29/بهمن/1404
|
02:17

روایت پدرانه از سوگ ملت ایران

علی شاهخوزاده: در دیدار مردم آذربایجان شرقی با رهبر معظم انقلاب اسلامی، سخنانی شنیده شد که بیش از هر چیز حال و هوای اندوه داشت. وقتی ایشان با تأکید گفتند «ما داغداریم، ما عزاداریم»، فضای سخن از یک بیان رسمی فاصله گرفت و به روایت یک سوگ مشترک نزدیک شد؛ سوگی که فقط یک خبر یا تحلیل نیست، زخمی است که بر دل خانواده‌هایی نشسته و دل یک ملت را به درد آورده است. تکرار واژه «داغدار» از سر تعارف نبود. این تأکید، نشان می‌داد مساله صرفاً یک اتفاق سیاسی یا امنیتی نیست؛ پای جان‌هایی در میان است که از دست رفته‌اند و خانه‌هایی که چراغ‌شان خاموش شده. لحن سخن، پیش از هر قضاوتی، رنگ همدردی داشت. گویی ابتدا باید کنار خانواده‌های عزادار ایستاد، با آنان گریست و بعد درباره ابعاد دیگر ماجرا سخن گفت. رهبر انقلاب اسلامی جان‌باختگان را به ۳ دسته تقسیم کردند اما این تقسیم‌بندی خشک و اداری نبود، با دلسوزی همراه بود. نخست از مدافعان امنیت یاد شد؛ از نیروهایی که برای حفظ آرامش جامعه در میدان ماندند و جان‌شان را از دست دادند. درباره آنان با احترام سخن گفته شد و جایگاه‌شان به عنوان برترین شهدا یادآوری شد؛ کسانی که برای امنیت مردم ایستادند و هزینه دادند. سپس از رهگذرها و مردم بی‌گناهی گفته شد که بی‌آنکه نقشی در درگیری‌ها داشته باشند، قربانی شدند. تأکید شد اینان هم شهیدند، چون در فضای فتنه دشمن جان باخته‌اند. این نگاه، نشان می‌دهد خون بی‌گناه در هر شرایطی حرمت دارد و هیچ تحلیلی نمی‌تواند رنج یک خانواده داغ‌دیده را کم کند. اما شاید تأثیرگذارترین بخش سخنان، جایی بود که از جوانانی سخن به میان آمد که فریب خوردند، ساده‌دلانه همراه شدند یا از سر بی‌تجربگی وارد میدان شدند. درباره آنان گفته شد: «آنها هم از ما هستند؛ آنها هم بچه‌های ما هستند.» این جمله، فضای بحث را تغییر داد. اینجا دیگر فقط صحبت از خطا نبود، صحبت از تعلق بود. از اینکه حتی اگر کسی اشتباه کرده باشد، وقتی پشیمان می‌شود، همچنان در دایره خانواده قرار دارد. اشاره به نامه‌های پشیمانی برخی از این افراد، نشان می‌داد در بازگشت بسته نیست. حتی درباره کسانی از این طیف که جان باختند، گفته شد شهید محسوب شدند و این تصمیم، تصمیم درستی بود. این سخن، نشان‌دهنده نگاهی است که میان خطا و دشمنی آگاهانه تفاوت می‌گذارد. تنها سردسته‌ها و کسانی که آگاهانه با دشمن همکاری کردند و نقش هدایت آشوب را داشتند، از این دایره جدا شدند. غیر از آنان، دایره «ما» وسیع تعریف شد؛ دایره‌ای که مدافع امنیت، رهگذر بی‌گناه و جوان پشیمان را در بر می‌گیرد. در مجموع، آنچه از این سخنان به یاد می‌ماند، بیش از هر چیز حس همدردی است. لحن، لحن یک پدر بود که در سوگ فرزندانش ایستاده؛ نه بی‌اعتنا، نه تند، بلکه عزادار و دعاگو، تأکید بر «ما داغداریم» یعنی این غم، غم مشترک است؛ زخمی بر پیکر ایران است. پیام نهایی روشن است: پیش از هر مرزبندی، باید سوگ را دید؛ پیش از هر داوری، باید درد را فهمید. این نگاه، دعوتی است به آرامش، به حفظ پیوندها و به اینکه اجازه ندهیم داغ‌ها، ما را از هم دورتر کند. در این روایت، رهبر انقلاب اسلامی کنار امت ایستاده‌اند؛ در سوگ، در دعا و در امید به اینکه خداوند از خطاها درگذرد و این اندوه، به همدلی عمیق‌تری میان مردم تبدیل شود.

ارسال نظر
پربیننده