علیرضا دارابی: یک باشگاه، یک نیمکت و ۴ سرنوشت محتمل. استقلال این روزها در بزنگاه تاریخی خود ایستاده؛ مثل کسی که روی مرز باریکی از امید و اضطراب قدم برمیدارد. والتر ماتزاری، سرمربی مشهوری که در ایتالیا برای خودش اسم و رسمی دارد، شاید ناخدای جدید این کشتی شود. اما اگر او پا پس بکشد، استقلال باید با دستهای لرزان، یکی از چند راه دیگر را انتخاب کند:
یا یک خارجی دیگر را از آستین بیرون بکشد، یا به گزینههای وطنی دل خوش کند، یا با همان نیمکت لرزان سهراب بختیاریزاده تا آخر فصل بسازد. این قصهای است که در چند روز آینده سرنوشتش رقم خواهد خورد. اما کدام سناریو به حقیقت خواهد پیوست؟
حالات مختلف را بررسی میکنیم.
1- ماتزاری در دوراهی قبول یا رد پیشنهاد استقلال
قصه ماتزاری برای استقلالیها، یک سریال پرتعلیق شده است. او که زمانی تا آستانه نشستن روی نیمکت پرسپولیس پیش رفته بود اما لحظه آخر دستش را از امضا روی قرارداد برداشت، حالا در دوراهی استقلال ایستاده است. وکیل و دستیارش به تهران آمدهاند، امکانات باشگاه را زیر ذرهبین بردهاند، بازی تیم را از نزدیک تماشا کردهاند و حالا در حال جمعبندی نهاییاند.
اما مشکل کجاست؟ ماتزاری مردی نیست که هر پیشنهادی را بلافاصله بپذیرد. او شروطی دارد که برای مدیران استقلال مثل یک آزمون سخت است. میخواهد برخی مسابقات را به دستیارانش بسپارد و خودش از فصل آینده وارد میدان شود! همین شرط، در کنار چند بند اختلافی دیگر در قرارداد، مذاکرات را پیچیده کرده است. همه چیز به جلسهای که روز جمعه بین مدیران استقلال و نمایندگان ماتزاری برگزار شد، بستگی دارد. اگر نتیجه مثبت باشد، استقلال برای نخستین بار در سالهای اخیر، یک سرمربی صاحبنام اروپایی روی نیمکت خود خواهد داشت اما اگر ایتالیاییِ سختگیر، مثل دفعه قبل که سر پرسپولیس را بیکلاه گذاشت، به استقلال هم «نه» بگوید، سناریوهای دیگر از سایه بیرون خواهند آمد.
2- مربی خارجی؟ هنوز گزینههایی در آستین مدیران هست!
ماتزاری گزینه اول است اما نه آخر. استقلال که در هفتههای اخیر با تمام توان در جستوجوی یک مربی خارجی بوده، چند گزینه دیگر را هم در فهرست خود دارد. 3-2 مربی خارجی، با کارنامهای که به اندازه کافی چشمگیر هست، در لیست ذخیره باشگاه قرار دارند.
اگر ماتزاری نپذیرد، این گزینهها بهسرعت فعال خواهند شد. استقلال نمیخواهد در دام مربیهای کمنامونشان خارجی که در سالهای اخیر بلای جان فوتبال ایران شدهاند، گرفتار شود. پس اگر این سناریو اجرایی شود، احتمالاً خیلی زود نام مربی جدید به رسانهها درز خواهد کرد.
3- گزینههای داخلی؛ بازگشت به مربیان وطنی؟
اگر استقلال در استخدام یک خارجی مناسب ناکام بماند، چارهای جز بازگشت به گزینههای داخلی ندارد. ۳ نام برای این سناریو روی میز مدیران است:
محرم نویدکیا: مردی که همیشه سبک و سیاق خاص خودش را داشته اما بعد از جدایی از مس رفسنجان، بدون تیم مانده و حالا یک گزینه در دسترس است.
الکس نوری: مربی ایرانی- آلمانی که چند سال پیش تا مرز حضور در استقلال هم پیش رفت اما در آخرین لحظات انصراف داد.
محمد ربیعی: سرمربی ذوبآهن که ۲ سال پیش رقیب نکونام برای نشستن روی نیمکت استقلال بود که در نهایت بین او و جواد، نکونام برگزیده شد. مدیران استقلال حتی یک پلن مکمل هم برای این گزینه در نظر گرفتهاند: اضافه کردن یک پیشکسوت محبوب استقلال به کادر فنی، تا اگر تیم دست یک سرمربی ایرانی افتاد، حداقل جو تیم به نفع او رقم بخورد.
4- سهراب بختیاریزاده؛ شاید یک نیمفصل دیگر هم با او
اگر هیچکدام از ۳ سناریوی بالا عملی نشود، آخرین راهحل، ادامه کار با سهراب بختیاریزاده تا پایان فصل است. سرمربی موقت استقلال شاید ابتدا یک راهحل اضطراری به نظر میرسید اما حالا نام او هم بهعنوان یک گزینه رسمی در بین مدیران باشگاه مطرح است. در این سناریو، باشگاه کادر فنی را تقویت خواهد کرد؛ احتمالاً یک دستیار خارجی اضافه میشود، چند مربی ایرانی دیگر هم به او ملحق میشوند که شاید خسرو حیدری و سیدمهدی هاشمینسب بخشی از آنها باشند.
* سرنوشت نیمکت استقلال؛ معمایی که بهزودی حل میشود
همه چیز به این چند روز بستگی دارد. اگر ماتزاری پاسخ مثبت بدهد، استقلال به یک مربی سطح اول اروپایی دست پیدا میکند اما اگر جواب او «منفی» باشد، ۳ سناریوی دیگر به مرحله اجرا درمیآیند. احتمالا همین هفته، سرنوشت نیمکت استقلال مشخص خواهد شد. هواداران آبی منتظر بمانند؛ روزهای هیجانانگیزی در پیش است!
***
صعود با طعم انتقام
عبدالله دارابی: استقلال در حالی با تیمی ناقص به قزوین رفت که اخبار پیرامونیاش حول انتخاب سرمربی جدید، بیشتر از مسائل مربوط به این بازی جلوه میکرد.
کشمکش رضاییان و نیکنفس با امیر شبانی که به خاطر رفتار پس از گل این بازیکن در تقابل قبل ۲ تیم بود، باعث بیرون آمدن کارت زرد داور پیش از دمیدن در سوت آغاز بازی شد تا ۲ تیم بازی را با اخطار گرفتن از داور شروع کنند! استقلال که این روزها حال و روز مساعدی از بعد روحی و فنی ندارد، میرفت که در آغاز بازی روی تعلل حسینی دروازهاش را بازشده ببیند که تکل بهموقع چشمی مانع شادی زودهنگام شمسآذریها شد. در روند بازی تا پیش از گل استقلال، حال نامساعد مورد اشاره به چشم میخورد تا اینکه دقیقه ۲۷ بازی، گل محمدرضا آزادی نتیجه و تا حدودی روند بازی را به سود استقلال کرد، چنانکه ۹ دقیقه بعد روی مانور خوب مهران احمدی و پاس او، سیدابوالفضل جلالی هم صاحب فرصت گلزنی شد ولی نتوانست برتری تیمش را تحکیم بخشد. دقیقه ۴۳ پاس اشتباه آزادی، بازیکن شمسآذر را در موقعیت گل قرار داد که مهار حسینی، آزادی را از تیغ انتقادات و تیمش را از دریافت گل تساوی نجات داد.
نیمه دوم بازی کیفیتی بهتر از نیمه اول داشت و ۲ تیم خالق فرصتهای متعددی روی دروازه یکدیگر شدند که سهم آبیپوشان از این فرصتها بیشتر و خطرناکتر بود. آنها این نیمه را میتوانستند با گلزنی شروع کنند که آزادی نتوانست بدان جامه عمل بپوشاند. در ادامه محروقی صاحب ۲ فرصت در دقایق ۵۵ و ۶۱ شد که در هر ۲ نوبت توپ جایی بهتر از آغوش حسینی نیافت. دقیقه ۶۲ پس از مدتها، رامین رضاییان با یک پاس عرضی سالم، مهاجم هدف را در فرصت گلزنی قرار داد ولی آزادی با کنترل بد این موقعیت را نیز از دست داد. استقلال که در این نیمه به لحاظ خلق فرصت، تفاوت آشکاری با بازیهای قبل پیدا کرده بود صاحب ۳ فرصت عالی دیگر نیز شد ولی شوت سرکش اسلامی را دقیقه ۷۴ فروزان از زیر طاق به کرنر فرستاد و دقایق ۷۹ و ۸۴ هم مسعود جوما که در این دقایق بهتر از بازیهای گذشته عمل میکرد با ۲ پاس خوب، آزادی را در موقعیت گلزنی قرار داد که اولی با تکل مدافع حریف به ثمر ننشست و دومی هم با ضربه بد او همراه شد که توسط فروزان مهار شد، البته در این صحنه آزادی میتوانست به جوما هم که در موقعیتی بهتر بود، پاس بدهد که از خودگذشتگی لازم را نداشت. فروزان که نقش مهمی در زنده نگه داشتن امیدهای تیمش داشت، ۲ بار دیگر نیز در دقیقه ۸۶، ۲ شوت متوالی رضاییان و آزادی را مهار کرد تا اینکه زندهروح دقیقه 4+90 با یک بغل پای دقیق و فنی طاق دروازه حسینی را فرو ریخت و تیمش را از شکست در وقت قانونی نجات داد.
در حالی که انتظار میرفت در وقتهای اضافه سفیدپوشان تهرانی به خاطر خوردن گل تساوی در واپسین دقایق بازی، از نظر روحی افت کرده باشند و قزوینیها با شارژ روحی ناشی از گل زندهروح، عرصه را بر میهمان تنگ کنند ولی این استقلالیها بودند که در ششمین دقیقه این اوقات روی پاس زبیر نیکنفس و کنترل و سر توپ زیبای رضاییان و ضربه دقیق او، برای دومین بار سنگر شمسآذر را فرو ریختند. در واپسین دقایق بازی و پس از اخراج کوشکی و حردانی، سانتر خطرناک زندهروح میرفت دروازه استقلال را به سختی تهدید کند که حسینی با سینه توپ را دفع کرد تا مانع گل تساوی قزوینیها و رفتن بازی به ضربات پنالتی شود. در نهایت استقلال با پیروزی در این دیدار به مرحله یکچهارم پایانی جام حذفی صعود کرد.
شاگردان بختیاریزاده که چندین مهره اصلی خود را در اختیار نداشتند، در این بازی به لحاظ خلق موقعیت نسبت به بازیهای قبل رکوردزنی کردند. در حالی که بعضا استقلالیها در بازیهای گذشته حتی در خلق فرصت هم ناکام بودند ولی در این دیدار حداقل ۷ فرصت مسلم گلزنی داشتند. اگر آنها در انتقال توپ هنگام ضدحمله موفقتر عمل میکردند این تعداد رشد فزاینده تری نیز داشت؛ همان طور که اگر مهاجمان این تیم دقت لازم را داشتند تعداد گلهای آنان در ۹۰ دقیقه این دیدار، عدد بیشتری را نشان میداد. ایراد استقلال در این بازی فاصله بین خط دفاع و میانی این تیم و فضای خالی بین مدافعان و هافبکهای مرکزیشان (اندونگ و نیکنفس) بود که هم انتقال توپ در ضدحمله را در دقایقی که فشار شمسآذر برای زدن گل تساوی بیشتر شده بود، با مشکل مواجه میکرد و هم باعث ایجاد حملات خطرساز و سریع میزبان میشد. از طرفی نیز ساکن بودن بازیکنان استقلال در یکسوم دفاعی خود نیز مزید بر این بود، به نحوی که در صحنه گل شمسآذر، بازیکن پاسدهنده در محاصره ۳ بازیکن استقلال در محوطه جریمه، پاس سالم و دقیقی را به زندهروح رساند و او نیز در حضور ۳ بازیکن دیگر استقلال بدون مزاحمت آنان، بهراحتی توپ را به سقف دروازه چسباند. اینها نشان میدهد استقلال با سهراب یا هر مربی دیگری، نیاز به کار بیشتر و همچنین آمادهسازی ذهنی و روانی دارد.