمریکایی تضمینهای لازم را بدهد. بر اساس این نگرش، تسلط ایران بر تنگه هرمز صرفا اقدامی برای ارتقای بازدارندگی ایران بوده است و ایران باید به همین میزان آورده از جنگ اکتفا کند. البته این ایده اکنون پس از جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه و با پدیدار شدن معادلات جدید در منطقه، از اعتبار چندانی برخوردار نیست و صدایی ضعیف در فضای سیاسی ایران دارد.
۲- دیدگاه دوم، یک دیدگاه تهدیدمحور است. این دیدگاه معتقد است ایران در این مرحله باید به سمت توافق با آمریکا برود، تنگه هرمز را بازگشایی کرده و نسبت به برنامه هستهای خود شفافسازی و اعتمادسازی کند و در مقابل نیز امتیازهای مهمی مانند لغو همه تحریمها را دریافت کند. طرفداران این نگرش معتقدند تا همینجا، واقعیات جنگ باعث تقویت قدرت استراتژیک ایران شده است و ایران باید به همین امتیازهای فعلی بسنده کند. بر اساس این دیدگاه، با توجه به برنامه آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تکرار ترورها و هدف قرار دادن برخی زیرساختهای ایران، تا جای ممکن باید از وقوع جنگ جدید جلوگیری کرد. به طور کلی این نگرش میگوید ایران برای پایان دادن به جنگ و جلوگیری از تکرار ترور مقامات و هدف قرار گرفتن برخی زیرساختها، باید به امتیازهای فعلی بسنده کرده و در حوزه هستهای، مطالبات ترامپ را محقق کند.
۳- اما دیدگاه سوم، یک نگرش مبتنی بر فرصت است. بر اساس این نگرش، آمادگی ایران برای شفافسازی و اعتمادسازی درباره برنامه هستهای خود، مربوط به معادلات قبل از جنگهای اخیر بهویژه جنگ ۴۰ روزه است. این دیدگاه معتقد است ایران، توافق هستهای و امتیاز دادن در برنامه هستهای را برای جلوگیری از وقوع جنگ در دستور کار قرار داده بود اما اکنون پس از حمله جنایتکارانه آمریکا و رژیم، معادلات کاملا تغییر کرده است. بر اساس این نگرش، ترامپ با اشتباه محاسباتی خود در حمله به ایران، عملا دست آمریکا را علیه ایران بست و آمریکا دیگر روی میز ابزاری برای فشار بر ایران ندارد. از سوی دیگر، جنایاتی که آمریکا و رژیم صهیونیستی در این ۲ جنگ مرتکب شدند و هزینههایی که به ایران تحمیل کردند نباید بیپاسخ بماند، لذا ایران باید به گونهای رفتار کند که ترامپ کاملا متنبه شود. از سوی دیگر، ایران باید بازدارندگی خود را کاملا بازسازی کرده و شرایطی ایجاد کند که موضوع حمله نظامی به کشور، از روی میز کشورهای متخاصم برداشته شود. این دیدگاه معتقد است؛ دادن امتیاز هستهای به ترامپ، یک اشتباه محاسباتی است. به ۲ دلیل:
الف- ترامپ مرتکب جنایات بزرگی علیه ملت ایران شد. او اکنون پس از شکست در میدان نظامی، به دنبال بازگشت به نسخههای دیپلماتیک قبل از جنگ است. بنابراین ایران نهتنها نباید امتیاز هستهای بدهد، بلکه باید هزینه این جنگ و جنایات را بر ترامپ تحمیل کند.
ب- با شکست در میدان نظامی، آمریکا اکنون اهرم فشاری بر ایران ندارد. از سوی دیگر، رفتار جنایتکارانه آمریکا و رژیم در ۲ جنگ اخیر، این ضرورت را بیش از گذشته برجسته کرده که ایران باید بازدارندگی هستهای خود را کامل کند. وقتی رهبر انقلاب اسلامی در وسط تهران ترور میشوند؛ وقتی دشمن جنایتکار عمدا کودکان میناب را به خاک و خون میکشد؛ بدیهی است ایران باید به دنبال تحقق شرایطی باشد که زمینه تکرار این جنایات را از بین ببرد. ضمن اینکه اکنون دنیا حرکت ایران به سمت تکمیل بازدارندگی هستهای را یک اقدام قانونی و در راستای تامین امنیت خود در برابر ۲ قدرت هستهای متخاصم و مهاجم میداند. بنابراین ایران باید یک معادله بازدارندگی جدید تثبیت کند.
در کنار این ۲ نکته که دادن امتیاز هستهای از سوی ایران را غیرمنطقی میداند، این نگرش معتقد است معادلات شکل گرفته پس از جنگ رمضان، یک فرصت بزرگ و تاریخی را پیش روی ایران قرار داده است. آمریکا در برابر ایران کاملا شکست خورده است. اگرچه این جنگها هزینههای زیادی به ایران تحمیل کرد اما یک واقعیت بسیار مهم را برجسته کرد. این واقعیت که آمریکا دیگر هیچ اهرم و ابزاری برای رسیدن به اهداف خود در قبال ایران ندارد. ایران توانست خود را به عنوان یک قدرت بزرگ جهان معرفی کند. طی ۸ ماه گذشته اکثر صاحبنظران حوزه بینالملل تصریح کردهاند ایران به یک قدرت جهانی تبدیل شده است. به اعتقاد صاحبنظران نظم جدید منطقه خاورمیانه با محوریت ایران شکل میگیرد و نشانههای آن نیز از هماکنون قابل رویت است. از سوی دیگر، ایران با تسلط بر تنگه هرمز، نقش خود به عنوان مهمترین عامل موثر بر بازار انرژی جهان را تثبیت کرده است. ضمن اینکه تکمیل بازدارندگی هستهای، همینطور ظرفیتهای طبیعی و مواهب جغرافیایی باعث میشود ایران شرایط لازم را به عنوان یک قدرت جدید جهانی احراز کند. بنابراین این نگرش معتقد است یک فرصت تاریخی پیش روی ایران قرار گرفته که میتواند منجر به یک جهش تاریخی در حوزه قدرت و گام بلند ایران در تقویت جایگاه بینالمللی خود شود. بنابراین این دیدگاه معتقد است معادلات فعلی نسبت به قبل از جنگ کاملا متفاوت است و نباید بر اساس معادلات و گزارههای پیشین، برای این وضعیت تصمیم گرفت. شرایط اکنون به گونهای است که فرصتهای بزرگی پیش روی ایران قرار گرفته است.
از تهدیدمحوری تا فرصت تاریخی
ارسال نظر
پربیننده