
میلاد جلیلزاده: تقریباً هر دورهای از جشنواره فجر به نوعی از لحاظ اخبار و حواشی و شرایط برگزاریاش، برای خود دورهای ویژه بوده و این را میتوان از طرفی به حادثهخیز بودن کشوری مثل ایران ربط دارد و از طرف دیگر میتوان آن را طبیعت همیشگی جهان در همه دنیا دانست. تقریباً ۶ دوره از جشنواره فجر، همزمان با جنگ تحمیلی ۸ ساله برگزار شد و در دورههای دیگر هم حوادث ریز و درشتی بر فضای عمومی جامعه تاثیر گذاشته بودند که این رویداد را هم متأثر میکردند. گاهی هم خود سینما منبع هیجانانگیز رویدادها میشد. برای همین عبارتی غریب نخواهد بود اگر گفته شود فجر چهلوچهارم در شرایط ویژهای برگزار میشود. به عبارتی همه دورهها ویژه هستند و مهم این است که هر کدام از چه لحاظ ویژه شدهاند. در این شرایط میتوان پرسید این بار شرایط برگزاری فجر از چه لحاظ ویژه بود و این شرایط چه تاثیری روی نوع برگزاری و کیفیت این رویداد دارد؟ فجر چهلوچهارم در سالی برگزار میشود که در ابتدای آن با تهاجم رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به خاک ایران، جنگی ۱۲ روزه درگرفت و شهرهای سراسر کشور را درگیر خود کرد. پس از آن در دیماه همین سال، ناآرامیهایی رخ داد که از نیمههای راه به خشونت کشیده شد و سرویسهای امنیتی بیگانه به حمایت از آن و دامن زدن به خشونت بیشتر پرداختند. پس از فروکش کردن این اتفاقات، هنوز جشنواره برگزار نشده بود که اهالی سینما ناچار شدند اخبار سرویسهای بینالملل رسانهها را هم رصد کنند، چرا که تهدیدهایی مبنی بر حمله نظامی ایالات متحده به ایران شنیده میشد و این اتفاقات هر کدام به نوعی میتوانستند روی این رویداد اثر بگذارند. جنگ ۱۲ روزه به تولید آثار متعددی با همین مضمون منجر شد که در جشنواره فجر از آنها رونمایی میشود و این سریعترین واکنش سینمای ایران نسبت به یک رویداد در تمام ادوار گذشته بوده است. ناآرامیهای دیماه خیلی نزدیک به جشنواره رخ داد و طبیعتاً نمیتوانست روی مضامین فیلمها تاثیر بگذارد اما تاثیرگذاریشان از این جهت بود که پروسه تولید فیلمها در مراحل نهایی مثل جلوههای ویژه و صداگذاری، تا حدود زیادی وابسته به هوش مصنوعی و اتصال پایدار به اینترنت است. این شد که فیلمهای پذیرفتهشده در بخش مسابقه جشنواره برخلاف سنوات گذشته، عمدتاً نتوانستند قبل از برگزاری این رویداد برای اهالی رسانه نمایش داده شوند و پوشش خبری و تحلیلی این دوره صدمهای جدی دید. از طرف دیگر اتفاقات دیماه و متعاقب آن رجزخوانیهای سیاسی و امنیتی برای ایران باعث میشدند بخش قابل توجهی از ظرفیت ذهنی مخاطبان معطوف به این نوع اخبار شود و طبیعتاً این قضیه باید توجهات را از جشنواره و فیلمهای آن دور کند. با همه اینها جشنواره فیلم فجر ریشهدارتر از آن است که چنین چیزهایی آن را کاملاً از دور خارج کنند. تصمیمات دبیر این دوره از جشنواره که دوره قبل هم دبیری جشنواره را بر عهده داشت، یکی دیگر از مواردی بود که مناقشات و حرف و حدیثهایی را برانگیخت. در این دوره از جشنواره هیات انتخاب حذف شده بود و خود دبیر جشنواره، ۳۱ فیلم بخش مسابقه و حتی ۲ فیلم خارج از مسابقه را انتخاب کرد. جدول زمانی پخش فیلمها در سالن اصحاب رسانه هم برخلاف سنوات اخیر که طبق قرعهکشی مشخص میشد، بنا به تشخیص خود دبیر جشنواره چیده شد. فیلمهای کوتاه و مستند هم در دوره چهلوچهارم توسط همان داوران بخش بلند داستانی قضاوت میشوند. بخش فیلمهای اول و دوم یا بخش نوعی نگاه هم دیگر وجود ندارد که البته این قضیه سال قبل هم به همین شکل اجرا شده بود. بسیاری از این تغییرات یادآور دورههای ابتدایی جشنواره فجر در دهه ۶۰ هستند و همان سبک مدیریت را تداعی میکنند اما بهرغم امیدواریهای منوچهر شاهسواری نسبت به اینکه تغییرات ایجاد شده توسط او دائمی بماند و پس از دوران مدیریت خودش هم به همین منوال عمل شود، به نظر میرسد بعضی از این موارد در روزگار فعلی و با ذائقه فعلی اهالی سینما و رسانه و دنبالکنندگان فیلمها همخوان نباشد و پایدار نماند. جشنواره امسال در عرصه کارگردانی پر از نامهای جدید است و این اتفاقی است که در سالهای اخیر به کرات شاهد آن بودهایم. امسال حتی تعداد زیادی از نامهای آشنا و کنجکاویبرانگیز هم جوان هستند؛ مثل محمدحسین مهدویان، کاظم دانشی و بابک خواجهپاشا. در کنار اینها تعدادی از نامهای قدیمیتر را هم میتوان دید مثل رسول صدرعاملی، امیرشهاب رضویان و احمد مرادپور. آرش معیریان هم یکی از نامهای نسبتاً قدیمی و جا افتاده است که البته به رغم پرکاری چشمگیرش، معمولاً فعالیت او معطوف به کارهای تجاری بود و در جایی مثل جشنواره فجر دیده نمیشد. در کنار این نامهای آشنا، تعدادی فیلماولی هم هستند که دنبالکنندگان سینمای کوتاه با اسامی خیلی از آنها آشنا هستند. سالها بود که از سینمای ایران بابت عدم ورود استعدادهای نو به عرصه کارگردانی انتقاداتی جدی میشد اما پس از آنکه رویه قبلی به بنبست رسید، تقریبا از سال ۱۴۰۰ به این سو، طوری که انگار چارهای جز این نبود، راه برای ورود آدمهای جدید که جنس متفاوتی از سینمای نسلهای قبل را نمایندگی میکردند، باز شد. این روند در بعضی شاخههای دیگر فعالیت سینمایی مثل تدوین و موسیقی و تصویربرداری هم دیده میشود اما هنوز به ساحت بازیگری ورود نکرده و هنوز جواناولهای فیلمهای ایرانی گاهی بالای ۵۰ سال دارند. سینمایی که هنوز در آن امین حیایی با ۵۵ سال و حامد بهداد با ۵۲ سال نقش تازهدامادها یا جوانهایی در آستانه ازدواج را بازی میکنند، نشان میدهد در کشف و معرفی چهرهها و تبدیل کردن آنها به ستاره، به طور جدی دچار مشکل است.
در ادامه مروری کلی و گذرا به کلیت آن دسته از فیلمهای حاضر در فجر چهلوچهارم شده است که کار اول کارگردانشان در سینمای بلند بودهاند و برخی از این فیلمها در شمارههای بعد به تفصیل مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
* آرامبخش
آرامبخش بحران میانسالی را محور روایتش قرار داده. مساله جوانهایی که در دهه پنجم زندگیشان هستند، قبلاً برای جامعه ما و بسیاری از جوامع دیگر دنیا مطرح نبود اما حالا در وضعیتی هستیم که آدمهای داخل این سن و سال، بین جوانی و میانسالی سرگردان هستند. «آرامبخش» درباره خانمی است به اسم «آرام» که در آستانه ۴۰ سالگی تصمیم میگیرد مسیر زندگیاش را عوض کند. نقش آرام را الناز شاکردوست بازی کرده و حسن پورشیرازی، صابر ابر، بهناز جعفری، مریم سعادت، ناهید مسلمی، اسماعیل پوررضا، هادی تسلیمی و نیلوفر شهیدی، دیگر بازیگران فیلم هستند. سعید زمانیان قبل از این در فیلم کوتاه تطبیق که حضور جهانی پررنگی داشت، مجری طرح بود و به عنوان کارگردان، فیلمهای کوتاه «خوره» و «سوربز» را ساخته بود. زمانیان سالها پیش در تلویزیون هم تلهفیلم پلیسی «پیله آهنی» را تهیه کرده بود و در فیلم «صددام» به کارگردانی پدرام پورامیری مجری طرح بود و اتفاقاً اسم پورامیری هم در تیتراژ «آرامبخش» به عنوان نویسنده هست.
* اردوبهشت
یکی از قدیمیترین و پرتکرارترین تمهای داستانی دنیا بویژه در سینما مربوط به مردهایی میشود که در زندگیشان مشکلات مالی زیادی دارند و بعد از اینکه یک پیشنهاد وسوسهبرانگیز سراغشان میآید که میتواند این وضع را عوض کند، حال و احوالشان کاملاً زیر و رو میشود. این درونمایه زیاد تکرار شده اما هر بار کیفیت کار به این بستگی پیدا میکند که چطور پرداخت شده باشد و قصه چگونه گسترش پیدا کند. «اردوبهشت» فیلمی است با همین تم داستانی که نخستین تجربه کارگردانی بلند محمد داوودی در سینماست. داوودی قبل از این نویسنده فیلمنامههای مطرحی مثل «جاندار»، «قصر شیرین»، «بیهمهچیز» و «نگهبان شب» بود و سال ۹۷ برای «قصر شیرین» سیمرغ بلورین فیلمنامه را گرفت. «بیهمهچیز» هم از جشنواره سیونهم سیمرغ بهترین فیلمنامه اقتباسی را گرفت. داوودی فیلمنامه اردوبهشت را همراه با کاظم دانشی نوشته که سال ۱۴۰۰ با علفزار در فجر چهلوسوم درخشید و سیمرغ فیلمنامه را گرفت و بعد از آن هم فیلمنامه «بیبدن» را نوشت که مرتضی علیزاده کارگردانیاش کرد. به عبارتی ۲ نفری که بیشتر از هر چیز تاکنون به عنوان فیلمنامهنویس و قصهگو در سینما دیده شدهاند، پشت روایت «اردوبهشت» بودند و همین قضیه امیدواریهایی را نسبت به اینکه پرداخت این روایت و گسترش قصه، کلیشهای نباشد، ایجاد کرد. حامد بهداد، شهرام حقیقتدوست، حدیث میرامینی، ستاره پسیانی، تورج الوند و مرتضی ابلی بازیگران اصلی این کار هستند.
* بیلبورد
یکی از سوژههای داغ اجتماعی که معمولاً برای مخاطب عام هم میتواند جالب باشد، زندگی چهرههای مشهور و مسائل شخصی و خانوادگی آنهاست. در سینمای دنیا از این نوع روایتها زیاد دیده شده اما سینمای ایران معمولاً با احتیاط سمت این مسائل رفته است. حالا سعید دشتی در نخستین تجربه کارگردانی بلندش سراغ ماجرای یک ستاره سینما رفته که به دلیل یک مشکل خانوادگی تمام اعتبارش را در سطح جامعه از دست میدهد و دچار چالشهای جدی میشود؛ یک داستان اجتماعی با زیرلایههای پلیسی. ظاهراً جسارت پرداختن به این موضوعات بیشتر از فیلمسازان جوانتر برمیآید. سعید دشتی قبل از این کارگردانی نمایشهای «تهران/ پاریس/ تهران»، «نیوجرسی»، «پدرخوانده» و «کلکسیونر» و همینطور فیلمهای کوتاه «لیبیدو» و «زنی که شاعر بود» را در کارنامهاش ثبت کرده بود. فیلمنامه «بیلبورد» را سامان زرهونه و صالح علویزاده به صورت مشترک نوشتند و محمدرضا مصباح و مهدی فتاحی به صورت مشترک تهیهکننده کار بودند. آناهیتا درگاهی و امین حیایی بازیگران اصلی فیلم هستند و از نکات جالب کار، بازی محمود گبرلو، مجری و منتقد سینما در این فیلم است.
* پروانه
بهمن کامیار که پارسال با فیلم «لاکپشت» در بخش اکرانهای ویژه جشنواره حضور داشت، امسال به عنوان تهیهکننده به جشنواره آمده است؛ فیلمی به اسم «پروانه» به کارگردانی محمد برزوییپور که نخستین کار بلند سینماییاش را ساخته و مثل اکثر فیلماولیهای چند دوره اخیر، از سینمای کوتاه میآید. ماجرای فیلم درباره زنی است به اسم پروانه که به قتل رسیده و همسرش پدرام، مظنون اصلی قتل است و در حال بازجویی است. اقبال به فضاهای جنایی و معمایی در سالهای اخیر از طرف مخاطبان ایرانی زیاد دیده شده اما سینما تاکنون چندان پاسخی به این نیاز نداده است. این اقبال را بیشتر از سینما، میتوان در سریالهای نمایش خانگی دید. البته ماجرای فیلم «پروانه» یک شباهت تلویحی به فیلم «شنای پروانه»، نخستین فیلم داستانی محمد کارت هم دارد و حتی جالب است که این شباهت در اسم هر ۲ فیلم هم دیده میشود. نویسنده فیلمنامه «پروانه» علیرضا عطاالله تبریزی است که قبلاً در سال ۹۶ به همراه احمد اطراقچی، فیلمنامه «چهلوهفت» را نوشت و کارگردانی کرد و در ۲ سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» و «خونسرد» به کارگردانی امیرحسین ترابی هم نویسنده بود؛ کارهایی که اکثراً تم جنایی و معمایی داشتند. بهمن کامیار که حالا تهیهکننده فیلم «پروانه» شده، قبلاً تهیهکننده سریال «خونسرد» هم بود. مهدی پاکدل، آناهیتا درگاهی، هومن برقنورد و محمد علیمحمدی از جمله هنرپیشههایی هستند که نقشهای اصلی این فیلم را بازی کردهاند.
* تقاطع نهایی شب
«تقاطع نهایی شب» را سعید جلیلی به عنوان یکی از فیلماولیهای امسال، نوشته و کارگردانی کرده است. کسی که از سال ۷۶ به عنوان عضوی از گروه تدارکات وارد سینمای حرفهای شد و بعد از آن پستهای مختلفی را در سینما تجربه کرد، مثلاً در گروه فیلمبرداری بود، بازیگر بود، دستیار برنامهریز و دستیار دوم و اول کارگردان هم بود. وی مجموعاً در حدود ۸۰ فیلم دستیار کارگردان و برنامهریز بوده و فیلم تلویزیونی «هفت رنگ» هم از سوابق کارگردانیاش به حساب میآید. در مجموع میشود گفت یکی از فیلماولیهای موسفیدکرده است که بعد از کلی مشقت و سختی توانستند نخستین کار رسمیشان را جلوی دوربین ببرند. ماجرای این فیلم درباره ۳ زن است که در قتل یک مرد مشارکت دارند و برای حل ماجرا دنبال راه چاره هستند. گیتی قاسمی، رویا جاویدنیا، امین زندگانی، الیکا عبدالرزاقی، نازنین کیوانی و پریچهر قنبری از جمله هنرپیشههایی هستند که در این فیلم بازی کردهاند.
* جهان مبهم هاتف
مجید رستگار یکی از فیلماولیهای فجر چهلوچهارم است که احتمالاً نامش برای بعضی دنبالکنندههای سینمای ایران آشنا باشد. رستگار کارگردان مستند «عابدان کهنز»، سریال «وضعیت زرد»، مجموعه طنز «حرفشم نزن»، فصل دوم از مجموعه نمایشی مسابقه کهکشان و مستند سینمایی «لاتارینو» بوده است. او حالا با فیلم «جهان مبهم هاتف» به فجر آمده که داستانش درباره ۲ نفر است به نامهای هاتف و جهان. ۲ نفری که برای ورود به جهان ناشناخته صنعت با تمام وجود تلاش میکنند بدون اینکه بدانند این دنیای پر از رقیب، چقدر مهیب و بیرحم است. آرمین رحیمیان، کیوان ساکتاف، رضا کیانیان و لیلا زارع در این فیلم بازی کردند و یزدان محمدکاظمی که قبلاً به عنوان نویسنده سریال «عشق کوفی» اسمش شنیده شده بود، فیلمنامه «جهان مبهم هاتف» را نوشته است.
