وی پیشنهاد کرد که مشکل کاهش سطح آب خزر برای حملونقل هیدروکربنها را میتوان با ایجاد زیرساختهای مشترک مبتنی بر خطوط لوله حل کرد.
راهکار آمریکایی: حذف کشتی و پایان وابستگی به لایروبی
نماینده شورون راهحل مشکل کاهش منابع آبی خزر را در ادغام هماهنگ زیرساختهای حملونقل مشترک میبیند که کارایی حمل بار را بهینه کرده، هزینههای لجستیکی نگهداری کشتیها و خدمات بندری را کاهش میدهد و همچنین وابستگی به عملیات پرهزینه لایروبی را کم میکند.
مورگان در جریان کنفرانس فنی خزر SPE 2025 که نمایندگان صنعت نفت و گاز را در پایتخت آذربایجان گرد هم آورده بود، تأکید کرد: «ایمنترین روش برای انتقال نفت و گاز همچنان خطوط لوله هستند و اگر صحبت از رویکردی پایدار و مسئولانه است، باید برای استفاده از آنها تلاش کرد.»
چرا باکو با خط لوله ترانسخزر مخالف است؟
با این حال، «روشن ابراهیماف»، اقتصاددان و کارشناس انرژی، در گفتگو با خبرنگاران، دلایل فنی و اقتصادی را تشریح کرد که به واسطه آنها پروژههای خط لوله ترانسخزر در حال حاضر توسط آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان مورد بررسی جدی قرار نمیگیرند.
بستر خزر؛ مانع فنی احداث خط لوله
این کارشناس گفت: «پیشنهاد دیلان مورگان به دلیل ویژگیهای خاص بستر دریای خزر به سختی قابل اجراست. تحلیل دقیق نشان میدهد که بستر دریا برای لولهگذاری بسیار نامناسب است. در شمال خزر و در بخش میانی، عمق بسیار زیاد است، هرچند در سواحل آب کمعمق میشود. در آنجا تغییر ناگهانی عمق وجود دارد و بستر دریا شکلی شبیه به کاسه دارد. تصور اینکه چگونه میتوان در چنین بستری مثلاً یک خط لوله نفت از قزاقستان به آذربایجان کشید، دشوار است.»
ابراهیماف تأکید کرد: «مشکل کمآبی خزر و تأثیر منفی آن بر حملونقل بار کاملاً واقعی است، اما ساختار فیزیکی خط لوله دریایی در شرایط خزر بسیار پیچیده است و به همین دلیل است که چنین ایدههایی هرگز به طور جدی مورد بحث قرار نگرفتهاند، نه اینکه قبلاً سطح آب خزر مشکلی نداشته است.»
گاز ترکمنستان؛ مشکل تأمین مالی و ظرفیت تکمیل شده
در مورد ساخت خط لوله گاز از ترکمنستان به آذربایجان، این اقتصاددان توضیح داد: «این پروژه واقعیتر است، اما سؤالات حلنشدهای دارد. سؤال اول: چه کسی این خط لوله را تأمین مالی خواهد کرد؟ سؤال دوم که پس از آغاز صادرات فعال گاز آذربایجان به اروپا از طریق "کریدور گازی جنوبی" مطرح شد، این است که گاز فرضی ترانسخزر به کجا خواهد رفت؟»
وی افزود: «تمامی زیرساختهایی که از آذربایجان از طریق گرجستان و ترکیه به اتحادیه اروپا ساخته شده است - شامل تاناپ (TANAP)، تاپ (TAP) و همچنین خط لوله باکو-تفلیس-ارزروم، کاملاً با گاز آذربایجان پر شده است و در ظرفیتهای فعلی سهمی برای پمپاژ گاز ترکمنستان وجود ندارد. بنابراین برای صادرات گاز ترکمنستان به اروپا، باید زیرساختهای اضافی ساخته شود و باز هم به سؤال اول برمیگردیم: چه کسی هزینه ساخت خطوط لوله اضافی را میپردازد؟»
چالش اختلاط نفت سبک آذربایجان با نفت گوگردی قزاقستان
کارشناس انرژی به مشکل دیگری اشاره کرد: «از یک سو، واردات نفت از قزاقستان به آذربایجان با تانکر دشوارتر میشود زیرا به دلیل کمآبی، ورود به بنادر محدود شده و تانکرها نمیتوانند با ظرفیت کامل بارگیری شوند. از سوی دیگر، وقتی قزاقستان از برنامه افزایش انتقال نفت از طریق خط لوله "باکو-تفلیس-جیهان" (BTC) صحبت میکند، این سؤال پیش میآید که چه کسی تفاوت کیفیت بین نفت گوگرددار قزاقستان و نفت سبک و باکیفیت "آذری لایت" (Azeri Light) آذربایجان را پرداخت خواهد کرد؟ با اختلاط این دو نوع نفت، کیفیت محمولههای صادراتی آذربایجان کاهش مییابد.»
پیشنهاد جایگزین باکو: استفاده از خط لوله «باکو-سوپسا»
ابراهیماف در پایان نتیجهگیری کرد: «به همین دلیل، آذربایجان در حال حاضر هیچ پروژه خط لوله ترانسخزری را بررسی نمیکند، زیرا فعلاً فقط جنبههای منفی دارد (از جمله کاهش قیمت گاز در اروپا با ورود گاز ترکمنستان). برای نفت قزاقستان، تنها راهحل افزایش تعداد تانکرها با حل مسئله تفاوت کیفیت است. ضمناً، آذربایجان اکنون پیشنهاد میکند که قزاقستان نفت خود را از طریق خط لوله خالی "باکو-سوپسا" (به سمت دریای سیاه) که ظرفیت 7 میلیون تن دارد، پمپاژ کند. این امر درخواست قزاقستان را برآورده میکند، اما آستانه هنوز با این ابتکار باکو موافقت نکرده و مذاکرات ادامه دارد.»
انتهای پیام/