به گزارش وطن امروز، بیش از ۸ ماه قبل، دونالد ترامپ، رئیسجمهور تروریست آمریکا که سرخوش از ربودن مادورو بود، گمان میکرد میتوان با آغاز جنگ علیه ایران با تمسک به استراتژی «حذف راس» فتحی عظیم و سریع همانند ونزوئلا به دست آورد و خود را به عنوان یکی از موفقترین روسای جمهور آمریکا معرفی ساخت. اما به عکس تصورات، نه جنگ با ایران چند روزه به پایان رسید و نه حتی او دیگر امکانی برای برآوردهسازی رویای «بهترین پرزینت» خواهد داشت؛ جنگ با ایران جعبهی پاندورایی را باز کرد که اکنون اثرات آن در انتخابات مجلسین آمریکا به آسانی قابل مشاهده است.
از «سه روز» تا ۸ ماه!
در روزهای جنگ رمضان، ترامپ خود افشا کرد که تصور داشت جنگ با ایران «سه روز» بیشتر طول نخواهد کشید. در واقع رئیس جمهور آمریکا با اطلاعات غلطی که توسط نتانیاهو و بارنیا، رئیس سابق موساد، به وی داده شده بود این ادراک را داشت که با حذف مقامات ارشد ایران میتواند پروژه براندازی در ایران را با موفقیت به پایان برساند.با این وجود تنها دو ساعت از حمله به تهران نگذشت که مطابق با وعدهی امام شهید، آیتالله سیدعلی خامنهای، «جنگ منطقهای» ایران مبتنی بر استراتژی تشدید افقی تنش آغاز شد و پایگاههای آمریکا در منطقه زیر ضرب حملات ایران قرار گرفت.
از سوی دیگر، در تداوم این روند تنگهی هرمز نیز به مثابه اهرم فشار ایران بر اقتصاد جهانی با مسدودیت مواجه شد که تبعات آن در افزایش شدید قیمت نفت و بنزین در اروپا و آمریکا نمود یافت. مسئلهای که باعث شد جنگ ایران از حیث اقتصادی پیامدهایی بینالمللی را برجای بگذارد. به موازات این ماجرا، خیابانها و میادین ایران هم بهرغم تهدیدات و مخاطرات با حضور جانفدایان روبهرو شد که مجموع این سه ضلعِ موشک، تنگه و خیابان رویاهای فتح آسان تهران را به نابودی کشاند.حال اکنون جنگی که بنا بود سه روزه به اتمام برسد به بیش از ۸ ماه رسیده و نهتنها خبری از «رژیم چنج» در ایران نیست بلکه این ایالات آمریکاست که در انتخابات کنگره با «سونامی آبی» روبهرو شده است.عنوانی که از آن برای نشان دادن پیروزی دموکراتها در انتخابات در مقابل رقیب دیرینهشان یعنی جمهوریخواهان استفاده میشود.
شکست جمهوریخواهان؛ پیامدهای جنگ با ایران
علیرغم انکارهای متعدد جریان سیاسی تسلیمطلب در ایران، جنگ ایران و پیامدهای آن همانند افزایش قیمت نفت و بنزین در آمریکا یکی از مهمترین عوامل شکست حزب ترامپ یعنی جمهوریخواهان در انتخابات کنگره بوده تا بدانجا که او را به سومین رئیس جمهور در ۷۰ سال اخیر تبدیل کرد که حزبش هر دو مجلس را در دست داشته، اما هر دو را از دست داده است. این موضوع مورد اذعان خود ترامپ نیز بوده و او اعتراف کرده: «مسئله ایران یکی از عوامل شکست بود.»از طرفی، پژوهشگران و رسانهها نیز به این موضوع اذعان داشته و معتقدند که جنگ با ایران و افزایش قیمت بنزین در آمریکا سبب شده تا حتی ایالتهایی همانند تگزاس و کانزاس که به شکل سنتی قرمز -طرفدار جمهوریخواهان- بودهاند اکنون به دموکراتها رای بدهند. تریتا پارسی، تحلیلگر مسائل بینالمللی در اینباره عنوان کرده: «بیایید صادق باشیم. دموکراتها انتخابات میاندوره را نبردند. ایران برد.» به تعبیر دیگر، آنچه که بیش از همه بر نتیجه انتخابات کنگره تاثیر داشته نه سیاست داخلی و دعوای دموکرات-جمهوریخواه بلکه شکستی بوده که ترامپ در جنگ با ایران کسب کرده است. در واقع به عکس تصورات سادهانگارانه ترامپ که حمله به ایران را «جنگی ساده و بیدردسر» میانگاشت، اکنون «اثر پروانهای» اشتباه استراتژیک رئیس جمهور آمریکا در ۹ اسفند بیش از گذشته نمایان شده است.
درس عبرت برای بعدیها
از کارتر تا ترامپ روسای جمهور آمریکا همواره در نظر داشتند تا جمهوری اسلامی را سرنگون کنند، اما آنچه که تاکنون نصیب ایشان شده چیزی جز شکست نبوده است. اقدامات کارتر و متعاقبا تسخیر سفارت آمریکا در ایران در سال ۵۸ او را نهتنها به زمین زد بلکه وی را به «عبرتی برای دیگران» تبدیل ساخت. اکنون نیز این ترامپ بوده که پیامدهای آتشافروزی علیه ایران دامن خود او را گرفته و به «عبرتی برای آیندگان» تبدیل شده است.این سرگذشتها نمایانگر آن خواهند بود که روسای جمهور آمریکا اگرچه میتوانند علیه ایران اقداماتی انجام بدهند، اما این بدان معنا نخواهد بود که از هرگونه پیامدهای اقداماتشان تا ابد مصون خواهند ماند. آنچه که جنگ رمضان برای ترامپ به ارمغان آورد و جنگ احتمالی آتی بر آن خواهد افزود تجلی همین ماجراست. روسای جمهور آمریکا باید بیاموزند که در شطرنجبازی با ایران، به تعبیر توماس شیلینگ «اسب سفید و وزیر سیاه به یک اندازه قابلیت ایجاد خطر مشترک فاجعه را دارند.»