29/بهمن/1404
|
01:54
نخستین چالش واقعی مدیریت تازه‌وارد پرسپولیس

آ‌تش‌نشان باش

بهراد رشوند: بحرانی که امروز پرسپولیس با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند، صرفاً یک افت فنی یا چند نتیجه ضعیف نیست؛ این بحران، نخستین آزمون واقعی برای مدیرانی است که به‌تازگی سکان هدایت باشگاه را در دست گرفته‌اند. تغییر مدیریت پس از کنار رفتن رضا درویش، با ورود پیمان حدادی و ترکیب جدید هیات‌مدیره، در ابتدا با فضایی امیدوارکننده همراه بود. نشانه‌های ثبات دیده می‌شد، تیم نیم‌فصل نخست را با کمترین تنش پشت سر گذاشت و حتی این تصور شکل گرفت که پرسپولیس بدون لرزش، مسیر موفقیت را ادامه خواهد داد. اما فوتبال، بیش از هر چیز، عرصه آزمون‌های غیرمنتظره است؛ آزمون‌هایی که نه در روزهای پیروزی، بلکه در شکست‌ها معنا پیدا می‌کند.
* بحران واقعی از لحظه شکست آغاز می‌شود
ورود به نیم‌فصل دوم، ناگهان چهره دیگری از واقعیت را نمایان کرد. ۴ شکست در فاصله‌ای کوتاه، آماری بود که حتی در دشوارترین دوره‌های این باشگاه نیز کمتر دیده شده بود. این نتایج، نه‌تنها جایگاه تیم را در جدول تحت تأثیر قرار داد، بلکه مهم‌تر از آن، ساختار مدیریتی تازه را در معرض نخستین لرزش جدی قرار داد. حالا دیگر مساله صرفاً نتایج نبود؛ مساله، نحوه مواجهه مدیریت با بحران بود. هر مدیری در روزهای آرام می‌تواند مدعی اقتدار باشد اما اقتدار واقعی، در لحظه‌ای سنجیده می‌شود که شعله‌های بحران زبانه می‌کشد.
در چنین شرایطی، مدیریت باشگاه باید نقش آتش‌نشان را ایفا کند، نه دمنده بر آتش. نخستین گام در مهار بحران، پذیرش واقعیت است، نه انکار آن و نه تلاش برای انتقال مسؤولیت به دیگران. بحران، با صدور بیانیه‌های طلبکارانه یا تصمیمات نمایشی خاموش نمی‌شود. برعکس، هر واکنش هیجانی و عجولانه، می‌تواند دامنه آن را گسترده‌تر کند.
* بیانیه‌ها؛ آغاز زنجیره واکنش‌های احساسی
بیانیه هیات ‌مدیره پس از شکست مقابل گل‌گهر، نقطه عطف این بحران بود. لحنی که بیش از آنکه نشان‌دهنده مسؤولیت‌پذیری باشد، تلاش برای فاصله گرفتن از نتایج ضعیف را تداعی می‌کرد. این اقدام، به ‌جای ایجاد همبستگی، فشار را از سطح هیات‌مدیره به مدیرعامل منتقل کرد و زنجیره‌ای از واکنش‌های احساسی را به دنبال داشت. در چنین فضایی، تصمیماتی اتخاذ شد که بیش از آنکه ریشه در تحلیل داشته باشد، نتیجه فشار و نگرانی بود.
جریمه‌های گسترده، نامه‌های انضباطی و اقدامات تنبیهی، همگی در ظاهر نشانه اقتدار بود اما در عمل، فضای تیم را ملتهب‌تر کرد. تجربه فوتبال بارها نشان داده تیم‌ها در فضای آرامش به موفقیت می‌رسند، نه در محیطی که سرشار از بی‌اعتمادی و تنش است. وقتی بازیکن احساس کند مدیریت به ‌جای حمایت، در پی یافتن مقصر است، تمرکز او از زمین مسابقه برداشته می‌شود.
* آرامش؛ مهم‌ترین نیاز امروز پرسپولیس
نکته مهم این است که شرایط جدول، هنوز غیرقابل جبران نیست. برخلاف برخی فصل‌ها که یک تیم با فاصله‌ای قابل توجه از رقبا پیش می‌افتاد، این فصل لیگ برتر همچنان فشرده است. هیچ تیمی فرار بزرگی نکرده و فاصله‌ها به اندازه‌ای نیست که بازگشت غیرممکن باشد. این واقعیت، فرصتی ارزشمند برای مدیریت پرسپولیس فراهم می‌کند تا به‌ جای تصمیمات عجولانه، با تدبیر و آرامش، مسیر خروج از بحران را طراحی کند.
برخی نشانه‌ها از کم‌تجربگی در سطح مدیریت دیده می‌شود. تصمیماتی که بیش از آنکه مبتنی بر یک برنامه بلندمدت باشد، واکنشی به فشارهای لحظه‌ای به نظر می‌رسد. این ویژگی، اقتضای مدیریت جوان و تازه‌کار است؛ مدیریتی که هنوز در حال آموختن قواعد اداره باشگاهی در سطح پرسپولیس است اما همین مرحله، می‌تواند به نقطه بلوغ تبدیل شود، اگر مدیریت مسیر درست را انتخاب کند.
* اقتدار واقعی در مهار بحران معنا می‌شود
واقعیت این است که موفقیت مدیریت، نه در صدور بیانیه‌ها تعریف می‌شود و نه در اعمال جریمه‌ها، بلکه در بازگرداندن تیم به مسیر پیروزی معنا پیدا می‌کند. هواداران، بیش از هر چیز، نتیجه را می‌بینند. آنها به دنبال آرامش، ثبات و نشانه‌هایی از بازگشت تیم به مسیر موفقیت هستند.
اقتدار واقعی مدیریت، در تصمیمات سنجیده و به‌موقع نمایان می‌شود، نه در واکنش‌های فوری و احساسی. پایان فصل، زمان مناسبی برای ارزیابی عملکردها و اتخاذ تصمیمات اساسی خواهد بود. در آن مقطع، مدیریت می‌تواند بدون فشار لحظه‌ای، درباره آینده کادر فنی و بازیکنان تصمیم‌گیری کند. اما امروز، اولویت اصلی، مهار بحران و بازگرداندن آرامش است.
پرسپولیس، باشگاهی است که بارها از بحران‌ها عبور کرده است. مدیریت امروز، در نخستین آزمون جدی خود قرار گرفته. آزمونی که نتیجه آن، نه در بیانیه‌ها، بلکه در نحوه عبور از این بحران مشخص خواهد شد. آنها اکنون در برابر یک انتخاب قرار دارند: تبدیل شدن به آتش‌نشانی که شعله‌ها را خاموش می‌کند یا دمنده‌ای که ناخواسته، آتش را گسترده‌تر می‌سازد.

ارسال نظر
پربیننده