کبری محمدی: در روزهایی که غرش موشکها، پیچیدگیهای سیاسی و اخبار تنشهای منطقهای فضای رسانهای جهان را تسخیر کرده است، نبردی موازی در جریان است؛ «جنگ روایتها».
به گزارش «وطن امروز» این نبرد نه با موشک، بلکه با کلمات، تصاویر و احساسات پیش میرود تا تابآوری اجتماعی را هدف قرار دهد. اما در این میان، جبههای از هنرمندان، خبرنگاران و مردم عادی شکل گرفته است که قلم و حضور خود را به سپری برای حفاظت از امید و امنیت روانی جامعه تبدیل کردهاند.
️هنر؛ رسالتی برای بیداری و تدبیر
برای گفتوگو ابتدا سراغ پویان امینیان رفتیم؛ کسی که سالها در رادیو و تلویزیون فعالیت کرده و حالا در میانه این توفان خبری، معتقد است هنرمند نباید فقط تماشاگر باشد و معتقد است هنر در زمان بحران نباید صرفاً بازتابدهنده درد باشد. او با اشاره به اینکه دشمن از ابزار هنر برای عملیات فریب استفاده میکند، میگوید: «هنرمند وظیفه دارد در کنار روایتگری، سواد رسانهای مردم را بالا ببرد و نگاه آنها را از تکبعدی به چندبعدی تغییر دهد.»
امینیان معتقد است هنر در زمان جنگ، رسالتی متفاوت دارد: «اگر منِ برنامهساز نقش نداشته باشم، پس چه کسی باید وسط میدان باشد؟ هنرمند است که میتواند در این جنگ روایتها، حقیقت را بازگو کند. البته باید اعتراف کنیم رسانههای بیگانه با تکنیکهای خاص و بمباران خبری، گاهی از ناآگاهی برخی جوانان ما سوءاستفاده کردهاند و ما کمی عقب ماندیم. اما بیکار ننشستهایم. من همیشه سعی میکنم بخشی از «سواد رسانهای» را به مردم یاد بدهم؛ اینکه تکنیکهای غربی برای فریب چیست؟ منشأ خبر کجاست؟ و اصلاً چرا باید یک خبر را بازنشر کنیم یا نکنیم؟»
او هنرمندی که در این شرایط منفعل باشد را تنها یک شهروند عادی میداند و میافزاید: «جامعه امروز به امید و تفکر پیروزی نیاز دارد. ما در رسانه با تولید مستند از حضور مردم و برنامههایی که قدرت اقتصادی و دفاعی کشور را تشریح میکنند، به دنبال تقویت روحیه مخاطب هستیم. هنرمند متعهد، کسی است که در برابر تلاش دشمن برای ایجاد یأس، روایتگر عزت وطن باشد». حرفهای آقای امینیان یک نکته ساده اما مهم دارد: «هنر، زبان مشترک است». وقتی یک برنامهساز به جای حرفهای خشک سیاسی، از «امید» و «سواد رسانهای» حرف میزند، در واقع دارد به مردم یاد میدهد چطور در برابر اخبار دروغ، برای خودشان یک سپر دفاعی بسازند. او معتقد است هنرمند باید «معلمِ آگاهی» باشد تا کسی نتواند با یک خبر دروغ، آرامش خانوادهها را به هم بزند.
آنچه از دیدگاه این برنامهساز حرفهای برمیآید، تغییر نقش هنر از یک کالای تزیینی به یک ابزار دفاعی است. در واقع، هنر در زمان بحران، مانند یک ضربهگیر روانی عمل میکند که مانع نفوذ ترکشهای ناامیدی به عمق افکار عمومی میشود.
️از میدانِ نبرد تا صفحهِ روزنامه؛ جبههای به وسعتِ امید
از فضای استودیو بیرون میآییم و به کف خیابان میرویم؛ جایی که مجتبی قاسملو، مجری و گزارشگر برنامه «پلاک ۱» شبکه یک، شبهایش را در میان مردم میگذراند.
قاسملو از تجربههایش در شبهای سرد اسفندماه میگوید: «وقتی بین مردم میروم، چیزهایی میبینم که در هیچ بولتن خبری پیدا نمیشود. مردم با حضورشان در خیابانها پیام روشنی دارند؛ آنها میگویند ما پای این آب و خاک هستیم و اجازه نمیدهیم بیگانگان برایمان تصمیم بگیرند. مردم در خیابانها پیام روشنی دارند؛ حفاظت از خاک و نفی هرگونه دخالت بیگانه. رسانه داخلی باید با حضور بهموقع و شفافسازی، جلوی انتشار شایعات را در فضای مجازی بگیرد.»
قاسملو میگوید: «مردم به ما گزارشگران میگویند اجازه نمیدهیم دشمنانی مثل آمریکا و اسرائیل در امور داخلی ما دخالت کنند. پیام اصلیای که من از زبان مردم شنیدم، «یکدلی» بود. آنها مدام به هم سفارش میکنند نگذارید شهرها و روستاهایمان دستخوش آشوب شود».
وی نقش رسانههای داخلی را در این برهه، «شفافسازی و رفع ابهام» میداند. قاسملو معتقد است: «حضور بهموقع خبرنگار در صحنه، درست مثل حضور یک پلیس در چهارراهی شلوغ است که اجازه نمیدهد هرجومرج ایجاد شود و سرعت در اطلاعرسانی، پادزهر شایعه است. اگر ما خودمان روایت درستی از غیرت مردم و قدرت کشورمان نداشته باشیم، دشمن با دروغهایش جای ما را میگیرد. گزارشگری در این شرایط، فقط میکروفن دست گرفتن نیست؛ بلکه ایستادن در کنار مردمی است که به رسانه خودشان اعتماد کردهاند».
وی ادامه میدهد: «من مادرهایی را دیدم که با نوزاد چندروزهشان به میادین آمده بودند و میگفتند فرزند من سرباز وطن است. اینها صحنههایی است که باید به تصویر کشیده شود تا همه بدانند قدرت واقعی ما، همین مردم هستند، نه فقط تجهیزات نظامی». قاسملو میگوید: «وقتی ما در صحنه باشیم و خبر دقیق را با رعایت چارچوبهای امنیتی بدهیم، دیگر کسی به شایعات فضای مجازی گوش نمیدهد. مردم تشنه خبر درست هستند. ما نباید اجازه دهیم خبرهای تلخ مثل اصابت موشک، روحیه مردم را خراب کند. بله! جنگ تلخ است، اما در کنار آن، باید اقتدار نظامی و همبستگی ملی را هم نشان داد تا توازن روانی جامعه حفظ شود».
وی همچنین از مدیران کانالها و فعالان رسانهای در شبکههای داخلی میخواهد صبور باشند: «خواهش من این است که برای جذب فالوئر، هر خبری را بلافاصله منتشر نکنید. اولویت ما دفاع از ایران است، نه بگومگوهای سلیقهای. رسانه باید تابآوری مردم را بالا ببرد تا از این پیچ تاریخی با سربلندی عبور کنیم». رسانه در این برهه، نقشی فراتر از اطلاعرسانی صرف دارد. خبرنگار با حضور در میان مردم، حسِ «تنها نبودن» را به جامعه تزریق میکند. وقتی رسانه ملی بر وفاق و یکپارچگی تمرکز میکند، در واقع در حال بازسازی دیوارهای دفاعیای است که جنگ روانی قصد تخریب آنها را دارد.
️مردم؛ روایتگران زندگی و مقاومت روزمره
اما پیروز نهایی جنگ روایتها، مردم عادی هستند که با حفظ جریان زندگی، بزرگترین پاسخ را به تهدیدات میدهند.
در لایه نهایی و شاید مهمترین بخش این گزارش، سراغ زهرا سلیمانزاده، یکی از هموطنانمان رفتم تا از نگاه او به زندگی در این شرایط نگاه کنیم. صحبتهای او، آیینه تمامنمای احساسات بسیاری از ماست. زهرا با صداقتی ستودنی از تأثیرات روانی جنگ میگوید: «واقعیت این است که چون درگیر یک فضای جنگی هستیم، گاهی آدم احساس ترس میکند. صدای جنگندهها و بمبها تمرکز آدم را به هم میزند؛ مثلاً دیگر نمیتوانم مثل سابق با خیال راحت کتاب بخوانم، چون ذهنم مدام هوشیار است که اگر صدایی آمد، به جای امن پناه ببرم. کارهای روزمره مثل ورزش یا برنامهریزیهای طولانیمدت هم سخت شده چون همیشه نگران به هم ریختن شرایط هستم». اما او در همین فضا، راههای مختلفی برای حفظ روحیه پیدا کرده است: «من اخبار را فقط از رسانههای رسمی مثل صداوسیما، خبرگزاریها و پیامرسانهای داخلی دنبال میکنم. با اینکه به شبکههایی مثل اینترنشنال دسترسی دارم؛ اما چون میبینم حتی در چیزهای کوچک هم دروغ میگویند، ترجیح میدهم سراغشان نروم. اعتماد من به اخبار داخلی بالای ۸۰ درصد است. وقتی میشنوم اگر جایی از کشور آسیب دیده، بلافاصله نیروهای مسلح ما پاسخ دادهاند، از لحاظ روانی حس قدرت پیدا میکنم و ترسم میریزد».
