یحیی گلمحمدی که فصل قبل سکان هدایت سرخپوشان اهوازی را به دست گرفته بود، ناگهان و در میانه فصلی پرفراز و نشیب، چمدانهایش را بست و رفت. این جدایی زودهنگام، نه یک خداحافظی آرام، بلکه یک گسست ناگهانی در کالبد تیمی بود که انتظار میرفت با تزریق خریدهای زمستانی، اوج بگیرد.
بازگشت گلمحمدی به عرصه مربیگری، پس از فراغتی کوتاه از نیمکت پرسپولیس، با هدفی بزرگ همراه بود: تثبیت جایگاه فولاد پس از تجربهای سخت که این تیم را تا آستانه سقوط کشانده بود. او در فصل نخست، هدفش را محقق ساخت.
اما فوتبال، عرصه ثبات نیست؛ زمین بازی، قضاوت نهایی خود را با اعداد و ارقام فریاد میزند. در فصل جاری، روند تیم روندی نزولی به خود گرفت. بهرغم خریدهایی چون رامین رضاییان و فرشاد احمدزاده که نویدبخش نیمفصلی دوم رویایی بود، موتور تیم روشن نشد. توقف خانگی مقابل چادرملوی اردکان که خود مصداق تداوم ناکامیها بود، آخرین قطرهای بود که پیمانه صبر را لبریز کرد. حضور یحیی روی سکوها به دلیل محرومیت، تماشاگری خاموش بر صحنه درگیری تیمش بود؛ صحنهای که گویا او را از درون متقاعد کرد مسیر ادامه ندارد.
برخلاف روند مرسوم، ترک او با هیچ مصاحبه یا بیانیهای همراه نبود. خروج یحیی در سکوت خبری از ورزشگاه، این زمزمهها را تقویت کرد که اختلافات عمیقتر از صرفاً نتایج بوده و شاید فصل نقل و انتقالات زمستانی نیز نتوانسته باشد شکافهای موجود در ساختار تیم را ترمیم کند.
اکنون باشگاه فولاد در برزخی از ابهام فرورفته است؛ میراثی از انتظارات بالا و عملکردی که زیر سایه فصل قبل قرار گرفت، باقی مانده است. پرسش اصلی این است: چه کسی قرار است در این برهه حساس، قطار سرگردان فولاد را دوباره در ریل موفقیت قرار دهد؟ پاسخ به این سوال، تعیینکننده سرنوشت باقیمانده فصل سرخپوشان اهوازی خواهد بود.
پایان همکاری یحیی گلمحمدی و فولاد
زوال زودهنگام در اهواز
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها