امام خمینی و نخستین فتوای صرف وجوهات شیعه برای غیر شیعه
در 6 شهریورماه 1347 محمدصادق فهمی از اهالی عراق که با جبهه «برای آزادی فلسطین» همکاری میکرد پس از دیدار با امام، استفتای زیر را هم نوشت که آیا امکان کمک به مبارزان فلسطینی از وجوهات شرعی وجود دارد؟ و پاسخ مثبت امام، نخستین فتوایی است که اجازه رساندن وجوهات شیعه به غیرشیعه را جایز میداند. ضمناً این فتوا، مجوزی برای مبارزات چریکی علیه اسرائیلیها هم بود.
«محضر مبارک پیشوای مجاهد و عظیمالشأن حضرت مستطاب حجتالاسلام والمسلمین آیتالله العظمی آقای خمینی- ادام الله ظله العالی. پیشوای جلیلالقدر! از نظر مبارک پوشیده نیست که دست خیانت و جنایتپیشه کفار حربی یهود بر مسجد اقصی و زمینهای اسلامی دیگری مستولی گشته و مسلمانان بیگناه آن سامان را آواره بیابانها کرده است و اکنون به منظور استخلاص اماکن مقدسه و استرداد زمینهای اسلامی جز مقاومت مسلحانه که به نام «عملیات فدایی» خوانده میشود، چارهای نیست.
و در چنین شرایط و زمینهای، آیا مسلمانانی که توانایی حمل سلاح و جهاد داشته، یا آنان که قدرت کمک مالی با مجاهدان را دارند، میتوانند از این خدمت دینی سرپیچی نموده و اوضاع را نادیده بگیرند؟ و آیا جایز است که متمکنین در مقابل این خطر خانمانبرانداز همچنان آرام نشسته و از برای راندن کفار از زمینهای اسلامی قدمی برنداشته و اقدامی نکنند؟ و در صورت وجوب مقاومت، آیا جایز است از مورد حقوق شرعیه از قبیل زکات و غیره درباره مسلح نمودن مسلمانان و تربیت آنان استفاده کرد یا خیر؟ متمنی است رأی مبارک را در اینباره بیان فرمایید. ادامالله ظلکم. دستهای از فداییان».
«بسمالله الرحمن الرحیم. قبلا هم تذکر دادهام که دولت غاصب اسرائیل، با هدفهایی که دارد، برای اسلام و ممالک مسلمانان خطر عظیم دارد و خوف آن است که اگر مسلمانان به آنها مهلت دهند، فرصت از دست برود و جلوگیری از آنها امکانپذیر نشود. و چون احتمال خطر متوجه به اساس اسلام است، لازم است بر دولتهای اسلامی- بویژه - و بر سایر مسلمانان- عموماً - که دفع این ماده فساد را به هر نحو که امکان دارد بنمایند و از کمک به مدافعان کوتاهی نکنند. و جایز است از محل زکوات و سایر صدقات در این امر مهم حیاتی صرف نمایند.
از خداوند تعالی مسئلت مینماید که موجب تنبه و بیداری مسلمانان را فراهم فرماید و دفع شرّ اعدای اسلام را از بلاد مسلمانان بفرماید. والسلام علی من اتبع الهدی. سیدروحالله موسویخمینی».
صحیفه امام
جلد 2، صفحات 194 و 195
***
آنچه گیر عرفات از قرارداد امروز اسلو آمد!
در آگوست 1993 هنگامی که درخواستی از عرفات برای ملاقات فوری او در تیرانا دریافت کردم، در شمال یمن به سر میبردم. من بلافاصله با هلیکوپتر به پایتخت برگشتم و رهبر ساف را در حالی ملاقات کردم که به نظر کاملاً هیجانزده و شادمان میرسید. او به من گفت مذاکرات صلح موفقیتآمیز بوده و اسرائیلیها نیز به سمت ایالاتمتحده حرکت میکردند تا به دولت کلینتون درباره این دستاورد بزرگ خبر بدهند. گذشته از تمام موارد مطرحشده، عرفات روی این مساله تأکید داشت که در توافقنامه، بر تأسیس تشکیلات ملی فلسطینی با انتخاب رئیسجمهور و اعضای پارلمان ملی صحه گذاشته شده است.
چند هفته بعد، رزالین و من به مراسم امضای توافقنامه در کاخ سفید دعوت شدیم. در این مراسم که توسط بیل کلینتون برگزار شد، نخستوزیر رابین و یاسر عرفات قرار بود به صورت علنی «صلح» را اعلام کنند...
بهطور خلاصه، توافق اسلو شامل عقبنشینی مرحلهای نظامیان اسرائیلی از کرانه غربی، تأسیس تشکیلات خودگردان فلسطینی با مقامات انتخابشده و یک انتقالی پنجساله که در جریان آن، امکان حلوفصل معضلات و مسائل مهمتر و جدیتر از طریق مذاکره وجود داشته باشد، میشد. رابین، پرز و عرفات هرچند با دریافت جایزه صلح نوبل، به خاطر نقش تاریخی خود در رسیدن به این دستاورد مورد تقدیر قرار گرفتند اما در هر دو سو، عناصر تندرو مخالفت شدیدی را ابراز میکردند...
با وجود آنکه اسرائیل، ساف را به عنوان تنها نماینده فلسطینیان در مذاکرات صلح میشناخت و قول داده بود ظرف 5 سال آینده پیشرفت بیشتری در عرصه صلح صورت بگیرد، عرفات در عمل موفق نشد در مواردی چون زمانبندی خروج و عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از اراضی اشغالی نتیجهای معین بگیرد. در واقع آنچه از موافقتنامه اسلو نصیب عرفات شد، تضمین تشکیل نوعی دولت فلسطینی و باقی ماندن خود در قدرت بود. عرفات در قدرت باقی میماند تا بتواند امورات فلسطینیان را در کرانه غربی و غزه مدیریت کند. [در حالیکه] اسرائیلیها در این میان، هم خواستههای بیشتری داشتند و هم دستاوردهای بیشتری نیز به دست آوردند.
جیمی کارتر
فلسطین، صلح؛ به جای تبعیض نژادی
علی عراقی
انتشارات صمدیه
صفحات 171 تا 173
گردآورنده، تقی دژاکام