آزاده لرستانی: مرداد 1۴۰۵ شاید بهترین زمان برای بازخوانی یکی از پرچالشترین مباحث امنیتی 2 دهه اخیر باشد. 5 ماه از آغاز جنگ رمضان میگذرد. آتشبسی که اواخر فروردین برقرار شد، دوام چندانی نیاورد و با حملات دوباره آمریکا به برخی مناطق ایران، بار دیگر روشن شد معادلات امنیتی منطقه هنوز از ثبات فاصله دارد. در چنین شرایطی، بسیاری از گزارههایی که سالها در فضای سیاسی ـ رسانهای ایران محل اختلاف بود، دوباره به موضوع بحث تبدیل شده است؛ از مفهوم «دفاع در عمق» گرفته تا فلسفه حضور مستشاری جمهوری اسلامی ایران در سوریه. شاید هیچ موضوعی به اندازه حضور ایران در سوریه، در سالهای گذشته محل جدال رسانهای نبوده است. مخالفان این راهبرد با شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» استدلال میکردند امنیت کشور باید در داخل مرزها تعریف شود و هزینه منابع در خارج مرزها ارتباطی با منافع ملی ندارد. در مقابل، مدافعان حضور مستشاری معتقد بودند مرزهای امنیتی ایران، تنها خطوط جغرافیایی روی نقشه نیست و اگر تهدید در دمشق و حلب متوقف نشود، دیر یا زود به کرمانشاه، ایلام، خوزستان و حتی تهران خواهد رسید. سالها این 2 نگاه در برابر یکدیگر قرار داشتند اما تفاوت امروز با گذشته این است که بسیاری از آن مباحث با تجربهای عینی از جنگ و ناامنی گره خورده است. وقتی شهرها، زیرساختها و مراکز حیاتی یک کشور در معرض تهدید قرار میگیرد، مفهوم امنیت به واقعیتی تبدیل میشود که مردم آن را با زندگی روزمره خود لمس میکنند. نگاهی به تجربه سوریه نشان میدهد حضور مستشاری ایران، تنها برای مقابله با یک گروه تروریستی نبود. داعش، جبههالنصره و دیگر گروههای تکفیری صرفا تهدیدی برای دولت سوریه محسوب نمیشدند؛ آنها پروژهای برای بیثباتسازی کل منطقه بودند. در همان سالها بسیاری از تحلیلگران امنیتی هشدار میدادند اگر این جریان در سوریه و عراق تثبیت شود، دامنه ناامنی به کشورهای دیگر نیز کشیده خواهد شد. از همین منظر، حضور مستشاری ایران را میتوان بخشی از راهبرد دور نگاه داشتن کانون بحران از مرزهای کشور دانست. البته نباید همه دستاوردهای آن حضور را به حذف داعش محدود کرد. تجربه سالهای بعد نشان داد حضور در میدانهای منطقهای، به ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فرصت داد تجربه عملیاتی، هماهنگی میدانی، توسعه سامانههای دفاعی و شناخت دقیقتری از شیوههای جنگ نوین به دست آورند؛ تجربهای که در هیچ رزمایش و کلاس آموزشی قابل جایگزینی نبود.
تحولات ماههای اخیر نیز اهمیت این تجربه را بیش از گذشته نمایان کرد. در جریان جنگ سوم تحمیلی و رخدادهای پس از آن، نیروهای مسلح ایران با شرایطی مواجه شدند که نیازمند تصمیمگیریهای سریع، هماهنگی گسترده و بهرهگیری از سالها تجربه عملیاتی بود. جدا از ارزیابیهای سیاسی درباره این جنگ، یک واقعیت کمتر مورد اختلاف قرار دارد؛ ارتش و سپاه نشان دادند توان پاسخگویی و ایجاد هزینه برای طرف مقابل را دارند و همین مساله، محاسبات اولیه درباره یک رویارویی آسان و کمهزینه را برای آمریکا و رژیم صهیونیستی با چالش روبهرو کرد.
در ادبیات راهبردی آنچه بازدارندگی را شکل میدهد، توانایی تغییر محاسبات دشمن است. اگر طرف مقابل به این نتیجه برسد که هزینه اقدام نظامی بیش از دستاوردهای آن خواهد بود، احتمال توسل به جنگ کاهش مییابد. از این منظر، تجربه سالهای حضور مستشاری و سپس عملکرد نیروهای مسلح در جنگ اخیر را میتوان در یک چارچوب واحد تحلیل کرد؛ چارچوبی که بر افزایش هزینههای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران استوار است.
شاید یکی از مهمترین تغییرات افکار عمومی نیز همین جا رخ داده باشد. سالها گفته میشد به جای هزینه در سوریه، این منابع صرف ساخت جاده، پل و زیرساختهای داخلی شود. این گزاره در ظاهر جذاب بود اما جنگ اخیر نشان داد وقتی امنیت آسیب ببیند، همان جادهها، پلها، نیروگاهها و مراکز خدماتی نیز از تهدید مصون نخواهند ماند. امنیت، پیشنیاز توسعه است؛ نه رقیب آن. هیچ کشوری بدون ایجاد بازدارندگی پایدار نمیتواند به توسعه اقتصادی و عمرانی بلندمدت امیدوار باشد.
امروز در مرداد 1۴۰۵ شاید مهمترین درس تحولات 2 سال اخیر این باشد که امنیت را نمیتوان در مرزهای جغرافیایی تعریف کرد. جهان امروز، بهویژه در منطقه غرب آسیا، نشان داده تهدیدها پیش از آنکه به مرزها برسد، در محیط پیرامونی شکل میگیرد و اگر در همان جا مهار نشود، دیر یا زود به داخل کشور راه پیدا میکند.
شاید به همین دلیل است که اکنون بسیاری از همان پرسشهایی که سالها پیش با قطعیت مطرح میشد، دوباره در حال بازنگری است. شعار «نه غزه، نه لبنان» زمانی بر این پیشفرض استوار بود که میان امنیت ایران و تحولات منطقه ارتباط مستقیم وجود ندارد اما تجربه سالهای اخیر، چه در سوریه و چه در جنگ رمضان، دستکم این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: میتوان امنیت کشوری مانند ایران را بدون توجه به محیط پیرامونی آن تأمین کرد؟
پاسخ به این پرسش، شاید مهمترین موضوعی باشد که سیاستگذاران، رسانهها و افکار عمومی در سالهای آینده نیز درباره آن گفتوگو خواهند کرد، زیرا امنیت نتیجه تصمیمهایی است که آثار آنها گاه سالها بعد آشکار میشود.
وقتی جنگ به خانه رسید؛ بازخوانی یک راهبرد امنیتی
ارسال نظر
پربیننده