
امیرعباس نوری: شامگاه شنبه ۱۱ بهمن، در حالی که رسانههای صهیونیستی از شمارش معکوس برای حمله نظامی آمریکا به ایران مینوشتند، ناگهان اخبار به طرز محسوسی از جنگ فاصله گرفت و به سمت گفتوگوی میان آمریکا و ایران متمایل شد. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران که روز جمعه به مسکو سفر کرده و با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه دیدار کرده بود، پس از بازگشت از این کشور توئیتی منتشر کرد و با رد فضاسازیهای رسانهای درباره حتمی بودن وقوع جنگ، نوشت: «شکلگیری ساختاری برای مذاکرات در حال پیشرفت است». این توئیت از آن جهت مورد توجه قرار گرفت که از روز چهارشنبه خبری مبنی بر پیشنهاد جدید آمریکا برای مذاکره با ایران در برخی رسانهها منتشر شد. پس از انتشار این خبر، هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه اعلام کرد روز جمعه میزبان سیدعباس عراقچی خواهد بود تا درباره ابتکارات جدید برای از سرگیری مذاکرات هستهای ایران و آمریکا گفتوگو کنند. استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ در موضوع هستهای ایران هفته گذشته یک بار دیگر شروط آمریکا برای عقبنشینی از جنگ و مذاکره با ایران را اعلام کرده بود. این شروط شامل خروج ذخایر اورانیوم غنیشده از ایران، تعطیلی غنیسازی و بازگشت و استقرار بازرسان آژانس در ایران، محدودیت توان موشکی ایران و عدم همکاری ایران با جبهه مقاومت و خلع سلاح آنها بود. ایران صراحتا اعلام کرد با این شرطها موافقت نمیکند، چرا که این شروط به معنای تسلیم ایران و جدیتر شدن گزینه حمله نظامی به ایران تلقی میشود. در چنین شرایطی که شروط آمریکا برای از سرگیری مذاکره با ایران نشاندهنده تصمیم این کشور برای حمله نظامی به ایران بود، مقامات ترکیه از ایدهای جدید خبر دادند. عراقچی روز جمعه به استانبول رفت و به ترتیب با هاکان فیدان و رجب طیب اردوغان دیدار و گفتوگو کرد. عراقچی در نشست خبری با فیدان، مواضع ایران را اعلام کرد. او گفت ایران همواره از مذاکره مبتنی بر پذیرش حقوق خود استقبال کرده و میکند و اتفاقا این آمریکاست که از میز مذاکره گریزان است. او همچنین تصریح کرد ایران درباره توان دفاع موشکی خود به هیچ عنوان مذاکره نخواهد کرد. در واقع اظهارات عراقچی، تکرار مواضع اخیر ایران درباره شرایط مذاکره با آمریکا بود. همزمان با سفر عراقچی به ترکیه، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز راهی مسکو شد و روز جمعه با پوتین دیدار کرد. این تحرکات دیپلماتیک نهایتا منجر به توئیت لاریجانی پس از بازگشت از مسکو شد. محتوای این توئیت لاریجانی حاکی از این بود که ایده جدید آمریکا برای از سرگیری مذاکره، قابل بررسی است. لاریجانی در این توئیت نوشت پیشرفتهایی درباره ساختار مذاکرات جدید با آمریکا حاصل شده است. این توئیت لاریجانی به سرعت به خبر نخست رسانههای دنیا تبدیل شد. چند دقیقه پس از انتشار این توئیت، ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز مدعی شد اولویت برای او، مذاکره و توافق با ایران است. او همچنین مدعی شد گفتوگوها با ایران در جریان است. توئیت لاریجانی و اظهارات ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز باعث شد بحث احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران جای خود را به موضوع مذاکره میان ایران و آمریکا بدهد. در این میان آنچه جلب توجه کرد انتشار خبری مبنی بر سفر نتانیاهو به آمریکا بود. همزمان با انتشار توئیت لاریجانی و اظهارات ترامپ مبنی بر اولویت داشتن گفتوگو نسبت به جنگ، برخی رسانههای عبری از سفر آتی نتانیاهو به آمریکا خبر دادند. در حالی که نتانیاهو یک ماه پیش در فلوریدا با ترامپ دیدار کرده بود، این رسانهها نوشتند او دوباره و این بار اواسط فوریه به آمریکا سفر خواهد کرد. انتشار خبر سفر احتمالی نتانیاهو به آمریکا باعث شد برخی کارشناسان این گمانه را مطرح کنند که او برای اخلال در روند مذاکرات احتمالی آمریکا و ایران به واشنگتن خواهد رفت. طبق گزارشات رسانههای آمریکایی، همچنین اظهارات برخی اعضای سرشناس جنبش ماگا، لشکرکشی آمریکا علیه ایران بر اساس یک طرح اسرائیلی انجام شده و نتانیاهو و لابی صهیونیستی در آمریکا طراحان اصلی حمله آمریکا به ایران هستند. واقعیتهای میدانی نیز همین موضوع را تایید میکند. پروژه ایجاد آشوب در ایران با محوریت موساد پیگیری و انجام شد و هدف اصلی آن نیز زمینهسازی برای حمله نظامی آمریکا به ایران بود. به همین خاطر چهرههای سرشناس هوادار ترامپ در جنبش ماگا موضوع حمله احتمالی نظامی آمریکا به ایران را مغایر منافع ملی آمریکا دانسته و ترامپ را به خاطر اینکه منافع اسرائیل را بر منافع آمریکا در اولویت قرار داده است، سرزنش کردند. مقامات ترکیه نیز طی روزهای اخیر بارها تصریح کردند حمله نظامی آمریکا به ایران یک طرح اسرائیلی است و نتانیاهو طراح و معمار این پروژه است. مقامات ترکیه اعلام کردند یکی از دلایل مخالفت آنها با حمله نظامی آمریکا به ایران، این است که این حمله بر اساس پروژه نتانیاهو برای تنشزایی در منطقه طراحی شده است؛ پروژهای که مقامات ترکیه معتقدند دامنگیر خود آنها نیز خواهد شد. به همین خاطر انتشار خبر سفر آتی نتانیاهو به آمریکا، آن هم در شرایطی که موضوع مذاکره میان ایران و آمریکا مجددا قوت گرفته است، نشاندهنده مخالفت نتانیاهو با هر نوع توافق میان ایران و آمریکا و اصرار او بر حمله نظامی آمریکا به ایران است.
* جزئیات چیست؟
هنوز ایده میانجیان درباره مذاکرات میان ایران و آمریکا به صورت رسمی اعلام نشده. ترامپ در مصاحبه با فاکسنیوز صرفا گفته است در حال گفتوگو با ایران هستیم.
توئیت علی لاریجانی نیز توضیحات چندانی درباره این ایده ارائه نمیدهد. لاریجانی در این توئیت نوشت در «ساختار» مذاکرات، پیشرفت حاصل شده است. بنابراین جزئیات ایده جدید برای مذاکره طرفین هنوز به صورت رسمی مطرح نشده است. موضع آمریکا تا پیش از طرح جدید مذاکره، به گونهای بوده که اساسا امکان مذاکره را از بین میبرد. تعطیلی غنیسازی و بازگشت بازرسان آژانس به ایران، خروج ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد غنیشده ایران، محدودیت گسترده برنامه موشکی و همینطور خلع سلاح جبهه مقاومت، ارکان شروط آمریکا بوده است. بنابراین با توجه به موضع علی لاریجانی، بعید است ایده جدید مذاکراتی، مبتنی بر این شروط باشد. روز پنجشنبه در حالی که هنوز عراقچی به استانبول سفر نکرده بود، برخی منابع خبری غربی مدعی شدند پیشنهاد جدید آمریکا برای مذاکره با ایران، صرفا درباره ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد غنی شده ایران است. یعنی آنچه اکنون طرفین درباره آن سخن میگویند موضوع تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد است. شامگاه شنبه یک عضو اندیشکده آمریکایی «شورای آتلانتیک» با استناد به توئیت لاریجانی، درباره ایده جدید مذاکرات میان ایران و آمریکا تحلیلی را مطرح کرد. دنیس سیترونوویچ درباره توئیت لاریجانی نوشت: «به نظر میرسد کشورهای عرب خلیج فارس، مصر و ترکیه به این درک مشترک رسیدهاند که وقتی یک کمپین نظامی آغاز شود، کنترل تشدید تنش بسیار دشوار خواهد بود و بازگرداندن آن به مسیر توافق حتی سختتر است. در نتیجه، این کشورها در تلاشند یک چارچوب توافق یا نقشه راه برای رسیدن به یک توافق بین ایران و آمریکا تدوین کنند. با توجه به فقدان عمیق اعتماد بین طرفها که یک توافق جامع در کوتاهمدت را غیرواقعی میکند، هدف فوری و اصلی ابتدا توقف تشدید تنش است. این کار احتمالاً از طریق یک توافق چارچوبی انجام میشود که به احتمال زیاد بر مسائل مرتبط با برنامه هستهای تمرکز دارد، از جمله احتمالاً تحویل مواد غنیشده تا سطح ۶۰ درصد (۴۰۰ کیلوگرم) از سوی ایران. ایده اصلی این است که به یک تفاهم برسند که از تشدید بیشتر تنش جلوگیری کند، زمان بخرد و تنها پس از آن طرفها بتوانند وارد جزئیات شوند». این تحلیل عضو اندیشکده شورای آتلانتیک، اخبار پیشین درباره اینکه ایده فعلی، مذاکره بر سر ذخایر اورانیوم است را تقویت میکند. بر اساس تحلیل ادعایی دنیس سیترونوویچ، مذاکره بر سر ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد یک مبنا برای شروع جدی مذاکرات میان ایران و آمریکاست و در صورتی توافق روی کلیات، طرفین وارد جزئیات میشوند. این تحلیل عضو اندیشکده شورای آنلانتیک منطبق بر اظهارات اخیر هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه درباره توافق میان ایران و آمریکاست.
فیدان به مقامات آمریکایی توصیه کرد بهتر است برای مذاکره و توافق با ایران، یک فرآیند مرحله به مرحله را در پیش بگیرند. البته همانگونه که گفته شد، هنوز هیچ منبع رسمی، این موضوع را تایید نکرده است. بنابراین نمیتوان چندان با جدیت، آن را ارزیابی کرد. با این حال آنچه واضح و مشخص است این است که موضع ایران درباره حقوق قانونی ملت، بویژه قدرت دفاعی و توان بازدارندگی، ثابت و غیرقابل تغییر است، چرا که معنی ساده و سرراست پذیرش شروط آمریکا در این باره، تسلیم ایران و همینطور ترغیب آمریکا و رژیم صهیونیستی برای حمله نظامی به ایران است. بنابراین هم آمریکاییها و هم سایر طرفین درگیر در این موضوع درباره ثابت بودن و غیر قابل تغییر بودن موضع ایران در این باره کاملا مطمئن هستند. ایده و محتوای طرح جدید برای مذاکره میان ایران و آمریکا اعلام نشده است اما اگر محتوای این طرح همینی باشد که مورد اشاره قرار گرفت، معانی و پیامهای مختلفی در بر دارد. مهمترین پیام این طرح، عقبنشینی آمریکا از ادعای حمله نظامی به ایران است. در صورت صحت این طرح مذاکراتی، مشخص میشود همه ارزیابیها درباره تردیدهای آمریکا برای درگیری نظامی مستقیم با ایران درست بوده و آمریکا نگرانیهای جدی درباره عواقب و هزینههای جنگ احتمالی با ایران دارد.
البته هنوز زود است در این باره اظهارنظر شود. سابقه عملکرد آمریکاییها بویژه رفتار ترامپ نشان داده به هیچوجه نباید به او، اظهارات و وعدههایش اعتماد کرد. درباره ایده مذاکراتی جدید، برخی صاحبنظران معتقدند هدف اصلی ترامپ از این ایده، خرید زمان برای رسیدن ناوگروه و کشتیهای نظامی جدید آمریکایی به منطقه است. این کارشناسان همچنین معتقدند ترامپ با خرید زمان، همچنان در حال برآوردهای لازم درباره هزینه/ فایده حمله نظامی به ایران است. برخی دیگر از کارشناسان نیز با توجه به سوابق بدعهدی آمریکا، همینطور رفتار فریبکارانه ترامپ در خلال مذاکراتی که به جنگ ۱۲ روزه منتهی شد، معتقدند ترامپ با ایده جدید مذاکراتی، هم دنبال ارزیابی و برآورد واکنش ایران است و هم دنبال فرصتی برای غافلگیر کردن ایران. برخی دیگر از کارشناسان هم میگویند چرخش ناگهانی ادبیات و موضع ترامپ از تمرکز بر حمله نظامی به ادعای اولویت داشتن مذاکره و توافق دیپلماتیک، یک حیله و ترفند امنیتی برای رصد تحرکات مقامات و فرماندهان ایرانی است. به هر حال، با وجود نشانههای مختلفی که حاکی از تمایل آمریکا به مذاکره است، واقعیات مربوط به رفتار و شخصیت ترامپ باعث شده یک بدبینی عمیق نسبت به مواضع و ادعاهای او، هم در ایران و هم در بین مقامات سایر کشورها ایجاد شود. با این حال اگر آمریکاییها در این مقطع نسبت به آنچه درباره مذاکره با ایران مطرح کردهاند جدی باشند، واضحترین معنی آن، چرخش از گزینه جنگ به مذاکره است و این یعنی عقبنشینی آنها از گزینه درگیری نظامی. البته برخی اخبار حاکی است آمریکاییها زمینه و مقدمه توجیه این چرخش دیدگاه را نیز فراهم کردهاند. نشریه تلگراف روز جمعه در خبری مدعی شد ترامپ تایید کرده هدف او از لشکرکشی به سمت ایران، متقاعد کردن مقامات جمهوری اسلامی ایران به پذیرش مذاکره است. البته واقعیات مربوط به مذاکرات میان ایران و آمریکا در یک سال اخیر به وضوح نشان میدهد ایران همواره از دیپلماسی و مذاکره استقبال کرده و اتفاقا این آمریکاست که به بهانههای مختلف از میز مذاکره فراری بوده است. با این وجود این ادعای تلگراف، اگر صحت داشته باشد میتواند به معنای این باشد که دولت آمریکا در حال زمینهسازی برای توجیه عقبنشینی از جنگ و رو آوردن به مذاکره است. البته باز هم باید به این نکته مهم اشاره کرد که یک بیاعتمادی عمیق نسبت به مواضع و رفتار دولت آمریکا و بویژه شخص ترامپ وجود دارد و سوابق او نشان داده حتی در صورت حصول یک توافق نیز باید همواره نسبت به اعتبار و ماندگاری این توافق، بدبین بود.
* موضع ایران چیست؟
همانگونه که گفته شد ایران پیش از این و در مقاطع مختلف زمانی اعلام کرده به هیچ عنوان بر سر حقوق قانونی ملت و همینطور بر سر امنیت کشور مذاکره نخواهد کرد. این موضع ایران در سالهای اخیر همواره ثابت بوده است. چه در مذاکرات مربوط به برجام در دوره ریاستجمهوری اوباما، چه در دولت اول ترامپ و در مقابل شروط یازدهگانه پمپئو، چه در دولت بایدن و همینطور در یک سال نخست دولت دوم ترامپ، این موضع ایران بدون تغییر مانده است. در ماهها، هفتهها و حتی روزهای اخیر که تهدیدات نظامی ترامپ علیه ایران به اوج خود رسیده نیز ایران ثابت و تغییرناپذیر بودن موضع خود مبنی بر غیر قابل مذاکره بودن امنیت کشور، بویژه توان موشکی و قدرت منطقهای را اعلام کرده و نشان داده است. دلایل این موضع ایران نیز مشخص است. پذیرش برخی شروط آمریکا بویژه شرطهای مربوط به تحدید توان موشکی و خلعسلاح جبهه مقاومت، به معنای تسلیم شدن ایران است. ضمن اینکه این تسلیم، نهتنها منجر به ترک مخاصمه از سوی آمریکا نمیشود، بلکه در اصل، عاملی محرک و ترغیبکننده برای حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران میشود. بنابراین هم آمریکاییها و هم مقامات کشورهای منطقه میدانند این موضع ایران تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد و در صورت اصرار آمریکا روی این شروط، ایران آماده دفاع از خود در برابر حمله نظامی آمریکاست. در چنین شرایطی، قاعدتا اگر ایران یک ایده مذاکراتی را قابل بحث میداند، معنی آن این است که خط قرمزهای ایران در این ایده گنجانده و لحاظ شده است. اگر طرح فعلی برای مذاکره، همانی باشد که برخی رسانههای غربی درباره ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد مطرح کردهاند، آنگاه موضع ایران در قبال این طرح مشخص است. این طرح، ایده جدیدی نیست. پیش از این نیز در مقاطع زمانی مختلف، این ایده مطرح شده و ایران نیز به آن پاسخ داده است.
