ایلیا داوودی: در فضای رسانهای این سالها بهخصوص بعد از اتفاقات ۱۴۰۱ و جنگ ۱۲ روزه با رژیم صهیونیستی یک روایت پرزور درباره نسل جوان ایرانی تکرار میشود: «جوان ایرانی، نسلاً از جمهوری اسلامی و انقلاب جدا شده است». در بسیاری از گزارشها بر مبنای پیمایشهای سوگیرانه برونمرزی مثل گزارشهای موسسه غیرایرانی «گمان» گفته میشود اکثریت پاسخگویان با ادامه جمهوری اسلامی مخالفند و مخالفت در میان جوانان شهری و دانشگاهی بالاتر است. این دادهها را هر چند محل بحث در روششناسی و نمایندگی جامعه ایران است، نمیتوان نادیده گرفت اما حتی همین گزارشهای غرضورزانه هم نشان میدهد حداقل حدود ۲۰ درصد جامعه همچنان حامی تداوم نظام هستند؛ با جمعیت امروز ایران، این یعنی میلیونها نفر که بخش قابل توجهی از آنها جوانند.
از سوی دیگر، پیمایشهای داخلی و مطالعات جامعهشناختی تصویر متفاوت و پیچیدهتری ارائه میکند. همچنین پژوهشی درباره بررسی تحولات هویت جوانان ایرانی در بازه سالهای ۱۳۵۳ تا ۱۳۹۴ نشان میدهد در این دوره، «هویت مذهبی» و سپس «هویت ملی» همچنان غالبترین لایههای هویتی در میان جوانان بوده است. مطالعه دیگری که سال 1401 انجام شده نشان میدهد حدود 10 درصد جامعه نمونه، نگرشی نزدیک و منطبق با ارزشهای سیاسی انقلاب اسلامی (استقلال، استکبارستیزی، وحدت اسلامی، پیوند دین و سیاست، حمایت از مستضعفین، آزادی و تکلیفگرایی) داشتهاند (انقلابی خالص). مطالعات جامعهپذیری دینی نیز نشان میدهد سطح دینداری جوانان (در حد متوسط و بالا) هنوز قابل توجه است و میان جامعهپذیری دینی و جامعهپذیری سیاسی رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بنابراین در کنار نسل جوان معترض و منتقد که وجودش واقعیت دارد، یک طیف متکثر از جوانان حامی جمهوری اسلامی نیز حضور دارند که کمتر دیده و تحلیل شدهاند؛ منظور از کلمه حامی ضرورتا انقلابی نیست اما جنبه وفاداری آنها به نظام قابل اطمینان است. هدف این مطلب، فهم بهتر همین طیف است؛ از جوانان عمیقاً عقیدتی تا حامیان ملیگرا، تکنوکرات و حتی برخی جوانان غیرمذهبی که به دلایل عقلانی یا ملی از جمهوری اسلامی ایران دفاع میکنند.
1- تغییر پارادایم از نسل زد به طیف متکثر جوانان
برای ادراکسازی درست از نسل جوان دوستدار نظام، باید از دوگانه ساده «همه جوانان علیه نظام / همه جوانان حامی نظام» عبور کرد. شواهد تجربی نشان میدهد.
- هویت جوانان چندلایه و متناقضنماست؛ ترکیبی از دینداری شخصی، ملیگرایی، مصرف فرهنگ جهانی، عدالتخواهی و تجربه زیست زیر فشار اقتصادی
- بخش قابلتوجهی از جوانان همزمان میتوانند منتقد عملکردها و ساختارها باشند اما در سطح ارزشی، با اصولی مثل استقلال، استکبارستیزی، پیوند دین و سیاست و دفاع از مستضعفین موافق بمانند؛ ارزشهایی که هسته سخت گفتمان انقلاب اسلامی است.
- جنگ ۱۲ روزه و حملات مستقیم رژیم صهیونیستی به ایران، موجی از «ایراندوستی» را برجسته کرده که در آن حتی بسیاری از منتقدان حکومت، در برابر تجاوز خارجی احساس دفاع از ایران داشتهاند؛ این فضا برای جوانان حامی نظام، بستر تقویت پیوند «ایران - انقلاب» را فراهم کرده است. در این پارادایم، نسل جوان حامی جمهوری اسلامی یک اقلیت اندک و منزوی نیست، بلکه یک «طیف» است با گرایشهای فکری و انگیزههای متفاوت که در نقاطی مثل دین، عدالت، استقلال و هویت ملی با گفتمان انقلاب همپوشانی دارد.
2- تیپشناسی جوانان حامی جمهوری اسلامی ایران
در ادامه، یک تیپشناسی تقریبی (نه مطلق) از این طیف ارائه میشود. بسیاری از جوانان ممکن است همزمان در چند تیپ قرار بگیرند.
طیف عقیدتی - ایمانی: این گروه نزدیکترین تصویر به اصطلاح رایج «جوان انقلابی» است:
- پایگاه اصلی در بسیج دانشجویی، هیاتها، تشکلهای دینی و فرهنگی، برخی رشتههای حوزوی و گروههای جهادی.
- ویژگی محوری: دینداری پررنگ، ولایتمداری و تکلیفگرایی سیاسی؛ انقلاب اسلامی برای آنها پیش از هر چیز، استمرار یک پروژه دینی و تاریخی است.
مطالعات جامعهپذیری دینی نشان میدهد همچنان درصد قابل توجهی از جوانان، دینداری بالایی دارند و این دینداری با جامعهپذیری سیاسی و پذیرش ارزشهای سیاسی دینی (مثل پیوند دین و سیاست) همبسته است.
در ادراکسازی، معمولاً این گروه دیده میشود اما اغلب بهصورت کلیشهای و تکبعدی (جوان سختگیر، شعاری و بیارتباط با زندگی مدرن)، در حالی که در واقع، بخش بزرگی از بدنه علمی، پژوهشی و حتی استارتآپی متدین نیز در همین طیف جای میگیرند.
طیف عدالتخواه و مسالهمحور: این گروه ممکن است در ظاهر و سبک زندگی، کمتر شبیه نسل اول انقلاب باشند اما در سطح ارزشهای سیاسی، با «روح انقلاب» احساس همگیری میکنند.
- پژوهشها نشان میدهد اکثریت نسبت به ارزشهایی چون استقلال، استکبارستیزی، حمایت از مستضعفین و تکلیفگرایی نگرش مثبت دارند.
این تیپ اگر درست فهم و نمایندگی نشود، بهسرعت میتواند از «نیروی درونسیستمیِ اصلاحگر» به نیروی برونسیستمی تبدیل شود.
طیف میهندوست و امنیتخواه: اینها لزوماً مذهبی سنتی نیستند اما هویت ملی و تمامیت ارضی برایشان خط قرمز است.
- توجه به «سرزمین، تاریخ و فرهنگ ایران» و حساسیت نسبت به تمامیت ارضی، بویژه در میان این طیف جوانان همچنان بسیار بالاست.
جنگ ۱۲ روزه و تجربه بیتفاوتی یا حمایت ضمنی برخی قدرتهای غربی از حملات اسرائیل، در بخشی از این نسل، بیاعتمادی عمیق نسبت به نظم بینالملل و ارزش مضاعف برای استقلال نظامی و هستهای ایران ایجاد کرده است.
این تیپ ممکن است در بسیاری از مسائل داخلی منتقد حکومت باشد اما در بزنگاههای امنیتی و جنگ، در عمل در صف دفاع از جمهوری اسلامی قرار میگیرد؛ چون نظام را سپر عملی دفاع از تمامیت ایران میبیند.
طیف تکنوکرات، کارآفرین و «ثباتخواه»: طیفی از جوانان فعال در استارتآپها، شرکتهای دانشبنیان، حوزه فناوری و علوم سخت که اولویت اصلیشان «ثبات نسبی و امکان کار کردن» است.
- گزارشها از اکوسیستم استارتآپی ایران نشان میدهد با وجود تحریم و محدودیت، هزاران استارتآپ فعالند و صدها میلیون دلار سرمایه (داخلی) جذب کردهاند؛ این زیستبوم، بشدت وابسته به سطحی از ثبات سیاسی و حقوقی است.
- بخش قابلتوجهی از این جوانان ممکن است به لحاظ فکری لیبرالتر یا سکولارتر باشند اما در سطح انتخاب سیاسی، از «حفظ چارچوب کشور و حرکت به سمت اصلاح درونی» دفاع میکنند، چون هر سناریوی فروپاشی یا جنگ داخلی را پایان پروژههای حرفهای و علمی خود میبینند.
این تیپ، حامی ایدئولوژیک نظام نیست اما در عمل حامی ثباتِ مبتنی بر اصلاح تدریجی است و در بزنگاهها، مقابل پروژههای براندازانه میایستد.
حلقه حامیان حداقلی اما وفادار در بحران: این طیف شامل جوانانی است که شاید در بسیاری حوزهها سکوت یا بیتفاوتی داشته باشند اما در مواجهه با تهدید خارجی، تحریمهای فلجکننده یا حمله نظامی، به طور روشن در کنار حاکمیت میایستند.
- گزارشهای میدانی بعد از جنگ ۱۲ روزه و حملات هوایی اسرائیل، از افزایش استفاده از پرچم ایران در شبکههای اجتماعی و نوعی «ملیگرایی روزمره» در میان جوانان سخن میگوید؛ گرایشی که الزاماً به معنی تأیید همه سیاستهای نظام نیست اما در لحظه خطر، با حاکمیت همجهت میشود.
این حلقه، اگر به صورت فعال مخاطب سیاست و رسانه قرار بگیرد، میتواند بخشی از «حریم دفاع نرم» جمهوری اسلامی باشد؛ حریمی که ممکن است در شرایط عادی خاموش به نظر برسد اما در بحرانها فعال میشود.
3- مختصات فکری و رفتاری مشترک این طیف
با وجود تفاوتها، طیف نسلهای جوان دوستدار جمهوری اسلامی، از عقیدتی تا تکنوکرات چند ویژگی مشترک دارد که برای سیاستگذاری مهم است.
* ترکیب «ایرانی - اسلامی» در هویت
مطالعات هویت جوانان نشان میدهد:
- هویت مذهبی و هویت ملی ۲ لایه غالب هویتی جوان ایرانیاند؛ دین و ایران، ۲ ستون اصلی احساس تعلقند.
- جوان دوستدار نظام، این ۲ لایه را نه در تقابل، بلکه در همافزایی میبیند؛ جمهوری اسلامی برای او تلاشی - کم و بیش موفق یا ناکام - برای ترجمه این ترکیب در قالب یک نظم سیاسی است.
از این منظر، هر روایتی که بخواهد ایران را در برابر اسلام یا اسلام را در برابر ایران قرار دهد، برای این نسل غیرقابلقبول است.
* حساسیت به عدالت و فساد
- دادههای پیمایش ارزشهای سیاسی جوانان نشان میدهد ارزشهایی چون «حمایت از مستضعفین»، «استقلال»، «آزادی» و «استکبارستیزی» همچنان محبوب است.
- جوان دوستدار جمهوری اسلامی، دقیقاً به واسطه همین ارزشهاست که نسبت به فساد، تبعیض، رانتخواری و شکاف طبقاتی حساسیت زیاد دارد؛ او اگر نق بزند، از موضع «وفاداریِ انتقادی» نق میزند، نه از موضع قطع رابطه با انقلاب.
اگر این بعد عدالتخواهی دیده نشود و هر نقدی سریعاً برچسب دشمن بگیرد، این گروه بتدریج از خاکریز درون نظام به بیرون رانده میشود.
* دینداری متحول، نه حذفشده
- اگرچه برخی روایتهای رسانهای سوگیرانه سعی دارند القا کنند دینداری جوانان نسبت به نسل اول انقلاب، شخصیتر، اخلاقیتر و تا حدی انتخابیتر شده اما این گزاره چندان قاطعیت ندارد و اثبات هم نشده است. با همه اینها هنوز بخش بزرگی از آنها ایمان و معنویت را مهم میدانند.
- جوان دوستدار نظام ممکن است نسبت به برخی اشکال صوری (مثلاً در حجاب یا برخی مناسک نمادین) حساس و منتقد باشد اما در سطح عمیقتر، دین را منبع معنا و اخلاق و حتی عدالت اجتماعی میبیند.
اگر سیاستگذار تنها معیار دینداری را ظاهر و مناسک جمعی بداند، این طیف عظیم دینداری نرم و درونی را نمیبیند.
* نگاه مسألهمحور و واقعگرا
- این نسل، بر خلاف نسل اول که «روایت» برایش کافی بود، تجربه زیستهاش را با واقعیت میسنجد؛ تورم، بیکاری، محدودیتهای اینترنت، مهاجرت دوستان، کیفیت دانشگاه و...
- او میخواهد بداند این نظام چگونه و با چه برنامهای میخواهد مشکلات را حل کند؛ صرف ارجاع به گذشته برایش کافی نیست.
از این جهت، اگر گفتمان رسمی نتواند به زبان برنامه، داده و راهحل با او حرف بزند، ممکن است در بهترین حالت سطح ارزشی با نظام بماند اما در سطح عملکردی فاصله بگیرد.
نسل جوان امروز ایران، یکدست و تکصدا نیست؛ نه تماماً معترض و برانداز است، نه تماماً حامی بیچونوچرای نظام. در دل این تنوع، طیفی از جوانان وفادار به جمهوری اسلامی ایران حضور دارند که از مؤمنان عقیدتی و ولایی تا عدالتخواهان اجتماعی، از میهندوستان امنیتخواه تا تکنوکراتهای ثباتخواه و از حامیان حداقلی اما وفادار در بحران را دربرمیگیرد.
شناخت دقیق این طیف و بازنمایی واقعبینانه آن، هم برای سیاستگذار حیاتی است و هم برای جنگ روایتها. اگر این نسل، خود را در آیینه رسمی کشور ببیند، با تمام پیچیدگی، نقدها و آرزوهایش احتمالاً بیش از گذشته خود را «صاحب این نظام» احساس خواهد کرد؛ اگر نه، پروژههایی که سالهاست میکوشند جوان ایرانی را «نسل بریده از دین و انقلاب» تصویر کنند، میدان بیشتری برای اثرگذاری خواهند یافت.
منابع پژوهشی که به آنها استناد شده
در دفتر روزنامه محفوظ است