حسین کیامنش: پس از چند روز لفاظی علیه ایران و تهدیدهای مکرر به حمله نظامی، رئیسجمهور آمریکا بامداد پنجشنبه به یک باره تغییر لحن داد و از موضع تهدید نظامی عقب نشست. هم ترامپ و هم نزدیکانش اصرار به القای این گزاره موهوم دارند که انصراف آمریکا از حمله نظامی به ایران، به دلیل سر نهادن تهران به خواستههای واشنگتن، مبنی بر لغو اعدام 800 نفر از بازداشتشدگان اغتشاشات بوده است اما در این میان، گزارش برخی رسانههای غربی و عبری، بر این موضوع دلالت دارد که اتفاقا هشدارهای ایران ترامپ را سر جای خود نشانده است. مثلا هفته گذشته پایگاه خبری رویترز گزارش داد: «ایران به کشورهای منطقه هشدار داده در صورت حمله ترامپ، پایگاههای آمریکا در خاک این کشورها را هدف قرار خواهد داد». روزنامه یدیعوت آحارانوت از جمله رسانههای رژیم صهیونیستی است که به صراحت دلایل عقبنشینی ترامپ از تهدید ایران را برشمرده است. در گزارش این رسانه صهیونی آمده است: «واشنگتن به این نتیجه رسید هزینههای اقدام نظامی علیه ایران (آسیب به پایگاههای آمریکا در منطقه، اسرائیل و صنعت انرژی در خلیج فارس) بسیار بیشتر از هرگونه دستاورد استراتژیک چنین اقدامی است».
آحارانوت همچنین به هشیاری دستگاههای امنیتی ایران و عدم وجود شکاف در بدنه نظامی - امنیتی ایران اشاره کرد و آن را از جمله عواملی دانست که به میزان قابل توجهی از میل ترامپ برای شروع یک حمله نظامی به ایران کاست.
روزنامه اسرائیلهیوم، دیگر رسانه صهیونیستی نیز نتوانست سرخوردگی خود و در سطح کلان رژیم صهیونیستی از عقبنشینی ترامپ را کتمان کند. آنطور که اسرائیلهیوم در پاسخ به سوال «چه کسی پشت عقبنشینی آشکار ترامپ برابر ایران است؟» مدعی شد ترامپ از گزینههایی که درباره ایران به او ارائه کردند، اطمینان نداشته. ممکن است ترکیبی از دلایل، شرایط و پیامهایی که به کاخ سفید رسیده، او را به این تصمیم رسانده باشد که بهرغم وعده قبلیاش اقدامی انجام ندهد».
«در شرایطی که ترامپ اقدام نظامی علیه ایران را بررسی میکرد، کارگران شهرداری در اسرائیل [فلسطین اشغالی] با خستگی پناهگاههای عمومی را که از زمان جنگ 12 روزه در آنها گرد و خاک جمع شده بود، بازگشایی کردند. ترامپ برای مداخله نظامی اعلام آمادگی کرده و منطقه برای دور دیگری از حملات هوایی آماده شده بود. در این میان، مقامات انگلیس در حال تخلیه پایگاهها و سفارتخانهها بودند. با این حال، در آخر هفته لحن واشنگتن به طور قابل توجهی تغییر کرد و موشکهای ترامپ نیز به کار گرفته نشدند». روزنامه انگلیسی «تلگراف» با این مقدمه، به بررسی دلیل عقبنشینی رئیسجمهور آمریکا از تهدیدها و بلوفهای نظامی علیه ایران پرداخت؛ پرداختنی که فاصله زیادی با ادعای کاخ سفید دارد و به واقعیت نزدیکتر است. این روزنامه نوشت: «چیزی که باعث شد پرزیدنت ترامپ تعلل کند، در داخل ایران قرار دارد؛ جایی که جمهوری اسلامی در حال حاضر قویتر از هر زمانی از آغاز اعتراضات به نظر میرسد».
تلگراف در ادامه گزارش خود، به بازیابی و تقویت توانایی موشکی ایران پس از جنگ 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه کشورمان اشاره کرد و افزود: «بهرغم جنگ سال گذشته [میلادی]، ایران به میزان کافی توان نظامی خود را برای به خطر انداختن دشمنان خود در منطقه که هنوز منتظر رسیدن نیروهای کمکی آمریکا هستند، حفظ کرده. از جمله مهمترین ذخایر ایران، موشکهای کوتاهبرد است که توانایی حمله به اهداف نظامی ایالات متحده در قطر، بحرین، امارات عربی متحده، کویت، عمان و عربستان را دارند. ایران به علاوه میتواند از آنها علیه زیرساختهای انرژی در خلیجفارس استفاده کند».
روزنامه انگلیسی با اشاره به اینکه ارزیابی دقیق و قابل تایید ذخایر موشکی ایران موضوعی دشوار است، نوشت: «ایران تنها نیمی از موشکهای بالستیک میانبرد خود را در جنگ ۱۲ روزه ژوئن 2025 علیه اسرائیل استفاده کرد و برآوردها موجودی زرادخانه باقیمانده ایران را ۱۵۰۰ موشک تخمین میزند». همچنین «ایران ۱,۷۵۰ موشک بالستیک کوتاهبرد در اختیار دارد، شامل «فاتح ۱۱۰ و ۱۱۳»، «ذوالفقار» و «قیام ۱». بنابراین، تعجبآور نیست که رهبران کشورهای خلیجفارس از ترامپ خواستهاند عقبنشینی کند».
تلگراف همچنین به کاهش لفاظیهای مقامات رژیم صهیونیستی علیه ایران اشاره کرده و مینویسد: «سخنرانیهای علنی مقامات اسرائیل علیه ایران نیز به طور قابل توجهی در هفته گذشته مهار شده است و به نظر میرسد بنیامین نتانیاهو همزمان با رهبران عرب، متحد بزرگ خود را بر آن داشته در این برهه زمانی حمله نکند». روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال نیز به بعد دیگری از چرایی عقبنشینی رئیسجمهور ایالات متحده از مواضع پیشین خود درباره ایران پرداخت. این روزنامه نوشت: «محاصره دریایی ایالات متحده در ونزوئلا باعث کم شدن قدرت واشنگتن برای اقدام نظامی علیه ایران شده است. محاصره دریایی ونزوئلا موجب شده هیچ ناو هواپیمابر آمریکایی در غرب آسیا حضور نداشته باشد. مطابق این تحلیل عدم حضور ناو هواپیمابر موجب میشود کار آمریکا برای تدارک حمله سریع علیه ایران دشوار شود».
همه اینها روی یک گزاره مشترک تاکید دارند: دونالد ترامپ به دلیل هشدارهای ایران و ترس از سرانجام اقدام نظامی، از لفاظیهای خود عقب نشسته است. جدا از این، پایان اغتشاشات خیابانی و اعمال قدرت و اقتدار از سوی نهادهای امنیتی، نظامی و انتظامی نیز تصمیمگیری برای رئیسجمهور کودن ایالات متحده را سخت کرده بود، چرا که هر نوع اقدام نظامی آمریکا علیه ایران، قرار بود به بهانه حمایت و پشتیبانی از جریان تروریستی آشوب اتفاق بیفتد. با توجه به همه اینها، نوبت به پاسخ این سوال میرسد که هدف اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی از حمایت از تروریستهای خیابانی در ایران چه بود؟
روزنامه والاستریت ژورنال، در یکی از گزارشهای اخیر خود درباره اغتشاشات ایران، با شفافیت هرچه تمامتر و بدون تظاهر، از طرح مشترک آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران پرده برداشت و نوشت: «ایران تجزیهشده برای ما خوب است». این رسانه آمریکایی به صراحت، نتیجه شورشهای خیابانی در ایران را «جغرافیای تجزیهشده ایران» عنوان کرد که در نهایت به «مرزهای دستکاریشده» منجر خواهد شد؛ وضعیتی که والاستریت ژورنال آن را برای آمریکا و رژیم صهیونیستی مطلوب ارزیابی میکند. رژیم صهیونیستی در جنگ تحمیلی 12 روزه نشان داد به جای تکیه صرف بر توانایی