11/بهمن/1404
|
01:46
نماینده کنگره نسبت به بازگشت سربازان ایالات متحده با تابوت پس از جنگ با ایران هشدار داد

کابوس تابوت با پرچم آمریکا

کابوس تابوت با پرچم آمریکا

گروه بین‌الملل: با افزایش حضور ناوگان نیروی دریایی آمریکا در غرب آسیا، گمانه‌زنی‌ها مبنی بر آماده شدن آمریکا برای جنگ دیگری در منطقه این بار با ایران بالا گرفته است. تشدید تنش‌ها در منطقه 7 ماه پس از تجاوز جنگنده‌های آمریکایی علیه تاسیسات هسته‌ای ایران انجام می‌شود؛ بمبارانی که حتی به اعتراف بسیاری در خود آمریکا نتوانست قابلیت و توان هسته‌ای ایران را از میان بردارد و شاید همین مساله یکی از دلایل میل دوباره آمریکایی‌ها به آغاز جنگی جدید با ایران باشد. 
با وجود تهدیدات لفظی مقامات آمریکا علیه ایران و ادعای وزیر جنگ آن کشور  درباره آمادگی برای اجرای دستور ترامپ درباره ایران اما در خود آمریکا ترس از درگیری نظامی با ایران بالا گرفته است، تا آنجا که «مارجری تیلور گرین»، نماینده کنگره و هم‌حزبی ترامپ از ایالت جورجیا با نگرانی از احتمال جنگ جدید با ایران، خطاب به رئیس‌جمهور آمریکا گفته است حتی عملیات نظامی قبلی در ایران نیز سودی برای واشنگتن نداشت. تیلور گرین در یک گفت‌وگوی تلویزیونی گفت در جنگ قبل، ما ایران را به ‌خاطر اسرائیل بمباران کردیم و بله متاسفانه به خاطر اسرائیل بود. نماینده کنگره با ابراز ترس از احتمال جنگ دوباره با ایران و هشدار نسبت به اینکه جنگ با ایران کل دنیا را به آشوب می‌کشد، افزود: «کسانی که الان از این کار(جنگ با ایران) حمایت می‌کنند و برایش هورا می‌کشند، وقتی تابوت‌های با پرچم آمریکا را دیدند، نظرشان کاملاً عوض خواهد شد».
همزمان دونالد ترامپ روز جمعه در حالی که در کنار همسرش ملانیا ایستاده بود، با ژست یک چهره سیاسی متمایل به نظامی‌گری بار دیگر ادعای بازسازی ارتش آمریکا را مطرح کرد و مدعی شد گروهی (ناو) را به جایی به نام ایران اعزام کرده‌ایم و امیدوارم مجبور نشویم از آن استفاده کنیم. رئیس‌جمهور آمریکا در چند نوبت دیگر نیز درباره احتمال جنگ با ایران با تردید سخن گفته بود و روز گذشته روزنامه آمریکایی نیویورک‌تایمز در گزارشی نوشت ترامپ با مجموعه‌ای از گزینه‌های نظامی علیه ایران روبه‌رو شده است و این گزینه‌ها فراتر از گزینه‌های اولیه درباره جنگ است. اشاره به مجموعه گزینه‌ها به معنای آن است که احتمالات و نتایج جنگ با ایران برای رئیس‌جمهور آمریکا با ریسک و نتایج غیرمنتظره‌‎ای روبه‌رو است و این جنگ یک تصمیم آسان برای کاخ سفید نیست.
* به خاطر اسرائیل!
نه فقط «مارجری تیلور گرین»، نماینده کنگره دولت او را به تحمیل هزینه به واشنگتن برای حمایت از اسرائیل متهم کرده، بلکه کارشناسان دیگری نیز به صراحت گفته‌اند دولت ترامپ فقط به خاطر نتانیاهو و صهیونیست‌ها در حال حرکت به سوی جنگ با ایران‌است.
سرهنگ «دانیل دیویس»، از فرماندهان جنگ خلیج‌فارس (عملیات توفان صحرا)، جنگ دوم عراق و جنگ افغانستان است که این روزها به ترامپ درباره ورود به جنگ با ایران به خاطر اسرائیل هشدار داده است. سرهنگ آمریکایی درباره تحرکات مشکوک نظامی آمریکا علیه ایران گفت: «هیچ‌کس در ایالات متحده، هیچ کس در اسرائیل، هیچ‌کس در غرب به مردم ایران ذره‌ای اهمیت نمی‌دهد که بخواهد به خاطر آنها جنگی مرگبار با حکومت تهران به پا کند. این ادعا که نگران مردم ایران هستیم و فقط می‌خواهیم آنها را آزاد کنیم، یک بهانه بیش نیست و در واقع چیزی که محرک جنگ با ایران است، خواست اسرائیل از ما است. تل‌آویو، ایران را تکه‌تکه و تجزیه‌شده می‌خواهد یا در بهترین حالت به دنبال حکومتی در ایران است که مطیع‌شان باشد. بنابراین این جنگ فقط برای اسرائیل است و بهتر است واشنگتن به تل‌آویو اعلام کند اگر شما جنگ می‌خواهید، خودتان انجامش دهید».
«جفری ساکس»، اقتصاددان و استاد دانشگاه کلمبیای آمریکا نیز درباره نقش رژیم صهیونیستی در کشاندن آمریکا به جنگ با ایران گفت: ما با یک جنگ ترکیبی علیه ایران مواجهیم که به خواست اسرائیل شروع شده و در آن از هر ابزاری برای سرنگونی حکومت ایران استفاده می‌شود اما این رفتار آمریکا چیزی جز قلدری عریان نیست و این میزان از بی‌پروایی و قانون‌گریزی بخشی از وضعیت کنونی ایالات متحده است و جنگ با ایران برای جهان خطرناک و ویرانگر خواهد بود.
* دهه‌ها آماده‌سازی برای جنگ موعود
به نظر می‌رسد یکی از دلایل نگرانی‌ها در آمریکا برای جنگ با ایران، توان و آمادگی تهران برای ضربه متقابل است. «جورج فراست»، تحلیلگر آمریکایی در یادداشتی با هشدار درباره جنگ و نظامی‌گری آمریکا علیه ایران نوشت جایگاه استراتژیک ایران ریشه در دهه‌ها آماده‌سازی برای سناریوی جنگ احتمالی با آمریکا دارد. به گفته این نویسنده، از انقلاب ۱۹۷۹، دکترین نظامی و سیاست خارجی تهران بر اساس بقا در مواجهه با حمله خارجی بالقوه شکل گرفته و ایران به جای ایجاد یک نیروی متعارف که قادر به شکست آمریکا در نبرد رودررو باشد، روی قابلیت‌های نامتقارن سرمایه‌گذاری کرده است: موشک‌های بالستیک و کروز، استفاده از نیروهای نیابتی منطقه‌ای، عملیات سایبری و استراتژی‌های ضدضربه (از جمله موشک‌ها، پدافند هوایی، مین‌های دریایی، قایق‌های تندرو، پهپادها و قابلیت‌های جنگ الکترونیک). در این شرایط هر کسی که به ایران حمله کند، با هزینه‌های طولانی و فزاینده‌ای روبه‌رو خواهد شد. نویسنده آمریکایی معتقد است در مقایسه با عراق در سال ۲۰۰۳، وضعیت ایران بسیار گمراه‌کننده است، چون ایران بزرگ‌تر، پرجمعیت‌تر، از نظر داخلی منسجم‌تر و از نظر نظامی برای یک رویارویی مداوم بسیار آماده‌تر است. 
به گفته فراست، حمله به خاک ایران، مرحله آغازین فروپاشی حکومت نخواهد بود، چون تهران آماده پذیرش خسارت خواهد بود و قادر است این خسارت را در چندین عرصه دیگر از جمله در عراق، خلیج‌فارس و یمن به طرف مقابل وارد کند. 
وی معتقد است اگرچه آمریکا با بودجه نظامی سالانه نزدیک به ۹۰۰ میلیارد دلار ظرفیت آغاز درگیری با ایران را دارد اما چالش پیش روی آمریکا نه شروع جنگ، بلکه ادامه آن است، همچنین جنگ‌های عراق و افغانستان یک هشدار برای واشنگتن است، چون تخمین ‌زده می‌شود این ۲ جنگ روی هم، با احتساب مراقبت‌های بلندمدت از کهنه‌سربازان، پرداخت سود و بازسازی، بین ۶ تا ۸ تریلیون دلار آمریکا برای واشنگتن هزینه داشته است. این درگیری‌ها دهه‌ها طول کشید و پیش‌بینی هزینه آن بارها از پیش‌بینی‌های اولیه فراتر رفت و به افزایش بدهی عمومی آمریکا منجر شد. در نتیجه جنگ با ایران که کشوری بزرگ‌تر، توانمندتر و با نفوذ منطقه‌ای بیشتر است، قطعا مسیری پرهزینه‌تر برای واشنگتن خواهد بود.
به اعتقاد فراست، موقعیت جغرافیایی ایران با قرار گرفتن در کنار مسیرهای کلیدی انرژی جهانی، توانایی ایجاد اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز را برای تهران فراهم می‌آورد و چه بسا جنگ با ایران نتیجه‌ای غیرمنتظره و برخلاف انتظار را برای دولت ترامپ به بار بیاورد و مردم را در کنار حکومت منسجم‌ و متحد سازد.
* نه آمریکایی‌ها به جنگ با ایران!
بیشتر آمریکایی‌ها مخالف آغاز جنگ جدید این کشور با ایران هستند. این ادعا بر اساس نتایج نظرسنجی‌ها نیز قابل تایید است. به عنوان نمونه نظرسنجی جدید دانشگاه کوینیپیاک آمریکا که چهارشنبه گذشته منتشر شد، ثابت کرد بیشتر آمریکایی‌ها مخالف مداخله نظامی در ایران هستند. این نظرسنجی نشان داد از هر 10 پاسخ‌دهنده، 7 نفر معتقدند ایالات متحده نباید در ایران دخالت کند، در حالی که 18 درصد گفتند از مداخله حمایت می‌کنند و 12 درصد از پاسخ‌دهندگان نظری نداشتند.
آمریکایی‌ها همچنین خواستار نظارت کنگره بر فرمان‌های ترامپ درباره ارتش هستند و حداقل 65 درصد آمریکایی‌ها گفته‌اند کنگره نباید به ترامپ اجازه به راه انداختن جنگ جدید در غرب آسیا را بدهد.
«تیم مالوی» کارشناس نظرسنجی دانشگاه کوینیپیاک درباره نظر آمریکایی‌ها درباره جنگ با ایران گفت: «صحبت از مداخله احتمالی ارتش آمریکا در تحولات داخلی ایران با مخالفت شدید جامعه آمریکا روبه‌رو شده و رأی‌دهندگان می‌گویند کنگره باید مانعی در برابر دخالت نظامی آمریکا در هرگونه بحران خارجی باشد».
حتی در زمان تجاوز آمریکایی‌ها علیه تاسیسات هسته‌ای ایران نیز مخالفت‌های بسیاری با هرگونه جنگ علیه ایران وجود داشت و طبق نظرسنجی YouGov که پس از بمباران فردو انجام شد، حداقل ۸۵ درصد مردم آمریکا گفته بودند  نمی‌خواهند کشورشان با ایران وارد جنگ شود، در حالی که تنها ۵ درصد از جنگ حمایت کرده بودند.
* وعده‌های توخالی ترامپ
واقعیت‌ها و گزارش‌ها از آمریکا نشان می‌دهد آمریکایی‌ها از ترامپِ «ضدجنگ» حمایت می‌کنند و بخشی از دلایل رای‌آوری ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری این کشور نیز به دلیل انتقادات او علیه جنگ‌‍‌های بی‌پایان در خارج از آن کشور بوده است.
ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی خود گفته بود: «ما قصد داریم به جنگ‌های بی‌پایان‌مان پایان دهیم». او پس از پیروزی هم تأکید کرد: «من جنگ‌ها را شروع نمی‌کنم، من جنگ‌ها را متوقف خواهم کرد». با این حال لشکرکشی نظامی او در منطقه همزمان با تهدیدات نظامی علیه ایران برخلاف وعده‌های انتخاباتی او است. 
ترامپ همچنین در یکی از سخنرانی‌های انتخاباتی خود گفته بود: «ما یکسری افراد جنگ‌طلب را در کاخ سفید داریم، آنها همیشه می‌خواهند به جنگ بروند. می‌دانید چرا؟ چون قیمت هر موشک ۲ میلیون دلار است و آنها عاشق این هستند که همه جا موشک پرتاب کنند».
شعارهای ترامپ در زمان انتخابات علیه جنگ و تهدیدات کنونی او به جنگ با ایران، نشان‌دهنده‌ فروپاشی کامل وعده‌های او برای توقف جنگ‌هاست. تاکر کارلسون، کارشناس آمریکایی هم با کنایه به ترامپ گفت: «هر کسی این روزها درباره جنگ با ایران صحبت می‌کند، باید فوراً به عنوان کسی که به آمریکایی‌ها اهمیتی نمی‌دهد، خطاب شود».
وبگاه اینتلی‌نیوز نیز در گزارشی هشدار داد هرگونه درگیری نظامی مستقیم بین آمریکا و ایران نه‌تنها می‌تواند به بن‌بست نظامی برای دولت ترامپ منجر شود، بلکه اقتصاد جهانی انرژی را با شوک عمیقی مواجه خواهد کرد.
* دلالان جنگ!
در آمریکا بسیاری معتقدند  جنگ تبدیل به یک منبع درآمدزایی برای حامیان جنگ شده است. اندیشکده «ریسپانسیبل استیت کرفت» با انجام یک نظرسنجی نتیجه‌گیری کرده است اکثریت قریب به اتفاق آمریکایی‌ها یعنی 77 درصد معتقدند «سودجویان جنگ» و «سودجویی از جنگ» در ایالات متحده یک مشکل و عامل اصلی به راه انداختن جنگ‌های جدید است. همچنین بر اساس این گزارش، تقریباً دوسوم آمریکایی‌ها یعنی 64 درصد معتقدند مجتمع‌های نظامی - صنعتی آمریکا سود اصلی از حضور دائم ارتش آمریکا در نبردها و سایر فعالیت‌های نظامی در کشورهای خارجی را می‌برند.
این یافته‌ها نشان‌دهنده آگاهی فزاینده‌ای در آمریکا از این واقعیت است که تولیدکنندگان انبوه سلاح و سایر پیمانکاران پنتاگون در مجتمع‌های صنعتی نظامی، ذی‌نفعان اصلی ربع قرن جنگ‌های مداومی‌اند که آمریکا از زمان حمله دولت بوش به افغانستان و عراق در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ درگیر آن بوده است. روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال نیز سال ۲۰۲۱ در گزارشی به طور خلاصه نوشته بود: «چه کسی در افغانستان پیروز شد؟ پیمانکاران خصوصی!».
گزارش سی.ان.ان نیز نشان می‌دهد بیش از نیمی از بودجه سالانه پنتاگون به پیمانکاران خصوصی حوزه نظامی اختصاص می‌یابد. بر اساس این گزارش ۵ شرکت نظامی خصوصی در آمریکا بیشترین سود از جنگ را می‌برند: لاکهید مارتین، نورثروپ گرومن، ریتیون (RTX)، بوئینگ و جنرال داینامیکس. سودآوری اقتصادی از جنگ را حتی در گزارش‌های اقتصادی هم می‌توان دید، از جمله خردادماه امسال چند ساعت پس از تجاوز رژیم اشغالگر به ایران، سهام شرکت‌های تسلیحاتی آمریکا و اسرائیل که قبل از جنگ با کاهش شدید روبه‌رو بودند، به ناگهان به سوددهی رسید.
 گزارش‌ها حاکی از آن است یک روز پس از شروع حملات رژیم علیه ایران، سهام شرکت‌های نظامی نورثروپ، لاکهید و ریتیون که به اسرائیل و آمریکا سلاح می‌فروشند، ۴ درصد افزایش یافت. همچنین سهام شرکت‌های تسلیحاتی بلافاصله پس از بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران توسط جنگنده‌های آمریکایی در معاملات اولیه افزایش یافت و با پایان جنگ و برقراری آتش‌بس؛ روند افزایشی سوددهی شرکت‌های نظامی در بازارهای سهام متوقف شد.
«دیوید واین» انسان‌شناس سیاسی، نویسنده‌ مجموعه‌مقالاتی درباره‌ جنگ و صلح و مولف کتاب «ایالات متحده‌ جنگ؛ تاریخ جهانی درگیری‌های بی‌پایان آمریکا، از کلمب تا داعش» درباره سودجویی از جنگ‌های خارجی در آمریکا معتقد است پذیرش جنگ دیگری از سلسله‌جنگ‌های بی‌پایان توسط ترامپ، شواهد جدید و تازه‌ای ارائه داده و نشان می‌دهد با وجود مخالفت اغلب مردم آمریکا با جنگ اما کاخ سفید این روزها بر شیپور جنگ با ایران می‌دمد و مردم بخوبی می‌دانند وقتی بمب‌ها شروع به ریختن می‌کنند، مردم عادی رنج می‌برند و همزمان جنگ‌طلبان آمریکا ثروتمندتر می‌شوند.

پیوند جنگ و صنعت در آمریکا

جنگ در آمریکا تبدیل به یک عامل رشد صنعت شده است. به گفته کارشناسان سود شرکت‌های تسلیحاتی آمریکا از جنگ‌ها معمولاً غیرمستقیم اما سیستماتیک است. یعنی این شرکت‌ها خودشان به صورت مستقیم جنگ راه نمی‌اندازند اما وقتی جنگ یا تنش نظامی شکل می‌گیرد، فعال‌تر و پرسودتر می‌شوند. پیوند جنگ و اقتصاد در آمریکا را در 6 عامل توضیح می‌دهیم.
۱- افزایش بودجه نظامی دولت آمریکا
با شروع یا تشدید جنگ، کنگره بودجه نظامی را بالا می‌برد و پنتاگون قراردادهای جدید می‌بندد و این قراردادها باعث افزایش سودآوری شرکت‌های تسلیحاتی می‌شود.
برندگان اصلی قراردادهای نظامی پنتاگون: لاکهید مارتین، ریتون، نورثروپ گرامن و بوئینگ
این بودجه‌ها شامل خرید جنگنده (مثل اف 35)، موشک و سامانه‌های پدافندی، پهپادها و مهمات مصرفی می‌شود.
2-  مصرف‌پذیر بودن تسلیحات
در جنگ، موشک‌، گلوله‌ و پهپاد مصرف و انبارها خالی می‌شود و دولت‌ها مجبورند دوباره سفارش بدهند. به عنوان مثال، هر موشک پاتریوت که شلیک می‌شود، سفارش جدید چندمیلیون دلاری برای شرکت‌های تسلیحاتی ثبت می‌شود.
۳- صادرات سلاح به متحدان
وقتی جنگ یا تهدید وجود دارد، کشورهای متحد آمریکا (اروپا، غرب آسیا و شرق آسیا) احساس ناامنی می‌کنند و خرید سلاح از شرکت‌های آمریکایی را افزایش می‌دهند. به عنوان نمونه عربستان، رژیم صهیونیستی، کشورهای عضو ناتو، ژاپن و کره‌جنوبی بزرگ‌ترین خریداران سلاح از شرکت‌های آمریکا هستند.
۴- قراردادهای بلندمدت تضمین‌شده
با تشدید تنش‌ها و جنگ، قراردادهای نظامی متحدان آمریکا با واشنگتن معمولاً به صورت چندساله یا چندده‌ساله با سود تضمین‌شده منعقد می‌شود و حتی در رکود اقتصادی هم لغو نمی‌شود. این یعنی جنگ، ثبات درآمد برای شرکت تسلیحاتی و کاخ سفید را به همراه خواهد داشت.
5- لابی در کنگره
شرکت‌های تسلیحاتی دارای لابی قدرتمند در کنگره هستند و در ایالت‌های مختلف با تاسیس کارخانه و صنایع تولیدی شغل ایجاد می‌کنند. در نتیجه نمایندگان کنگره تمایل ندارند بودجه نظامی را قطع کنند، چون رأی و شغل به ایالت‌ها در خطر می‌افتد.
۶-  بازار سهام
با شروع جنگ، سهام شرکت‌های تسلیحاتی معمولاً رشد می‌کند و سرمایه‌گذاران انتظار سود بیشتری دارند. همه این‌ شرایط باعث شده یک اصطلاح معروف شکل بگیرد و گفته شود «مجتمع نظامی - صنعتی» به معنای پیوند میان ارتش، سیاستمداران و شرکت‌های تسلیحاتی است.
* نتیجه‌گیری
جنگ باعث افزایش بودجه دفاعی می‌شود، افزایش بودجه مساوی است با قراردادهای بیشتر و قرارداد بیشتر به معنای سود بالاتر شرکت‌های تسلیحاتی است.

ارسال نظر
پربیننده