آمریکا در قبال خروج یا اکسید این ذخایر، چه امتیازی برای ایران روی میز میگذارد؟ از سوی دیگر، با توجه به سوابق بدعهدی آمریکاییها بویژه ترامپ و بدبینی عمیق ایران نسبت به او، چه تضمینهایی درباره پایبندی آمریکا به هر نوع توافق احتمالی وجود دارد؟ از همه مهمتر، اگر قرار باشد توافقی درباره این موضوع انجام شود، قاعدتا باید تضامین امنیتی لازم و محکم از آمریکا گرفته شود، بویژه اینکه این فرمت مذاکراتی، مجددا بر سر سایر موضوعات تکرار نشود. بنابراین ساختاری که علی لاریجانی به آن اشاره کرده، باید به گونهای طراحی شود که ملاحظات جدی ایران، مبنی بر اخذ تضامین محکم و لازم، هم درباره انجام تعهدات طرف مقابل و همینطور درباره الزامات امنیتی در آن گنجانده شود. در مجموع، یک بار دیگر باید به این نکته مهم و اساسی اشاره شود که اکنون کشور و رئیسجمهوری در مقابل ایران قرار دارند که هم فاقد کمترین اعتبار بینالمللی، بویژه نسبت به پایبندی به تعهدات خود هستند و هم کمترین اعتمادی درباره ثبات مواضع و تصمیماتشان وجود ندارد. همین بیاعتباری و بیاعتمادی باعث شده حتی در شرایطی که مقامات ارشد کشورهای همسایه ایران در حال میانجیگری و انتقال پیامهای سران آمریکا به ایران درباره مذاکرات جدید هستند، هیچکس نسبت به چشمانداز این طرح و تلاش جدید خوشبین نباشد. در حالی که مذاکرات در مراحل اولیه خود قرار دارد و قاعدتا طرفین درباره جزئیات مشغول مذاکره و گفتوگو هستند تا یک ساختار و مبنای مورد توافق برای شروع مذاکرات تعریف و تثبیت شود، در عین حال هم ایران و هم بازیگران میانجی بخوبی میدانند ممکن است همه این تلاشها و رفت و آمدها و مذاکرات، صرفا یک عملیات فریب از سوی آمریکا باشد و این کشور، هر لحظه ممکن است همانند بامداد ۲۳ خرداد این میانجیگریها و رفت و آمدها را در کسری از ثانیه بیاثر کند. ایران اما قطعا تحت هیچ شرایطی، دیگر غافلگیر نخواهد شد.
عراقچی: فقط در حوزه هستهای توافق ممکن است
وزیر امور خارجه ایران میگوید توافق با آمریکا فقط در حوزه هستهای ممکن است. سیدعباس عراقچی در گفتوگو با سیانان درباره مذاکرات اخیر گفت: مهمتر از مستقیم یا غیرمستقیم بودن شکل مذاکره، محتوای مذاکره است. ما نیاز به اعتماد داریم. شاید هرگز اعتماد کامل بازنگردد اما حداقلی از اعتماد لازم است. ما در حال کار با دوستانمان در منطقه هستیم تا راهی برای ایجاد این سطح از اعتماد پیدا کنیم و مذاکرات از سر گرفته شود. ترامپ گفته است هیچ سلاح هستهای نباشد و ما کاملا با او موافق هستیم. ما میتوانیم درباره برنامه هستهای خود مذاکره کنیم تا تضمین شود ماهیت آن کاملاً صلحآمیز است و برای همیشه صلحآمیز باقی میماند. در مقابل، انتظار رفع تحریمها را داریم. این توافق ممکن است. وزیر امور خارجه افزود: اگر حق غنیسازی اورانیوم ما محترم شناخته شود و بتوانیم غنیسازی خود با اهداف صلحآمیز را ادامه دهیم، پس هر جزئیاتی قابل مذاکره است و میتوانیم به هر شکلی کنار هم بنشینیم و به نتیجه برسیم.