نظامی خود، بر ایجاد آشوب و بیثباتی در داخل ایران حساب ویژهای کرده است. این رویکرد که در چارچوب دکترین «اتحادهای پیرامونی» تعریف میشود، از دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی توسط رهبران این رژیم بویژه دیوید بنگوریون طراحی شد. این دکترین بر ایجاد اتحاد با گروههای غیرعرب یا اقلیتهای قومی در منطقه، مانند کردها، بلوچها و گروههای مخالف سیاسی مانند منافقین، برای تضعیف دولتهای ایران، عراق و سوریه تأکید داشته و دارد. درباره ایران، این استراتژی به معنای بهرهبرداری از جنگ داخلی است، به گونهای که توان ملی و منطقهای ایران تضعیف شود. یکی از محورهای کلیدی این راهبرد، تحریک به آشوب است که در روزهای اخیر شاهدش بودیم. جایی که هم آمریکا و هم رژیم اشغالگر، با بسیج گروهکهای تجزیهطلب و هستههای تروریستی، به دنبال آشوب، جنگ داخلی و در نهایت تهاجم خارجی بودند. هدف اصلی آمریکا و اسرائیل نه براندازی جمهوری اسلامی، بلکه تجزیه ایران است که سرنگونی جمهوری اسلامی پیششرط آن به شمار میرود. مشکل واقعی نه جمهوری اسلامی، بلکه وجود یک دولت/ ملت بزرگ، متکثر اما یکپارچه، دارای عمق استراتژیک و توان نظامی بازدارنده است؛ واقعیتی که والاستریت ژورنال به صراحت به آن اشاره میکند.
چند هفته پس از توقف جنگ 12 روزه، مجله آمریکایی نیوزویک در گزارشی که به وضوح از تحلیلها و نظرات کارشناسان صهیونیست و غربی، از جمله «ارن لهاو» و «عفرا بنجیو» بهره برده بود، این سوال را مطرح کرد: «اسرائیل چگونه میتواند ایران را دچار یک جنگ داخلی کند؟» این گزارش به طور خاص به پتانسیل گروهکهای تجزیهطلب در مناطق کردنشین شمال غرب و جنوب شرق ایران اشاره داشت. نیوزویک تأکید کرد گروههایی مانند پژاک، کومله و جیشالظلم، به دلیل سازمانیافتگی و سابقه فعالیتهای مسلحانه علیه ایران، میتوانند به عنوان بازوهای نیابتی اسرائیل عمل کنند. این مجله به صراحت پیشنهاد داد اسرائیل باید از «صرف حرف زدن با مردم ایران» فراتر رود و به تسلیح و پشتیبانی لجستیکی این گروهها بپردازد تا آنها را به ابزارهایی مؤثر برای بیثباتسازی ایران تبدیل کند. متن منتشرشده در نیوزویک، نشاندهنده یک تغییر پارادایم در استراتژی رژیم بود: از تلاش برای جلب حمایت مردمی به سمت استفاده مستقیم از گروههای مسلح برای ایجاد آشوب. اتفاقی که مشخصا در اغتشاشات/ تروریسم خیابانی اخیر رخ داد. پروفسور «جان مرشایمر» استاد دانشگاه شیکاگو و نظریهپرداز علوم سیاسی در تازهترین اظهارنظر خود تاکید کرده: «آنچه در ایران در حال رخ دادن است، دقیقاً بر اساس کتاب دستورالعمل آمریکا و اسرائیل پیش میرود و چند عنصر دارد. عنصر اول این است که ما یک کشور را تحریم میکنیم، اقتصاد آن را ویران و مردم آن را تنبیه میکنیم اما چه کسی نقش اصلی را در ایجاد آن شرایط اقتصادی وحشتناک ایفا کرده است؟ ایالات متحده! گام دوم این است که در مقطعی تصمیم میگیریم اعتراضهای گسترده را دامن بزنیم و آنها را تغذیه کنیم. گام سوم این فرآیند، دامن زدن به یک کارزار گسترده اطلاعات نادرست است، هدف این است که همه در غرب قانع شوند این اعتراضها از درون شکل گرفته. گام چهارم فرآیند، ورود ارتش ایالات متحده و احتمالاً ارتش اسرائیل برای ضربه به زیرساختهای حیاتی ایران است، نکته پایانی هم آن است که این طرح تاکنون شکست خورده است!».
والاستریت ژورنال پشت پرده را فاش کرد
هدف تجزیه ایران بود
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها