
گروه سیاسی: رزمایش کنترل هوشمند تنگه هرمز به منظور تامین امنیت و تردد کشتیرانی ایمن با حضور یگانهای رزمی و واکنش سریع نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز گذشته برگزار شد اما برگزاری این رزمایش را نمیتوان صرفا یک تمرین نظامی دورهای تلقی کرد. این رزمایش از حیث زمان، مکان و محتوای عملیاتی، واجد پیامهای چندلایه نظامی و امنیتی است که فراتر از چارچوب یک مانور نظامی معمولی معنا پیدا میکند. در این رزمایش، یگانهای رزمی و واکنش سریع دریایی سپاه، شناورهای فوقسریع موشکانداز، سامانههای موشکی ساحل به دریا و یگانهای پهپادی تهاجمی و شناسایی به صورت همزمان بهکار گرفته شدند. تمرین عملیات در شرایط اخلال سیگنالی، شلیک موشکها از عمق سرزمینی، سواحل و جزایر ایرانی خلیج فارس به اهداف مستقر در تنگه هرمز و انهدام اهداف ثابت و متحرک با دقت بالا، نشان میدهد سناریوهای تمرینی از سطح یک درگیری محدود فراتر رفته و به شبیهسازی نبرد چندلایه و ترکیبی نزدیک بوده است.
اعمال محدودیت موقت تردد دریایی با صدور اطلاعیههای رسمی نیز خود حامل پیام مضاعفی است: از یکسو، تأکید بر مدیریت ایمنی کشتیرانی و تلاش برای القای مسؤولیتپذیری ایران در قبال تردد غیرنظامی و از سوی دیگر، نمایش عملی این واقعیت که تهران در صورت لزوم، توان اعمال کنترل عملیاتی بر این آبراه راهبردی را دارد. همه اینها تصویری از یک رزمایش صرفا نمادین ارائه نمیدهد، بلکه بیانگر تمرین یک «سناریوی واقعی» برای شرایط بحران است.
* همزمانی رزمایش با مذاکرات؛ پیام دوگانه تهران
اما اهمیت این رزمایش زمانی دوچندان میشود که آن را در بستر زمانی خود قرار دهیم، یعنی برگزاری همزمان با دور دوم و حساس مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در ژنو سوییس. اول از همه باید به این نکته توجه داشت که این همزمانی، تصادفی یا محصول تقویم رزمایشهای از پیش تعیین شده نیست، بلکه حامل یک پیام حسابشده است. اینکه تهران در حالی که مسیر دیپلماسی را باز نگه داشته و در میز مذاکره به دنبال تأمین منافع خود از طریق گفتوگو است، همزمان یادآوری میکند در حوزه نظامی نیز دست بسته نیست. پیام ضمنی این اقدام روشن است: مذاکره از موضع ضعف انجام نمیشود، بلکه از موضعی صورت میگیرد که پشتوانه آن، آمادگی کامل برای مواجهه با سناریوهای سختتر است.
به بیان دیگر، ایران تلاش کرده ۲ مسیر تعامل دیپلماتیک و بازدارندگی نظامی را نه در تعارض، بلکه در امتداد یکدیگر تعریف کند. این راهبرد، دقیقا ناظر و در پاسخ به تهدیدها و لفاظیهای ایالات متحده، برای اعمال فشار نظامی یا تهدید به اقدام نظامی به عنوان اهرم فشار در مذاکرات به کار گرفته شده است. رزمایش اخیر نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز در چنین فضایی، به طرف مقابل هشدار میدهد هرگونه تصور درباره امکان اقدام نظامی بدون پرداخت هزینه، توهمی بیش نیست. به عبارت دیگر، تهران با این اقدام، عملا پیام افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی احتمالی را مخابره کرده است.
ایالات متحده طی هفتههای اخیر تلاش کرده با برجستهسازی حضور نظامی خود در منطقه، اعزام ناوها، هواپیماها و سامانههای پدافندی و حتی طرح ادعای اعزام تجهیزات بیشتر، «گزینه نظامی» علیه ایران را به عنوان یک امکان جدی روی میز نگه دارد؛ رویکردی که بیش از آنکه نشانه تصمیم قطعی برای جنگ باشد، کارکردی روانی دارد: القای تهدید معتبر برای تحت فشار قرار دادن تهران در فضای مذاکرات. به عبارت دیگر، واشنگتن تلاش میکند از سایه جنگ به عنوان ابزار چانهزنی استفاده کند.
به همین جهت، میتوان گفت رزمایشی که نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز برگزار کرد، پاسخی مستقیم به همین راهبرد فشار است. این رزمایش صرفا نمایش توان نیست، بلکه بخشی از راهبرد «بازدارندگی فعال» ایران محسوب میشود؛ راهبردی که بر این اصل استوار است که پاسخ به هر اقدام نظامی علیه ایران، نه محدود خواهد بود و نه کمهزینه، بلکه دامنه هر درگیری احتمالی، از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفته و تمام منطقه را در بر خواهد گرفت. انتخاب تنگه هرمز برای انجام رزمایش، دقیقا در راستای همین منطق است: نقطهای که کوچکترین تنش در آن، بلافاصله به یک مساله جهانی تبدیل میشود.
در همین چارچوب باید به مواضع سردار علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه توجه کرد. او به صراحت اعلام کرده تصمیم برای بستن تنگه هرمز با مقامات عالی است اما نیروی دریایی سپاه این آمادگی را دارد که در صورت صدور دستور، در کمترین زمان ممکن این مأموریت را انجام دهد.
فرمانده نیروی دریایی سپاه همچنین با اشاره به اینکه تسلیحات مورد استفاده در جنگ، متفاوت از آن چیزی است که در رزمایشها به نمایش گذاشته میشود، بهطور ضمنی بر وجود ظرفیتهای پنهانتر نظامی تأکید کرده است. این گزاره، در ادبیات بازدارندگی، معنای روشنی دارد: طرف مقابل نباید آنچه را در رزمایش دیده، سقف توان واقعی طرف ایرانی تصور کند. افزون بر این، اشاره به تمرین عملیات در شرایط اخلال سیگنالی و اعمال محدودیت تردد دریایی، نشاندهنده توجه به سناریوهای پیچیدهتر جنگ مدرن است؛ سناریوهایی که در آنها، جنگ الکترونیک، اختلال در ارتباطات و مدیریت همزمان میدان نبرد دریایی و هوایی نقش تعیینکننده دارد.
* اهمیت یک گلوگاه راهبردی
تنگه هرمز صرفا یک گذرگاه دریایی نیست، این آبراه یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان به شمار میرود. بخش قابلتوجهی از نفت و گاز صادراتی منطقه خلیج فارس از این مسیر عبور میکند و هرگونه ناامنی یا اختلال در آن، بلافاصله بر بازارهای جهانی انرژی، قیمت نفت و حتی معادلات اقتصادی قدرتهای بزرگ اثر میگذارد. از این منظر، اشراف ژئوپلیتیکی و عملیاتی ایران بر این تنگه، برای تهران یک ابزار بازدارنده کمنظیر فراهم کرده است. ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی و توان نظامی خود در سواحل و جزایر مجاور این آبراه، قادر است در صورت بروز بحران، معادلات امنیتی و اقتصادی را در سطحی فراتر از منطقه، به نفع خود تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، هر پیام نظامی که از تنگه هرمز مخابره میشود، مخاطبی فراتر از بازیگران منطقهای دارد. این پیام به طور مستقیم به پایتختهای غربی، بازارهای جهانی انرژی و حتی متحدان آمریکا در منطقه ارسال میشود: اینکه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، هزینههایی فراتر از یک درگیری دوجانبه به همراه خواهد داشت.
با وجود تهدیدهایی که دونالد ترامپ و دیگر مقامات ایالات متحده در هفتههای اخیر با اتکا به حضور نظامی آمریکا در منطقه مطرح کردهاند، واقعیت میدانی چیز دیگری میگوید. در میان کارشناسان نظامی و تحلیلگران راهبردی - حتی در رسانههای غربی و بویژه آمریکایی - نوعی اجماع شکل گرفته که ایران را نمیتوان با الگوی کشورهایی مانند ونزوئلا مقایسه کرد؛ یعنی کشوری که بتوان با یک ضربه محدود نظامی به آن حمله کرد و بدون پرداخت هزینههای جدی، ماجرا را خاتمه داد. عمق راهبردی ایران، شبکه متحدان منطقهای، توان موشکی و پهپادی و مهمتر از همه اشراف بر گلوگاههای حساس مانند تنگه هرمز، مجموعهای از متغیرها را شکل میدهد که هر سناریوی جنگی را بشدت پیچیده و پرهزینه میکند.
از همین رو، حتی در محاسبات پنتاگون نیز چشمانداز روشنی از «نتیجه» یک جنگ احتمالی علیه ایران وجود ندارد. تهران نیز با تأکید مداوم بر اینکه هرگونه تعرض نظامی میتواند به جنگی منطقهای منجر شود، تلاش کرده هزینه ذهنی تصمیمگیران آمریکایی برای ورود به چنین سناریویی را بالا ببرد. رزمایش تنگه هرمز را باید در همین چارچوب فهم کرد.