رضا حقگشا: در فوتبال ما گاهی واقعیتهای مالی از خود نتایج در زمین هم پرحاشیهتر میشود. داستان مربوط به رامین رضاییان و باشگاه استقلال دقیقاً از همان جنس پروندههایی است که بیش از آنکه به مسائل فنی مربوط باشد، به ساختار تصمیمگیری و شیوه مدیریت مالی برمیگردد. اتفاقی که حالا تبدیل به یک علامت سؤال بزرگ مقابل مدیر موقت این باشگاه شده است.
رامین رضاییان در مقطعی از فصل جاری به یکی از چهرههای خبرساز استقلال تبدیل شد. اختلافات او با ریکاردو ساپینتو و قرار گرفتن در حاشیه ترکیب، شرایطی ایجاد کرد که این بازیکن تصمیم گرفت مسیر خود را تغییر دهد و راهی فولاد خوزستان شود. جداییای که در ظاهر پایان یک همکاری تلقی میشد اما در ادامه با تغییر شرایط، ورق برگشت و رضاییان پس از گفتوگوهای متعدد، دوباره با استقلال به توافق رسید و قرارداد تازهای امضا کرد.
با این حال، آنچه اکنون توجهها را جلب کرده، نه بازگشت او به جمع آبیها، بلکه جزئیات مالی این توافق است. بر اساس اطلاعات ثبتشده در سازمان لیگ، رقم قرارداد این بازیکن ۲۹ میلیارد تومان اعلام شده است اما نکته مهمتر، پرداخت مبلغی معادل ۷ میلیارد تومان بهعنوان سهم مدیر برنامههای اوست؛ عددی که معادل ۷ درصد کل توافق محسوب میشود. همین نسبت نشان میدهد رقم واقعی توافق بسیار فراتر از مبلغ رسمی ثبتشده بوده و ابعاد مالی این همکاری متفاوت از چیزی است که روی کاغذ دیده میشود.
اما مهمترین بخش این پرونده، پرداخت مبلغی بسیار قابل توجه در قالب وام است. تیرماه ۱۴۰۴، باشگاه استقلال رقمی معادل ۴۳ میلیارد و ۷۵۰ میلیون تومان را تحت عنوان قرضالحسنه و با موعد بازپرداخت کوتاهمدت در اختیار رامین رضاییان قرار داد. چنین پرداختی، آن هم با عنوان وام کوتاهمدت، در ساختار حرفهای فوتبال ایران کمسابقه است و همین موضوع، پرسشهای جدی درباره چرایی این تصمیم ایجاد کرده است.
آنچه این ماجرا را پیچیدهتر میکند، عدم بازگشت این مبلغ در زمان تعیینشده است. مشخص نیست چرا باشگاه و شخص تاجرنیا چنین منبع مالی قابل توجهی را به یک بازیکن اختصاص داده و مهمتر از آن، چرا بازپرداخت آن مطابق برنامه انجام نشده است. این موضوع میتواند نشانهای از توافقهای غیرشفاف یا روشهایی برای مدیریت ظاهری اعداد و ارقام باشد.
از سوی دیگر، بررسی روند ثبت قراردادها در استقلال نشان میدهد این باشگاه برای هماهنگی با محدودیتهای تعیینشده، برخی ارقام واقعی را به شکل متفاوتی اعلام کرده است. چنین رویکردی به مدیران اجازه میدهد اقداماتشان در ظاهر با قوانین مطابقت داشته باشد، در حالی که توافقهای واقعی در قالب روشهای دیگر اجرا میشود.
پرونده مربوط به رامین رضاییان اکنون تنها یک نمونه از ساختار پیچیده مالی در فوتبال ایران است؛ ساختاری که فاصله میان ارقام رسمی و توافقهای واقعی را افزایش داده است. این اتفاق نهتنها اعتبار شفافیت مالی را زیر سؤال میبرد، بلکه نشان میدهد نظام نظارتی موجود، هنوز فاصله زیادی با استانداردهای حرفهای دارد.
اکنون نگاهها به مدیران استقلال دوخته شده. آنها باید توضیح دهند پرداخت چنین مبلغی با چه منطقی انجام شده، چه توافقی پشت آن بوده و چرا بازگشت آن مطابق زمانبندی صورت نگرفته است. زیرا در نهایت، این فقط یک عدد نیست، بلکه موضوعی است که به اعتماد عمومی و اعتبار ساختار مدیریتی فوتبال مربوط میشود.
وام مبهم، بیبازگشت و عجیب ۴۴ میلیاردی استقلال به رامین رضاییان
بانک تاجرنیا!
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها