۱۳/آبان/۱۴۰۵
|
۰۲:۲۹

خط اصلی روایت ۱۳ آبان

رها عبداللهی:‌ در پرداختن به واقعه ۱۳ آبان ۵۸، توجه به خط اصلی روایت اهمیت بالایی دارد و می‌تواند به سوالات اساسی درباره دشمنی آمریکا با ملت ایران پاسخ مبنایی دهد. چه خوب است در چهل و هفتمین سالگرد تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، خط اصلی روایت این واقعه را از بیان امام شهیدمان حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای، بزرگ قهرمان میدان مبارزه با استکبار جهانی بگیریم. 
همواره یک بعد روایت رهبر شهید انقلاب اسلامی از تقابل آمریکا و ملت ایران، بعد هویتی آن بود. ایشان تلاش کردند ذات این تقابل را برای مردم به‌ویژه جوانان روایت کنند که ریشه در استکباری بودن آمریکا دارد. اینکه آمریکا بعد از جنگ دوم جهانی دولتی شد که به خود حق می‌داد همه‌جا را تصرف کند و هر جا بخواهد، منافع خودش را بر منافع ملت‌ها غلبه بدهد. امام شهید روایت سابقه دشمنی آمریکا با ملت ایران را در دل همین بحث هویتی مطرح فرمودند. آنجا که بارها بر کودتای 28 مرداد به عنوان نقطه آغاز این دشمنی تاکید کردند تا اجازه ندهند راویان جعلی این نقطه آغاز را تحریف کنند. اینکه آمریکایی‌ها سال 32 با کمک انگلیسی‌ها دولت ملی منتخب مردم ایران را که پس از گذشت 40 سال از مشروطه بالاخره توانسته بود منافع ملت را از حلقوم استعمار بیرون بکشد، سرنگون کردند و این نقطه عطفِ آگاهی پیدا کردن مردم ایران نسبت به خوی استکباری آمریکا و قرار گرفتن یک نفرت ریشه‌دار و احساس خطر در ارتکاز جامعه ایرانی نسبت به آمریکایی‌ها شد. 
بخش دوم خط روایت ایشان از واقعه 13 آبان ۵۸، وقایع پس از پیروزی انقلاب اسلامی است که در این روایت پیکان اتهام به سمت اقدامات شریرانه آمریکا پس از انقلاب مردم قرار دارد؛ آنجا که استکبار آمریکا موجب اقداماتی چون محکوم کردن مردم ایران در مجلس سنا، تحریم ایران و پناه دادن به محمدرضاشاه در کشورشان بود که موجب خشم مردم و نگرانی آنان از تکرار کودتای سال ۳۲ بود. این سیل خشم در آن روزها مردم را به خیابان‌های اطراف سفارت آمریکا کشاند و تظاهرات متعددی در آن مکان شکل گرفت. دانشجویان پیرو خط امام تصمیم گرفتند با حرکت تسخیر سفارت، اعتراض خود را به اقدامات ضدایرانی آمریکایی‌ها به دنیا نشان دهند و از این طریق مانع کودتای مجدد آمریکایی‌ها شوند. 
اما تسخیر سفارت همان و افشای این حقیقت که اینجا سفارت نه، بلکه لانه جاسوسی و مرکز توطئه و نقشه‌پردازی و کودتا علیه انقلاب مردم ایران است همان. 
نکته مهم این است که روایت 13 آبان باید نشان دهد این اتفاق روی پس‌زمینه تنفر و احساس خطر مردم ایران نسبت به آمریکا شکل گرفت اما در واقع این روز، کشف ملموس و عینی ماهیت حقیقی استکباری آمریکا برای ملت ایران بود، نه فقط یک حادثه تسخیر سفارت آمریکا. 
روایت ۱۳ آبان بدون برجسته‌سازی این حقیقت روایتی ناقص است، از این رو رهبر شهیدمان به‌ویژه در آخرین سخنرانی ۱۳ آبان‌شان در سال ۱۴۰۴ در جمع دانشجویان و دانش‌آموزان بر این موضوع تاکید فرمودند: «[دانشجویان] می‌خواستند بروند 2-3 روز بمانند و بیرون بیایند؛ تصمیم دانشجوها این بود. 
بعد که رفتند داخل سفارت، اسنادی را آنجا پیدا کردند که دیدند قضیه خیلی عمیق‌تر از این حرف‌هاست؛ قضیه، قضیه‌ یک مصوبه‌ مجلس سنای آمریکا نیست؛ سفارت، مرکز توطئه و نقشه‌پردازی و نقشه‌کشی برای به هم زدن انقلاب است؛ یعنی مشغول توطئه هستند تا نقشه‌های‌شان را عملی کنند. 
سفارت، دیگر سفارت نبود. خب! همه‌ سفارت‌ها مرکز اطلاعات دارند و اطلاعات کشور را - آن کشوری که این سفارت در آنجا متوقف است - جمع می‌کنند و به کشور خودشان می‌فرستد؛ این اشکالی ندارد. مساله‌ سفارت آمریکا این نبود؛ مساله‌ سفارت آمریکا این بود که اتاق توطئه‌ علیه انقلاب بود: افراد را ببینند، افراد را تحریک کنند، تشکیلات به وجود بیاورند، از ناراضی‌های بازمانده‌ از رژیم قبل استفاده کنند و ارتش را اگر بتوانند، دور هم جمع کنند، علیه انقلاب اقدام کنند. [دانشجویان] این را فهمیدند؛ وقتی این را فهمیدند، آن وقت در سفارت ماندند». 
بخش سوم و اصلی روایت هویتی امام شهید از 13 آبان مفهومی است که معظم‌له بارها بر آن تاکید داشتند؛ اینکه انقلاب اسلامی یک طعمه شیرین را از گلوی آمریکا بیرون کشید: «ایران، یکپارچه تحت سلطه‌ آمریکا و تحت قدرت آمریکا بود؛ نفتش را می‌بردند، منافع زیرزمینی‌اش را می‌بردند، امکاناتش را می‌بردند، پولش را می‌بردند، جنس مورد نظر خودشان را با هر قیمتی که دوست داشتند، به حساب ایران می‌فروختند؛ یک‌چنین وضعی بود، حالا این از دست آمریکا گرفته شده بود. 
انقلاب مقابل آمریکا ایستاد. [آمریکایی‌ها] حاضر نبودند به این آسانی دست بکشند، لذا توطئه‌ها شروع شد و آمریکا از اول انقلاب تحریکات خودش را علیه ملت ایران شروع کرد؛ علیه ملت ایران، نه‌فقط علیه جمهوری اسلامی؛ علیه ملت شروع کرد. قطع رابطه را شروع کرد - قطع رابطه اول از سوی آمریکا شد - بعد تحریم را شروع کرد، بعد کارهای گوناگون، پشت سر هم. واقعا هر کسی که بداند یعنی در یاد نگه دارد و فراموش نکند که آمریکا در این سال‌ها چه کارهایی انجام داده، به حقانیت فرمایش حضرت امام که «هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید» پی می برد». 
نکته مهم این بخش از روایت، ایستادگی رهبر شهید در مقابل روایت انحرافی برخی از برگشتن ریشه اختلافات ایران و آمریکا به شعار مرگ بر آمریکاست. ایشان بارها به این موضوع اشاره فرمودند و تاکید داشتند: «بعضی‌ها تاریخ را وارونه می‌نویسند؛ اختلاف بین جمهوری اسلامی و آمریکا را از ناحیه‌ همین مرگ بر آمریکای شما می‌دانند! این ساده‌لوحی است که کسی خیال کند چون یک ملتی شعار می‌دهد «مرگ بر آمریکا»، بنابراین آن دشمن هم مثلا این‌جور دشمنی می‌کند؛ نه! شعار «مرگ بر آمریکا» آنچنان مساله‌ مهمی نیست که آمریکایی‌ها به خاطر آن با ایران مخالفت کنند، مقابله کنند، معارضه کنند؛ مساله، مساله‌ اختلاف ذاتی است، ناسازگاری ذاتی است؛ مساله، مساله‌ تقابل منافع 2 جریان است: جریان آمریکا و جریان جمهوری اسلامی». 
حضرت آیت‌الله‌العظمی امام شهید خامنه‌ای 12 بهمن 1404 لب کلام را در ماهیت دشمنی آمریکا با ایران اینگونه بیان فرمودند: «مساله تقابل آمریكا و ایران در 2 كلمه خلاصه می شود: آمریكا می‌خواهد ایران را ببلعد، ملت رشید ایران و جمهوری اسلامی مانع است». 
اما بخش آخر این روایت به عاقبت ایران و آمریکا اختصاص می‌یابد و اینکه آیا این دشمنی بناست تا ابد ادامه پیدا کند؟ پاسخ امام شهید به این سوال اینچنین است: «بعضی می‌پرسند خب آقا! حالا ما در مقابل آمریکا تسلیم نشدیم؛ آیا رابطه هم با آمریکا تا آخرِ ابد نخواهیم داشت؟ تا ابد مثلا با آمریکا مخالفت خواهیم داشت؟ جوابش این است که اولا ذات استکباری آمریکا جز تسلیم چیز دیگری را قبول نمی‌کند؛ این را همه‌ رؤسای جمهور آمریکا می‌خواستند ولی به زبان نمی‌آوردند؛ این رئیس‌جمهور فعلی به زبان آورد؛ گفت باید ایران تسلیم شود. این در واقع آن باطن آمریکا را لو داد. تسلیم شدن یک ملت، آن هم ملتی مثل ایران، با این‌ همه توانایی، با این‌ همه ثروت، با این سابقه‌ فکری و معرفتی، با این‌ همه جوان هشیار و پرانگیزه، چه معنا دارد؟» 
پس چاره چیست؟ چه باید کرد؟ پاسخ این سوال نخ تسبیح کلان طرح خامنه‌ای شهید برای ایران اسلامی است: «قوی شدن». 
ایشان علاج پایان یافتن دشمنی آمریکا و آزارهای آن برای ملت ایران را نه تغییر روایت و نه تغییر راهبرد و نه تغییر شعار و رویکرد، بلکه قوی شدن کشور در همه ابعاد نظامی، علمی، سیاسی، فرهنگی، مدیریتی و اجتماعی می‌دانستند: «چنانچه کشور قوی شود و دشمن احساس کند با برخورد با این ملت قوی، سود نخواهد برد و ضرر خواهد دید، قطعا کشور مصونیت پیدا می‌کند؛ بدون تردید».

ارسال نظر
captcha
پربیننده