بهنام احتشام: مدیران باشگاه استقلال که مدتهاست در جستوجوی سرمربی جهت نشستن روی نیمکت تیم فوتبالشان هستند، ظاهرا به توافقاتی با سرمربی سابق اینترمیلان و ناپولی دست پیدا کردهاند اما هر روز که میگذرد شروط جدید و متفاوتی از جانب والتر ماتزاری در رسانهها منتشر میشود که انتظار برای دیدن امضای سرمربی ایتالیایی بر روی قرارداد پیشنهادی استقلال را طولانیتر میکند.
دلیل تعلل مدیران تیمی که در شرایط نامطلوب به سر میبرد چیست؟
در باشگاهی که به واسطه افتخارات پیشین و محبوبیت فراوان در بین مردم ایران هر سال جزو مدعیان کسب جامهای لیگ برتر، حذفی و حتی آسیا است، تا نیمفصل ۳ سرمربی روی نیمکت نشستهاند و توانایی کنترل و بهبود شرایط را نداشتند تا لیگ برتر را از دست بدهند و در ۲ جام دیگر با بیم و امید دست و پنجه نرم میکنند تا با چاشنی شانس بتوانند به مرحله بعد صعود کنند. استقلال همانند پرسپولیس زمان آمادهسازی و بهره جستن از ثبات بر نیمکت را فدای نام ماتزاری کرد که تنها دستاوردش یک جام با ناپولی بوده است و جهت حضور در ایران جت اختصاصی و بادیگارد و درخواستهای نامتعارف دیگری دارد تا بیشتر به تحقیر فوتبال کشورمان اهتمام ورزد. اتفاقی مسبوق به سابقه که سالیان گذشته خاویر کلمنته گزینه پیشنهادی تیم ملی فوتبال قصد تحمیل درخواستهایش را داشت که با مخالفت شورای مدیریت فوتبال مواجه شد (همان سالی که فوتبال ایران توسط فیفا تعلیق شد و فدراسیون فاقد رئیس بود) اما بعدها به واسطه حضور کارلوس کیروش در رأس تیمملی ایران، عدم مدیریت این مربی پرتغالی به بحث و جدل میان مخالفان و موافقان بدل شد، زیرا درخواستهای سرمربی سابق رئال مادرید با دیده منت توسط فدراسیون فوتبال مورد قبول واقع میشد تا صدای مربیان لیگ برتر و رسانهها را به آسمان ببرد. در نهایت هیچ عایدیای از منظر کسب عناوین نصیب فوتبال ایران نشد، در حالی که توقعات از سرمربی بینالمللی صعود به مراحل بالاتر جامجهانی و کسب مقام در جام ملتهای آسیا بود و محقق نشد و تنها صعود به جامجهانی دستمایه افتخار به این مربی شد که پیشتر با مربیان دیگری هم به آن دست پیدا کرده بودیم. اکثر پیشکسوتان استقلال از اوضاع فعلی تیم گلهمند هستند اما برخی هم هستند که خود را به باشگاه پیشنهاد میدهند تا روی صندلی داغ سرمربیگری این تیم بنشینند؛ این مقوله را میتوان از زاویهای دیگر دید که باشگاه با سوزاندن برخی مفاخرش که در زمان نامناسب تصدی گری این منصب را برعهده ایشان قرار داد آنها را نابود کرد و با اتفاقات گوناگون سرمایههایش را از دست داد، در حالی که با رفتاری مدیریتشده میتوانستند با مربیان بومی به موفقیتهای چشمگیری دست یابند، مانند یحیی گلمحمدی در تیم رقیب که علاوه بر کسب دوگانه در فوتبال ایران به فینال آسیا نیز صعود کرد. عدم رجوع به داشتهها و تفکر و برنامهریزی برای سرمایهها باعث رخ دادن تحقیرهایی از جانب سرمربیان خارجی میشود که حتی پس از حضور در ایران به عناوین خواستهشده جامه عمل نمیپوشانند و تنها با جیبهای پرپول به کشورهایشان باز میگردند.