️سفرههای افطار زیر سایه اقتدار؛ نبضِ زندگی در کوچههای ایران
زهرا به نکته قشنگی درباره جریان زندگی اشاره میکند: «چیزی که به من امید میدهد، دیدنِ باز بودنِ مغازهها و نانواییهاست. وقتی میبینم مردم شبها دور هم جمع میشوند یا سفرههای افطار در کوچهها پهن است، میفهمم زندگی جریان دارد و من تنها نیستم. ما با دوستانمان اخبار مثبت و موفقیتهای کشور را در پیامرسانهای داخلی برای هم میفرستیم تا اضطرابمان کم شود». او یک پیشنهاد عملی هم دارد: «هر کسی در هر نقشی که هست میتواند کمک کند. معلم ورزش با آموزش رایگان، صاحبخانه با راه آمدن با مستأجر، تعمیرکار با تخفیف دادن به مردم. من فکر میکنم دولت باید در مناطقی که آسیب دیدهاند، بنرهایی از موفقیتهای دفاعی ما نصب کند تا مردم با دیدن آنها، حس غرور کنند و بار روانی تخریبها کم شود». زهرا سلیمانزاده به ما یادآوری میکند: «زندگی قویتر از مرگ است». او معتقد است حتی در سختترین روزها، همبستگیهای کوچک مثل احوالپرسی از یک دوست یا به اشتراک گذاشتن یک خبر خوب، چقدر میتواند حال یک جامعه را خوب کند. این یعنی «دفاع غیرنظامی» یعنی هر شهروند، خودش یک رسانه برای انتشار امید است.
نکته کلیدی در روایت مردم، «همبستگی اجتماعی» است. وقتی مردم به اخبار داخلی اعتماد میکنند و کنار هم سفرههای افطار خیابانی پهن میکنند، پیامی قدرتمند به خارج از مرزها مخابره میشود: جامعه ایران در برابر فشارهای روانی، به جای فروپاشی، به همبستگی بیشتر روی آورده است.
گزارش «وطن امروز» نشان میدهد «امید اجتماعی» تصادفی به دست نمیآید. این امید محصول همافزایی هنرمندی است که قلمش را سپر میکند، گزارشگری که در میدان میماند و شهروندی که با مهربانی و آگاهی، جریان زندگی را حتی در سختترین شرایط حفظ میکند.
️پیروزی در قلبها
در نهایت، آنچه از لایههای مختلف صحبتهای هموطنان برمیآید، این است که «امنیت» فقط یک موضوع نظامی نیست؛ بلکه یک حس درونی است که با دستبهدست هم دادن ساخته میشود. وقتی یک برنامهساز با تولیداتش سواد رسانهای ما را بالا میبرد، وقتی یک خبرنگار با حضورش در خیابان به ما اطمینان میدهد تنها نیستیم و وقتی هر کدام از ما در گروههای خانوادگی پیامرسانهای داخلی، به جای ارسال شایعات، دستاوردهای کشورمان را برای هم میفرستیم، در واقع در حال ساختن یک دژ محکم دفاعی هستیم. حقیقت این است که دشمن شاید بتواند با جنگ روانی برای لحظاتی اضطراب ایجاد کند، اما نمیتواند اقشار جامعهای را که یاد گرفتهاند در میان توفان، هوای یکدیگر را داشته باشند، به زانو درآورد. پیروزی نهایی متعلق به کسانی است که اجازه نمیدهند چراغ امید در خانهشان خاموش شود. ما با هم، با تکیه بر آگاهی و مهربانی، از این روزهای حساس عبور خواهیم کرد و روایتِ ایستادگیمان را برای نسلهای بعد به یادگار خواهیم گذاشت. ایران، با همین همدلیهای کوچک و بزرگ، تا ابد ایران باقی خواهد ماند؛ انشاءالله.
گفتوگوی «وطن امروز» با هنرمندان که قلم و حضور خود را به سپری برای حفاظت از امید و امنیت روانی جامعه تبدیل کردهاند
مردم پیروز جنگ روایتها
ارسال نظر
پربیننده
تازه ها