11/بهمن/1404
|
01:45
هواداران پرسپولیس درباره اوسمار و کارایی‌اش به شک و تردید افتاده‌اند

زنگ هشدار

بهراد رشوند: در فوتبال، فاصله میان تحسین و تردید، گاهی به اندازه چند سوت داور است. اوسمار ویرا تا همین چند هفته قبل، در قامت مربی‌ای معرفی می‌شد که آمده تا نسخه‌ای منطقی و حساب‌شده از پرسپولیس ارائه دهد؛ مربی‌ای که بدون هیاهو، بدون ژست‌های اغراق‌شده و بدون جنگ‌های رسانه‌ای، مسیرش را می‌رود و نتیجه می‌گیرد اما حالا، بعد از حذف از جام حذفی و ۲ شکست در 3 بازی اخیر، همان تصویر باثبات، ترک‌های ‌ریزی برداشته که نمی‌شود نادیده‌شان گرفت.
این نوشته، نه بیانیه علیه اوسمار است و نه تلاش برای زیر سؤال بردن کلیت انتخاب او. هنوز هم در باشگاه و میان بخش بزرگی از بدنه هواداری، اجماع قابل‌ توجهی درباره درستی سپردن نیمکت پرسپولیس به سرمربی برزیلی وجود دارد. حتی کسب عنوان بهترین سرمربی ماه نیز نشانه‌ای از همین نگاه مثبت است اما خاصیت نیمکت تیم‌های بزرگ، این است که هیچ موفقیتی ذخیره نمی‌شود و هر لغزش تازه، پرونده‌ای جدید باز می‌کند.
* شروعی که دیگر درخشان نیست
پرسپولیس اوسمار، فصل را با بردهایی آغاز کرد که شاید از نظر زیبایی‌شناسی خیره‌کننده نبودند اما در جدول کار را جلو می‌بردند. بردهای کم‌گل، مدیریت‌شده و اصطلاحاً اقتصادی. همان چیزی که در کورس قهرمانی، اغلب از فوتبال چشم‌نواز مهم‌تر است اما با ورود به نیم‌فصل دوم، همان تیم کم‌اشتباه، از ریتم خارج شد.
به‌جز دیدار هفته گذشته مقابل سپاهان، پرسپولیس در ۲ بازی‌ دیگر نیم‌فصل دوم، نه‌تنها برتری محسوسی نداشت، بلکه در مقاطعی کاملاً سردرگم نشان داد. این افت، بیش از آنکه محصول بدشانسی باشد، نشانه‌ای از مشکلات ساختاری است؛ مشکلاتی که حالا دیگر فقط در حد زمزمه نیست و خودش را در نتایج نشان می‌دهد.
شکست مقابل فولاد در اهواز، یکی از همان بازی‌هایی بود که آمار و تصویر، هر 2 علیه پرسپولیس شهادت دادند. تیمی که در نیم‌فصل اول به‌سختی گل می‌خورد، در یک مسابقه ۳ بار دروازه‌اش باز شد؛ آن هم مقابل تیمی که تا پیش از این، یکی از ضعیف‌ترین خطوط هجومی لیگ را داشت. این تضاد، اتفاقی نیست.
* فروریختن دیوار دفاع
دفاع پرسپولیس، در هفته‌های ابتدایی فصل، شبیه یک سازه بتنی بود؛ کم‌ریسک، منظم و قابل اتکا اما در نیم‌فصل دوم، این دیوار ترک برداشته است. دریافت ۶ گل در 3 مسابقه اخیر، فقط یک عدد نیست؛ نشانه‌ای است از به‌هم‌ریختگی، ناهماهنگی، افت تمرکز و شاید هم فرسودگی ذهنی.
فولاد با کمترین زحمت، به فضاهایی دست یافت که پیش از این، عبور از آنها برای رقبا تقریباً غیرممکن بود. خط دفاع پرسپولیس نه در پوشش عمقی موفق بود، نه در واکنش به تغییر ریتم حریف. وقتی تیمی که ۷ گل در کل فصل زده، ناگهان ۳ بار دروازه‌ات را باز می‌کند، دیگر نمی‌شود همه چیز را به جزئیات یا اشتباهات فردی تقلیل داد.
اوسمار هنوز پاسخ روشنی برای این افت دفاعی ارائه نکرده؛ مساله‌ای که اگر زودتر حل نشود، می‌تواند تمام پروژه فصل را زیر سؤال ببرد.
* وقتی ارونوف خاموش می‌شود
یکی از ستون‌های اصلی فوتبال پرسپولیس در هفته‌های اخیر، اوستون ارونوف بوده؛ بازیکنی که با تحرک، سرعت و جسارتش، گره‌های زیادی را باز کرده است. فولاد اما بخوبی می‌دانست اگر این مهره را از جریان بازی خارج کند، نیمی از توان هجومی پرسپولیس را مهار کرده است.
برخلاف تصور، مأموریت مهار ارونوف فقط به رامین رضاییان سپرده نشده بود. فولاد در تمریناتش، دفاع منطقه‌ای مقابل این ستاره ازبک را تمرین کرده و در زمین، دقیقاً همان را اجرا کرد. نتیجه؟ ارونوف به‌ندرت توانست در فضاهای همیشگی‌اش توپ‌گیری کند یا برتری عددی بسازد.
در کنار او، سروش رفیعی نیز – که شاید مهم‌ترین مغز متفکر پرسپولیس در دوران اوسمار بوده – از کار افتاد. ارسال‌های پشت دفاع که در هفته‌های گذشته یکی از ابزارهای محبوب سرمربی برزیلی بود، مقابل فولاد بی‌اثر شد. خروج همزمان ارونوف و سروش، چه به دلیل مصدومیت و چه ملاحظات فنی، عملاً پرسپولیس را از ۲ بازوی خلاقش محروم کرد.
* تعویض‌هایی که معادله را عوض نکرد
اوسمار در مقایسه با بسیاری از مربیان لیگ، جسارت بیشتری در تعویض‌های زودهنگام دارد؛ ویژگی‌ای که گاهی امتیاز است و گاهی ریسک. در بازی اهواز اما، ریسک جواب نداد. تغییر سیستم به ۳ دفاعه و ورود بازیکنان جانشین، نه‌تنها گرهی باز نکرد، بلکه جریان بازی را پیچیده‌تر کرد.
بیرون کشیدن سروش رفیعی، تصمیمی بود که حتی موافقان اوسمار را هم به فکر فروبرد.
نیمه دوم، پرسپولیس تقریباً هیچ راهی برای نفوذ از عمق نداشت و ناچار شد بازی را به کناره‌ها ببرد؛ دقیقاً همان مسیری که فولاد برایش برنامه داشت. تراکم نفرات فولاد در کناره‌ها، هر تلاش پرسپولیس را خنثی می‌کرد.
ورود امیرحسین محمودی به جای امید عالیشاه هم از آن تصمیم‌هایی بود که در تئوری جذاب به نظر می‌رسید اما در عمل، تأثیر تعیین‌کننده‌ای نداشت. محمودی شروع بدی نداشت اما هرچه بازی جلوتر رفت، در موج مسابقه حل شد و نتوانست نقش متفاوتی ایفا کند.
در خط حمله نیز علی علیپور، دیگر آن مهاجم مؤثر هفته‌های ابتدایی نیست. افت محسوس او، همزمان با کاهش خلق موقعیت تیم، زنگ خطر دیگری است که نمی‌شود نادیده‌اش گرفت.
پرسپولیس هنوز از کورس قهرمانی خارج نشده. نزدیکی امتیازات در بالای جدول و درگیری استقلال، تراکتور و سپاهان با مسابقات آسیایی، شرایطی فراهم کرده که اوسمار همچنان شانس اصلاح مسیر را دارد. ۱۲ بازی باقی‌مانده، فرصت کمی نیست.
اما شکست مقابل فجر شهید سپاسی و فولاد – تیم‌هایی خارج از دایره مدعیان – پیام روشنی دارد: اگر مشکلات قلب خط دفاع ترمیم نشود، اگر وابستگی بیش از حد به ارونوف ادامه پیدا کند و اگر از عمق اسکواد استفاده بهتری نشود، موج انتقادات تندتر خواهد شد.
جدول شاید هنوز ساده باشد اما حس عمومی اطراف پرسپولیس، دیگر آن اطمینان هفته‌های اول را ندارد و این، همان لحظه‌ای است که مربی باید نشان دهد ساعتش با زمان فوتبال ایران تنظیم است یا نه.

ارسال نظر
پربیننده