* حال خوب زن
مهدی برزکی یکی از فیلماولیهای فجر چهلوچهارم است. وی سال قبل با «حدود ۱۳ کیلوگرم» در بخش فیلمهای کوتاه جشنواره حضور داشت و امسال توانسته با «حال خوب زن» به بخش مسابقه فیلمهای بلند داستانی بیاید. نیمههای آبان امسال بود که اعلام شد این فیلم به نویسندگی و کارگردانی سیدمهدی موسوی برزکی از شورای پروانه فیلمسازی مجوز غیرسینمایی گرفته اما حالا همین فیلم به جشنواره فجر آمده و به نوعی میشود گفت به عنوان یک فیلم سینمایی که ممکن است بتواند روی پرده هم برود، به رسمیت شناخته شده است. این فیلم درباره یک زوج جوان پزشک است که در رابطهشان به مشکلاتی برمیخورند و سراغ درمانگر میروند. مهدی برزکی سال قبل هم با فیلم کوتاه «حدود ۱۳ کیلوگرم» سراغ مساله زوجی رفته بود که مشکلاتی داشتند و خانمی را نشان داد که همسرش به خاطر اضافهوزن او را ترک کرده بود. حسین کاکاوند که سابقه تهیهکنندگی بسیاری از فیلمهای کوتاه را تا قبل از این داشت، در نخستین تجربه بلند مهدی برزکی هم به عنوان تهیهکننده همراهش بود. مهتاب ثروتی، علی مرادی، راضیه منصوری، حمید رحیمی، شهره موسوی، گلاویژ علم، علی تاریمی و علی مهربان در این فیلم بازی کردهاند.
* خواب
امسال جشنواره فجر مثل دوره گذشته فرصت این را پیدا کرد که باز هم از فیلم جدید رضا عطاران رونمایی کند؛ فیلمی که ماجرايش با کمدیهای معمول این سالها اندکی تفاوت دارد. عطاران سال ۹۱ فیلمی را کارگردانی کرده بود به اسم «خوابم میآد» که در آن با مریلا زارعی همبازی شده بود و آن فیلم توانست سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی اول را از فجر سیویکم بگیرد. حالا این ۲ نفر بعد از ۱۳ سال دوباره در فیلمی همبازی شدهاند به اسم «خواب» که به نظر میآید در اسمش هم ادای دینی به آن فیلم ۱۳ سال پیش شده است؛ هرچند این اسم واقعاً با محتوای کار همخوان به نظر میرسد. داستان فیلم درباره یک کارمند اداره بایگانی به اسم مجتبی است که درگیر روزمرگی خستهکننده زندگی شده. او دچار اختلال خواب میشود و در خوابهای دنبالهداری که میبیند، با زنی آشنا میشود که زندگیاش را تغییر میدهد. غیر از رضا عطاران و مریلا زارعی، هدی زینالعابدین، کاظم سیاحی و علی مصفا هم در این فیلم بازی کردهاند؛ فیلمی که نخستین تجربه کارگردانی مانی مقدم به حساب میآید.
* رقص باد
ما سینمایی داریم که یک بار تجربه ترجمه کردن میدان به زبان سینما را از سر گذرانده و حتی یکی دو نسل از فیلمسازانی را داریم که بخش قابل توجهی از تجربههای سینماییشان با تماشای فیلمهای دفاعمقدس رقم خورده است. برای همین عجیب به نظر نمیرسد که به فاصله حدود ۶ ماه بعد از جنگ ۱۲ روزه ایران با آمریکا و رژیم اسرائیل، حتی ببینیم که نخستین تجربه کارگردانی بلند داستانی از یک فیلمساز، با همین موضوع باشد. «رقص باد» نخستین تجربه کارگردانی سیدجواد حسینی است که با فیلمنامهای از حسین مهکام و به تهیهکنندگی ابوالفضل صفری ساخته شده. ماجرای فیلم درباره مردی است با سن بالای ۶۰ سال به اسم یونس که با یک لنج به جزیرهای در جنوب ایران میرسد. این اتفاق وسط جنگ ۱۲ روزه میافتد و یونس آنجا در آن جزیره، به یک هتل ساحلی میرود که یک خانم همسن و سال خودش به اسم انسی و دخترش مرجان آن را اداره میکنند. علیرضا شجاعنوری، سودابه بیضایی و امیر محمدی از جمله هنرپیشههایی هستند که در این فیلم بازی کردهاند.
* غوطهور
محمدجواد حکمی که از جوانترین فیلمسازهای جشنواره فجر امسال است و قبلاً با فیلم «متولد تهران» در چهلودومین فستیوال فیلم کوتاه تهران هم حضور داشت، از یک جهت پدیده بیسابقهای در جشنواره فجر به حساب میآید. این نخستین بار است که یک روحانی معمم با فیلم بلند داستانیاش به جشنواره آمده و البته با اینکه زیست طلبهها معمولاً از سوژههای جذاب و داغ سینمای ایران بوده، موضوع این فیلم هیچ ارتباطی به فضای طلبگی ندارد. «غوطهور» که محمدجواد حکمی غیر از کارگردان، نویسنده آن هم بوده، درباره یک افسر میانسال و کهنهکار اداره آگاهی است که وقتی در آستانه ارتقای درجه و رسیدن به جایگاه ریاست اداره قرار دارد، با پرونده پیچیدهای مواجه میشود. محسن قصابیان که قبلاً در فیلم کوتاه «متولد تهران» هم برای محمدجواد حکمی بازی کرده بود، اینجا یکی از بازیگران اصلی فیلم است و آیدا ماهیانی، مهران غفوریان، پیام احمدینیا، مسعود کرامتی، رویا جاویدنیا، نسیم ادبی و سیاوش چراغیپور از باقی بازیگران فیلم هستند.
* قمارباز
محسن بهاری که قبل از این به عنوان منشی صحنه فعال بود و در پروژههایی مثل «موسی کلیمالله»، «به وقت شام»، «بیهمهچیز»، «ایستاده در غبار» و «خورشید» در سینما و سریالهای «زیر هشت» و «لحظه گرگ و میش» در تلویزیون و «نهنگ آبی» در نمایش خانگی حضور داشت، امسال با نخستین فیلم بلند سینماییاش به فجر آمده که یک موضوع جاسوسی - معمایی دارد و به ماجرای جنگ ۱۲ روزه مربوط میشود. تم فیلم درباره نفوذ است و در خلاصه داستانش آمده یک مأمور مرموز به نام اردشیر، با نفوذ به خانه فردی به اسم فرید که برنامهنویس بانک مرکزی است، ادعا میکند برای آزادی معاون زندانی او آمده. در حقیقت داستان این فیلم درباره هک بانکها در جریان جنگ ۱۲ روزه است و فضای روانشناختی و تریلر دارد. امیر نوروزی و مجتبی پیرزاده بازیگران اصلی این فیلم هستند.
* کوچ
محمد اسفندیاری یکی از جوانترین فیلمسازهای این دوره از جشنواره فجر است که سال قبل اسمش بابت فیلم کوتاه «۱۳ سالگی» به تهیهکنندگی مهدی مطهر، توجه بعضی علاقهمندان سینما را جلب کرد. «کوچ» در حقیقت نخستین تجربه بلند و حرفهای هر دوی آنها به حساب میآید؛ هم مهدی مطهر و هم محمد اسفندیاری و نکته جالب اینکه سناریوی این فیلم را هم این ۲ نفر مشترکاً نوشتند. «کوچ» داستان یک پدر عیالوار روستایی به اسم مشحسن است که برای حفظ خانوادهاش از بانک وام میگیرد اما سیل و بعضی اتفاقات دیگر باعث مقروض شدنش به بانک میشود و قاسم، پسر ۱۳ ساله خانواده، برای جبران بدهی پدرش، همراه دوستانش عازم شهر میشود. احتمالاً اکثر ایرانیها لااقل اندکی از جزئیات زندگی سردار شهید سلیمانی را در دوره نوجوانی شنیدهاند و میدانند که این دقیقاً همان اتفاقی است که برای این شخصیت در سن نوجوانی افتاده بود. حتی اسم پدر سردار سلیمانی هم حسن بود و این میتواند دقیقترین نشانی باشد. بازیگران فیلم «کوچ» اکثراً از چهرههای کمتر دیدهشده سینما و تلویزیون هستند.