علیرضا حقیقت: همزمان با لفاظیهای تکراری رئیسجمهور آمریکا درباره ادامه جنگ علیه ایران، شواهد میدانی از وخامت روزافزون اوضاع واشنگتن در تمام جبهه جنگ - از نظامی گرفته تا اقتصادی- حکایت دارد.
دونالد ترامپ روز گذشته دوباره با نمایشی جدید این بار در کمپ دیوید در مریلند همان مواضع نخنمای خود را درباره وضعیت جنگ بیان کرد؛ اینکه آمریکا در حال پیروزی است! ادعایی که غیر از او و وزیر جنگ احمقش پیت هگست کسی در جهان به آن باور ندارد.
رئیسجمهوری که با ژست صلح از طریق قدرت و رفتارهای تهاجمی خود علیه دشمنان و حتی متحدان، فضایی از ارعاب در سیاست بینالملل ساخته بود، امروز چیزی جز مضحکه و دستمایه خنده جهانیان نیست.
تمام گزارشها و تحلیلهایی که با اعداد و ارقام در فضای رسانهای - اندیشکدهای آمریکا به طور روزانه منتشر میشود، تنها به یک خروجی ختم میشود: ترامپ فقط باید پای خود و آمریکا را از این جنگ و مهلکه خودساخته بیرون بکشد.
حالا دیگر حتی کارتی نمانده که در ازای آن برای وی پنجره خروج ایجاد شود، بلکه او باید برای جلوگیری از فاجعه بیشتر، فقط از صحنه نبرد فرار کند. نه خبری از باز شدن تنگه هرمز خواهد بود و نه فضایی برای گزینههای پرریسک دیگر که فقط در ذهن فانتزی و کودکانه ترامپ قابلیت تحقق دارد، وجود خواهد داشت.
رئیس دولت تروریست آمریکا هر چه بیشتر ادامه دهد و از گزینه جنگ گسترده مجددا حرف بزند، فقط بیشتر به پای خودش و آمریکا شلیک خواهد کرد و باید امتیازات سنگین دیگری واگذار کند.
هنر خوب باختن
این همان چیزی است که رسانه تخصصی سیاست خارجی آمریکا یعنی مجله فارن پالیسی آن را اینگونه معنا کرده: «هنر خوب باختن».
رسانه آمریکایی در تحلیلی که تیتر یک این سایت را به خود اختصاص داده، نوشته است: دولت ترامپ باید فرضیات نادرستی را که از همان ابتدا آمریکا را وارد جنگی پرهزینه کرد، مورد بازبینی قرار دهد. این دولت بارها گرفتار «خطای هزینه از دست رفته» شده است؛ یعنی به جای پذیرش شکست یک سیاست، صرفا به دلیل هزینههایی که تاکنون پرداخته، به ادامه آن اصرار میکند. در برابر این شکست راهبردی، ترامپ عمدتا طوری رفتار کرده که گویی مشکل فقط به اندازه یا مدت زمان جنگ مربوط میشود اما در واقع، هر چه جنگ ادامه یافته، قدرت چانهزنی آمریکا کاهش پیدا کرده و احتمالا با مصرف ذخایر تسلیحاتی و افزایش پیامدهای سیاسی داخلی، این قدرت باز هم کمتر خواهد شد.
فارن پالیسی در ادامه اینگونه به ترامپ راه فرار را نشان داد: آمریکا هنوز فرصت دارد به شکلی از این درگیری خارج شود اما این هدف تنها با امضای یک توافق شتابزده برای کاهش قیمت بنزین پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا محقق نخواهد شد. دولت باید توافقی پایدارتر درباره تنگه هرمز تدوین کند. چنین توافقی مستلزم ارائه امتیازهای قابل توجه به ایران است.
ژورنال تخصصی سیاست خارجی با هشدار نسبت به توهمات کاخ سفید تصریح کرد: در واشنگتن این باور نادرست وجود دارد که افزایش فشار میتواند ایران را به زانو درآورد. طی 5 دهه، ایالات متحده از هر نوع فشار نظامی، اقتصادی و سیاسی که در اختیار داشته، برای وادار کردن ایران به پذیرش خواستههای خود استفاده کرده اما این سیاست موفق نبوده است. اگر ترامپ همچنان تصور کند ایران سرانجام در برابر قدرت آمریکا تسلیم خواهد شد، شکست خواهد خورد.
فارن پالیسی ادامه داد: کلید دستیابی به هر توافق پایدار این است که 2 طرف بتوانند به طور مشروع ادعا کنند پیروز شدهاند. بهترین راه برای رسیدن به این هدف آن است که 2 طرف بر دستاوردهای کوچک، مشخص و عملی تمرکز کنند. 2 طرف میتوانند با اصلاح برخی بخشهای تفاهمنامه (MOU) به این هدف دست یابند. ایالات متحده باید آماده باشد حملات را متوقف کند، محاصره را پایان دهد و مجوز عمومی X را دوباره صادر کند؛ اقدامی از سوی وزارت خزانهداری آمریکا که فروش نفت ایران را مجاز میکند، بدون آنکه تاریخ مشخصی برای پایان اعتبار آن تعیین شود. این اقدام میتواند در ازای همکاری ایران درباره تنگه هرمز انجام گیرد. چنین اقدامی یک امتیاز اقتصادی مهم و دائم برای ایران به شمار میرود.
به نوشته فارن پالیسی، برای ایالات متحده مهمترین مزیت چنین ترتیبی این خواهد بود که فورا از چرخه تشدید تنشهای جنگ خارج شود. علاوه بر این، آمریکا باید به صورت آرام و به دور از هیاهوی رسانهای با کشورهای خلیج فارس همکاری کند تا به آنها در تدوین یک راهبرد هماهنگ و مشترک برای تعامل با ایران در آینده کمک کند. واشنگتن معمولا هرگونه تعامل کشورهای خلیج فارس با ایران را تهدیدی علیه منافع خود تلقی میکند اما واقعیت آن است که این کشورها ناچارند در روابط خود با تهران تعادلی ظریف میان تعامل و بازدارندگی برقرار کنند. اگر آمریکا این واقعیت را نپذیرد، احتمال اینکه شرکای عرب، خود به دنبال سیاستهایی بروند که با رویکرد واشنگتن در قبال ایران در تضاد باشد، بیشتر خواهد شد.
رسانه آمریکایی در پایان یادآوری کرد: برخی حامیان جنگ علیه ایران ممکن است اجرای چنین طرحی را که بر اهداف کوچک، واقعبینانه و دستیافتنی استوار است، به منزله شکست تلقی کنند اما ترامپ نباید چنین نگاهی داشته باشد. اگر او به این جنگ پایان دهد، از گرفتار شدن در همان دامی جلوگیری خواهد کرد که پیشتر ایالات متحده را در جنگهای ویتنام، عراق و افغانستان گرفتار کرد. او میتواند به دستاوردهای اقتصادی واقعی دست یابد، متحدان آمریکا را تقویت کند و در عین حال، راه را برای توافقهای بزرگتر در آینده باز نگه دارد و شاید مهمتر از همه، به شیوهای که کاملا با شخصیت ترامپ سازگار است، میتواند ادعا کند برداشتهای رایج و تفکر متعارف، سیاست آمریکا را به بیراهه کشاند و این او بود که جرأت تغییر مسیر را داشت؛ در حالی که دیگران حاضر به انجام چنین کاری نبودند.
بحران ذخایر موشکی
اینها تنها مشکلات آمریکا نیست. والاستریت ژورنال هم از وضعیت وخیم موشکی پنتاگون در جنگ علیه ایران خبر داد. این روزنامه در پادکست خبری 27 جولای گزارش داد در واشنگتن نگرانیهایی وجود دارد مبنی بر اینکه ارتش آمریکا چه تعداد موشک در اختیار دارد. بر اساس گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، تولید موشک جدید - بسته به نوع موشک - میتواند بین 3 تا 5 سال طول بکشد. کاخ سفید و پنتاگون، شرکتهای دفاعی را تحت فشار قرار دادهاند که این فرآیند را تسریع کنند اما تنها کارهای محدودی قابل انجام است. ساخت یک موشک بسیار پیچیدهتر از ساخت یک دستگاه چمنزنی است! دولت نمیخواهد فاش کند چه تعداد موشک در اختیار دارد، زیرا نمیخواهد به ایران (یا روسیه، چین و کره شمالی) این پیام را بدهد که آمریکا ممکن است آسیبپذیریهایی داشته باشد. برای روشن شدن، این اعدادی است که دولت هرگز نمیخواهد منتشر کند؛ حتی در زمان صلح. ذخایر مهمات بهشدت محافظت میشود.به اذعان والاستریت ژورنال، با اینکه ترامپ گفته بود آمریکا موشکهای بسیار بیشتری نسبت به نیاز خود دارد اما نگرانی جدی در دولت آمریکا وجود دارد که اگر جنگ علیه ایران بهسرعت وخیمتر شود ـ که بهراحتی ممکن است اتفاق بیفتد ـ این وضعیت میتواند حتی بدتر هم شود. به همین دلیل، با توجه به اینکه آمریکا در یک نقطه عطف جدید در تنش با ایران قرار دارد، مقامات در تلاشند تعیین کنند چگونه باید پیش بروند؛ حتی اگر اعداد دقیق مربوط به این تنش را فاش نکنند.
چند روز پیش از این گزارش، نیویورکتایمز هم درباره هشدار نظامیان آمریکایی به ترامپ گزارش داد. این در حالی است که پیش از این، اخبار این روزنامه آمریکایی درباره جلسات محرمانه جنگی کاخ سفید تا حدود زیادی درست بوده است (از جمله گزارش مفصلی که از محتوای جلسه بریفینگ نتانیاهو در کاخ سفید چند روز پیش از جنگ رمضان در 9 اسفند منتشر کرد).
نیویورکتایمز هفته گذشته خبر داد مقامات دولت آمریکا میگویند تهدید ذخایر موشکهای رهگیر یکی از ملاحظات متعددی است که بازگشت به عملیاتهای رزمی بزرگ را به اقدامی بسیار پرخطر تبدیل کرده است. ترامپ و دستیاران ارشدش همچنین در مورد چشمانداز گسترش جنگ در خاورمیانه، اوضاع متحدان کلیدی خلیج فارس که در برابر حمله ایران آسیبپذیرند، بحران اقتصادی جهانی و بحرانهای فزاینده انرژی نگرانند.
به گفته 2 نفر که در جریان این بحث قرار گرفتهاند، آخرین چرخش در نحوه برخورد ترامپ با مناقشه با ایران پس از جلسهای در جمعه گذشته (2 مرداد/ 24 جولای) با مشاوران ارشد و اعضای ارشد کابینهاش رخ داد. این مقامات ـ که خواستند نامشان فاش نشود ـ گفتند مذاکرات خصوصی بر کاهش موجودی رهگیرهای پاتریوت و سایر پدافندهای هوایی پنتاگون متمرکز بوده است. یک مقام ارشد آمریکا گفت جمعه گذشته 3 سرباز آمریکایی در اردن کشته شدند؛ زمانی که یک موشک بالستیک از پدافند هوایی آمریکا عبور و در مقابل رگباری از موشکها و پهپادها مقاومت کرد.
مقامات گفتند ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش به طور خصوصی هشدار داده از سرگیری عملیاتهای رزمی بزرگ علیه ایران شاید امکانپذیر باشد اما این کار به طرز خطرناکی باعث کاهش رهگیرهای موجود در فرماندهی مرکزی ارتش (سنتکام) ـ که مسؤول عملیات در خاورمیانه است ـ خواهد شد. سخنگوی کین از اظهار نظر درباره توصیههایی که ژنرال به رئیسجمهور میدهد، خودداری کرد.
فاجعه بزرگ اقتصادی
اما در جبهه اقتصادی هم وضعیت برای ترامپ بهخوبی پیش نمیرود. روزنامه انگلیسی تلگراف در پژوهشی جامع نشان داد هزینه جنگ علیه ایران برای اقتصاد آمریکا از 150 میلیارد دلار هم فراتر رفته است.
این روزنامه نوشت: وقتی ترامپ عملیات خشم حماسی را ۲۸ فوریه/ 9 اسفند آغاز کرد، پیشبینی کرد این عملیات نهایتا «4 تا 5 هفته» طول خواهد کشید. 5 ماه بعد، جنگ علیه ایران هنوز با شدت ادامه دارد و مالیاتدهندگان آمریکایی را مجبور به پرداخت هزینههای فزاینده کرده است. پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده اذعان کرد این جنگ تاکنون ۳۷,۵ میلیارد دلار (۲۸ میلیارد پوند) برای دولت هزینه داشته است و هشدار داد پنتاگون با کمبود بودجه مواجه است.
با این حال، کارشناسان پیشبینی میکنند هزینه واقعی بسیار بیشتر و برای اقتصاد آمریکا مخربتر از آن چیزی خواهد بود که هر کسی میتوانست پیشبینی کند. پروفسور «لیندا بیلمز» از دانشگاه هاروارد و یکی از متخصصان برجسته اقتصاد جنگ در آمریکا گفت: «ما باید رقم ۳۷,۵ میلیارد دلار را به عنوان نوک کوه یخ در نظر بگیریم. اکثر اعضای کنگره این عدد را جدی نمیگیرند».
پروفسور بیلمز که 2 کتاب در مورد هزینههای جنگ عراق نوشته است، گفت رقم هگست هزینههای میانمدت و بلندمدت این درگیری را شامل نمیشود. طبق تحلیلی که توسط تلگراف انجام شده است، هزینه واقعی جنگ در ایران برای اقتصاد آمریکا تا 24 ژوئیه به 151,3 میلیارد دلار (113,8 میلیارد پوند) رسیده است.
به نوشته رسانه انگلیسی، اگر جنگ با نرخ فعلی ادامه یابد، این رقم تا پایان سال به ۳۱۱,۳ میلیارد دلار خواهد رسید. تأثیر این درگیریها به مصرفکنندگان نیز سرایت کرده است. قیمت بنزین ۲۱,۷ درصد و قیمت گازوئیل ۳۶,۷ درصد نسبت به قبل افزایش یافته است. قیمت نفت خام برنت از زمان شروع جنگ به شدت افزایش یافته و اغلب به بالای ۱۰۰ دلار (۷۵ پوند) در هر بشکه رسیده و سپس دوباره به بالای ۶۰ دلار سقوط کرده است.
برخی تخمینها حتی به مراتب بالاتر هستند. پروفسور بیلمز ادامه داد با در نظر گرفتن کل هزینه درگیری، هزینه نهایی میتواند به یک تریلیون دلار برسد.
طبق تحلیل تلگراف، این بار مالی در حالی که ترامپ به انتخابات میاندورهای ماه نوامبر چشم دوخته، برای او دردسر سیاسی ایجاد کرده است. این جنگ در سراسر طیف سیاسی منفور بوده و احتمالا این موضوع زمانی که آمریکاییها سوم نوامبر برای تعیین موازنه قدرت در کنگره پای صندوقهای رأی میروند، خود را نشان خواهد داد.
لورل رپ، مدیر برنامه آمریکا و آمریکای شمالی در چتم هاوس و مقام سابق وزارت خارجه آمریکا اظهار کرد هزینه جنگ، رئیسجمهور را با «لحظه سیاسی خطرناک» روبهرو کرده است. او افزود: «بسیاری از رأیدهندگان قرار است در مورد مسائل اقتصادی رأی بدهند و چشمانداز اقتصاد در حال حاضر با توجه به قیمت بالای سوخت و تورم نسبتا بالا، چندان امیدوارکننده نیست. این واقعیتها احتمالا قبل از نوامبر حل نخواهد شد».
آخرین رتبه محبوبیت خالص ترامپ نیز به منفی ۱۹,۵ درصد رسیده که نسبت به منفی ۱۱ درصد قبل از شروع جنگ، کاهش یافته است.
طبق تحلیلی از تلگراف، ایران از زمان آغاز درگیری حداقل به ۲۰ پایگاه نظامی آمریکا در منطقه آسیب رسانده؛ از جمله 3 سیستم پیشرفته باتری موشکهای ضدبالستیک در پایگاههای هوایی الرویس در امارات عربی متحده و پایگاه هوایی موفق السلطی در اردن.
فراتر از هزینههای مالی و انسانی، هزینه دیگری نیز وجود دارد که سنجش آن دشوارتر است: جایگاه جهانی آمریکا.
تحلیلگران میگویند هر دلار و دارایی نظامی اضافه که به خاورمیانه اختصاص داده میشود، توانایی واشنگتن را برای بازدارندگی در برابر رقبا در جاهای دیگر، بهویژه چین و روسیه کاهش میدهد.
تاریخ نشان میدهد بعید است صورتحساب نهایی شبیه تخمینهای امروز باشد. پروفسور بیلمز گفت: «ما در جنگهای عراق و افغانستان آموختیم هزینهها دنبالهای طولانی دارند». وی خاطرنشان کرد: «امروز بدهی ایالات متحده به ۱۰۰ درصد تولید ناخالص داخلی رسیده، هزینههای استقراض بالاتر است و این کشور ۱۵ درصد بودجه خود را صرف پرداخت بهره میکند». بیلمز افزود: «بنابراین جنگ علیه ایران پیامدهای مالی منفی بلندمدتی خواهد داشت، حتی اگر بتوانیم آن را بهزودی پایان دهیم».
توصیه فارنپالیسی به دونالد ترامپ درباره چگونگی پایان دادن به جنگ علیه ایران
هنر خوب باختن!
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها